هیئت امیرالمومنین علیه السلام
مناظره با اهل سنت

سلام . امروز یه کلیپ صوتی براتون گذاشتم که آقای الله یاری با یه سنی  بحثشون میشه و آقای الله یاری از روی کتاب های خود اهل سنت بهش ثابت میکنه که ابوبکر منافق بوده اما باور نمی کند و بعضی از شیعه ها زنگ میزنن از آقای الله یاری تشکر میکنند و .....

[http://www.aparat.com/v/a0594936f572d14b6fde439d55dc345a13017]

 

 

دانلود در ادامه مطلب ....

سلام این لینك رو كه فیلتر كردن (صوتی)

download

اینم لینك تصویری همین فیلم بالا

دانلود





نوع مطلب : سخنرانی، حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : آقای الله یاری، مناظره، بر عمر لعنت، الله، الله یاری، حتما ببینید،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
چهارشنبه 28 تیر 1391 07:13 ب.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیکم
بلاریب وبلاشک آقای الله یاری حق می گویند وقلبا محب اهل بیت عصمت و طهارت اند. وهمین ما را بس.
مجنون علی یا حیدر
سه شنبه 27 تیر 1391 12:55 ق.ظ
بر عمر و محبینش ومحبین محبینش لعنت.حالا هر کی میخاد باشه باشه.
اینو من نمیگم امیر المومنین تو دعای صنمی قریش میگه.
خدا آقا اللهیاری رو حفظش کنه.
بر عمر ولد الزنای ولد حیض لعنت.
مجنون علی یا حیدر
یکشنبه 18 تیر 1391 02:19 ب.ظ
امام صادق (ع) فرمود: هركس ما اهلبیت رو با كسی مقایسه و قیاس كند كافر است. پس با گفتن لبیك یا خامنه ای یا امام خامنه ای یا چیزای دیگه كه فقط مخصوص اهلبیت است خودتون رو كافر نكنید. فرمایش امام صادق رو قبول دارید یا فرمایش یه آدم معمولی. من قصد توهین به هیچ كس رو ندارم . علمای ما خیلی هم خوب باشن خودشون رو باید سگ اهلبیت بدونن مانند آیت الله وحید خراسانی و آیت الله سید صادق شیرازی و ..... كه اینان به صراحت خودشون گفتن ما سگ اهلبتیم. یعنی هرچی هم بزرگ باشن در مقابل اهلبیت حقیر و سگی در خونشون هستند. بر عمر ولدالزنا لعنت
مجنون علی البته نظر دوستمون رو بد برداشت نکنید که خدایی نکرده قصدشون توهین به علمای دین باشه
نه ! ایشون فقط حرفشون اینه که نباید هیچ شخصیتی رو با ائمه مقایسه کرد
دقیقا مثل سلمان فارسی ؛ با اینکه مقام بالایی نزد یاران اهل بیت دارند ولی حضرت صادق(ع) در مقایسه ایشان با حضرت عباس(ع) فرمودند که این قیاس مع الفارق میباشد
امیدوارم با چشم باز به این نظر دوستمون نگاه کنید
یا حیدر
چهارشنبه 24 خرداد 1391 07:33 ب.ظ
نثارنورمقدس هدف خلقت عالم حضرت فاطمه سلام الله علیها صلوات بریهودو سگ ولگردش وهابیت لعنت یاعلی مظهر العجایب لبیک یاخامنه ای
سه شنبه 29 فروردین 1391 04:53 ب.ظ
اقای مجنون علی مناظره کردن عالیه بایدباشه ولی کسی که انقلاب وقبول نداره میخوام سر به تنش نباشه چرانمیفهمید یهود نقشه کشیده شیعه باهم برادرند درسته من با حرفاش درباره ولایت مولا مشکل ندارم ولی انقلاب ماباخون هزاران محب ال الله ریخته شده این چیجوری رد میکنه انقلاب ورهبر رو اون حدیثی که میگه تفسیر داره .ولایت فقیه رو شما برو ایت الله سیستانی و علامه برات توضیح بدن مرگ بر یهود وضدولایت فقیه.
مجنون علی بسم رب الحیدر
شما که میگی میخوام سر به تنش نباشه هرکس انقلابو قبول نداره , ما فقط در جواب شما یه جمله میگیم شما خودت تا تهش برو:
میخوام دنیا نباشه اگه حیدر نباشه
مگه آقای الله یاری درباره ی انقلاب بد گفته که شما اینجوری به خون ایشون تشنه ای؟!
میدونید مشکل ما شیعه ها سنی و بدعتی نیست , مشکل ما شیعه هایی هستن(البته به ظاهر شیعه) که برای سنی کاسه داغتر از آش شدن
خدا هرکس رو روز محشر با عشقش محشور کنه:
سنی رو با خلفاشون
شما رو با انقلابتون
و ما رو هم که سگ اربابیم با امیرالمومنین محشور کنه
اللهم عجل الولیک الفرج
شنبه 5 فروردین 1391 10:27 ب.ظ
در سوره سجده آیه 22 قسمت دوم آمده (انا من المجرمین منتقمون) ترجمه آیه (ما از ستمکاران انتقام خواهیم گرفت) (جمع حروف ابجد این آیه = 1202) میباشد و با جمع حروف ابجد سه فرد ظالم و مجرمی که منظور این آیه است یکی میباشد ( ابوبکر 231 ) + ( عمر 310 ) + (عثمان 661 ) = 1202 -------- هرکس قرآن رو دیگه قبول ندارد حتما کافر است . هرکس هم حروف ابجد رو بلد نیست در گوگل سرچ کند پیدا میکند . فرج منتقم آل محمد صلوات . بر عمر و ابوبکر عثمان و عایشه کثیف لعنت
مجنون علی اجرت با صاحب الزمان(عج)
یا حیدر
شنبه 5 فروردین 1391 10:17 ب.ظ
لطفا سنی ها جواب بدهند . اگه جواب ندهید شما سنی ها کافرید که هستید . شما سنی ها میگید پیامبر بعد از خود جانشینی انتخاب نکرده . اگه این درست بوده و کسی نباید جانشین خود را انتخاب کند پس چرا ابوبکر لعنت الله علیه بعد از خود عمر لعنت الله علیه را انتخاب کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آخر باید کدوم رو قبول کنیم؟؟؟ اگه پیامبر جانشین انتخاب کرده در غدیر خم حضرت امیرالمومنین علی (ع) را انتخاب کرد و در همه روایات اهل سنت و شیعه هست . و اگر انتخاب نکرده چرا ابوبکر بعد از خود انتخاب کرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مجنون علی یا حیدر
شنبه 27 اسفند 1390 02:29 ق.ظ
ای مردک بی پدرو مادرو زنا زاده.ای شیظان یاری …خوب یادت دادن که مردم با شرف ایران چه ضعفی دارن اگه مردی که نیستی اصالتتو رو کن؟توی زنا زادرو از یتیم خانه ی امریکاییا در اوردن.من ایرانیمو کردموخوب از سیاست سر در میارم.من مخالف سیاست کشورمم.ولی به هیچ زنا زاده ای راه نمیدم به کشورم دست درازی کنه.سیاست تو همون سیاست اول انقلاب خمینی.ای بد پدرو مادر
مجنون علی بسم رب الحیدر
در جواب فحاشیت هیچی نمیگم فقط فرق هلال زاده و حروم زاده رو میگم تا مردم خودشون قضاوت کنن:
حضرت محمد(ص) فرمودند هیچ زن و مرد نا محرمی به هم محرم نمیشوند مگر که صیغه محرمیت بین آنها جاری شود.
خب باید بگم ما شیعه ها که صیغه محرمیت رو میخونیم ولی .........
ولی تا جایی که کتاباتون گفتن هیچ صیغه ای بین شماها خونده نمیشه
و در آخر بحث حرومزادگی باید بگم: بچه ای که از زن و مرد نامحرم بدنیا بیاد حرومزادست
حالا قضاوت با مردم که من حرومزادم یا تو؟؟؟؟!!!!!!
اگر آقای الله یاری (حفظ الله) افغانیه یا تو کشور آمریکا زندگی میکنه یا........ هرچی شما میگید؛ تونستید جوابشونو بدبد؟!!! نه که نتونستید
اگه الان اومدی به ایشون فحاشی میکنی دلیلش اینه که پته همتونو ریخته رو آب
اشکال نداره بسوز ما هم خوشحال میشیم
بازم فحاشی کردی که هزار بار نگفتن القاب خودتو به بقیه نسبت نده
مگه من برات اثبات نکردم که کی حرومزادست!!!!!!!
تو که حرف از اصالت میزنی چرا با اسم مستعار نظر دادی؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شنبه 27 اسفند 1390 02:28 ق.ظ
اگه عمر پهلوی فاطمه رو شکسته چرا علی حقشو نگرفته؟کسی که نتونه حق خون زنشو بگیره میتونه حق مسلمونارو بگیره؟علی چند سال خلافت کرد؟ ابوبکر که خلیفه شد علی چند سال داشت؟علی بعده ۴۰ سال خلافت ابوبکر و عمر و عثمان خلیفه شد.یعنی اگه خلافتو به یه الف بچه میدادند.اون یه الف بچه میتونست کشورگشایی کنه؟تازه اونجور که شما شیعه ها میگین علی خیلی بزدل بوده که به وصیت پیامبر عمل نکرده.اگه خودتونو به اون راه نزنید اعتراف میکنید که نیاکان شما سنی بودن و به زور شمشیر یارو اردبیلیه شیعه شدن . تبریز اردبیل مشهد ………
مجنون علی بسم رب الحیدر
بعد از نام خدا و لعن بر خلفای غاصب و دوستداران آنها باید به عرض برسونم:
اولا علی نه, حضرت امیرالمومنین حیدر کرار فاروق اعظم صدیق اکبر اسدالله الغالب علی ابن ابی طالب علیه السلام(فکر نکنی این القاب مال اون خلیفه های حرومزادتونه!!!!نه این القاب مال حضرت علی بوده که شماها دزدیدیدشون . از کتابای خودتون ثابت میکنم .اگه مشتاقی از لینک زیر برو ببین
http://www.amiralmomeninheydar.mihanblog.com/post/513 . )
دوما اگه به عقلت (که فکر نکنم داشته باشی) رجوع کنی باید بفهمی علی(ع) که درِ قلعه ی خیبر رو از جا در میاره نمیتونند از پس چند تا آشغال بر بیاند؟!
نه آقا تو خودتو هم کیشات خودتونو به نفهمی زدید فکر میکنید بقیه هم نمیفهمند. اگه بازم عقلت نکشید بگو تا دوباره از کتاباتون ثابت کنم که عمر(لعنت الله علیه) به قصد کشتن حضرت زهرا(س) به خانه علی(ع) حمله ور شد.
سوما همون خلیفه دومه زنا زادتون هزاران بار گفته اگه علی (ع) نبود هلاک میشدم(سند اینم هست خواستی بگو تا بگم کجای کتابتون نوشته)
چهارما خلافت به سال نیست به درست خلافت کردنه
خب احمق تو که خبر نداری و اطلاعاتت در حد صفره نیا با شیعه ها در بیوفت. ما جواب گنده تر از تو رو هم دادیم دیگه تو که.................
علی(ع) بعد از 25 سال خلیفه شد نه 40 سال(کتابای خودتونم نمیخونی, نه؟)
همون الف بچه که تو میگی عمر بن عبدوود که همه + خلفاتون ازش میترسیدن رو به هلاکت واصل کرد
اینم بگم که اگه به دستور پیامبر (ص) عمل میشد تو با این مغزه محدودت نمی اومدی اراجیف بگی
علی(ع) به وصیت پیامبر (ص) عمل نکرد؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
هه..ه.هه.... الله اکبر که چقدر شماها پررو و نفهمید. بی مغز علی (ع) داشت پیامبر(ص) رو دفن میکرد که خلفای حرومزادت داشتن سر جانشینی دعوا میکردن. واقعا خنده داره که خلفای مقام طلبتو با علی(ع) مقایسه میکنی
تو اسلام رو تو کشور گشایی میبینی؟!!!!!!! تو میدونی با همون کشور گشاییایی که عمر(لعنت الله علیه) کرد چند نفر رو به کشتن داد؟؟؟!!!!
اصلا من نمیدونم بخندم یا جوابه تو رو بدم
خیلی خنده داره که میگی شیعه ها به زور شمشیر شیعه شدن؟!!!!!
بازم میگم بی مغز ,شیعه توسط حضرت سلمان فارسی اون هم به خاص خودشون بوجود اومد

خب جوابه چرت و پرتاتو دادم حالا بذار یکم در مورد خلیفه دومه حرومزادتون بگم:
تو علی(ع) رو با دومی ملعون که به پیامبر(ص) حکم دیوانگی رو داد و دختر پیامبر(ص) رو به شهادت رسوند و توی دین بدعت آورد و.................... مقایسه میکنی؟؟؟؟؟
علی(ع) کجا حرومزاده ها کجا
لعن الله عمر
ثم ابابکر و عمر
ثم عثمان و عمر
ثم عایشه و عمر
ثم معاویه و عمر
ثم یزید سگ پدر
چهارشنبه 24 اسفند 1390 05:30 ب.ظ
درست همین است مناظره خوب است ولی مخالفت با نظام کفر ونا شکری است توسط این افغانی نادان شاید باج بگیر امریکاست زیرا انجا اقامت دارد این هم شهیدندادیم که یه افغانی که که خوری کنه ایت ایت الله قزوینی و...رابرامناظره داریم بسه
مجنون علی با سلام
برادر عزیز هیچوقت فراموش نکن که تمام شیعه ها با هم برادرن
پس به برادر دینی خودت توهین نکن
دلیل نمیشه چون هم وطن ما نیستن و حق میگن بهشون ناسزا بگیم
یاحیدر
سه شنبه 23 اسفند 1390 08:53 ب.ظ
سلامتی ارباب عوالم هستی امام زمان ونایب برحقش صلوات حق یاعلی
مجنون علی یا حیدر
شنبه 3 دی 1390 05:52 ب.ظ
علی جان
بگذار آدمیان طعنه زنند بر رویم/هر که خود را سگ کوی تو نخواند آدم نیست
شنبه 23 مهر 1390 12:23 ق.ظ
من افتخار میكنم سگ اهل بیت هستم. هزار بار اینو توضیح دادم. یه كم به مغزتون فشار بدید. من دارم میگم سگ حضرت علی(ع) هستم. من سگ اهل بیتم یعنی اینقد در مقابل اهل بیت پست و حقیر هستم كه مانند سگی در مقابل اونا هستم. تازه سگ اهل بیت بودن هم لیاقت میخواد كه انشالله لیاقت اونو بگیرم چون بعضی مراجع تقلید مانند آیت الله وحید خراسانی خودشون رو سگ حضرت حیدر علی(ع) میخونن. پس نه اینكه ما سگیم بقیه آدم. ما سگ اهل بیتیم و سگان اهل بیت پادشاهان روی زمینند. آقا ابراهیم یه كم فكر كن. پس سگان اهل بیت پادشاهند. ما سگ معمولی نیستیم كه بگیم واسمون بد میشه. ما سگ اهل بیتم یعنی در مقابلشون خیلی پست و حقیریم مانند سگی در مقابلشون. هر وقت كسی اینجوری فكر بكنه شیعه واقعی هست.
مجنون علی یا حیدر
جمعه 22 مهر 1390 07:49 ب.ظ
من از دوستداران اهلبیت هستم و نمیتوانم ادعای تشیع کنم چون شیعه مشخصات آشکار فراوان دارد که با چند کلمه دهن پرکن ثابت نمیشود . از این خیلی ناراحتم که چرا وقتی نام معصومین به میان میآید چرا برخی دوست دارند سگ علی باشند و یا سگ زینب و الی آخر تعصب در همه جا نامطلوب است مخصوصأوقتی پای آبروی مذهب شیعه به میان میاید . ای کسانی که به سگ بودن معصومین افتخار میکنید همه رنج معصومین در این راه بوده که روح انسانها را از مسخ شدن نجات دهد پس خود شما دستی دستی خود را سگ نکنید چون پیامبر در قیامت فقط انسانها را شفاعت خواهد کرد نه حیوانات کثیف را . شیعه بودن خود را با عمل خود و برای خود ثابت کنید نه به دیگران . بنا به فرمایش امام حسین وقتی پای امتحان به میان بیاید دینداران اندک خواهند بود . مطلب دیگر راجع به لعن به خلفا است که اهل سنت هیچ به این سؤال جواب نداده اند که با وجود سالهای طولانی که برای تقرب به خدا بدستور معاویه به علی لعن میکردند با اینکه در شرافت علی همه مسلمین متفق هستند چرا دایی مکرم اهل سنت بر لعن علی دستور داد؟
مجنون علی ما هزار بار این قضیه رو توضیح دادیم و وقت اضافی نداریم که یک قضیه رو صد بار بگیم
در ضمن شیعه به کل جهان ثابت شدست احتیاجی نیست که بخوایم ثابت ترش کنیم حالا شما اگه نمیدونی به ما ربطی نداره
در رابطه با لعن هم باید بگم برو آیه 143 سوره نساء رو بخون بعد بیا بگو لعن کنیم یا نه .........
اگه به نظره تو لعن برای ما بده و گناه داره و سگ اهل بیت بودن اشکال داره ؛ ما میگیم اشکال نداره ما دوست داریم گناه کنیم (که به حقانیت خدا قسم گناه نمیکنیم چون خود خدا تو فرآنش سوره نساء آیه 143 گفته)
حالا من نمیدونم که شیعه هستی یا سنی(بدعت گذار)؟!!!!!!! هرچی هستی بدون شیعه واقعی اونیه که اهل بیت پیامبر(ص) رو دوست داشته باشه و نسبت به دشمنان اهل بیت خصم داشته باشه(یعنی تولی و تبری)
در ضمن اگر میخواید مناظره کنید یا نظراته شخصیتون درباره دین رو بگید حتما یه سری به سالن مناظره ما بزنید:
www.amiralmomenin.vcp.ir/forum
سه شنبه 19 مهر 1390 03:36 ب.ظ
علی آقا وقتی قرآن صراحتا به كافران لعن می كند چرا اینو میگی؟؟؟؟؟ این حرف فقط حرف دشمنان خدا و اهل بیت هست. ما شیعیان كافر بودن عمر رو از رو كتاب های خود سنی ها ثابت كردیم پس بر عمر حروم زاده لعنت. ما از خودمون در نمیاریم. قرآن گفته. پس اول فكر كن بعد حرف بزن. باید حب و بغض داشته باشی تا شیعه واقعی بشی. از بس سنی های ترسو خودشون رو به عنوان شیعه جا میزنند كه وقتی فرقه مسخرشون ضایع شد به عنوان سنی ضایع نشند. اینو همه میدونند كه سنی ها همیشه بازنده بودند و بازنده هستند و بازنده خواهند بود. بر عمر زنا زاده لعنت
مجنون علی یا حیدر
سه شنبه 19 مهر 1390 01:38 ب.ظ
آخه سنیه احمق ما کسی رو که به بانو فاطمه الزهرا(س) سیلی بزنه تا قیامت لعن میکنیم.تازه کثافت کاریایه عمر و 2تای دیگه هم بر هر آدم بیداری آشکار.شما که خواب نمایید.ما شیعیان یک صدا میگوییم بر عمر و عثمان و ابوبکر تا قیامت لعنت.
مجنون علی شیر مادرت حلالت
اجرت با صاحب الزمان(عج)
تصلای دل بیبی فاطمه الزهرا(س):
لعن الله و عمر
ثم ابابکر و عمر
ثم عثمان و عمر
ثم عایشه و عمر
ثم معاویه وعمر
ثم یزید سگ پدر
سه شنبه 19 مهر 1390 12:48 ب.ظ
روزی برنامه آقای اللهیاری را می دیدم که یک نفر زنگ زد و سوالی از او پرسید و به اللهیاری گفت که شیعه است ولی اللهیاری حرفش را باور نکرد و به همین خاطر به شخص سوال کننده گفت:(بر عمر لعنت بفرست ، بر عثمان لعنت بفرست و ... تا باور کنم که شیعه هستی) و همچنین روزی یک فرد به اللهیاری زنگ زد و گفت می خواهم شیعه بشود آقای اللهیاری هم گفت باید برای شیعه شدن به عمر و عثمان و ابوبکر لعنت بفرستی و آنها را فحش بدهی.
خیلی برایم جالب است که این چه مذهبی است که انسان را به فحش و نفرین و لعنت سفارش می کند و چگونه این مذهب می تواند اسلام باشد
مجنون علی با سلام خدمت شما
اگه شما برنامه آقای الله یاری رو کامل دیده باشید؛ برنامه آقای الله یاری دو خط برای تماس گرفتن داره :1. خط شیعیان و 2. خط مخالفین
اگر آقای الله یاری به اون آقا گفته لعن به اون سه تا حرومزاده بفرست بخاطره این بوده که بعضی از اهل سنت(اهل بدعت) با خطه شیعیان تماس میگیرند و قصدشونم اینه که یا میخوان به محض وصل شدن فحش و ناسزا بگن و یا میخوان زودتر نوبتشون بشه.
برنامه آقای الله یاری 1 قانون داره که اگه با خطه شیعیان تماس بگیری باید لعن به سه خلیفه ملعون بفرستی تا واقعا ثابت بشه که شیعه هستی والا هر سنی میاد با خط شیعه ها زنگ میزنه و وقته تمامه شیعه ها رو میگیره.
و اما درباره فحش و ناسزایی که در رابطه با اون سه تا حرومزاده گفتی باید اینجوری جوابتو بدم:
اگر کسی به مادره تو اهانت کنه(حالا زدن مادرتو پهلوشوشکستن پیشکش) تو چیکارش میکنی.........؟
حالا تو فرض کن یکی بیاد به مادره تمامه شیعه ها و سرور تمامه زنان عالم اهانت کنه و حمله ور بشه
اگه نمیدونی باید بگم اون عمری که بعضیا و یا حتی خوده تو میگید بهش فحش نده قاتل دختره پیامبر بوده
اون دو تا دیگه هم که تو کل زندگی کثافتشون بسیار به حضرت زهرا(س) بی احترامی کردن.
اگه هم میخوای ملاکه ما تو فحش دادنه به اینا رو بدونی؛ باید بگم که ملاکه ما قرآنه و دلیله فحش دادنه ما به اینا آیه 143 سوره نساء

والسلام
سه شنبه 19 مهر 1390 02:20 ق.ظ
(6) الف - سنن ترمذى، ج 5 ص 236، كتاب تفسیر القرآن، باب 6، تفسیر سوره مائدة، ح 3049. «... فدعى عمر فقرئت علیه فقال: انتهینا انتهینا.

ب - سنن أبی داود، ج 3 ص 325، كتاب الاشربة، باب اول، ح 3670.

او قول عمر را با یكبار كلمه: «انتهینا» مى‏آورد.

ج - سنن نسائى، ج 8 ص 299، كتاب الاشربة، باب اول، ح 5550.

او مى‏نویسد: لما نزل تحریم الخمر قال عمر: اللهم بیّن لنا فی الخمر بیانا شافیا... (!)
ما كه نفهمیدم بعد از نزول تحریم دیگر بیان شافى چیست؟! از همین روایت نیز معلوم مى‏شود كه قبلا خمر حرام شده بود. چنانچه بعض علماى اهل سنت تصریح كرده‏اند كه رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بعد از بعثت اول چیزى را كه حرام كرد شرب خمر و منازعه و ناسزاگوئى بوده است.

(7) ر ك: الغدیر، ج 7 ص 101.

(8) همان، ج 6 ص 257 و 258.

(9) سنن البیهقی، ج ۸، ص ۲۹۹ ؛ المبسوط، ج ۲۴، ص ۱۱ ؛ اجامع المسانید أبی حنیفه، ج۲، ص 1۹۲ ؛ کنز العمال، ج ۵، ص ۵۲۲ .
سه شنبه 19 مهر 1390 02:19 ق.ظ
پی نوشت ها:



--------------------------------------------------------------------------------


(1) الف - صحیح بخارى، ج 7 ص 137، كتاب الاشربة، باب ما جاء فی أنّ الخمر ما خامر العقل.

ب - سنن أبی داود، ج 3 ص 324، كتاب الاشربة، باب اول، ح 3669.

«... والخمر ما خامر العقل...». (قسمتى از حدیث صحیح بخارى).

(2) الف - صحیح بخارى، ج 6 ص 67، تفسیر سوره مائده.

«قال انس:... فانى لقائم أسقى ابا طلحة وفلانا وفلانا...». (لابد اسم آن دو نفر را فراموش كرده بود!).

ب - صحیح مسلم، ج 3 ص 72 - 1570، كتاب الاشربة، باب اول، ح 9 - 3.

او اسامى مذكور در متن را در ضمن 4 حدیث مى‏آورد.

ج - سنن أبی داود، ج 3 ص 325، ابتداى كتاب الاشربة، ح 3673.

«عن أنس قال: كنت ساقى القوم حیث حرمت الخمر فی منزل أبی طلحة...». (همین و دیگر هیچ).

د - سنن نسائى، ج 8 ص 300 و 301، كتاب الاشربة، باب 2 ح 5551 و 5552.

او در حدیث شماره 5552 از قول انس چنین مى‏نویسد: «كنت أسقى ابا طلحة وأبی بن كعب وابا دجانة فی رهط من الانصار...».

(3) آیه 219 از سوره بقرة. یعنى: از تو درباره شراب و قمار مى‏پرسند. بگو در آنها گناهى بزرگ... مى‏باشد. دنباله آیه مى‏گوید... و منافعى براى مردم دارد كه گناه آن دو از منافعشان بیشتر است. عده‏اى -از جمله عمر- شراب را مى‏خوردند به این عذر كه ما براى منفعتش مى‏خوریم نه براى گناه! گوئیا با این نیت گناه برطرف مى‏شود!
(4) آیه 42 از سوره نساء، یعنى: اى مومنین در حال مستى به نماز نزدیك نشوید.
(5) آیه 91 از سوره مائدة. یعنى: همانا شیطان مى‏خواهد به وسیله شراب و قمار بین شما دشمنى و كینه ایجاد كند و شما را از یاد خدا و نماز باز دارد. آیا دست برمى دارید؟
سه شنبه 19 مهر 1390 02:13 ق.ظ
مى‏گوئیم:

أوّلاً - هر چه كه در آن گناه باشد قطعا حرام است ولو آنكه داراى منافعى هم باشد و لذا نمى‏توان گفت كه خداوند فرمود: در خمر گناهى بزرگ است ولى آن را حرام نكرد. مگر ممكن است كه چیزى حرام نباشد ولى مرتكب آن گناهكار باشد؟! ولذا عده‏اى از علماى اهل سنت نوشته‏اند كه حرمت خمر به آیه سوره بقره بوده است نه به آیه سوره مائده.(7)

ثانیاً - عمر تا آخر عمر دست از خوردن شراب مسكر برنداشت و حتى اتفاق افتاده كه ظرف شراب او را دیگرى خورد و مست شد و عمر نیز او را تازیانه زد. (8)

ثالثاً - عمر خود دستور به خوردن نبیذ شدید مى‏داد و چاره آن را نیز اضافه كردن آب دانسته و صریحا مى‏گوید: «اگر از شدت نبیذى مى‏ترسید بدان آب بیفزائید».(9)

نكته دیگرى كه از روایات صحاح بر مى‏آید اینكه: وقتى آیات مربوط به خمر نازل مى‏شد آن را بر عمر مى‏خواندند. سؤال این است: مگر عمر در میان اصحاب چه خصوصیتى داشت كه آیات فوق بر او خوانده مى‏شد؟ آیا چنین نبود كه در میان آنها علاقه او به شرب خمر از همه بیشتر بوده و دیرتر از همه آن را ترك كرد؟ (البته اگر از روایت نسائى و روایاتى كه علامه امینى رحمه‏الله از بعض كتب اهل سنت مبنى بر استمرار شرب خمر به عنوان نبیذ شدید، چشم پوشى كنیم.)

سه شنبه 19 مهر 1390 02:10 ق.ظ
شراب خواری عمربن خطاب در کتب اهل سنت
علامه امینى در ج 7 الغدیر از ص 95 إلى ص 102 بحث جالبى در این زمینه دارد و در ضمن آن از ابن حجر در فتح البارى و عینى در عمدة القارى (كه هر دو در شرح صحیح بخارى مى‏باشد) نقل كرده است كه ابو بكر و عمر بن الخطاب نیز جزء آنان بوده‏اند. حتى گفته‏اند كه ابو بكر در رثاء كشته‏هاى بدر از قریش اشعارى خواند و چون خبر به رسول خدا (صلى‏الله ‏علیه ‏و ‏آله) رسید با غضب نزدشان رفت و چون حضرتش را با آن حال دیدند گفتند: نعوذ بالله من غضب رسول اللّه . ابن حجر در اصابه مى‏نویسد كه ابو بكر قبل از تحریم خمر شراب خورد و در رثاى كشته شدگان بدر از مشركین اشعارى سرود.

(البته از روایت بخارى كه انس مى‏گوید من به ابو طلحه وفلان وفلان خمر مى‏نوشاندم برمى‏آید كه مراد، ابو بكر و عمر مى‏باشند).

اما آنچه كه در صحاح درباره شرابخوارى عمر آمده چنین است:

«عمر گفت: خدایا! در مورد خمر بیان كافى و روشنى بفرما. آیه‏اى كه در سوره بقره است نازل شد. «یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فیهِما اِثْمٌ كَبِیرٌ...»; یعنی: درباره شراب و قمار از تو مى‏پرسند بگو در آن دوگناهى بزرگ است. (3)

آیه را براى عمر خواندند. او گفت: خدایا در مورد خمر، بیانى روشن بفرما. (گوئیا از نظر عمر گناه بزرگ بیان روشنى نبود!) آیه‏اى كه در سوره نساء است نازل شد: «یا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَأَنْتُمْ سُكارى»; یعنی: اى كسانى كه ایمان آورده‏اید در حال مستى به نماز نزدیك نشوید. (4) آیه را براى عمر خواندند. گفت: خدایا! در مورد خمر بیانى روشن بفرما. آیه‏اى كه در سوره مائدة است نازل شد. تا آنجا كه فرمود: «فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ». (5) یعنى آیا دست بر مى‏دارید؟ كه عمر دو بار گفت: دست برداشتیم. (6)

ممكن است در پاسخ گفته شود كه از مجموع مجلس منعقد شده در منزل ابو طلحه و روایات صحاح چنین بر مى‏آید كه ابو بكر و عمر تا قبل از نزول حرمت خمر شراب مى‏نوشیدند و بعد از آنكه حرام شد دیگر از آن نخوردند.

چهارشنبه 13 مهر 1390 03:43 ب.ظ
قربون تو مجنون علی. اجرت با صاحب الزمان (عج). آقای فاتح همینجوری كه نمیشه دروغ رو اثبات كرد. تو برو كتابتون رو بخون. باید سند بیاری كه بگی دروغه. چون ابروت ریخته نمیتونی كاری بكنی میگی دروغه. واقعا فرقه مسخره ای دارید. یه كم عقلتون رو به كار بیاندازید. یا حیدر امیرالمومنین علی مرتضی (علیه السلام)
مجنون علی اجرت با حیدر كرار
یا علی
سه شنبه 12 مهر 1390 02:22 ق.ظ
من كلب چهارده معصوم هستم (سگان چهارده معصوم پادشاهان روی زمینند) فاتح مردم خودشون میفهمن كی راست میگه كی دروغ. الان میدونم جوابی نخواهی داشت خواهی گفت دروغه. خب برو ببین اگه فكرمیكنی دروغه. بدجور آبروتون ریخت. تازه خیلی حرف و سند دارم. وقت نمیكنم. راستی مردم اونایی كه اسمم یكی هست مطلب با اون مطلب ارتباط داره. مثلا مطلب كلب الزینب ادامه اش در كلب الزینب بعدی هست. مردم حقیقت رو همه میدونن. منم اینجا با سندهای كتاب خودشون ثابت كردم عمر زنا زاده كافر است. یا حیدر علی(ع)
مجنون علی حضرت فاطمه پشت وپناهت
شیعه واقعی به تو میگن
شرمنده عزیز من وقت نمیکنم جواب اینا رو کامل بدم,ممنونم که منو توی این امر و اثبات حقانیت شیعه بر اهل بدعت کمک میکنی. کلا هروقت هم که جوابشونو میدم (از روی کتاباشون) میگن دروغ میگی یا از خودتون در آوردید. ولی الحمدلله دروغگویی اهل بدعت به همگان ثابت شده
یا علی
سه شنبه 12 مهر 1390 02:06 ق.ظ
انا جذیلها المحكك و عذیقها المرجب

یعنی من در میان شما گروه انصار به منزله آن چوبی هستم كه پشت شتران را با آن می خارانند و درختی كه به زیر سایه اش پناه می برند . حال كه چنین است شما مهاجریت برای خود فرمانروایی برگزینید و ما هم برای خود زمامداری انتخاب می كنیم .

در پی این سخن ، بگومگو و سر و صدا از هر طرف برخاست و چند دستگی و اختلاف به شدت ظاهر گردید . من از این موقعیت استفاده كردم و به ابوبكر گفتم دستت را دراز كن تا با تو بیعت كنم . او هم دستش را پیش آورد و من با او بیعت كردم . پس از اینكه از كار بیعت با ابوبكر فراغت یافتم ، به سوی سعد ابن عباده هجوم بردیم ... .

بعد از همه این حرفها ، اگر كسی بدون كسب نظر و مشورت با مسلمانان ، با مردی به خلافت بیعت كند ، نه از او پیروی كنید و نه از بیعت گیرنده ، كه هر دو مستحق كشته شدن هستند .


(صحیح بخاری ، كتاب الحدود ، باب رجم الحبلی ، 4/119-120, سیره ابن هشام 4/336-338, کنزالعمال 3/139 ح2326)

سه شنبه 12 مهر 1390 02:05 ق.ظ
سقیفه به نقل از عمر ، در روایتی از صحیح بخاری



توضیح : صحیح بخاری یكی از صحاح سته است كه سنی ها پس از قرآن هیچ كتابی را به اندازه این شش كتاب قبول ندارند و كلیه مطالب مندرج در این شش كتاب را صحیح می دانند.

بخاری در صحیح خود داستان سقیفه را از قول عمر چنین تعریف می كند :

وقتی كه پیامبر ازدنیا رفت ، از خبرهایی كه به ما رسید ، یكی این بود كه انصار در سقیفه بنی ساعده اجتماع كرده اند . من هم به ابوبكر پیشنهاد كردم كه بیا تا ما هم به برادران انصار خود بپیوندیم . ابوبكر موافقت كرد و ما ، همراه یكدیگر ، خود را به سقیفه رساندیم . علی و زبیر و همراهان ایشان با ما نبودند . هنگامیكه به سقیفه رسیدیم متوجه شدیم كه طایفه انصار مردی را كه در گلیمی پیچیده بودند و می گفتند سعد بن عباده است و تب دارد ، با خود به آنجا آورده بودند . ما در كنار ایشان نشستیم و سخنران آنها برخاست و پس از حمد و سپاس خدا ، گفت : ما یاران خداییم و نیروی رزمنده و به هم فشرده اسلام ، اما شما گروه مهاجرین ، مردمی به شماره اندك هستید و.... .

من (عمر) خواستم در پاسخ او چیزی بگویم كه ابوبكر آستینم را كشید و گفت : خونسرد باش . پس خودش از جای برخاست و به سخن پرداخت :

به خداقسم كه او در سخن خویش هیچ نكته ای را كه من می خواستم بر زبان بیاورم فروگذار نكرد . یا همان را گفت یا بهتر از آن را بر زبان آورد .

او گفت :

ای گروه انصار ! آنچه را از خوبی و امتیازات خود برشمردید ، بی گمان ، اهل و برازنده آن هستید . اما خلافت و فرمانروایی ، تنها در خور قبیله قریش است ، زیرا كه آنها از لحاظ شرافت و حسب و نسب مشهورند و در میان قبایل عرب ممتاز . این است كه من به خیرخواهی شما ، یكی از این دوتن را پیشنهاد می كنم تا هریك را كه بخواهید به خلافت انتخاب و با او بیعت كنید . این بگفت و دست من و ابوعبیده را گرفت و به آنان معرفی كرد . تنها این سخن آخر بود كه از آن خوشم نیامد . در این هنگام ، یكی از انصار برخاست و گفت :

سه شنبه 12 مهر 1390 01:58 ق.ظ
روابط متقابل و دوستانه عمر با مشرکان در جنگهای پیامبر اکرم صلی الله علیه واله


عمر و مشرکان در جنگ های مختلفی که بین مسلمانان و مشرکان به وقوع پیوست روابط دوستانه ای داشتند. در تاریخ مشاهده می کنیم که مشرکان در صحنه دو جنگ احد و خندق با اینکه می توانستند او را بکشند از کشتن وی خودداری کردند:

در جنگ احد خالد بن ولید همراه با سوارانش امکان آن را یافت که عمر را از دم تیغ بگذراند اما چنین نکرد. (1)

همچنین در جنگ احد ضرار می توانست عمر را بکشد اما چنین نکرد. (2)

در جنگ خندق نیز ضرار بن خطاب فهری می توانست عمر را بکشد اما او را نکشت. (3)

علت امتناع از کشتن عمر در این جنگها توسط مشرکین آگاهی آنها به حقیقت حال او بود. مشرکان عمر را می شناختند و از نفاق و عدم دین داری وی آگاه بودند. و اگر علت عدم کشتن عمر غیر از چیزی بود که بیان کردیم پس چرا مشرکان نسبت به یاران واقعی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله همچون مولا علی علیه السلام و حمزه و... ترحم نشان نمی دادند ؟

این مساله مستلزم آنست که متقابلا عمر نیز دست به قتل رجال قریش نگشاید و در عمل نیز چنین شد و عمر در تمام جنگهای رسول الله صلی الله علیه و اله با کفار و یهود, از صحنه گریخت. (4)

عمر شمشیرش را در کشتن هیچ کافر یا یهودی به کار نبرد. چنانچه از فرزندش عبدالله به عمر نقل شده است:

شمشیر عمر چهارصد درهم نقره داشت و معاویه شمشیر عمر را به دست آورده بود اما او هم آن را به کار نبرد. (5)


اسناد:

(1) مغازی الواقدی ج1ص237

(2) السیرة الحلبیة حلبی شافعی ج2ص321

(3) مغازی الواقدی ج1ص471 – مختصر تاریخ دمشق ابن عساکر ج11ص156-157 – طبقات الشعراء ص63 – البدایة و النهایة ج3ص107

(4) مفاتیح الغیب ج9ص52 – تفسیر فخر الرازی ج3ص398 – السیرة الحلبیة ج2ص227 – تلخیص المستدرک ج3ص37 – المستدرک حاکم ج3ص37.

(5) كنزالعمال ج6ص694 ح17448 – الاصابة ابن حجر ج2ص209 – تاریخ ابوالفداء ج1ص222و221 – تاریخ الطبری باب جنگ احد.
سه شنبه 12 مهر 1390 01:56 ق.ظ
مدح و ستایش مشرکان در جنگ بدر توسط عمر




عمر در جنگ بدر کشته های مشرکین را ستایش کرد و گفت:

در چاه های بدر, جوانمردان و بزرگواران عرب افتاده اند. آیا پسر کبشه (یعنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله) به من وعده می دهد که زنده خواهم شد چگونه ممکن است استخوانهای پوسیده زندگی کنند ؟!!!

آیا از اینکه مرگ را از من دفع کند ناتوان است اما وقتی استخوانهایم بپوسد آنها را می تواند زنده سازد ؟!!!

چه کسی است که به رحمن (یعنی خداوند تبارک و تعالی) بگوید که من ماه روزه را ترک گفته ام !! (1)

همچنین اهل سنت در کتب خود آورده اند که ابوبکر و عمر در معرکه بدر قریش (مشركان) را ستودند .که پیامبر خدا از آنان اعراض نمود و رو برگرداند. (2)




اسناد:

(1) المستطرف ج2ص260 – جامع البیان ج2ص211

(2) مسلم ج 3 ص 1403- 1404 - سیره نبوی ابن کثیر ج 2 ص 391-395.- دلائل النبوه ج 3 ص 106.- سیره ابن دحلان ج 1 ص 313.

سه شنبه 12 مهر 1390 01:53 ق.ظ
سوال ما از ابوبکر

چطور است که تو (ابوبکر) می فهمی اگر جانشین برای خودت انتخاب نکنی مردم به اختلاف می افتند ولی حضرت رسول صلی الله علیه و اله (نعوذ بالله) نمی فهمیدند که باید جانشین انتخاب کنند تا مردم به اختلاف نیافتند ؟؟؟


سوال ما از خلیفه ناشناس و بیعت کنندگان

چرا هنگام بیعت نام خلیفه بیان نشد ؟؟؟ چرا بیعت کنندگان با شخصی مجهول بیعت کردند ؟؟؟ کدام عقل سالمی قبول میکند که با شخصی که نمی داند بیعت کند ؟؟؟


سوال ما از عمر

به راستی چرا عمر که هنگام نوشتن وصیت پیامبر اکرم گفت: ان الرجل لیهجر (مرد هذیان میگوید!!!) و نگذاشت پیامبر وصیت نموده و خلیفه بعد از خویش را معین نماید. در اینجا چیزی نگفت ! آیا پیامبر که به نص آیه قران: (ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی) سخن او وحی الهی است -العیاذ بالله- هذیان میگوید ولی شخصی عادی مانند ابوبکر مصون از هذیان گوئی است !!!

بلی با توجه به اعتقاد اهل سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله به فکر تعیین جانشین برای خویش نبوده است !!! ولی خلیفه اول -در دم واپسین حیات و در حال غشوه دم مرگ و بیهوشی منتهی به جان دادن- از روی دلسوزی برای اسلام و پیشگیری از اختلاف برای خویش جانشین انتخاب میکند !!!


(طبقات ابن سعد 4/200 - 274 -- واقدی بنقل از تاریخ الخلفا سیوطی ص 82 -- السیاسه و الامامه ابن قتیبه دینوری 1/24 -25 -- تاریخ مدینه ابن شبه 1/667 -- تاریخ طبری 3/1238 ص429 چ مصر -- عقد الفرید از ابن عبد ربه 2/208 چ از هریه مصر -- شرح نهج البلاغه از ابن ابی الحدید 1/3 -16 -165 -- کنز العمال از حسام الدین هندی 5/674 - 681 به روایت از ابن سعد- احمد حنبل - سیف بن عمر - لالکائی - ابن جبیر طبری - حسن بن عرفه - ابن عساکر و ابن کثیر.)
سه شنبه 12 مهر 1390 01:47 ق.ظ
فرار عمر از جنگ سلسله


جنگ سلسله در وادى رمل بود. این جنگ هم مثل جنگ خیبر بود؛ زیرا نخست پیغمبر اكرم - صلّى اللّه علیه وآله - ابوبكر را به میدان فرستاد، ولى او با لشكر گریخت ، سپس عمر را فرستاد، او نیز با افراد تحت فرمانش فرار كرد، ولى بعد از آنها على - علیه السّلام - را فرستاد و على - علیه السّلام - با غنایم و اسیران برگشت . شیخ مفید این نبرد را به تفصیل در كتاب ارشاد نقل كرده است. (1)

این جنگ سلسله غیر از جنگ ذات السلاسل است كه در سال هفتم هجرت به فرماندهى عمروبن عاص روى داد. در آن جنگ نیز ابوبكر، عمر و ابو عبیده جراح ، تحت فرماندهى عمرو بن عاص بودند، چنانكه عموم مورخان گفته اند. (2)




اسناد:



(1) الارشاد للشیخ المفید ص 60 - 61 ط الحیدریة.

(2) السیرة النبویة لابن هشام ج 4 / 272 و 274، الكامل لابن الاثیر ج 2 / 156، السیرة الحلبیة ج 3 / 190.

سه شنبه 12 مهر 1390 01:45 ق.ظ

اسناد:

(1) این حدیث را حاكم نیشابورى در كتاب خود، به همین نحو كه گفتیم نقل كرده است . سپس مى گوید: این حدیث با سند صحیح نقل شده است ، ولى بخارى و مسلم روایت نكرده اند! - ذهبى با تصریح به صحت آن در تلخیص مستدرك آورده است. فرار أبو بكر و عمر در روز خیبر: راجع: ترجمة الامام على بن أبى طالب من تاریخ دمشق لابن عساكر ج 1 / 169 ح 233 و 234 و 235 و 236 و 240 و 241 و 247 و 261 و 262 ط 1، مناقب على بن أبى طالب لابن المغازلى ص 181 ح 217 ط 1، خصائص أمیر المؤمنین للنسائی ص 52 و 53، أسد الغابة ج 4 / 21، مسند أحمد ج 6 / 353، البدایة والنهایة ج 4 / 186، الغدیر ج 1 / 38، مجمع الزوائد ج 9 / 122 و 124، مصنف ابن أبى شیبة ج 6 / 154، الصحیح من سیرة النبی الاعظم ج 3 / 282، تذكرة الخواص، مسند البزاز ج 1، الكامل لابن الاثیر ج 2 / 149, ترجمة الامام على بن أبى طالب من تاریخ دمشق لابن عساكر ج 1 / 177 ح 242 و 243 و 247، شذرات الذهبیة لابن طولون ص 52.

(2) این حدیث در بسیاری از کتب روایی و تاریخی آمده است که ما در اینجا فقط به گوشه ای از آنها اشاره می کنیم: فرائد السمطین ج 1 / 259 ح 200، المعجم الصغیر للطبرانی ج 2 / 100، مجمع الزوائد ج 6 / 151، المستدرك للحاكم ج 3 / 38، عیون الاثر ج 2 / 132، ترجمة الامام على بن أبى طالب من تاریخ دمشق لابن عساكر ج 1 / 163 ح 227 و 228 و 229 و 230 و 231، تذكرة الخواص للسبط بن الجوزى ص 24 ط الحیدریة، صحیح البخاری ج 5 / 22، صحیح مسلم ج 7 / 121 ط العامرة بمصر، خصائص النسائی ص 55 ط الحیدریة، السنن الكبرى للبیهقی ج 9 / 106، حلیة الاولیاء ج 1 / 62، ینابیع المودة ص 48 ط اسلامبول.



نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

عبادت بی ولایت حقه بازیست
اساس مسجدش بتخانه سازیست
چرا سنی نمیخواهد بداند
وضوی بی ولایت آب بازیست
یا علی
مدیر وبلاگ : مجنون علی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
کدام مذهب ؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Google PageRank Checker
فال حافظ
یا حیدر


http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG
ابزاروبلاگ

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic