هیئت امیرالمومنین علیه السلام
مناظره با اهل سنت
شنبه 29 مرداد 1390 :: نویسنده : مجنون علی

زندگینامه حضرت علی (ع)


نام: على بن ابی طالب(ع).

كنیه: ابوالحسن، ابوالحسین، ابو تراب، ابو السبطین و الریحانتین.

ألقاب: امیرالمؤمنین، سیّد الوصیین، سیّد المسلمین، سیّد الأوصیاء، سیّد العرب، خلیفة رسول الله، امام المتّقین، یعسوب المؤمنین، صهر رسول الله، حیدر، مرتضى، وصى، و... .

منصب: معصوم دوم و امام اوّل شیعیان

تاریخ ولادت: سیزده رجب سال 30 عام الفیل، 23 سال پیش از هجرت پیامبر اسلام (ص)

محل تولد: مكه معظّمه، داخل كعبه، در بیت الله الحرام (در سرزمین كنونى عربستان سعودى)

تولد در خانه كعبه، فضیلتى است مخصوص حضرت على (ع)، و خداى متعال، تنها به وى چنین امتیازى را كرامت نموده است. نه پیش

از او و نه پس از او، براى هیچ فردى چنین فضیلتى محقق نشده است.

نَسبَ پدرى: ابى طالب (عبد مناف) بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف.

حضرت ابوطالب (ع) پس از پدرش، عبدالمطلب، به مدت 44 سال كفیل و پشتیبان حضرت محمد (ص) بود و در ظهور و گسترش اسلام

كمك‏هاى شایانى به آن حضرت نمود و ایشان را از گزند و كید و كین قریش در امان داشت و بهتر از فرزندان خویش از او حمایت كرد.

مادر: فاطمه بنت اسد بن هاشم.

حضرت على (ع) و برادرانش نخستین هاشمیانى بودند كه از پدر و مادر هاشمى تولد یافتند. مادرش (فاطمه بنت اسد) از بانوان بزرگ

صدر اسلام و از نخستین زنانى بود كه پس از خدیجه كبرى (س) به پیامبر اسلام (ص) ایمان آورد. حضرت محمد(ص) از سن هشت

 سالگى در دامن پرمهر این بانوى مجلّله تربیت یافت و بیش از چهل سال از خدمات و حمایت‏هاى او بهره‏مند بود. وى در این مدت نقش

مادر پیامبر (ص) را بر عهده داشت.

فاطمه بنت اسد به همراه خاندان پیامبر اكرم به مدینه مهاجرت كرد و در همان جا وفات یافت. پیامبر اكرم (ص) در وفات او اندوهگین

 شده و با دست خود و با پیراهن خود، او را كفن كرد و بر وى نماز خواند و به خاك سپرد. سپس ولایت فرزندش، على (ع) را بر وى

تلقین فرمود و این دعا را در حقش از خداى منان مسئلت نمود:

اللّهُ الَّذى یُحْیی وَیُمیتُ وَهُوَ حَىٌّ لا یَمُوتُ اِغْفِرْ لِأُمّی فاطِمَةَ بِنْتَ اَسَدٍ، وَلَقِّنها حُجَّتها، وَوسّعْ عَلَیْها مَدْخَلَها، بِحَقِّ نَبِیِّكَ مُحَمَّدٍ وَالْاَنْبِیاءِ الَّذینَ مِنْ قَبْلی فَاِنَّكَ اَرْحَمُ الرَّاحمینَ.(1)

مدت امامت: از زمان رحلت پیامبر اكرم (ص)، در 28 صفر سال یازدهم هجرى تا 21 رمضان سال 40 هجرى، به مدت 30 سال، كه 25 سال را بر حسب جاه طلبی سه خلیفه اول خانه نشین شدو  در

پنج سال آخر زندگى خلافت مسلمانان را نیز بر عهده داشت.

تاریخ و سبب شهادت: 21 رمضان سال 40 هجرى، بر اثر ضربت شمشیر مسمومى كه عبدالرحمن بن ملجم مرادى (از بازماندگان خوارج

نهروان) در شب 19 رمضان بر فرقش فرود آورده بود.

محل دفن: نجف اشرف، در سرزمین عراق.

نظر به این كه حضرت على (ع) از خباثت باطن بنى امیّه و خوارج عصر خویش آگاه بود، سفارش كرد محل قبرش پنهان بماند تا مورد

اهانت و هتك حرمت دشمنان قرار نگیرد. به همین دلیل، قبر شریف ایشان تا عصر خلافت منصور عباسى مخفى بود و در آن زمان، امام

 جعفر صادق (ع) آن را آشكار ساخت و مزار شیعیان و عدالت جویان جهان قرار داد.

همسران: 1. فاطمه زهرا، دختر رسول اللّه (ص)، 2. أمامه بنت أبى العاص، 3. خوله حنفیه 4. امّ البنین بنت حزام، 5. أسما بنت عمیس،

 6. لیلى بنت مسعود، 7. ام‏سعید بنت عروه، 8. محیاة بنت امرء القیس. و چند ام ولد.

امیرالمؤمنین على (ع) تا هنگامى كه فاطمه زهرا (س) زنده بود، همسر دیگرى برنگزید. نخستین بانویى كه افتخار همسرى آن حضرت،

 پس از شهادت فاطمه زهرا(س) را پیدا كرد، أمامه دختر ابى العاص بود كه بنا به سفارش فاطمه زهرا(س) پا به خانه حضرت على (ع)

نهاد. مادر أمامه، زینب، دختر رسول اللّه (ص) و خواهر اعیانىِ (پدر و مادرى) فاطمه زهرا (س) بود.

به هنگام شهادت امام على (ع) در 21 رمضان سال 40 هجرى، چهارتن از همسران عقدىِ ایشان (به نام‏هاى: امامه، اُمّ البنین، اسماء،

لیلى) در قید حیات بودند.

فرزندان: الف) پسران: 1. امام حسن‏مجتبى، 2. امام‏حسین، 3. محمد حنفیه، 4. عبدالله(اكبر)، 5. ابوبكر (محمد اصغر)، 6. عباس، 7.

عثمان، 8. جعفر، 9. عبداللّه (اصغر)، 10. یحیى، 11، عون، 12. عمر (أطرف)، 13. محمد اوسط، 14. محسن (كه به عقیده شیعیان،

 پیش از تولد، در رحم مادرش، فاطمه زهرا (س) سقط شد).

ب) دختران: 1. زینب كبرى، 2. ام‏كلثوم كبرى، 3. رقیه، 4. ام الحسن، 5. رمله كبرى، 6. رمله صغرى، 7. ام هانى، 8. میمونه، 9.

فاطمه، 10. زینب صغرى، 11. ام‏كلثوم صغرى، 12. أمامه، 13. خدیجه، 14. ام كرام، 15. ام سلمه، 16. ام جعفر، 17. جمانه، 18. نفیسه.

(در مورد فرزندان پسری حضرتاسمهایی نظیر ابوبکر؛عثمان و عمر وجود دارد.لذا در همین جهت اهل بدعت این سوال را مطرح میکنند که اگر حضرت علی(ع) با سه خلیفه مشکل داشت پس چرا اسم پسرهای خود را نام این سه نهاد؟ در جواب باید گفت که در آن زمان این سه اسم همانند اسمهای دیگر متعلق  به شخص خاصی نبوده و نامهایی بوده که هرکس دوست داشته برای فرزند خود انتخاب میکرده)

میان تاریخ نگاران، در مورد تعداد فرزندان امام على (ع) اختلاف نظر وجود دارد. برخى تعداد آنان را بیش از آنچه ذكر شد و برخى

كمتر از اینان نقل كرده‏اند؛ اما همگى در این باره متفقند كه نسل آن حضرت (ع) تنها از پنج فرزند استمرار یافت: امام حسن (ع)، امام

حسین (ع)، محمد حنفیه، ابوالفضل العباس و عمر أطرف. و سایر فرزندان ذكور آن حضرت، بدون نسل بودند.

اصحاب ویاران: تعداد اصحاب و یاران امیرالمؤمنین (ع) بى شمار است. اسامى برخى از آنان در تاریخ ثبت شده و نام بسیارى از آنان را

كه خالصانه در تقویت و تحكیم حكومت عدل اسلامىِ آن حضرت تلاش نموده و در این راه سر و جان باختند، جزخداى دانا كسى نمى‏داند.

در اینجا به نام برخى از اصحاب برجسته آن حضرت اشاره مى‏كنیم:
 

1. اصبغ بن نباته.
2. اویس قرنى.
3. حارث بن عبدالله همدانى.
4. حجر بن عدى.
5. رشید هجرى.
6. زید بن صوحان عبدى.
7. سلیمان بن صرد خزاعى.
8. سهل بن حنیف.
9. صعصعة بن صوحان عبدى.
10. ابوالأسود دوئلى.
11. عبدالله بن عباس.
12. عبدالله بن بدیل.
13. عبدالله بن جعفر.
14. عبدالله بن خبّاب.
15. عبدالله بن أبى طلحه.
16. عثمان بن حنیف.
17. عدى بن حاتم.
18. عقیل بن ابى طالب.
 

19. عمروبن حمق خزاعى.
20. قنبر.
21. كمیل بن زیاد.
22. مالك بن حارث نخعى.
23. محمد بن ابى بكر.
24. محمد بن أبى حذیفه.
25. میثم بن یحیى تمار.
26. هاشم مرقال.
27. ابو ایّوب انصارى.
28. عبیدالله بن ابى رافع.
29. مقدادبن عمرو.
30. قیس بن سعد.
31. شریح بن هانى.
32. احنف بن قیس.
33. سعید بن قیس.
34. مغیرة بن نوفل.
35. جعدة بن هبیره.
36. ابراهیم بن مالك اشتر.
 

37. هرم بن حیان.
38. ابوطفیل كنانى.
39. ابو هیثم بن تیهان.
40. ابو ثمامه صیداوى.
41. ابوذر غفارى.
42. ابو رافع.
43. ابو سعید سعد بن مالك.
44. ابو عمره انصارى.
45. جابربن عبدالله انصارى.
46. جاریة بن قدامه تمیمى.
47. جندب بن عبدالله ازدى.
48. حبیب بن مظاهر.
49. حذیفة بن یمان.
50. رفاعة بن شداد.
51. سلمان فارسى.
52. سلیم بن قیس.
53. محمد بن جعفر طیار.
54. خبّاب بن اَرَت.


 اما در مورد زمامداران حکومت باید گفت :پیش از هجرت پیامبر اكرم (ص) به همراهى امیرالمؤمنین على (ع) و سایر مسلمانان از مكه به مدینه، در شهر مكه و نواحى حجاز، حكومت واحدى نبود و تشكیلات سیاسى أعراب، به قبیله و طایفه محدود مى‏شد. به همین دلیل، نمى‏توان حاكم نام دارى را پیش از تشكیل حكومت اسلامى در مدینة الرسول، معرفى كرد.

روابط پیامبر اسلام (ص) با امیر المؤمنین، على (ع)

میان پیامبر اكرم (ص) و امام على (ع) از آغاز تا پایان زندگى آن دو بزرگوار، روابط ویژه‏اى برقرار بود كه در این‏جا به نمونه‏هایى از آن اشاره مى‏كنیم:

پس از وفات عبدالمطلب، قیمومت حضرت محمد(ص) به عمویش ابوطالب واگذار گردید. ابوطالب و همسرش، فاطمه بنت اسد، حضرت محمد(ص) را، كه از كودكى به ترتیب، پدر، مادر و جد خویش را از دست داده بود، در سن هشت سالگى به خانه خویش آورده و از او به سان فرزندانشان، بلكه بهتر از آنان، نگه‏دارى نمودند. محبّت و مهربانى با حضرت محمد(ص) تا پایان عمر آن دو ادامه داشت. هنگامى كه حضرت محمد(ص) با حضرت خدیجه(س) ازدواج كرد، زندگى مستقل و مشتركى ر اآغاز نمود؛ اما پیوند او با ابوطالب و همسرش، فاطمه بنت اسد و فرزندانشان هرگز قطع نگشت.

در سن سى سالگى حضرت محمد (ص)، آخرین فرزند ابوطالب به دنیا آمد. و ابوطالب وى را «على» نام نهاد. تولد على، در خانه كعبه، رویدادى معجزه آسا و بى‏سابقه بود. حضرت محمد (ص) از على(ع)، در سنین نوزادى مراقبت مى‏كرد، به‏هنگام خواب، گهواره‏اش را حركت مى‏داد، شیر در كامش مى‏ریخت و در برخى مواقع بدنش را مى‏شست و او را در آغوش مى‏گرفت. و به این صورت، از آغاز زندگى، او را با ألطاف و مهربانى‏هاى خویش آشنا كرد.

هنگامى كه در مكه خشكسالى و قحطى به وجود آمد و تحمل هزینه زندگى عائله ابوطالب بر وى دشوار شد، حضرت محمد(ص) از او خواست تا على(ع) را به خانه خویش برد و به اتفاق خدیجه(س) از او نگه‏دارى كند. از آن زمان به بعد، همیشه على(ع) به‏همراه حضرت محمد(ص) بود. در خانه، در سفر و در هر جایى كه او بود، على(ع) نیز بود.

آن حضرت، در هر سال، حدود یك ماه در غار حرا به عبادت و نیایش مى‏پرداخت. رابط بین آن حضرت و خدیجه(س)، على بود و بسا تنها انیس او در آن غار نیز على بود و بس. حضرت محمد(ص) در سن چهل سالگى به رسالت مبعوث شد. نخستین زنى كه به وى ایمان آورد، خدیجه و نخستین مردى كه ایمان آورد، على (ع) بود. بیشتر اوقات، این سه نفر در كنار كعبه، به عبادت و خواندن نماز جمعى مى‏پرداختند كه براى دیگران شگفت‏انگیز بود. هنگامى كه حضرت محمد (ص) از جانب خدا با پیام «وَ اَنْذِرْ عَشیرَتَك الاقرَبینَ»(2) مأموریت یافت كه طایفه و عشیره خویش را پیش از دیگران ارشاد نماید و آنان را به اسلام دعوت كند، هیچ كس دعوت آن حضرت را لبیک نگفته(قابل توجه اهل بدعت) و حتى برخى از آنان سخنان ایشان را به استهزا گرفتند. در آن جمع، تنها على(ع) دعوت اسلام و پیامبر (ص) را پذیرفت. پیامبر اكرم (ص) دست على (ع) را گرفت و فرمود: «اِنَّ هذا اَخى و وَصیّى وَ خَلیفَتى؛(3) این، برادر، وصى و خلیفه من است.».

از این زمان، كه جز خدیجه (س) و على (ع) كسى به پیامبر (ص) ایمان نیاورد، على(ع) به عنوان وصى و خلیفه آن حضرت معرفى مى‏شد. این مسئله، یك أمر عاطفى نیست، بلكه فرمان الهى است كه از طریق پیامبر خدا ابلاغ گردید. از این تاریخ، مسؤولیت على (ع) نسبت به اسلام و پیامبر خدا (ص) سنگین‏تر شده و احساس وظیفه بیشترى مى‏كرد. هر چه از عمرش مى‏گذشت و دوران نوجوانى را پشت سر مى‏گذارد و به مرحله جوانى مى‏رسید، عشق و علاقه او به پیامبر اكرم(ص) افزون‏تر شده و دفاعش از محمد (ص) جدى‏تر و شدیدتر مى‏گردید.

اوج ایثارگرى‏هاى على (ع) براى پیامبر اكرم (ص)، در مكه معظمه، در لیلةالمبیت است، هنگامى كه سران قریش پس از مشورت‏هاى بسیار، در دارالنّدوه، به این نتیجه رسیدند كه چهل نفر از طوایف وقبایل گوناگون مكه، شبانه به خانه پیامبر اكرم (ص) هجوم آورده و او را با شمشیرهاى خویش قطعه قطعه كنند و براى همیشه، صداى اسلام را خاموش كنند. پیامبر اكرم (ص) براى خنثى سازى نقشه آنان، شبانه از خانه خارج و به غار ثور پناهنده شد و على (ع) براى فریب دشمن، داوطلب شده و در بستر پیامبر (ص) خوابید تا دشمنان از گریز پیامبر (ص) مطلع نشوند.

در اواخر شب، مأموران قریش با شمشیرهاى برهنه وارد اتاق پیامبر شده و به خیال خود، به طور گروهى، قصد حمله به آن حضرت را نمودند؛ ناگهان على (ع) از بستر پیامبر (ص)، برخاست و با آنان به مشاجره پرداخت. مهاجمان كه سراسر وجودشان را خشم فرا گرفته بود، على (ع) را رها كرده و براى یافتن پیامبر (ص) به راه افتادند تا شاید او را بیابند و به قتل رسانند. قرآن مجید درباره فداكارى على(ع) در لیلة المبیت مى‏فرماید: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرى نَفْسَه أبْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ»(4).

و هنگامى كه پیامبر (ص) به مدینه مهاجرت فرمود، على (ع) مأموریت یافت كارهاى برزمین مانده پیامبر(ص) را در مكه سامان بخشد، بدهكارى‏هاى ایشان را بپردازد و خاندانش، از جمله دخترش، فاطمه زهرا (س) را از مكه به مدینه كوچ دهد.

در مدینة الرسول، كه نخستین پایه‏هاى حكومت اسلامى به دست تواناى پیامبر اكرم (ص) و مجاهدت‏هاى وصف‏ناپذیر صحابه ومسلمانان صدر اسلام بنا نهاده شده بود، نقش على (ع) پس از حضرت محمد (ص) نقش حساس و تعیین كننده‏اى بود، به ویژه پس از آن‏كه على (ع) به دامادىِ پیامبر اكرم (ص) مفتخرشد و بانوى بانوان عالم، حضرت فاطمه زهرا (س) به همسرىِ آن حضرت در آمد.

دفاع على (ع) از پیامبر اسلام (ص) در جنگ‏ها و غزوات آن حضرت و مبارزه با دشمنان كینه توز اسلام، حقیقت انكار ناپذیرى است كه در تاریخ شیعه و اهل بدعت ثبت و درج گردیده است.

رشادت‏هاى على (ع) در جنگ‏هاى بدر، احد، خندق، خیبر، حنین و سایر غزوات و سریه‏ها، اسلام را بیمه نمود و از گزند مشركان و بدخواهان رهایى بخشید. این گونه فداكارى و رشادت‏ها در اعتلاى پرچم اسلام و برپایىِ نظام توحیدىِ اسلامى، علاقه متقابل پیامبر (ص) و على (ع) را دو چندان مى‏كرد. تعابیرى كه از آن حضرت درباره على (ع) نقل شده است، گویاى شخصیت و قرب على (ع) به خدا و رسول خدا (ص) است. به عنوان نمونه، در جنگ خندق (احزاب) هنگامى كه على(ع) براى مبارزه، در برابر عمرو بن عبدود قرار گرفت، پیامبر اكرم (ص) فرمود:

بَرَزَ الْایمانُ كُلُّهُ اِلىَ الشِّركِ كُلِّه‏(5)؛ تمام ایمان در برابر تمام شرک به مبارزه برخاسته است.

پس از آن كه على(ع) با پیروزى و كشتن دشمن خیره سر، از میدان نبرد بیرون آمد و صداى تكبیر مسلمانان فضاى مدینه را معطر ساخت، پیامبر اكرم(ص) درباره على(ع) فرمود:

ضَرْبَةُ عَلىٍ‏ّ یَوْمَ الْخَنْدَقِ اَفْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثَّقَلَیْن؛(6)ارزش شمشیرى كه على در روز خندق بر دشمن فرود آورد، از عبادت جهانیان بیشتر است.

سرانجام در سال دهم هجرى، پس از پایان یافتن مراسم فریضه حج و باز گشت حجاج به شهرهاى خویش، پیامبر اكرم (ص) پیش از رسیدن به وطن، مأموریت یافت على(ع) را به عنوان جانشین و خلیفه پس از خویش معرفى كند:

یا أیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ؛(7)

اى پیامبر! آنچه از پروردگارت (درباره ولایت على) به تو رسیده است، به مردم ابلاغ نما.

سپس در خطاب به پیامبر (ص)، آمده است:

وَاِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ؛(8)

اگر آن را انجام ندهى (على را به ولایت برنگزینى) رسالت خویش را به پایان نرسانده‏اى. و خداوند تو را از مردم (آنانى كه با ولایت على مخالفند) ایمن خواهد داشت.

به همین منظور، پیامبر اسلام در میانه راه مكه و مدینه، در موضعى به نام «غدیرخم» كه در سه میلى «جحفه» قرار دارد، حاجیان و همراهان خویش را گرد آورده و با این عبارت، على (ع) را به ولایت و جانشینى خویش معرفى كرد:

مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلیٌ مَوْلاهُ، اَللّهُمَ وَالِ مَنْ والاه وَعادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَه؛(9)

هر كس كه من مولاى او و أولى به نفس او هستم، این على مولاى او و أولى به نفس او است. بار خدایا! دوست باش با هر كسى كه با على دوست باشد، و دشمن باش با هر كسى كه با او دشمن باشد! یارى كن كسى را كه او را یارى دهد و واگذار كسى را كه او را واگذارد!

به این صورت، حضرت على (ع) به عنوان جانشین پیامبر (ص) معرفى شد و به دستور رسول خدا (ص) مردم مأمور شدند در خیمه حضرت على (ع) گرد آمده و این منصب را به وى تبریک و تهنیت گویند. از میان مردم، بیش از همه، عمربن خطاب در گفتن تبریک و تهنیت مبالغه مى‏كرد(که همهاینها از سر حسادت و حیله بوده). او خطاب به آن حضرت گفت: «بَخٍّ بَخٍ‏لَكَ یا عَلیّ! اَصْبَحْتَ مَوْلاىَ وَمَوْلى‏ كَلِّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ».(10)

پس از بازگشت به مدینه، چند ماهى نگذشته بود كه شهادت جانگداز پیامبر اسلام(ص) مسلمانان را در اندوهى بزرگ فرو برد و ابر سیاه فقدان پیامبر (ص) بر سر مسلمانان سایه افكند. در هنگامى كه حضرت على (ع) با مساعدت برخى از خویشاوندان خود و بنا به سفارش پیامبر اكرم (ص) به كار غسل و كفن نمودن بدن مطهر آن حضرت سرگرم بود، برخى از صحابه در سقیفه بنى ساعده گرد آمده و درباره جانشینىِ پیامبر اكرم (ص) به رایزنى و مجادله پرداختند(که این جانشینی قبلا انجام شده بود و حضرت علی جانشین حضرت پیامبر بودند ولی .....) و سرانجام، ابوبكر بن ابى قحافه را به عنوان نخستین خلیفه برگزیدند و حق على (ع) را كه از جانب پیامبر اكرم(ص) به آن تصریح شده بود، نادیده گرفتند. پیامبر اكرم (ص) در حیات با بركت خویش بارها این موضوع را پیش بینى كرده و براى پیش‏گیرى از آن، به مردم درباره مقام و منزلت على (ع) آگاهى می‏داد. روایت ذیل نمونه‏اى از سخنان پیامر اسلام(ص) درباره حضرت على (ع) است كه ابراهیم بن ابى محمود از امام رضا (ع) و ایشان از پدر و اجدادش نقل مى‏كند:

عَنْ عَلیّ‏بْنِ الْحُسَیْنِ (ع) قالَ: قالَ رَسُولُ اللَّه صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ: یا عَلىّ أنْتَ الْمَظْلُومُ مِنْ بَعْدی، فَوَیْلٌ لِمَنْ ظَلَمَكَ وَاعْتَدى‏ عَلَیْكَ وَطُوبى‏ لِمَنْ تَبَعَكَ وَلَمْ یَخْتَرْ عَلَیْكَ...(11)؛

اما زین العابدین (ع) فرمود: پیامبر اكرم (ص) خطاب به امام على بن ابى‏طالب (ع) فرمود: اى على! پس از من تو مظلوم هستى. پس واى به حال كسى كه به تو ستم و تعدى نماید و خوشا به حال كسى كه از تو پیروى كرده و علیه تو اختیار نكند.

اى على! تو پس از من مبارزه خواهى نمود. پس واى به حال كسى كه باتو نبرد كند و خوشا به حال كسى كه در ركاب تو بجنگد.

اى على! تو همانى كه به كلام من سخن مى‏گویى و با زبان من تكلّم مى‏كنى. پس واى به حال كسى كه كلام تو را رد كند و خوشا به حال كسى كه سخن تو را بپذیرد.

اى على! تو پس از من سرور این امتى و پیشواى آنان و جانشین من در بین آنان هستى. كسى كه از تو جدا شود، روز قیامت از من جدا خواهد شد. كسى كه با تو باشد، روز قیامت با من خواهد بود.

اى على! تو نخستین ایمان آورنده به من و تصدیق كننده‏ام هستى. و تو اولین كسى هستى كه در كارم به من كمك كردى و همراه من با دشمنم جنگیدى. و تو نخستین نمازگزار با من بودى در حالى كه مردم در آن هنگام در غفلت نادانى بودند.

اى على! تو اولین كسى هستى كه با من از زمین برانگیخته مى‏شوى و نخستین كسى كه با من از صراط مى‏گذرى. و خداى من، عزّوجلّ، به عزّتش سوگند یاد كرده است كه از صراط نمى‏گذرد مگر كسى كه برات ولایت تو و امامان از فرزندانت را داشته باشد. و تو نخستین فردى هستى كه بر حوض من (كوثر) وارد مى‏شوى كه دوستانت را از آن سیراب و دشمنانت را از آن باز مى‏دارى.

و هنگامى كه در مقام محمود جاى گرفتم، تو همنشین من هستى كه از دوستان ما شفاعت كنى و تو از آنان شفاعت مى‏كنى. و تو نخستین كسى هستى كه در بهشت داخل مى‏شوى و پرچم من، كه لواى حمد است، بر دست تو است. و این پرچم، هفتاد شقّه است كه هر شقّه آن وسیع‏تر از خورشید و ماه است. و تو صاحب درخت طوبى در بهشت هستى كه ریشه‏اش در خانه تو و شاخه هایش در خانه‏هاى شیعیان و دوستداران تو است.

روابط امام على (ع) با خلفا

پس از رحلت جانسوز پیامبر اسلام (ص) در حالى كه حضرت (ع) با تعدادى از خواص به تجهیز جنازه آن حضرت مشغول بودند، گروهى از انصار و مهاجران، در سقیفه بنى ساعده تجمع كرده و درباره زمامدار پس از پیامبر (ص) به گفتگو پرداختند. گروه مهاجر با تمسك به مسئله سبقت در اسلام و نزدیكى به پیامبر (ص)، خلافت را از آن خود دانسته و ابوبكر بن ابى قحافه را به عنوان خلیفه رسول اللّه(ص) انتخاب كردند.

مهاجران و انصار، كه فرمان خدا و رسولش (ص) درباره ولایت و حكومت امام على (ع) (در غدیر خم) را نادیده گرفته بودند، در تحكیم پایه‏هاى حكومت خلیفه اوّل كوشیدند و همگان را به بیعت با وى ترغیب نمودند و مخالفان سقیفه بنى ساعده را با تهدید وادار به انقیاد و تسلیم كردند. در این میان، حضرت على (ع) و بزرگان بنى‏هاشم و برخى از صحابه پیامبر (ص) كه یقین به رهبرى و ولایت امام على (ع) داشتند، از بیعت با ابوبكر امتناع كرده و با تحصن در خانه فاطمه زهرا (س) مخالفت خود را با خلافت ابوبكر اعلام نمودند؛ اما رفتار حكومت با آنان خشونت‏آمیز بود، به طورى كه براى بیرون بردن حضرت على (ع) و طرفداران ولایت ایشان، درِ خانه فاطمه (س) را آتش زدند و به خانه‏اى كه پیامبر (ص) بدون اجازه وارد آن نمى‏شد، هجوم آورده و با بى‏حرمتىِ تمام، حضرت على (ع) و یارانش را به مسجد برده و مجبور به بیعت ساختند. در این هجوم وحشیانه، حضرت فاطمه، دختر رسول خدا(ص) آسیب فراوانى دید و بر اثر آن، حملش سقط گردید.

حضرت على (ع) پس از تثبیت حكومت ابوبكر، چاره‏اى جز سكوت و كناره‏گیرى از سیاست ندید. به همین دلیل، حدود 25 سال، در عین راهنمایى و یارى رسانى به مسلمانان و خلفاى سه‏گانه، خانه‏نشینى را اختیار و با كرامت نفس، از گرفتن حق مسلّم خویش چشم‏پوشى كرد. خلفاى سه‏گانه (ابوبكر، عمر و عثمان) كه امام على (ع) را آینه تمام نماى پیامبر (ص) دانسته و رقیب خویش مى‏پنداشتند، از گوشه‏گیرى و خانه‏نشینى آن حضرت استقبال كرده و او را با ترفندهاى گوناگون، از صحنه سیاست و حكومت خارج نمودند. ادامه در لینک زیر


1. بحار الأنوار، ج‏35، ص‏179، باب 3، ح 85؛ اهل البیت، ص 191؛ فی رحاب أئمة أهل البیت، ج‏1، ص 8.

 

2. شعراء (26) آیه 214.

 

3. فروغ ابدیت، ج‏1، ص‏259؛ فی رحاب أئمة أهل البیت، ج‏1، ص‏41.

 

4. بقره (2) آیه 207.

 

5. بحار الأنوار، ج‏20، ص‏215، باب‏17، ح‏2؛ فی رحاب أئمة أهل البیت، ج‏1، ص‏211.

 

6. مناقب آل أبى طالب، ج‏3، ص‏138؛ فی رحاب أئمة أهل البیت، ج‏1، ص‏218 (با اندكى تفاوت در عبارت).

 

7. مائده (5) آیه 71.

 

8. همان (5) آیه 67.

 

9. بحار الأنوار، ج‏21، ص 387، باب 36، ح 10؛ فی رحاب أئمة أهل البیت، ج‏1، ص 284.

 

10. بحار الأنوار، ج‏21، ص‏387، باب 36، ح 10؛ فی رحاب أئمة أهل البیت، ج‏1، ص 284.

 

11. بحار الأنوار، ج‏39، ص 211، باب 85، ح‏2؛ عیون اخبار الرّضا، ج‏1، ص 303.


رویدادهاى مهم

1. تولد حضرت على(ع) در خانه خدا(كعبه)، در سیزده رجب سال سى‏ام عام‏الفیل.

2. درخواست حضرت محمد (ص) از عمویش، ابوطالب براى بردن فرزند كوچكش، على (ع) به خانه خویش، و تلاش آن حضرت و همسرش خدیجه كبرى براى تربیت و پرورش حضرت على (ع).

3. گرویدن همزمان خدیجه كبرى (س) و حضرت على (ع) به اسلام و پیامبر اكرم(ص)، در نخستین روزهاى بعثت.

4. همراهى حضرت على (ع) با پیامبر (ص) در غار حرا.

5. اقتداى خدیجه كبرى (س) و حضرت على (ع) به نماز پیامبر اسلام (ص) در مسجد الحرام.

6. محاصره خاندان عبدالمطلب در شعب ابى‏طالب، به مدت سه سال، به جرم پشتیبانى از حضرت محمد (ص).

7. درگذشت ابوطالب، پدر حضرت على (ع) در مكه معظمه، پس از رهایى از محاصره در شعب ابى‏طالب، و اندوه پیامبر (ص) در وفات او.

8. خوابیدن على (ع) در بستر پیامبر اسلام (ص)، در لیلة المبیت.

9. دیدار على(ع) با پیامبراكرم(ص) در غار ثور(پنهان‏گاه پیامبر(ص) در شب هجرت).

10. دستور پیامبر(ص) به على(ع) در بازگرداندن امانت‏هاى مردم كه نزد پیامبر(ص) بود، اداى دیون آن حضرت و آوردن خاندان پیامبر(ص) از مكه به مدینه (در ایّام هجرت).

11. ایجاد پیمان برادرى بین هر دو نفر از مسلمانان در سال اول هجرى و عقد اخوت میان پیامبر اسلام (ص) و على (ع) در مدینه.

12. ازدواج على (ع) با فاطمه زهرا (س)، دختر رسول خدا (ص)، در سال دوم هجرى در مدینه.

13. وقوع جنگ بدر میان مسلمانان و قریش، در سال دوم هجرى و رشادت‏هاى على (ع) و حمزه سیدالشهداء در این نبرد.

14. فداكارى‏هاى على (ع) در جنگ احد و محافظت از پیامبر اكرم (ص) در صحنه‏هاى خطیر این جنگ در شوال سال سوم هجرى.

15. وفات فاطمه بنت اسد، مادر على (ع) در مدینه، در سال چهارم هجرى.

16. وقوع جنگ بنى مصطلق میان مسلمانان و مشركان طایفه بنى مصطلق و دلاورى‏هاى على (ع) براى پیروزى پیامبر (ص) در این نبرد، در شعبان سال پنجم هجرى.

17. محاصره مدینه توسط مشركان قریش و طایفه‏هاى هم پیمان آنها و وقوع جنگ خندق (احزاب)، در شوال سال پنجم هجرى، و كشته شدن عمرو بن عبدود به دست على (ع) در این نبرد.

18. وقوع جنگ‏خیبر میان مسلمانان و یهودیان، در سال هفتم هجرى، و كشته شدن مرحب و برادرش حارث و تعدادى از دلاوران یهود به دست على (ع) و كندن درِ دژ قموص (از دژهاى هفت‏گانه خیبر) توسط آن حضرت و پیروزى مسلمانان.

19. مأموریت على (ع) از سوى پیامبر اكرم (ص) براى نبرد با مشركان وادىِ‏یابس، در سال هشتم هجرى، و پیروزى تحسین برانگیز حضرت على (ع) در این نبرد (جنگ ذات السَلاسل).

20. اعطاى پرچم اسلام به على (ع) توسط پیامبر اكرم (ص)، در هنگام فتح مكه، در سال هشتم هجرى، و همراهى على (ع) با پیامبر اكرم (ص) در فرو ریختن بت‏ها و مجسمه‏ها از دیوار كعبه.

21. وقوع جنگ میان مسلمانان و دو قبیله هوازن و ثقیف در وادىِ حنین، پس از فتح مكه، در سال هشتم هجرى، و رشادت‏هاى على (ع) در این نبرد و كشته شدن چهل نفر از قهرمانان مشرك به دست آن حضرت.

22. وقوع جنگ تبوك میان مسلمانان و وابستگان حكومت روم، در سال نهم هجرى، و باقى ماندن على (ع) به دستور پیامبر اكرم (ص) در مدینه، در غیاب رسول خدا(ص).

23. نازل شدن سوره برائت، در سال نهم هجرى، و مأموریت على (ع) از سوى پیامبر اكرم (ص) براى ابلاغ این سوره به مردم مكه.

24. همراهىِ حضرت على (ع)، فاطمه زهرا (س)، امام حسن (ع) و امام حسین(ع) با پیامبر اكرم (ص)، در جریان مباهله نصاراى نجران، در سال دهم هجرى.

25. اعزام حضرت على(ع) به یمن از سوى پیامبر اكرم(ص) در سال دهم هجرى.

26. مسافرت پیامبر اكرم (ص) و خاندان او و مسلمانان به مكه معظمه، براى انجام فریضه حج، در سال دهم هجرى (معروف به حجّة الوداع)، و پیوستن على (ع) به آنان پس از مراجعت از یمن.

27. انتصاب على(ع) به ولایت و خلافت مسلمین به دست پیامبر(ص) در مكانى به نام «غدیرخم»، میان مكه و مدینه، در بازگشت از سفر حجّةالوداع، در سال دهم هجرى.

28. رحلت جانگداز پیامبر خدا(ص)، در 28 صفر سال یازدهم هجرى، و تغسیل، تكفین و تدفین بدن مطهر آن حضرت توسط حضرت على (ع) و طایفه بنى‏هاشم، در مدینه طیّبه.

29. نادیده گرفتن حق امام على(ع) از سوى مهاجران و انصار در گزینش خلیفه مسلمین، پس از رحلت پیامبر (ص).

30. امتناع امام على(ع)، فاطمه زهرا(س)، بنى هاشم و گروهى از صحابه سرشناس پیامبر اكرم(ص) با خلافت ابى بكر و اجتماع اعتراض‏آمیز آنان در خانه فاطمه(س).

31. هجوم مأموران خلیفه به دستور عمربن‏خطاب به خانه فاطمه (س) و سوزاندن درِ خانه و دستگیر نمودن معترضان و بردن آنان به مسجد براى بیعت اجبارى با ابوبكر.

32. مصدوم و مجروح شدن فاطمه زهرا (س)، همسر امام على (ع)، در هجوم مأموران خلیفه به خانه آن حضرت.

33. گرفتن باغ فدك از فاطمه زهرا (س) و على (ع) توسط زمامداران وقت و عدم اعتنا به اعتراض فاطمه زهرا (س).

34. اندوه شدید على (ع) در وفات مظلومانه فاطمه زهرا (س) پس از 45 روز بیمارى ممتد.

35. تلاش على(ع) در جمع‏آورىِ قرآن و تنظیم و تفسیر آن، در ایّام خانه‏نشینى آن حضرت.

36. یارى رسانى امام على (ع) به خلفاى وقت، در حل معضلات اجتماعى و مسائل شرعى.

37. حضور على (ع) در شوراى شش نفره‏اى كه عمر بن خطاب براى تعیین خلیفه پس از خود برگزید.

38. محرومیت على (ع) براى بار سوم از رسیدن به خلافت اسلامى و واگذارىِ آن به عثمان بن عفان توسط اعضاى شوراى شش نفره منتخب عمر بن خطاب.

39. اعتراض برخى از صحابه و مسلمانان شهرها به رفتارهاى نارواى عمّال عثمان بن عفان و پشتیبانى حضرت على (ع) از خواسته‏هاى به حق آنان.

40. تحریك مردم از سوى عایشه، مبنى بر عزل عثمان بن عفان از خلافت و كشتن وى.

41. اعتراض گروهى مسلمانان علیه عثمان و كشته شدن او در این ماجرا،در سال 35 هجرى.

42. انتخاب على(ع) به‏خلافت اسلامى با اصرار صحابه پیامبر(ص) و مسلمانان انقلابى، در تاریخ جمعه 25 ذى حجّه سال‏35هجرى، پس از كشته شدن عثمان‏بن عفان.

43. عزل حاكمان نالایق ولایات و جایگزینى حاكمان جدید توسط امام على (ع).

44. درخواست واگذارىِ حكومت عراق و یمن از امام على (ع) توسط طلحة بن عبیداللّه و زبیر بن عوام و امتناع آن حضرت از انتصاب آن دو به حكومت.

45. تمرّد معاویةبن ابى سفیان از فرمان امام على(ع) و باقى ماندن او بر حكومت شام.

46. ناخشنودى عایشه، (همسر پیامبر اكرم (ص))، از انتخاب امام على (ع) به خلافت اسلامى.

47. عدم تحمل برخى شخصیت‏هاى مقیم مدینه از اعلام سیاست حكومتىِ امام على (ع) در اجراى عدالت اجتماعى.

48. پیوستن طلحة بن عبیداللّه و زبیر بن عوام، (از صحابه مشهور پیامبر (ص) و پیش‏كسوتان بیعت با امام على (ع))، و هواداران عثمان مقتول و ناراضیان حكومت امام على (ع) به عایشه و تجمع فتنه‏انگیز آنان در مكه.

49. اعلان جنگ علیه امام على (ع) توسط عایشه، طلحه، زبیر و برخى از سرشناسان حجاز، و حركت آنان از مكه به سوى بصره.

50. اشغال بصره و عزل و شكنجه عثمان بن حنیف، عامل امام على (ع) در این شهر، توسط سپاهیان عایشه (اصحاب جمل).

51. پشتیبانى پنهانى ابو موسى اشعرى (فرماندار كوفه) از اصحاب جمل، و مخالفت با امام على (ع) در اعزام نیروى جنگى براى دفع آشوب اصحاب جمل.

52. اعلام بسیج عمومى براى پشتیبانى از خلافت اسلامى و دفع آشوب‏هاى اصحاب جمل و خونخواهان عثمان، توسط امام على (ع).

53. اعزام سپاهیان و هواداران امام على (ع) از شهرهاى مختلف اسلامى به حوالى بصره، براى مبارزه با اصحاب جمل.

54. فراخوانى زبیر به امر امام على(ع) و یادآورى سفارش‏هاى پیامبر (ص) به او، پیش از شعله‏ور شدن آتش جنگ جمل.

55. تأثر شدید زبیر از یادآورىِ خاطره‏ها و سفارش‏هاى پیامبر (ص) به او درباره على (ع)، و پشیمانى او از راه‏اندازى جنگ جمل، و كناره‏گیرى از سپاهیان.

56. كشته شدن زبیر در خارج از معركه جنگ، به دست عمر بن جرموز، و تأثّر امام على (ع) از مرگ ذلّت‏بار وى.

57. نامه‏ها و خطبه‏هاى مكرر امام على (ع) به منظور ایجاد صلح و آرامش بین دو سپاه، و تلاش آن حضرت براى از بین بردن عصبیت‏هاى جاهلى و قومى، و عدم وقوع جنگ و خونریزى.

58. پاسخ منفى به امام على (ع) و اصرار بر خونخواهىِ عثمان و اعلام جنگ تمام عیار توسط اصحاب جمل علیه سپاهیان امام على (ع).

59. وقوع نبرد خونین جمل در بصره، در تاریخ جمادى الثانى سال 36 هجرى، و پیروزى سپاهیان امام على (ع) در این نبرد با دلاورى‏هاى آن حضرت و امام حسن، امام حسین، محمد حنفیه، مالك اشتر، عمار یاسر و حدود 20 هزار مرد جنگى.

60. بخشودگى و آزادسازىِ اسیران اصحاب جمل پس از جنگ، و بازگرداندن عایشه به مدینه به فرمان امام على(ع).

61. انتقال مقر خلافت اسلامى از سوى امام على (ع) به كوفه، در سال 36 هجرى، پس از پایان جنگ جمل.

62. پیوستن برخى از اسیران آزاد شده اصحاب جمل و خونخواهان عثمان به معاویة بن ابى سفیان در شام.

63. تبادل نامه‏ها و پیام‏ها میان امام على (ع) و معاویة بن ابى سفیان درباره خونخواهى از قاتلان عثمان، حكومت شام، شكاف در امّت اسلامى و غیره.

64. نبرد مالك اشتر نخعى (عامل امام على (ع) در نصیبین) با ضحاك بن قیس و عبدالرحمن بن خالد، فرماندهان سپاه معاویه و آزاد سازى حرّان، رقّه و جزیره به دست مالك اشتر.

65. اعلان جنگ معاویه (فرماندار شام) علیه امیرالمؤمنین على (ع) و اعزام نیروهاى جنگى از شام به عراق، در سال 36 هجرى، پس از خاتمه جنگ جمل.

66. خروج امام على(ع) از كوفه، براى مبارزه با سپاهیان معاویه، در شوال سال 36 هجرى.

67. تصرف نهر فرات به دست سپاهیان معاویه در صفین، پیش از ورود سپاهیان امام على (ع).

68. نبرد مالك اشتر نخعى، فرمانده سپاه امام على (ع)، با سپاهیان معاویه براى بازپس‏گیرىِ نهر فرات و پیروزى او در این جنگ.

69. آغاز نبرد صفین میان سپاهیان امام على (ع) و سپاهیان معاویه، از ذى حجّه سال 36 هجرى تا صفر سال 38 هجرى، به مدت یك سال و چند ماه.

70. شهادت عمار بن یاسر، اویس قرنى و چند تن از صحابه معروف پیامبر (ص) در نبرد صفین، به دست سپاهیان معاویه.

71. تهاجم عمومىِ سپاهیان امام على (ع) به سپاهیان معاویه، در یكى از شب‏ها (معروف به لیلة الهریر) و تلفات سنگین شامیان در این نبرد شبانه.

72. نیرنگ معاویه در لحظات حساس جنگ صفین به پیشنهاد عمرو بن عاص در بالا بردن قرآن بر سر نیزه‏ها توسط پانصد نفر از سپاهیان شام، و درخواست پایان جنگ و دعوت سپاهیان عراق به حكمیت قرآن.

73. فریب خوردن برخى از سرداران سپاه كوفه (مانند اشعث بن قیس و خالد بن معمر) در برابر دسیسه‏هاى عمرو بن عاص، و ایجاد اختلاف در میان سپاهیان امام على (ع) براى خاتمه جنگ.

74. فرمان مالك اشتر به سپاهیان خویش براى استمرار جنگ و نابودىِ سپاهیان شام و اعتنا نكردن به نیرنگ‏هاى عمرو بن عاص.

75. تجمع اعتراض‏آمیز فریب خوردگان نیرنگ‏هاى عمرو بن عاص، در سراپرده امام على (ع)، و اصرار و فشار بر آن حضرت براى بازگشت مالك اشتر و اعلام پایان جنگ بین دو سپاه.

76. اعلام آتش‏بس میان سپاهیان امام على (ع) و سپاهیان معاویه، و تعیین ابوموسى اشعرى و عمرو بن عاص از سوى دو سپاه براى حَكَمیت، در صفر سال 38 هجرى.

77. حماقت ابو موسى اشعرى در برابر نیرنگ‏هاى عمرو بن عاص، در مذاكرات دو جانبه، در دومة الجندل (یكى از شهرهاى آباد آن زمان عراق).

78. اعلام نتیجه مذاكرات دو جانبه حَكَمین، و فریب خوردن ابو موسى اشعرى از عمرو بن عاص و خیانت به امیرالمؤمنین على (ع).

79. پناهنده شدن ابو موسى اشعرى به مكه به دلیل خیانتش به امیر المؤمنین على(ع) در جریان حكمیت.

80. پایان نبرد صفین، در شعبان سال 38 هجرى، با كشته شدن 45 هزار (و به روایتى نود هزار) نفر از سپاهیان معاویه و 25 هزار نفر از سپاهیان امام على (ع).

81. اعتراض گروهى از لشكریان امام على (ع) به جریان حكمیت، و امتناع آنان از ورود به كوفه.

82. تجمع دوازده هزار نفر از معترضان (كه بعدها به خوارج شهرت پیدا كردند) در حرورا (دهكده‏اى در دو میلى كوفه) و نخیله (پادگان نظامىِ كوفه)، و نسبت شرك دادن به ساحت مقدس امام على (ع) و پیروان او.

83. عدم سختگیرىِ امام على (ع) نسبت به گفتارها و رفتارهاى اعتراض‏آمیز خوارج در كوفه.

84. تلاش‏هاى امام على (ع) در ارسال پیام و سفیر نزد خوارج، براى هدایت و روشنگرىِ آنان.

85. مناظره حضورى امام على (ع) با سران و فریب خوردگان خوارج، براى هدایت آنان.

86. ایجاد فتنه و فساد و كشتار مؤمنان، توسط خوارج، در عراق.

87. آغاز نبرد میان سپاهیان وفادار به امام على (ع) و خوارج نهروان، در صفر سال 39 (و به گفته برخى از مورخان در سال 38) هجرى و پیروزىِ بزرگ امام على (ع) در این نبرد.

88. كشته شدن ده نفر از یاران امام على (ع) و زنده ماندن نه نفر از خوارج در نبرد نهروان.

89. سوء استفاده معاویه از اختلاف میان پیروان على (ع) و از جنگ نهروان، براى ایجاد ناامنى، كشتار و یغماگرى در شهرهاى اسلامىِ تحت حكومت امام على (ع).

90. اعزام ضحاك بن قیس توسط معاویه، به سرزمین عراق براى كشتار و ایجاد وحشت در میان مردم.

91. اعزام بُسر بن ارطاة از سوى معاویه به سرزمین حجاز و یمن، براى ایجاد ناامنى، وحشت، و كشتار بى‏رحمانه حدود سى هزار نفر از مسلمانان بى‏گناه، و تأثّر شدید امام على (ع) و اعزام دو هزار سپاهى به فرماندهى جاریة بن قدامه، براى مقابله با خونریزان شامى.

92. اعزام سفیان بن عوف، از سوى معاویه به شهرهاى هیت، انبار و مدائن، براى قتل و غارت و ایجاد ناامنى در میان مردم، و اظهار نگرانىِ امام على (ع) از سستى و بى‏تحركى لشكریان خویش.

93. ایجاد اغتشاش و عصیانگرى در میان برخى از قبایل مصر، و سختى كار بر محمد بن ابى بكر، عامل امام على (ع).

94. اعزام مالك اشتر نخعى از سوى امام على (ع) به مصر، براى فرو نشاندن اغتشاشات داخلى و تهاجمات خارجىِ معاویه و لشكریان شامى.

95. شهادت مالك اشتر در قلزم، پیش از رسیدن به سرزمین مصر، به دست عوامل معاویه، در سال 38 هجرى.

96. یورش سپاهیان معاویه به فرماندهىِ عمرو بن عاص به مصر و نبرد شدید میان آنان و هواداران امام على (ع) به فرماندهىِ محمد بن ابى بكر، و كشته شدن محمد در این نبرد و استیلاى شامیان بر مصر.

97. خطبه‏هاى آتشین امام على (ع) براى تحریك كوفیان جهت مقابله با دسیسه‏ها و فتنه‏هاى شامیان.

98. اعلام بسیج عمومى توسط امام على (ع) و تجمع حدود چهل هزار نفر در پادگان كوفه، براى اعزام به جبهه‏هاى جنگ علیه شامیان.

99. تجمع برخى از بازمانگان خوارج در مكه و پیمان سه تن از آنان (به نام‏هاى عبدالرحمن بن ملجم مرادى، برك بن عبدالله تمیمى و عمرو بن بكر تمیمى) براى ترور امام على (ع)، معاویه و عمرو بن عاص.

100. پیش‏گویى امام على(ع) از مرگ زودهنگام خویش، در ماه رمضان سال 40 هجرى.

101. زخمى شدن امام على (ع) در محراب مسجد كوفه، در نوزدهم رمضان سال 40 هجرى، با ضربه شمشیر زهرآلودى كه عبدالرحمن بن ملجم مرادى بر فرق آن حضرت فرود آورد.

102. بى‏نتیجه بودن تلاش‏هاى پزشكان براى معالجه زخم سر امام على (ع) و شهادت آن حضرت، در شب 21 رمضان سال 40 هجرى (در سن 63 سالگى).

103. به خاك سپردن شبانه بدن مطهر امام على (ع) در نیزارهاى بیرون شهر كوفه (كه هم اكنون معروف به نجف اشرف است) توسط فرزندان و خواص آن حضرت، و پنهان نگه داشتن مرقد آن حضرت از سایران.

104. انتخاب امام حسن مجتبى (ع)، فرزند امام على (ع) به خلافت اسلامى و بیعت مردم كوفه با ایشان، در رمضان سال 40 هجرى.





نوع مطلب : مقالات، حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : زندگانی حضرت علی(ع)، حضرت علی(ع)، علای، علی، یاعلی،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
دوشنبه 16 مرداد 1396 04:15 ق.ظ
You could definitely see your skills in the
article you write. The world hopes for more passionate writers such as you who are not afraid
to say how they believe. All the time follow your heart.
جمعه 2 تیر 1396 06:51 ب.ظ
بسیار قلب از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن دلنشین ابتدا آیا نه کار
درست با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر پاراگراف شما در واقع قادر به من
مؤمن اما تنها برای کوتاه در حالی که.
من هنوز مشکل خود را با جهش در مفروضات
و شما خواهد را خوب به پر همه کسانی شکاف.
که شما در واقع که می توانید
انجام من می قطعا بود مجذوب.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

عبادت بی ولایت حقه بازیست
اساس مسجدش بتخانه سازیست
چرا سنی نمیخواهد بداند
وضوی بی ولایت آب بازیست
یا علی
مدیر وبلاگ : مجنون علی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
کدام مذهب ؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Google PageRank Checker
فال حافظ
یا حیدر


http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG
ابزاروبلاگ

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic