هیئت امیرالمومنین علیه السلام
مناظره با اهل سنت
یکشنبه 28 شهریور 1389 :: نویسنده : مجنون علی
بسم رب الصادق
با سلام خدمت شما عزیزان.شهادت امام صادق را پیشاپیش به شما شیعیان تسلیت عرض میکنم.در این بخش براتون زندگینامه امام صادق و خدماتی که این امام عزیز در طول عمر گرانقدر خود انجام داده اند رو گذاشتم .امیدوارم مفید واقع شود.




بقیه مطالب در ادامه...
زندگینامه امام صادق بطور مختصر

نام: جعفر (به معنى نهر جارى پرفایده)
كنیه: ابو عبداللّه
لقب: صادق
 نام پدر: حضرت محمد بن على (ع )
نام مادر: معروف به ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر

تاریخ ولادت: یكشنبه 17 ربیع الاول ، سال 83 هجرى
مكان ولادت: مدینه
مدت عمر  : 65 سال
علت شهادت: مسمومیت
قاتل : منصور دوانیقى (خلیفه عباسى )
زمان شهادت: یكشنبه 25 شوال ، سال 148 هجرى
مدفن مطهر:   قبرستان بقیع  ( مدینه )

 

 

زندگی امام جعفر صادق (ع)

امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه یا دوشنبه هفدهم ربیع الاول سال 80 هجرى، معروف به سال قحطى، در مدینه دیده به جهان گشود. اما بنا به گفته شیخ مفید و كلینى، ولادت آن حضرت در سال 83 هجرى اتفاق افتاده است. لكن ابن طلحه روایت نخست را صحیح ‏تر مى‏داند و ابن خشاب نیز در این باره گوید: چنان كه ذراع براى ما نقل كرده، روایت نخست، سال 80 هجرى، صحیح است. وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روایتى نیمه ماه رجب سال 148 هجرى روى داده است. با این حساب مى‏توان عمر آن حضرت را 68 یا 65 سال گفت كه از این مقدار 12 سال و چند روزى و یا 15 سال با جدش امام زین العابدین (ع) معاصر بوده و 19 سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زیسته است كه همین مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار مى‏آید و نیز بقیه مدتى است كه سلطنت هشام بن عبد الملك، و خلافت ولید بن یزید بن عبد الملك و یزید بن ولید عبد الملك، ملقب به ناقص، ابراهیم بن ولید و مروان بن محمد ادامه داشته است.



«مذهب شیعه چرا مذهب جعفرى نامیده شد؟

هیچ تاكنون به این نكته اندیشیده اید كه چرا ما شیعیان را پیروان مذهب جعفرى مى خوانند؟
در میان امامان دوازده گانه شیعه چرا مذهب ما به ایشان انتساب یافته است؟
با توجه به این كه امام جعفر صادق علیه السلام ششمین امام شیعه هستند مگر پیش از ایشان وضعیت شیعه چگونه بوده و به عبارت دیگر چرا مذهب شیعه علوى یا حسنى یا حسینى یا سجادى و یا باقرى نامیده نشده است؟ آنچه در پى مى آید توضیحى است بر راز این نام گذارى.
عرصه تئورى ها و دیدگاه هاى علمى و فرهنگى در میان دانشمندان وفرهیختگان همواره عرصه ابقاى بهترین اندیشه ها بوده است. هرنظریه اى آن هنگام توانسته جایگزین نظریه پیشین شود كه محتوایى بهتر از آن را به بشریت هدیه كرده باشد و الا مورد استقبال قرارنخواهد گرفت.
مكتب هاى فكرى بزرگ نیز همواره باید داراى چنین ویژگى باشند تا بتوانند در دل بشر جایى باز كنند. نگاهى به دستاورد مكتب اسلام در مقایسه با آنچه جامعه جاهلى عرب بدان دل بسته بود و مبناى رفتار فردى و اجتماعى خود قرار داده بود مى تواند راز موفقیت اسلام را در برابر اندیشه هاى جاهلانه نشان دهد.
پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله در دعوت خود ضمن پذیرش سنت هاى پسندیده انسانى در میان اعراب آنگاه كه به نفى ضد ارزشها مى پرداخت طرح هاى جایگزین نیز ارائه مى كرد تا مخاطبان او احساس خلاء نكنند.
شاید راز بسیارى از شكست هاى فردى و اجتماعى مصلحان در طول تاریخ همین بوده كه طرح جایگزین نداشته اند به همین نمونه تاریخ معاصر ایران توجه كنید. حضور روحانیت در مشروطیت و انقلاب اسلامى و این كه چرا روحانیت در مشروطیت نتوانست تا پایان حضور داشته باشد اما انقلاب اسلامى به رهبرى امام موفق به براندازى یك نظام شد؟
امام جعفرصادق علیه السلام در مسیرتكاملى حركت شیعه گام دوم را برداشته بودند. یعنى پس از آنكه مردم بر اثر مجاهدت هاى امامان پیشین به ناصحیح بودن مذهب رسمى و دیگر اندیشه هاى منبعث از آن و نیز حركت هاى سیاسى مبتنى برآن در سالهاى گذشته پى بردند آماده بودند تا طرح جایگزین مكتب اهل بیت را دریافت كنند و امام صادق علیه السلام همان بزرگوارى است كه با توجه به یك موقعیت استثنایى تاریخى طرح جایگزین شیعه را به هنگام ارائه كرد و امامان دیگر به شرح و بسط بعضى از ابعاد آن پرداختند.
دوره امامت حضرت كه از سال 114 هجرى آغاز شده تا سال 148 هجرى ادامه یافت. (1) یكى از شرایط بحرانى تاریخى در اسلام بود زیراكه بنیان حكومتى یكصد ساله فرو ریخته بود و بنیان حكومت پانصد ساله اى پى ریزى مى شد و همت اصلى سران حكومت تازه، كوبیدن مخالفان بود. مثلا توجه كنید كه از سال 132 كه رسما حكومت عباسیان آغاز شد تا سال 137 هجرى سردمداران آن از هیبت و عظمت یكى از بزرگترین سرداران خود یعنى ابومسلم خراسانى هراس داشتند و تا او را با حیله و فریب نكشتند (2) احساس آرامش نكردند وامام صادق صلوات الله و سلامه علیه با توجه به این فضا، پایه هاى فكرى نظام تشیع یا طرح جایگزین را بنا نهاد.
سالها پیش از امامت حضرت صادق علیه السلام تقریبا یكصد و سیزده سال پیش، جد ایشان یعنى پیامبر اكرم صلى الله و علیه وآله در روزى گرم و سوزان و به هنگام بازگشت از آخرین حج خود در غدیر خم جانشینى خویش را به فرمان خداى به امام على علیه السلام واگذار كرد و بر اساس منابع شیعى و بعضى از منابع اهل سنت از مردم دراین باره بیعت گرفت. (3) اما صلاحدید پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله به دلایلى مورد پذیرش بعضى از صحابه قرار نگرفت و با رحلت حضرت، خلافت در سقیفه بنى ساعده مسیرى تازه یافت.
چند تن از صحابیان مهاجر در برابر انصار كه خود دچار دو دستگى شده بودند با استناد به حق خویشاوندى با پیامبر صلى الله علیه وآله خلافت را حق خود دانستند (4) نه حق انصار. و با آن كه امام على علیه السلام خویشاوندى روشنترى با پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله داشت به این بهانه كه عرب نمى تواند امتیازات بیش از اندازه اى را براى بنى هاشم بپذیرد و قبلا نبوت به بنى هاشم رسیده بود و اینك خلافت باید به دیگر تیره هاى قریش برسد، خود را شایسته خلافت دیدند. (5)
از پس این تدبیر، مسیر قدرت سیاسى درامت اسلامى دگرگون شد و به تدریج هرچه بر سالها افزوده مى شد این دگر گونى نیز بیشتر خود را نشان مى داد به گونه اى كه در سال 35 قمرى كه اندكى ازانحرافات خود را نشان داده بود و امت اسلامى به چشم خویش بعضى از آن را مى دید شورشى رخ داد كه خلیفه سوم در طى آن كشته شد. (6)
به گواهى جنگهاى سه گانه اى كه امام على علیه السلام با ناكثین، قاسطین ومارقین انجام داد (7) ، مى توان پذیرفت كه جامعه اسلامى دچاربحرانى عمیق شده بود؛ بحرانى كه در تبدیل خلافت به ملوكیت، خود را نشان داد و خاندان بنى امیه كه بیش از این در میان مسلمانان جایگاهى نداشتند و طلقاى (آزادشدگان) پیامبر صلى الله علیه وآله در فتح مكه بودند، (8) با موقعیت سنجى سیاسى به اقتدار رسیدند و حكومتى 90ساله را بنیان نهادند.
سیاست عرب گرایى امویان موجب شد تامخالفت هایى با آنان در جهان اسلام رخ دهد و تحلیل گران یكى ازعلل سقوط این سلسله را همین سیاست مى دانند. (9)
امویان با توجه به سابقه ناشایست خود در میان امت اسلامى جدى ترین رقیب خویش را بنى هاشم و علویان مى دانستند و براى بى مقدار نشان دادن رقیب به هر حربه اى متوسل مى شدند. از جمله به ساختن احادیث و روایاتى دست یازیدند تا حسن سابقه بنى هاشم وعلویان را كه بویژه در سایه فداكارى هاى حضرت على صلوات الله و سلامه علیه به اعتبارى فوق تصور دست یافته بودند، بیالایند.
جاعلان حدیث نخست به جعل روایاتى در مذمت حضرت على علیه السلام پرداختند. (10) و در مرحله دوم از اختلاف میان خلفا و امام على علیه السلام هر آنچه نیكى و سجایاى اخلاقى بود به رقیبان آن حضرت نسبت دادند و در برابر هر فضیلتى كه براى امام وجود داشت احادیثى را درباره فضیلتى مشابه براى رقیبان نیز جعل كردند (11) تا آنچه امام على علیه السلام بدان ها ممتاز بود عادى جلوه كند و درنهایت همانند یكى از اصحاب پیامبر صلى الله علیه وآله تلقى شود نه بالاتر و در مقام خلافت هم خلیفه اى چونان دیگران معرفى شود كه حتى به سیاست هاى زیركانه روزگار نیز كه عبارت از حیله و مكر و فریب باشد آگاه نیست. (12)
امویان به این نیز اكتفا نكردند و فرمان سب امام على علیه السلام را بر منابر و در خطبه ها و پس از هر نماز اعلام كردند (13) كه تا پایان حكومت آنها به جز مقطع كوتاه خلافت عمربن عبدالعزیز (14) (99 تا101 هجرى) باقى بود.
شایان توجه است كه پرداختن به موضوعاتى چون ایمان ابوطالب، پدر حضرت على علیهماالسلام در هنگام مرگ كه همواره یكى از نقاط اختلاف میان شیعه و سنى بوده است و طرفین در این باره كتابهایى نوشته اند. (15)
باتوجه به كفر ابوسفیان كه تا حمله مسلمانان به مكه و ایمان اجبارى او، حمله به ابوطالب و طرح ایمان او باهمین انگیزه بود و به گفته یكى از محققان، اگر ابوطالب، پدرحضرت على علیهماالسلام نبود هرگز مورد تهاجم قرار نمى گرفت. (16) علاوه براین در عرصه اجتماعى بسیارى از صلح اجبارى امام حسن علیه السلام (18) علویان را ظاهرا از صحنه سیاسى جامعه حذف كرد. هرچند امام بازیركى موادى را در صلحنامه گنجانده بود كه فقط از آن طریق مى شد ماهیت بسیار متظاهر معاویه را به جامعه نشان دهد.
موادى چون عدم اذیت و آزار شیعیان على و عدم تعیین جانشین از سوى معاویه دوماده مهم این قطعنامه بودند كه با زیرپا گذاشته شدن از سوى معاویه چهره واقعى او را نشان دادند.
هنگامى كه حجربن عدى نوره الله قبره الشریف یكى از شیعیان امام على صلوات الله و سلامه علیه توسط ماموران معاویه به شهادت رسید موجى از مخالفت با سیاست هاى معاویه به وجود آمد كه از آن میان مى توان پاسخ تند امام حسین صلوات الله و سلامه علیه به نامه معاویه اشاره كرد. (19)
همچنین انتصاب یزید به جانشینى، نیز پیامدهاى جدى به همراه داشت و معاویه فقط با زور و شمشیر و تهدید توانست براى یزید بیعت بگیرد. (20) با وجود شخصیت هاى مطرحى چون امام حسین علیه السلام در میان امت اسلامى معاویه پسرش یزید را به مدارا با ایشان ترغیب كرد. (21)
تا این زمان كه سال 60 هجرى بود به نظر مى رسید اندیشه امامت شیعى در محاق قرار گرفته بود اینك امام حسین علیه السلام در شرایطى متفاوت قرار داشت كه از یك سو همراه پیروزى هاى مسلمانان در خارج از شبه جزیره عربستان و آوازه داخلى آن بود (22) و از سوى دیگر یزید بن معاویه خلیفه تازه، شخصیت اجتماعى مورد قبولى نداشت و بسیارى از مسلمانان و صحابه و تابعین او را به دیانت نمى پذیرفتند.
كسى چون ابوایوب انصارى كه خود را موظف به شركت درهمه نبردهاى مسلمانان با كفار مى دانست یكبار با شنیدن فرماندهى یزید، از شركت در نبرد سرباز زده بود. (23)
امام حسین علیه السلام با درك صحیح این موقعیت در شرایطى كه به نظر مى رسید خلافت در دست امویان به سلطنت تبدیل شده و آنان از هر وسیله اى از جمله دین براى نشان دادن مشروعیت خود سودى بردند امام با مشروعیت ذاتى خود به عنوان نواده بنیان گذار دین اسلام مى توانست رویاروى مشروعیت خود ساخته امویان بایستد و با سخن ونهضت خود به اصلاح امت بپرازد. همان كه هدف امامت علیه السلام بود. (24)
ایشان مى توانست نسب خویش به پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله را به مردم یادآور سازد و بدان استناد جوید چنان كه در هنگام درخواست بیعت یزید فرمود:
«مثلى لایبایع مثله» همچو منى (با این شرافت نسبى) با چون اویى بیعت نخواهد كرد. (25)
مهمترین بازتاب قیام و شهادت امام حسین علیه السلام از بین بردن باقى مانده آبروى اجتماعى و جایگاه دینى امویان درمیان مردم بود.
امام نشان داد كه امویان چگونه پسر دختر پیامبر صلى الله علیه وآله را كه آن همه حدیث از رسول خدا صلى الله علیه وآله در فضیلت او رسیده بود به قتل رسانند. (26)
امام نه ى بزرگ را گفت و ماهیت نفاق بنیاد امویان را برملا كرد كه چگونه به تنها چیزى كه نمى اندیشند دین الهى است. و حاضرند احكام مسلم اسلامى را به خاطر حفظ قدرت، زیر پا بگذارند.
شرح رفتارى كه سپاهیان اموى با خاندان امام حسین علیه السلام كردند این مهم را به نمایش گذاشت. (27) و این چهره پنهان شده در سركوب خونین وهتك حرمت از مردم فضاحت با تخریب خانه خدا تكمیل گردید. (29)
تاثیر قیام امام حسین علیه السلام بدون تردید آن قدر سریع بود كه با مرگ زود هنگام یزید در سال 64 هجرى پسرش معاویه دوم تنها چهل روز حكومت كرد و در خطبه اى اعلام نمود كه پدر و جد او غاصب خلافت بودند و خود استعفا كرد. (30)
اما این تازه آغاز كار بود. جامعه اسلامى به تدریج متوجه ظلم و ستم بنى امیه مى شد و شورش ها دوباره به راه افتادند. شورش هاى توابین در سال 66 و65 هجرى به خونخواهى امام حسین علیه السلام (31)، مختار ثقفى در67 هجرى و پیروزى او و قصاص قاتلان امام حسین علیه السلام و یارانش (32) و نیز شورش هاى دوباند خوارج در نقاط گوناگون جهان اسلام معادله (33) را به نفع بنى هاشم تغییر داد.
در واپسین سال نخستین سده اسلامى خلیفه نجیب اموى عمربن عبدالعزیز براى نخستین بار دستور داد تا سب امام على علیه السلام بر منابر و در خطبه ها حذف شود و فدك دوباره به بنى هاشم و علویان بازگردانده شود. (34)
اما به نظر مى رسید نهالى كه امام حسین علیه السلام با خون خود آبیارى كرده بود اینك به ثمر نشسته و زمان بهره بردارى از آن فرا مى رسید.
اینك به اختصار وضعیت بنى هاشم را پس از شهادت امام حسین علیه السلام پى مى گیریم:
نخستین جرقه هاى اختلاف در میان بنى هاشم احتمالا پس از شهادت امام حسین علیه السلام رخ داد. آن هنگام كه گروهى مشهور به كیسانیه معتقد به امامت محمد حنفیه شدند كه از نظر سنى از امام سجاد علیه السلام بزرگتر بود و به عنوان عالمى علوى مورد احترام مردم (35) بود مختار در شورش خود معتقد بود كه به اجازه او قیام كرده است.
محمد (36) حنفیه در سال 81 هجرى درگذشت. (37) و گروهى به سراغ پسرش ابوهاشم رفتند و امامت او را معتقد شدند كه تا سال 99 هجرى زنده بود و در این سال به هنگام مرگ بنابر روایت جعلى بعدى توسط بنى عباس ابوهاشم كه فرزندى نداشت امامت را به محمد بن على بن عبدالله بن عباس واگذار كرد. (38) و امامت این گونه از علویان به عباسیان منتقل شد.
همزمان با گسترش دعوت عباسیان كه شعار خود را «الرضاء من آل محمد» قرار داده و به دستور ابراهیم امام از افشاى نام واقعى امام و رهبر پرهیز مى كردند. (39) واژه آل محمد كه عنوان ویژه تیره علوى بود به كار عباسیان آمد. تقسیم بندى ابراهیم امام ازوضعیت شهرها نشان از آمادگى ایرانیان براى قیام دارد و نیزعلاقه آنان به اهل بیت علیهم السلام (40) یك حركت موازى از سوى بنى عباس مردم را فریفته بود چنان كه بعضى از بزرگان همراه این نهضت مانند ابوسلمه خلال كه به این فریب پى برده بود به جرم هوادارى از خلافت علویان اعدام شد. (41)
شاید یكى از علل واقعى مخالفت امام صادق علیه السلام با قیام زید بن على بن الحسین علیه السلام براساس روایاتى كه مخالفت حضرت را نشان مى دهد، (42) پیش از هر چیزى فضاى نامناسب آن بود كه اتفاقا بسیار مورد سوء استفاده عباسیان قرار گرفت، به گونه اى كه مزار پسر یحیى در خراسان كه قبلا از سوى ابراهیم امام به عنوان منطقه نفوذ تبلیغاتى مطرح شده بود و احتمالا تشویق او به قیام وخونخواهى پدر از سوى داعیان عباسى احتمالى است كه نمى توان به سادگى از آن گذشت. زیرا شهادت یحیى در خراسان به سال 126 هجرى در شورش عباسیان و سقوط امویان در خراسان، مهم ارزیابى شده است. (43)
روى كار آمدن عباسیان امت اسلامى را در تحولى تازه قرار داد وبنیان حكومتى 90 ساله را فرو ریخت و حكومتى پانصد ساله را به قدرت رساند. اما آنچه مهم است نقش موازى عباسیان بود كه درشرایط ویژه تاریخى با یك سوء استفاده بزرگ به قدرت رسیدند.
بسیار طبیعى بود كه منتظر یك حركت نسنجیده در عرصه سیاسى از سوى نماینده مهم و بزرگ علویان باشند. چنان كه در ماجراى قیام محمد نفس زكیه در سال 145 رخ داد و منصور بهره بردارى بزرگ ازآن به نفع عباسیان انجام داد. (44)
امام صادق علیه السلام كه به دقت همه این تحولات اجتماعى را زیر نظر داشت فضاى سیاست را هرگز آماده یك قیام علنى سیاسى ندید. آنچه كه جامعه اسلامى از آن رنج مى برد زیر ساخت فكرى بود و الا ایشان به هیچ وجه كمتر از شخصیتى چون ابومسلم نبود این را از نامه تاریخى ابومسلم به امام كه ایشان بدون خواندن آن را به آتش سپرده بودند. مى توان فهمید. پرسش بزرگ مطرح این بود: چه بایدكرد؟
جد او امام حسین علیه السلام با قیام خونین خود دلهاى بسیارى از مسلمانان را درگوشه و كنار جهان اسلام متوجه اهل بیت پیامبر صلى الله علیه وآله كرده بود و در زمان امام صادق علیه السلام حكومتى روى كار آمده بود كه از شعار «الرضا من آل محمد صلىالله علی وآله» استفاده و سپس آل محمد واقعى را كنار زده بود و مردم نیز پذیرفته بودند.
این همه دگرگونى وتلون در جامعه اسلامى معلول چه عواملى مى توانست باشد؟
دراین فضاى تیره كه مذاهب اهل سنت در حال شكل گیرى بودند چه چیزى مى توانست شیعه را پایدار سازد؟ آنچه كه به درون فرهنگ مردم راه یابد و تفسیر آنها را از رابطه خود با خدا و جامعه اسلامى دگرگون سازد.
پس در حقیقت گام دوم در بنیانگذارى یك مكتب را حضرت صادق علیه السلام برداشت. گویا مردمى كه از پس قیام امام حسین صلوات الله علیه دلداده این خاندان شده بودند به سراغ آنها آمده و مى پرسیدند كه اگر نه امویان و نه عباسیان، شما چه مى گویید؟ و چه تفسیرى از اسلام دارید؟ و به عبارت روشن تر طرح جایگزین شما چیست؟
نشان دادن یك تفسیر جامع از خدا، رابطه مردم با او و انسان مورد نظر اسلام در آن زمان مهمترین دغدغه هاى حضرت امام جفعر صادق علیه السلام بوده است.
اعتقادات عقلانى، اخلاق بایسته و دستورالعمل هاى فردى واجتماعى (فقه) مهمترین حوزه هایى بود كه امام صادق علیه السلام در آن ها به طرح و اندیشه دینى پرداختند و چون چنین شد، تشیع داراى شناسنامه رسمى گردید و مذهب ما به نام ایشان مزین شد.


آثار امام صادق علیه السلام

غالب آثار امام (ع) به عادت معهود عصر، كتابت مستقیم خود ایشان نیست و غالبا املای امام (ع) یا بازنوشت بعدی مجالس ایشان است. بعضی از آثار نیز منصوب است و قطعی الصدور نیست.

1-   از آثار مكتوب امام صادق (ع) رساله به عبدالله نجاشی (غیر از نجاشی رجالی) است. نجاشی صاحب رجال معتقد است  كه تنها تصنیفی كه امام به دست خود نوشته اند همین اثر است.

2-  رساله ای كه شیخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از حضرت روایت كرده است شامل مباحث فقه و كلام .

3- كتاب معروف به توحید مفضل، در مباحث خداشناسی و رد دهریه كه املاء امام (ع) و كتاب مفضل بن عمر جعفی است.

4-  كتاب الاهلیلجه كه آن نیز روایت مفضل بن عمر است و همانند توحید مفضل در خداشناسی و اثبات صانع است و تماما در بحارالانوار مندرج است.

5- مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه كه منسوب به امام صادق (ع) و بعضی از محققان شیعه از جمله مجلسی،‌ صاحب وسایل (حرعاملی) و صاحب ریاض العلما، صدور آن را از ناحیه حضرت رد كرده اند.

6- رساله ای از امام (ع) خطاب به اصحاب كه كلینی در اول روضه كافی به سندش از اسماعیل بن جابر ابی عبدالله نقل كرده است.

7-  رساله ای در باب غنائم و وجوب خمس كه در تحف العقول مندرج است.

8-   بعضی رسائل كه جابربن حیان كوفی از امام (ع) نقل كرده است.

9-  كلمات القصار كه بعدها به آن نثرالدرد نام داده اند كه تماما در تحف العقول آمده است.

10-  چندین فقره از وصایای حضرت خطاب به فرزندش امام موسی كاظم (ع) سفیان شوری،‌ عبدالله بن جندب، ابی جعفر نعمان احول، عنوان بصری،‌  که در حلیه الاولیاء و تحف العقول ثبت گردیده است.


با تشکر از وبلاگ/www.ya-abolfazel.mihanblog.com




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
دوشنبه 30 مرداد 1396 12:45 ب.ظ
My partner and I stumbled over here coming from a different page and thought I should
check things out. I like what I see so now i'm
following you. Look forward to looking into your web page repeatedly.
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 06:32 ب.ظ
Greetings from California! I'm bored at work so I decided
to check out your site on my iphone during lunch break.
I really like the knowledge you present here and can't
wait to take a look when I get home. I'm surprised at how quick your blog loaded on my
phone .. I'm not even using WIFI, just 3G .. Anyways, fantastic blog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

عبادت بی ولایت حقه بازیست
اساس مسجدش بتخانه سازیست
چرا سنی نمیخواهد بداند
وضوی بی ولایت آب بازیست
یا علی
مدیر وبلاگ : مجنون علی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
کدام مذهب ؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Google PageRank Checker
فال حافظ
یا حیدر


http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG
ابزاروبلاگ

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic