تبلیغات
هیئت امیرالمومنین علیه السلام - نقش نماز در شخصیت جوانان قسمت 1
هیئت امیرالمومنین علیه السلام
مناظره با اهل سنت
جمعه 15 مرداد 1389 :: نویسنده : مجنون علی
سلام دوستان در این بخش براتون مقاله ای آماده کردم که خیلی زیاده و باید این مقاله رو به چند بخش تبدیل کرد در این بخش (بخش اول) موضوعات عبارتند از :
نقش نماز در شخصیت جوانان

روح و حقیقت نماز
اهمیت دوران جوانى

انعطاف پذیری روحیه جوانان
و....



لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید


نقش نماز در شخصیت جوانان

براى پرداختن به این موضوع كه نماز در ساختار شخصیت جوان، موجد چه آثارى بوده و نقش و تأثیر آن تا چه حدى است به نظر مىرسد كه تبیین و توضیح چند مطلب در این باب لازم و ضرورى باشد. نخست حقیقت و روح نماز است و دیگرى اهمیت دوران نوجوانى و جوانى و نیز روحیه انفعالى و تأثیر پذیرى این نسل (نسل جوان) در مقابل عوامل خارجى است. به نظر مىرسد تا وقتى كه مطالب و مسائل مزبور روشن نشود و جایگاه خود را پیدا نكنند فواید و آثار این امر عبادى یعنى نماز در زندگى جوانان در پردهاى از ابهام خواهد ماند و قطعاً موضوع مورد بحث، موضع و جایگاه حقیقى خود را پیدا نكند. لذا به همین خاطر ابتدا به مطالب مزبور پرداخته، سپس ارتباط نماز با تعدیل و تكامل شخصیتى و ایفاى نقش آن در زندگى فردى و اجتماعى جوانان را بیان خواهیم كرد.

روح و حقیقت نماز

نماز لفظ و واژهاى است كه در متون دینى ما بعنوان «صلاة» از آن یاد شده و داراى معانى متعدّدى بوده كه یكى از آن معانى، همین عمل مخصوصى است كه به نام «نماز» در دین اسلام تشریع شده است. این لفظ در برخى از آیات به معناى سلام و تحیت آمده است آنجا كه خداوند در قرآن مىفرمایند: إنَّ الله وملائكته یصلّون على النّبى یا ایّها الذین آمنوا صلّوا علیه وسلّموا تسلیماً.

«همانا خداوند و فرشتگان بر پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) درود مىفرستند شما هم اى اهل ایمان بر او صلوات و درود بفرستید و با تعظیم بر او سلام گوئید»(1). و در آیه دیگر با اشاره به همین معنى مىفرمایند: هو الذى یصلى علیكم وملائكته «اوست خدایى كه هم او و هم فرشتگانش بر شما تحیت و رحمت مىفرستند»(2). وبه معناى دعا هم در برخى از آیات آمده است. آنجا كه به پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)دستور گرفتن زكات داده مىشود خداوند مىفرماید بعد از گرفتن زكات براى آنها و در حقشان دعا كن. خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم وتزكیهم بها وصلّ علیهم إنّ صلواتك سكن لهم.

«اى رسول ما، تو از مؤمنان صدقات را بگیر تا بدان واسطه نفوس آنان را پاكیزه سازى و آنها را به دعاى خیر یاد كن همانا دعاى تو در حق آنان، موجب تسلى خاطر

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ سوره مباركه احزاب، آیه 56. 2 ـ سوره مباركه احزاب، آیه 43.
آنهاست»(1). «صلاة» به هر دو معناى مزبور كه در حقیقت به معناى واحد بر مىگردند كه همان دعا باشد مورد بحث ما نیست بلكه مراد از «صلاة» همان معنایى است كه با طریق مشخص و با اركان مخصوص و جزئیات معین از طرف شارع مقدس، حقیقت پیدا كرده است و پیامبر خاتم(صلى الله علیه وآله وسلم)آن حقیقت نازله را در عمل تشریع و خود، آن را تحقق عملى بخشید. نه تنها شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) در طول عمرش به عمل بدان پاى بند بود بلكه همه مسلمین موظف بودند كه آن را شبانه روز پنج بار بجاى آورند. اَقم الصلاة لدلوك الشمس الى غسق اللیل.

«نماز را از زوال خورشید تا نهایت تاریكى شب برپا دار»(2). كه این آیه اشاره اجمالى به نمازهاى پنج گانه دارد. نماز با این شیوه مرسوم كه مصداق آن براى همه مسلمین روشن و آشكار است چیزى نیست كه مورد فهم و درك نباشد چون آنچه كه از سنّت رسول اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم)و اهل بیتش استفاده مىشود پر واضح است كه این تلقى از نماز یعنى اعمال مخصوصهاى كه با تكبیرة الاحرام شروع و به سلام ختم مىگردد. و این است معناى دیگرى كه از آیات استفاده مىشود. آنچه كه مسلّم است این است كه این عمل ظاهرى كه اصطلاحاً بدان نماز گفته مىشود تمام حقیقت نماز نیست بلكه این صورت و چهره ظاهرى آن است. نماز امرى

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ سوره مباركه توبه، آیه 103. 2 ـ سوره مباركه اسراء، آیه 78.
است الهى كه تحقق آن همانند سایر امور داراى ظاهر و باطن است كه در متون دینى به هر دو جهت آن اشارت رفته است. تصویر ظاهرى نماز همان است كه با اعمال مخصوصه انجام گیرد و حفظ آن نیز فرض و واجب است امّا روح و باطن نماز عبارتست از: اخلاص، حضور قلب، ذكر خداوند و تعظیم در مقابل او، امید و دلبستگى به ذات ربوبى، اعتماد و ركون به وجود سرمدى و محو شدن در مقابل ذات یكتایى كه در مقابل عظمت و جلالت او قیام نموده است. حقیقت نماز اعم از معناى ظاهر و باطن است و محدود و محصور نمودن آن به ظاهر، چون محدود نمودن حقیقت انسان و انسانیت او به جسم مادى است. همانطور كه حقیقت انسان در این جسم خاكى و هیكل مادى قالب گیرى شده و به اطوار مختلف و گوناگون درآمده و به این شكل ظاهرى وجود یافته است چنانچه خداوند فرماید: وقد خلقتكم اطواراً «وبه تحقیق شما را به صورت گوناگون آفرید»(1). حقیقت نماز هم چون سایر امور در باطن و روح او نهفته شده كه این قالب و صورت را پذیرا شده است هرگاه آن حقیقت بخواهد در عالم خارج تحقق یابد قطعاً باید در همین طور و قالب خاص باشد و در غیر این صورت نماز نبوده بلكه پدیده دیگرى است. هرگاه این قالب خاص و صورت ظاهرى نماز با روح و باطن آن آمیخته و قرین گردد نماز حقیقت خود را یافته و تأثیر خود را مىگذارد. در چنین

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ سوره مباركه جن، آیه 14.
صورتى است كه این امر الهى، ستون دین(1)، معراج مؤمنین(2)، روشنگر چهره مسلمین(3)، مقرِّب متقین(4)، مكمّل اخلاص مخلصین، مبعِّد خصائص ملحدین(5)، مسوِّد چهره شیاطین(6)، وممیّز مؤمنین از كافرین(7)، قرار مىگیرد. پس نمازى كه فقط ظاهر داشته باشد و فاقد روح باشد مُعطى شى نخواهد بود. بنابر این قیام به ظاهر آن، تحركى در نماز گزار ایجاد نخواهد كرد و از سوى ذات بارى به این نماز اقبال و توجهى نیست چنانچه از رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) روایت شده كه فرمودند: «خداوند متعال نظر نمىافكند به نمازى كه آدمى دل خود را با بدن خود به نماز حاضر نكند»(8). پس حقیقت نماز اعم از صورت ظاهرى و معناى باطنى است و تمسك به هر یك از این دو بدون دیگرى نماز نیست در نتیجه هم كسانى كه به ظاهر آن تشبث جسته و از روح آن بىخبرند از حقیقت نماز غافلند و هم آنانكه نماز نمىخوانند و ادعا دارند كه ما به معنا و حقیقت آن

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ تهذیب، ج1 ص173 روایت 68. كافى، ج7 ص25 روایت 7. 2 ـ بحار الانوار، ج82 ص303 روایت 2 باب 4. 3 ـ نهج الفصاحه، حدیث 1874. 4 ـ اصول كافى، ج3 ص265 روایت 6. نهج الفصاحه، حدیث 1878. 5 ـ مجمع البیان، ج7 ص447 ذیل آیه 45 عنكبوت. 6 ـ نهج الفصاحه، حدیث 1877. 7 ـ نهج الفصاحه، حدیث 1098. 8 ـ معراج السعاده، ص668.
رسیدهایم معرفتى از نماز ندارند چون نماز در هر دو صورت فاقد حقیقت است.

اهمیت دوران جوانى

بر هیچ اهل علمى پوشیده نیست كه در شكل گیرى شخصیت هر فرد، مقطع جوانى از جایگاه خاص و اهمیت ویژهاى برخوردار است. شاید بتوان گفت كه ثبات شخصیت هر انسانى در این سنین آغاز و به هر نحوى كه شكل گیرد غالباً به همان صورت قوام یافته و تثبیت مىگردد و به همین دلیل در روایات بر اهمیت و برترى این مقطع سنى تأكیدات زیادى رفته و نیز روانشناسان این دوره را حیات مجدد انسان نامیدهاند. صاحب شریعت اسلام، حضرت خیر الانام كه از سر چشمه وحى الهام مىگرفت در تكریم و احترام به جوانان فرمودند: فضل الشابّ العابد الذى یَعبُدُ فى صباه على الشیخ الذى یَعبُد بَعْدَ ماكَبُرَتْ سِنُّهُ كفضلِ المرسلین على سایر النّاس.

«فضیلت و برترى جوان عابد كه از آغاز جوانى خدا را عبادت كند بر پیرى كه وقت پیرى مشغول عبادت گردد چون فضیلت پیغمبران است بر سایر مردم»(1). و در جاى دیگر با اشاره به ارزش جوانى مىفرماید: اغتنم شبابك قبل هرمك.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ نهج الفصاحه، حدیث 2050.
«جوانىتان را قبل از فرارسیدن پیرى غنیمت و قدر بدانید»(1). وخطاب به والدین و مربیان در برخورد با جوانان و نوجوانان مىفرمایند: اوصیكم بالشّبان خیراً فانّهم اَرَقُّ افئِدةً انّ الله بعثنى بشیراً ونذیراً فحالفنى الشُّبّانُ وخالفنى الشیوخُ ثُمَّ قَرَاَ فطال علیهم الأمَدُ فقستْ قلوبُهُم.

«به شماها در باره نوبالغان و جوانان به نیكى سفارش مىكنم كه آنها دلى رقیقتر و قلبى فضیلت پذیرتر دارند. خداوند مرا به پیامبرى برانگیخت تا مردم را به رحمت الهى بشارت دهم و از عذابش بترسانم. جوانان سخنان مرا پذیرفتند و با من پیمان محبت بستند ولى پیران از قبول دعوتم سرباز زدند و به مخالفتم برخاستند. سپس به آیهاى از قرآن اشاره كرد و درباره مردم كهن سال و پیر كه مدت زندگى آنان به درازا كشیده و دچار قساوت قلب شدهاند سخن گفت»(2). همه این سخنان گوهر بار كه در خطاب به مسلمانان تأكید داشتند علاوه بر سیره عملى و برخورد بزرگوارانه و محترمانهاى كه با جوانان داشتهاند حاكى از حساسیت عنفوان جوانى است. بنابر این از منظر علم و دین، در تمام عمر و طول حیات انسانى هیچ برههاى مهمتر از دوره نوجوانى و جوانى نیست. یكى از روانشناسان معروف غربى بنام دكتر «ماى لى» در اهمیت این دوره از عمر آدمى چنین مىگوید:

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ نهج الفصاحه، حدیث 372. 2 ـ سفینه البحار، ج2 ص176.
«در نوجوانى مسأله شخصیت و هویّت با شدّت تمام از نو وارد میدان مىشود پس نوجوانى و جوانى یكى از مراحل و مراتب بارور هستى است كه طى آن ساختهاى قطعى شخصیت و هویت بزرگسال تثبیت شده یا دوباره مطرح مىكردند»(1).

انعطاف پذیرى روحیه جوانان

نسل جوان تنها قشر منحصر به فردى است كه بیشترین روحیه تأثیر پذیرى را داراست شفافیت روحیه جوانان و حساسیت ایشان، عامل اصلى توجه دستگاههاى تبلیغاتى استكبار و بنگاههاى فرهنگى غرب، براى سوق دادن آنان به انحرافات اخلاقى و اهداف پلید خویش در طول تاریخ بوده است. درست از زمانى كه دنیاى غرب در اثر تحقیقات و مطالعات خود به این نتیجه رسید كه جوانان آسیب پذیرترین قشر هر جامعهاند با تشكیل بنگاههاى فرهنگى تبلیغى همه همت خود را در به دام انداختن آنان به فساد و تباهى تحت عنوان آزادى و عناوین مقدس دیگر به كار گرفت تا اینكه به اغراض استكبارى و سلطه طلبى خود دست یازد. اگر چه غرب در القاى فرهنگ خود به كشورهاى اسلامى از راههاى متعدد و در سطوح مختلف وارد عمل شده است ولى تاریخ بهترین شاهد و گواه است كه نفوذشان بیشتر از طریق جوانان تحصیل كرده یا عوام مقلد (جوانانى كه به

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ دكتر ماى لى ـ شخصیت ـ ترجمه دكتر محمود منصور، ص120.
مبانى دین آشنایى چندانى ندارند) بوده است كه سقوط اسلام در اندلس (اسپانیاى فعلى) یا سلطه غرب بر مسلمانان الجزایر بهترین نمونه تاریخى است. روح ظریف و باقد است، احساسات پاك و با لطافت، عواطف زلال و با صداقت، جوان را چون گلى شكفته و با طراوت نموده است كه بیشترین تأثیر پذیرى را براى پژمرده شدن داراست. تشبیه نوجوان و جوان به نهال نورس در كلمات معصومین، حاكى از همین مطلب است كه او را مىتوان به هر جهتى هدایت نمود بر خلاف درخت تنومندى كه كسى قادر به جهت دهى او نیست مگر با بریدن تنه آن درخت. بنابر این جوانى با نوعى اثر پذیرى روحى و حالات انفعالى و تشویشات ذهنى همراه و آمیخته است كه كمتر صبغه و رنگ عقلى و استدلالى دارد. به همین جهت عوامل خارجى در جهات مثبت یا منفى بیشترین اثر را در او مىگذارد. آنچه كه از دیدگاه اسلام مهم است سوق دادن او به سوى تكامل انسانى و اهداف متعالى است. سنت و سیره پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) و اولاد طاهرینش نسبت به جوانان، مبیّن همین نكته است. پس صرفاً بكار گرفتن احساسات جوانان و تشویق و تحریص آنان از قدرت احساسى و عاطفى مقصود شارع مقدس نیست بلكه سوق دادن آن در قلمرو دین و عقلانى نمودن اهداف عالیه انسانى، همه همت رهبران دین مىباشد و ادعاى ما این است كه همه تعالیم دین و احكام الهى خصوصاً نماز در همین راستا بر مسلمین فرض و واجب شده است.

نیازهاى غریزى و فطرى جوانان و پاسخ آن

با تمهید مقدمات و مطالبى كه ذكر شد مىتوان گفت كه فلسفه همه عبادات دینى در این نكته معطوف است كه متأثرترین قشر یعنى جوانان را مؤثرترین قشر در اجتماع انسانى قراردهد. چون احساس به یك تكیه گاه محكم و امنیت و آرامش در پناه آن تنها عنصرى است كه مىتواند به جوان اعتماد و اطمینان بخشیده و او را از اضطرابات درونى و تشویشات ذهنى رها سازد. همه مشكلات و معضلات روحى و روانى كه هویّت او را در معرض خطر انداخته و ثبات شخصیت او را از كَفَش ربوده و خلاء عظیمى را در او ایجاد كرده ناشى از نداشتن یك ملجاء و عدم دست یابى به یك پناهگاه دائمى و مستحكم است. همه صاحبان مكاتب كوشیدهاند تا به نحوى این آتش احساسات درونى را خاموش و یا حداقل از شعلههاى آن بكاهند. به همین خاطر راه حلهایى چون آزادى بىقید و شرط جوانان در ارضاى هواهاى نفسانى و غرایز حیوانى و سوق دادن و جهت دهى ایشان به میخانهها و كاهوارهها و صدها طرق دیگر را بعنوان پناهگاه ارائه دادند امّا پس از رویكرد جوانان به آن مأمنهاى بظاهر مستحكم، سقفهایشان فرو ریخته و به واهى و خیالى بودن آنها پى بردهاند. چون با ارضاء نیازها و دفع هواهاى نفسانى، اهداف خود را تأمین شده نمىیافتند. «امروزه اشتیاق شدید جوانان سراسر جهان به شنیدن موسیقى به اصطلاح پاپ (pop) و پوشیدن لباسهاى نوعاً جدیدى مثل بلوجین كه زبان حال میل به آزادى از قید و بندها و تحرك و تكاپو و اعلام استقلال یك تنه از قید ضوابط و معیارهاى اجتماعى است كاملاً واضح است. بسیارى از جوانان تیز و چابك پا در ركاب سفر مىگذارند بدون آنكه بدانند به كجا مىروند. در این مسحور شدگى و حتى تسخیر شدگى در قبال شیوه زندگى جدید كه از غرب سرچشمه گرفته و جهانگیر شده است شمار كثیرى از جوانان مسلمان شریك بودهاند دانستن این نكته براى جوانان مسلمان لازم است كه این پدیدهها با علل ژرفترى ارتباط دادند كه از نظر معنوى بیطرف نیستند»(1). جوانان در زندگى و حیات جوانى خویش امور زیادى را در حال تجربه كردن مىباشند او چون سایر افراد جامعه امّا عاطفى و احساسىتر از دیگران در صدد دست یابى به امرى است كه قلبش را بدان واسطه تسكین بخشیده و نوعى آرامش را تحصیل نماید و لیكن به هر چیزى كه روى مىآورد بعد از مدّت كوتاهى در مىیابد كه آن عنصر، مطمئن وواقعى نیست. البته تشخیص این امر در ابتداى سنین نوجوانى و جوانى بسیار دشوار است شور و هیجان جوانى در جوانان غالباً فرصت تعقل و اندیشه اینكه انسان براى یك زندگى و حیات طولانى و اهداف متعالى خلق شده را از او سلب كرده و به همین خاطر او بعد از تجربه عملى، به پوچى و بىپایگى بسیارى از مأمنهایى كه بدان پناه آورده است پى

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ دكتر نصر ـ جوان مسلمان و دنیاى متجدد، ص338.
خواهد برد. و دشمنان دین خصوصاً غرب به خاطر درك همین نیازهاى فطرى و غریزى جوانان تلاش زیادى انجام مىدهند تا این گرایشها را به جهاتى كه اهداف آنها را تأمین مىكند سوق دهند و آنها را از كمالات معنوى و دینى منحرف سازند. كسى كه خود مدّت زیادى از عمرش را در میان غربیها سپرى كرده و الان هم زندگى خود را با آنها در حال تجربه كردن مىباشد قضاوت و داوریش چنین است كه گوید: «در شیوه زندگى كنونى غرب كشش و گرایشى هست كه افراد جامعه را به زیستن در لحظه كنونى فارغ از همه تاریخ و گذشته و غرق شدن در طلب سرفرازیهاى لحظهاى و لذت حسى آنى وا مىدارد. پرستش قهرمانان ورزشى و میل به ركورد شكنى دایمى و فایق آمدن بىوقفه برطبیعت نشان دهنده یك وجه از این دل مشغولى به تن است در حالى كه جنبه بسیار ویرانگرتر همین گرایش را مىتوان در استفاده از مواد مخدر و طبعاً مشروبات الكلى، روابط جنسى آزاد و نظایر آن دید كه تماماً از تلاش نفس براى غرق نمودن خود در لذتهاى آنى جسمى و غریزى حكایت دارد. بدیهى است كه ورزش مستلزم انضباط و سخت كوشى است و این از جهات مثبت آن است. امّا بزرگداشت بیش از حدّ ورزش و كما بیش پرستیدن قهرمانان ورزشى ناشى از اهمیت گزافى است كه به تن داده شده است. علاوه بر اینكه نقش و اهمیتى كه به ورزش داده مىشود ابداً بى ارتباط با اشتیاق به لذت جوییهاى جسمانى نیست. كه همه این عوامل متضمن از دست رفتن ایمان و اعتقاد جوانان به معیارهاى اخلاقى است»(1). یك جوان مسلمان با تحصیل معرفت و دستیابى به علوم مقدس دینى باید خود را مجهز ساخته و به دامى كه جوانان غربى بدان گرفتار آمدند هویت خود را از دست ندهد.

نقش نماز و تعالیم دینى در شخصیت جوانان

اینكه در انسان تمایلات و گرایشاتى وجوددارد كه او را متوجه به اهدافى مىسازد و مىخواهد به دست یابى با آن اهداف خود را تسكین و اطمینان ببخشد نشانه آن است كه باید چنین ملجائى وجود داشته باشد. چون اقتضاى حكمت بالغه الهى این است كه هیچ نیازى را بدون پاسخ نگذارد. آرى اگر انسان احساس عطش و گرسنگى مىكند باید آب و طعامى باشد تا رفع تشنگى و گرسنگى نماید. حال باید دید كه چه عواملى اضطراب او را رفع مىكنند و چه دارویى براى او شفا بخش است و كدام طبیب به درد او عالم مىباشد؟ تردیدى نیست كه روح و حقیقت تعالیم دین به نیازهاى روحى و گرایشات غریزى و فطرى او برگشت مىكند و با جزم و یقین مىتوان گفت كه هیچ یك از دستورات دین بىارتباط با تكامل انسانى او نیست. «جان و جوهر پاسخ اسلامى به دنیاى متجدد در جهات دینى و معنوى و فكرى

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ دكتر حسین نصر جوان مسلمان و دنیاى متجدد، ص342.
زندگى بشر نهفته است. همین جهات است كه كردار بشر و نحوه تلقى او را از جهان پیرامون رقم مىزند. مهمترین پاسخ یك جوان مسلمان و مهمترین گامى كه باید او پیش از هر چیز بردارد این است كه قوت ایمان خود را حفظ كند و اعتمادش را به صدق و اعتبار وحى اسلامى از دست ندهد. دنیاى متجدد به تدریج تباه شده است و در صدد است همه آنچه را كه مقدس و طبعاً دینى است از بین ببرد و بخصوص با اسلام به عنوان دینى كه از نگرش قدسى نسبت به زندگى و قانون الهى در برگیرنده همه افعال و اعمال بشر عدول نكرده است مخالفت دارد. اكثر مشترقان غربى حدود دو قرن به اسلام مىتاختهاند و سعى داشتهاند به مسلمین یاد دهند كه دین خود را چگونه بفهمند»(1). همه این تلاشها بدان جهت صورت مىگیرد كه اسلام چون مسیحیت و یهودیت
تحریف نشده و متون واقعى آن در دست است و پاسخ همه معضلات را مىتوان در او جست.


در متن و منبع همین دین (قرآن) به مسلمانان تعلیم داده مىشود كه قرآن شفاى همه امراض قلبى انسانهاست قد جاءتكم موعظةٌ من ربكم وشفاءٌ لما فى الصدور. «اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمد و درمان آنچه كه در سینههاست»(2). و خداوند، عالِم به سرّ و علن همه موجودات بوده پس تنها طبیب حاذق اوست و قرآن تنها نسخه كاملى است كه با عمل بدان مىتوان

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ جوان مسلمان و دنیاى متجدد، ص352. 2 ـ سوره مباركه یونس، آیه 57.
سلامت كامل را بدست آورد چنانچه على(علیه السلام) فرمودهاند: «از قرآن براى بیمارىهاى خود شفا طلب كنید و براى حل مشكلات خویش به آن استعانت بجوئید چه اینكه در قرآن شفاى بزرگترین دردهاست كه آن درد كفر و نفاق و گمراهى است»(1). و نیز در همین دین تأكید بسیار رفته است به اینكه اطمینان قلبى شما انسانها در گرو یاد الهى است. الا بذكر الله تطمئنّ القلوب «آگاه باشید كه با ذكر و یاد خدا دلها آرامش مىیابد»(2). پس تنها ملجأ و پناهگاه واقعى، اتصال قلوب به عالم لاهوت و سپردن دل به دست صاحبدل و توجه كامل به خالق قادر است تا اینكه خود را بدان وابسته ببند و از غیر او دل بركند و پاسخ اصلى و برآوردن همه نیاز و فقر خود را در بىنیازى و غناى او یابد و هدایت خویش را در عمل به دستورات و تعالیم او بداند و تعدیل شخصیت و تكمیل انسانیت خود را در انس و آشنایى با تعالیم قرآن و دستورات اسلام جستجو نماید.

یاد و ذكر خدا مایه آرامش دلها

انسان موجودى است كه در زندگى خود، خواه نا خواه با اضطرابات و نگرانىهایى روبروست. گاهى این نگرانىها براى برخى محدود به مسائل مادى است و گاهى از این حد گذشته و جنبه غیر مادى و معنوى

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ نهج البلاغه، خطبه 176. 2 ـ سوره مباركه رعد، آیه 28.
هم پیدا مىكند. این حالت گاهى برخى از انسانها را چنان به خود مشغول مىدارد كه تمام عمرشان را در بر مىگیرد و با همان حالت از دنیا مىروند و در برخى دیگر، مدّتى از حیاتشان را اشغال و زمانى سر بلند مىكنند كه مدت زیادى از عمرشان سپرى شده است. امّا عدهاى از افراد آگاه با تدبیر خاص جلوى این حالات درونى خود را گرفته و نا آرامى درونى خود را آرامش مىبخشند. براى همه ما این نكته حائز اهمیت بسیارى است كه بدانیم عامل این آرامش چیست و چگونه آن اضطراب به طمأنینه تبدیل شده و آرامش تضمین و تأمین مىگردد. آرى خداوند با یك جمله كوتاه و مختصر پاسخ این سؤال را دادهاند كه «بدانید با یاد خدا دلها آرام مىگیرد». امّا باید گفت كه این كلام الهى براى بسیارى از افراد حتى تحصیل كردههاى ما شاید مبهم بوده و تفسیر آن روشن نیست. علامه طباطبائى(رحمه الله)صاحب تفسیر ارزشمند المیزان در تبیین و تفسیر این آیه مىفرمایند: «در این آیه و كلام الهى تذكر و توجهى براى مردم است كه قلبها را متوجه و متمایل به یاد و ذكر او سازند. زیرا هیچ تلاش و همتى براى انسان در زندگیش نیست مگر براى رسیدن به سعادت و نعمت و هیچ ترسى ندارد مگر ترس از افتادن در بدبختى و سختى و شقاوت و خداوند تنها سبب و یگانه عاملى است كه امور خیر در دست اوست و نیز همه خوبىها به او بر مىگردد. و او قادر بر بندگان و ضامن سعادت ایشان است. پس توجه و اعتماد و اتصال به او موجب نشاط و شادابى و كمال مطلوب است. پس قلبها به یاد او از نگرانىها و اضطرابات مطمئن مىشوند و تسكین مىیابند»(1). در روایت وارد شده است كه وقتى این آیه (آیه 28 سوره رعد) نازل شد پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) به اصحابش فرمود آیا مىدانید معنى این آیه چیست؟ اصحاب گفتند خدا و رسولش بهتر مىدانند. فرمود: «كسى كه خدا و رسول او و اصحاب پیامبر را دوست بدارد». و در روایت دیگر دارد كه خدا و رسول و اهل بیت و پیروان و شیعیان ما را دوست داشته باشد»(2).

نماز بارزترین مصداق ذكر خدا

ذكر در لغت به معناى حفظ مطالب و معارف آمده با این فرق كه حفظ به معناى بدست آوردن در ابتداى امر گفته مىشود و ذكر به ادامه و حاضر داشتن آن. كه آن حضور گاهى قلبى است و گاهى قولى و به همین خاطر ذكر را به دو قسم قلبى و زبانى تقسیم كردهاند(3). و امّا مصداق ذكر: براى ذكر افراد و مصادیق زیادى در قرآن و سنت بیان شده است ولى آنچه از فحص و بررسى در آیات و روایات بدست مىآید این است كه نماز، فرد واقعى و مصداق حقیقى ذكر الهى است چون نماز

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ المیزان فى تفسیر القرآن، ج11 ص358. 2 ـ المیزان فى تفسیر القرآن، ج11 ص370. 3 ـ مفردات الفاظ القرآن، ص181.
دستورى است كه در همه شرایع و ادیان الهى جزء فرائض و واجبات بوده است و خداوند در قرآن كریم تصریح كرده است كه مراد از ذكر الهى، نماز است. اَقِم الصلاة لذكرى «نماز را بپا دار تا به یاد من باشى»(1). و در آیه دیگر مىفرماید: ولذكر الله أكبر «نماز بزرگترین ذكر الهى است»(2). اینكه نماز را برترین مصداق ذكر خدا یاد كرده شاید بدین جهت باشد كه در حال قیام به نماز، نفس آدمى در اثر توجه به مبدأ اعلى و خالق یكتا از اضطراب درونى دور شده و سختىها و ناملایمات را از یاد مىبرد. و شاید وجه كمك گرفتن از نماز در آیه استعینوا بالصبر والصلاة «یعنى از صبر و نماز استعانت بجوئید»(3) همین باشد. در تفسیر آیه 91 سوره مباركه مائده «انّما یرید الشّیطان أن یُوقعَ بینكم العداوةَ والبغضا فى الخمر والمیسر ویصدّكم عن ذكر الله وعن الصّلاة فهل أنتم منتهون» «شیطان مىخواهد در میان شما به وسیله شراب و قمار عداوت ایجاد كند و شما را از ذكر خدا و نماز بازدارد آیا خوددارى خواهید كرد». گفته شد كه: «به این دلیل خداوند در این آیه نماز را جداى از ذكر خدا اسم برد ـ با توجه به اینكه نماز هم ذكر خداست ـ كه نماز فرد كامل از ذكر الهى است و خداوند اهتمام بیشترى به امر آن دارد و در روایت صحیح هم وارد شده كه نماز پایه و ستون دین است»(4). و نیز از

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ سوره مباركه طه، آیه 14. 2 ـ سوره مباركه عنكبوت، آیه 45. 3 ـ سوره مباركه بقره، آیه 45. 4 ـ المیزان، ج6 ص123 چاپ بیروت (دوره بیست جلدى).
كلمه «موقوت» در آیه 103 سوره مباركه نساء كه فرمود: انّ الصلاة كانت على المؤمنین موقوتاً. «استفاده مىكنند كه وقت در نماز كنایه از ثبات و تغییر ناپذیر بودن این فریضه الهى است یعنى نماز یك فریضه ثابتى است كه در هیچ حال ساقط نمىشود و هرگز تبدیل به چیز دیگر نمىگردد آنطور كه مثلاً روزه در مقام اضطرار تبدیل به فدیه مىشود»(1). بنابر این كمترین تردید در این مطلب روا نیست كه یاد خدا آرام بخش دلها از همه یأسها و ناآرامىها بوده و نماز روشنترین مصداق و فرد اكمل از ذكر الهى است. نتیجه اینكه نماز تنها عامل بازدارنده از همه لغزشها و تنها تكیه گاه امن و مأمن مستحكم براى انسانها خصوصاً جوانان است كه هرگز نفس خویش را از افتادن در مهلكه حوادث مصون نمىبینند و شاید به همین سبب باشد كه در كتاب آسمانى قرآن كمتر عبادتى چون نماز مورد اهمیت قرار گرفته است تا آنجا كه حدود صد و چهارده مورد این كلمه در قرآن بكار رفته و در پانزده مورد امر به آن شده است. و در صدق و درستى ادعاى ما همین بس كه جوانى از انصار نماز را با پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) بجا مىآورد و با این وصف آلوده به گناهان زشتى نیز بود. این مطلب را به عرض پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) رساندند. حضرت فرمود: انّ الصلاةً تناهُ یوماً «نمازش او را روزى از این اعمال پاك مىكند»(2).

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ المیزان، ج5 ص65 چاپ بیروت. 2 ـ مرحوم طبرسى ـ تفسیر مجمع البیان ـ ، ج7 ص447.





نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
دوشنبه 27 شهریور 1396 04:50 ب.ظ
I am regular reader, how are you everybody? This piece of writing posted at this website is really fastidious.
پنجشنبه 16 شهریور 1396 04:44 ب.ظ
Thank you for sharing your info. I truly appreciate
your efforts and I am waiting for your next post thank you once again.
دوشنبه 30 مرداد 1396 02:10 ب.ظ
If some one needs expert view concerning running a blog afterward i advise him/her to pay a quick visit this weblog, Keep up the fastidious work.
جمعه 13 مرداد 1396 06:34 ق.ظ
If you would like to increase your experience just keep visiting this web page and be updated with the hottest news update posted here.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

عبادت بی ولایت حقه بازیست
اساس مسجدش بتخانه سازیست
چرا سنی نمیخواهد بداند
وضوی بی ولایت آب بازیست
یا علی
مدیر وبلاگ : مجنون علی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
کدام مذهب ؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Google PageRank Checker
فال حافظ
یا حیدر


http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG
ابزاروبلاگ