هیئت امیرالمومنین علیه السلام
مناظره با اهل سنت
جمعه 15 مرداد 1389 :: نویسنده : مجنون علی
سلام . این بار قسمت دوم فصل اول نقش نماز در شخصیت جوانان رو گذاشتم براتون



لطفا به ادامه مطلب بروید

آیا نماز انسان را از زشتى باز مىدارد؟

چنانچه گفته شد نماز انسان را از اعمال زشت باز مىدارد و در قرآن و سنّت عامل دورى انسان از فحشا و منكرات شمرده شده است. با این توصیف كه نماز، تنها ذكر الهى باشد كه این همه اثر داشته باشد جاى این سئوال است كه: پس چرا بسیارى از افراد خصوصاً جوانان با اینكه اهل نمازند چنین آثارى در زندگىشان مشهود نیست؟ اگر قرآن مىفرماید: اِنّ الصلاةَ تنهى عنِ الفحشاء والمنكر «همانا نماز از فحشا و زشتى دور مىكند»(1). پس چرا بسیارى از افراد نماز مىخوانند ولى دامان آنان به گناهان و زشتىها آلوده است؟ اگر آثار نماز، نورانیت قلب و طهارت باطن باشد چگونه قلب پاك و طاهر، آلودگى و پلیدى را پذیراست؟ در پاسخگویى به این سئوال عالمان دینى و مفسران، اقوال متعددى را بیان داشتهاند كه به صورت فشرده بیان مىشود. 1 ـ برخى از ایشان در مقام جواب به این اشكال، در مفهوم و معناى نماز، دقیق شدهاند و گفتهاند كه منظور از نماز در این آیه كه مىفرماید: «نماز بخوان همانا نماز تو را از فحشاء و منكرات دور مىسازد» به معناى دعاست و مراد دعوت كردن و تشویق نمودن مردم است به امر الهى و معنى آیه این است كه: قیام كن به دعوت كردن مردم به سوى

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ سوره مباركه عنكبوت، آیه 45.
دستورات الهى كه این دستور الهى مردم را از فحشاء و منكرات دور مىسازد. این قول صحیح نیست چون با ظاهر آیه سازگار نیست. 2 ـ بعضى دیگر قولشان این است كه: قسمى از نمازها داراى چنین آثارى مىباشند امّا همه نمازها چنین انعكاس و بازتابى ندارند. 3 ـ عدهاى از مفسرین جواب دادهاند به اینكه: نمازگزار مادام كه مشغول نماز است اثر دورى از گناه در او ایجاد شده و بعد از اقامه نماز این اثر و فایده مترتب نیست. یعنى اثر نماز كه دورى از منكرات و زشتىها باشد مقطعى و زود گذر است. 4 ـ جواب دیگرى كه داده شد این است كه: نماز مثل یك انسان به نماز گزار گوید از فحشاء و زشتى دورى و اجتناب كن و لیكن لازمه نهى از گناه و زشتى این نیست كه مخاطب در مقام عمل مجبور به ترك یا دورى باشد. نهى نماز از نهى خداوند متعال كه بزرگتر نیست. نهى خداوند موجب ترك از زشتى نمىگردد تا چه رسد به نهى نماز. 5 ـ برخى دیگر از مفسرین در دفع اشكال مزبور گفتهاند: نماز را براى این مىخوانند كه به یاد خدا بیفتند چنانچه خداوند فرمود: اَقِمِ الصلاة لذكرى «نماز را براى یاد و ذكر من بپا دار». و كسى كه به یاد خدا باشد قطعاً كارها و اعمالى كه مورد رضاى خدا نباشد انجام نمىدهد. و اگر كسى را مىبینیم كه نماز مىخواند باز دست به گناه مىزند او اگر نماز نخواند یقیناً گناه و معصیت بیشترى خواهد كرد. و نماز همین مقدار در او تأثیر گذاشته كه گناه و معصیت او را كمتر نماید(1). 6 ـ قول آخر سخن علامه طباطبائى(رحمه الله) است كه به نظر مىرسد مستدلترین پاسخ به این اشكال باشد. ایشان ضمن ردّ و كافى نبودن اقوال و پاسخهاى مزبور چنین مىفرمایند: «آنچه از ظاهر آیات نماز بر مىآید این است كه اگر دستور دادهاند به اینكه مردم نماز بخوانند براى این بوده كه نماز آنان را از فسق و فجور باز مىدارد. و این تعلیل مىفهماند كه نماز عملى است عبادى كه انجام آن صفتى در روح پدید مىآورد كه آن صفت به اصطلاح، پلیسى است غیبى و صاحبش را از فحشاء و زشتى دور مىسازد و قلب و دلش از معاصى و منكرات پاك مىگردد. پس اثر طبیعى نماز اجتناب از معاصى است به نحو اقتضاء نه علت تامه دورى باشد. یعنى این اثر در همه نماز گزاران وجوددارد امّا به نحو اقتضاء نه به نحو علیت. پس اینكه گفته شد در بعضى افراد و مصادیق نماز این اثر مطرح است نه در همه نمازها صحیح نیست. و یا اینكه گفته شود اثرش فقط در حال نماز است نیز قول درسى نیست بلكه اثرش دائمى و همیشگى است و همینطور اقوال دیگر با این استدلال طرح مىگردند و رد مىشوند پس نماز این اثر بازدارندگى را در زندگى نمازگزار بصورت مطلق ایجاد مىكند یعنى هم این اثر كلّى است و هم دائمى. امّا در حدّ اقتضاء نه در حد علّت تامه. وقتى

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ تفسیر المیزان، ج16 ص138.
اقتضائى شد موانع باید برطرف گردند تا اثر ظاهر گردد»(1). پس تخلف آثار دورى و پاكى از رذایل اخلاقى در نماز، زمانى است كه موانعى بر سر راه آن بوده باشد. كه آن موانع جلوى تأثیرش را سد كرده است. بنابر این هر گاه بر درخت نماز، بار و ثمرى ننشست كه نمازگزار از آن بهرهگیرد بدون تردید موانعى در آن دخیلاند كه نخست باید آن موانع را شناخت سپس در رفع آن باید كوشا بود. در واقع پاسخ صحیح از میان پاسخهاى ششگانه همین قول آخر است و مطالعه در زندگى قائمین و تاركین به نماز مؤید همین قول است. چون آنانكه به نماز اهمیت مىدهند نسبت به حلال و حرام الهى مقیدند و كسانى كه نسبت به نماز اهمیت كمترى قائلند به همان اندازه در مقابل گناهان، حساسیت كمترى از خود نشان مىدهند.

آفات و موانع آثار نماز

چنانچه در این بخش روشن شد وجود موانع، عامل اصلى عدم ترتب آثار در زندگى نمازگزار است و گفته شد كه آنچه مهم است شناسائى و معرفت آن موانع مىباشد. لذا در این قسمت از بحث به اهمّ آن آفات و موانع اشاره مىشود تا شاید با شناخت آن در رفع آنها بكوشیم و آثار نماز را در زندگى و حیات خویش لمس نمائیم. وامّا مهمترین آفات عبارتند از:

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ المیزان، ج16 ص139.

الف ـ اكتفا به صورت و ظاهر نماز:

تكیه كردن به صورت نماز و اعتماد به هیأت ظاهر آن، بدون معرفت عقلى و قلبى به اذكار و اوراد و روح و حقیقت نماز، یكى از عوامل مهم عدم تأثیر گذارى آن است. همانطور كه قبلاً گفته شد مفهوم نماز و حقیقت آن، در ظاهرش خلاصه نمىشود بلكه نماز علاوه بر صورت و ظاهر داراى سیرت و باطن نیز هست یعنى حقیقت نماز بسى گستردهتر از تصور عدهاى است كه آن را در حركات ظاهرى محدود دانسته و به همان هیأت صورى تمسك و تشبث جستهاند، آثار نماز به حقیقت و روح آن پیوند و گره خورده است و براى دسترسى و وصول به آن فواید و آثار چارهاى جز نفوذ به باطن و قیام به حقیقت آن نیست و در واقع ذكر بودن نماز هم به همین معناست. امّا اینكه حقیقت و باطن نماز چیست؟ گفته شد كه حضور قلب، فهم معناى اذكار، تعظیم در مقابل عظمت الهى و هیبت و عزت آن ذات ربوبى، رجاء و امیدوارى از او، اعتراف و اقرار به بىمقدارى و ناچیز بودن خویش از معانى باطنیه و مفاهیم كامله نماز است(1). چنانچه از امام رضا(علیه السلام) در این باب سئوال شد فرمودند: «علّت تشریع نماز این است كه توجه و اقرار به ربوبیت پروردگار است و مبارزه با شرك و بت پرستى و قیام در پیشگاه خداوند در نهایت خضوع و نهایت تواضع و اعتراف به گناهان و تقاضاى بخشش از معاصى گذشته و تعظیم

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ مرحوم نراقى ـ معراج السعادة ـ ، ص666.
پروردگار»(1). بنابر این توقع دست یابى به همه آثار مفیده كه موجب صفاى باطن و جلاى دل و دورى بنده از قاذورات و پلیدىهاى اخلاقى مىگردد با صرف انجام حركات ظاهریه، انتظارى غیر منطقى و عقلى مىنماید چون اكتفا به ظاهر و غفلت از اینكه چه مىگوید و با كه سخن مىگوید و چه مىخواهد و حمد و ثنائى كه بر زبان مىآورد چه معنایى در بردارد چیزى از آثار نماز را بر نمىتابد. اینگونه نمازگزاران مصداق بارز كلام عتاب آلود خداوند مىباشند كه فرمود: فویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون. «اى واى بر نمازگزاران كه دل از یاد خدا غافل دارند»(2). و یا اینكه رسول گرامیش فرمود: هر كس كه نداند و نفهمد كه در نماز چه مىگوید نقصان كرده است. پس آنچه كه به نماز معنى مىبخشد حركات ظاهریه آن نیست بلكه آن روح نماز است كه فرد نمازگزار را تعالى و كمال مىبخشد. بارى اینكه نماز چون جمیع عبادات داراى قشر و صورت و لب و حقیقتى است. «مادام كه انسان صورت انسان و انسان صورى است نماز او نیز صورى و صورت نماز است و فایده آن نماز، صحّت و اجزاء صورى فقهى است در صورتى كه قیام به جمیع اجزاء و شرایط آن كند. ولى مقبول در گاه و پسند خاطر نیست. و اگر از مرتبه ظاهر به باطن و از صورت به معنى پى

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ وسائل الشیعه، ج3 ص4. 2 ـ سوره مباركه ماعون، آیه 6 ـ 5.
برد نماز او حقیقت پیدا مىكند پس بر مؤمن به حق و حقیقت و سالك الى الله به قدم معرفت لازم است كه خود را براى این سفر معنوى و معراج ایمانى مهیا كند و عوائق و موانع سیر و سفر را از خود دور سازد»(1).

ب ـ عدم اخلاص و حضور قلب:

یكى دیگر از عواملى كه موجب مىشود تا نماز تأثیرى در حیات نمازگزار نگذارد و او را در قوس صعود سیر ندهد فقدان خلوص و نبود حضور قلب و خشوع باطن است. اینكه نماز را «ذكر الله» نامیدهاند شاید وجهش این باشد كه ذكر الله یعنى استحضار یاد خدا در دل كه ملازم كمال و سعادت دو سرا و مفتاح فلاح است. ملاك و میزان هر عملى در خلوص و حضور است و با توجه به همین نكته است كه امام العارفین و سید السالكین على(علیه السلام) فرمودهاند: «همانا دو نفر از امت من به نماز مىایستند و ركوع و سجودشان یكى است و حال آنكه مابین آنها مثل مابین زمین و آسمان است»(2). اگر سئوال شود كه معناى حضور قلب چیست؟ مستفاد از كلام بزرگان و اولیاى دین این است كه: «حضور قلب یعنى فارغ ساختن دل از همه براى عملى كه به آن مشغول است تا اینكه بداند كه چه مىكند و چه مىگوید و تمركز فكر و اقبال به نماز داشته باشد و این را خشوع دل نیز

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ امام خمینى ـ سر الصلاة ـ ، ص22. 2 ـ بحار الانوار، ج81 ص249.
مىگویند یعنى جمیع حواس را متوجه نماز سازد و به جز معبود در دل او چیزى نگذرد و دیگرى خشوع جوارح است كه اعمال ظاهرى نماز گزار است»(1). وحضور قلب یعنى پرستش و عبادت خداى به نحوى كه گویا تو او را مىبینى و قلب تو تجلىگاه اوست و حداقل مراتب آن اینكه فهم كنى كه اگر تو او را نمىبینى او تو را مىبیند. اعبد الله كانك تراه وإن لم تكن تراه فإنَّه یراك»(2). از حضرت موسى(علیه السلام) روایت شده كه از جانب خدا بر او وحى شد اى موسى چون مرا یاد كنى یاد كن و اعضاى تو مضطرب و لرزان باشد و در وقت یاد من خاشع و با وقار باش و چون مرا یاد كنى زبان خود را در عقب دل خود بدار یعنى اوّل به دل یاد كن و بعد به زبان و چون در حضور من بایستى بایست مانند بنده ذلیل و مناجات كن با من با دل ترسناك و زبانى راستگو. و از امام باقر(علیه السلام) حدیث شده است كه: نمازهاى بندهگاهى نصف آن بالا مىرود و گاهى ثلث آن و گاهى ربع آن و گاهى همه آن و بالا نمىرود مگر آنچه دل او رو به آن آورد و امر به نافله شده تا نقصانى كه به جهت عدم حضور قلب در نماز به هم رسد تمام كند. و این سخن و كلام عرشى امیر المؤمنین(علیه السلام) است كه: «خوشا به حال آن كس كه خالص كند براى خدا عبادت و دعا را و مشغول نشود قلبش به آن چیزى كه چشمش

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ رك: معراج السعاده، ص666. 2 ـ بحار الانوار، ج25 ص204 روایت 16 باب 6.
مىبیند و فراموش نكند ذكر خدا را بواسطه آن چیزهایى كه گوشش مىشنود و محزون نشود دلش به آن چه كه به غیر عطا شده است». و در سیره سید الساجدین امام زین العابدین(علیه السلام) آوردهاند كه ابو حمزه ثمالى گوید امام(علیه السلام) را دیدم كه نماز مىگذارد و رداى مباركش از كتف او افتاد او درست نكرد تا از نماز فارغ شد من آن را به حضرت عرض كردم فرمودند آیا مىدانى در خدمت كه بودم بدرستى كه نماز به درجه قبول نمىرسد مگر به قدرى كه دل متوجه او باشد»(1). بنابر این مستفاد از اخبار و روایات این است كه نماز بدون خلوص و حضور اگر چه مقبول حق است و از حیث فقهى رفع تكلیف مىكند ولى چنین نمازى محرك انسان در طریق وصول و مسیر عروج نیست. یعنى اگر كسى نماز بدون حضور قلب اقامه كند به تكلیف خود عامل بوده و به همین جهت عقاب و عذاب تارك الصلاه بر او مترتب نیست و به همین دلیل به حكم فقهى مهر صحت بر او مىخورد و لیكن اثر چنین نمازى به همین مقدار است كه فارق میان او و تارك الصلاه است. پس معلوم شد كه اگر نماز ما آن همه تأثیر معنوى و عرفانى را كه در روایات آمده ندارد گیرش در كجاست. رادع و مانع اصلى این است كه دل به نماز نمىدهیم. اكثر ما راضى هستیم به اینكه نمازى خوانده باشیم تا در زمره سركشان و طاغیان قرار نگیریم و این نكته را از آن جهت گوئیم كه وقتى به نماز ایستیم بسیارى از كارهاى فراموش شده در اذهان زنده

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ رك: سر الصلاه (امام خمینى)، ص36. معراج السعاده، ص668 به بعد.
مىشود. تو گوئى نماز كلید خاطرات و رمز بازگشائى اوهام و خیالات است. در غالب نمازهاى ما این كلام امام خمینى(رحمه الله)صادق است كه: «نماز كلید دكان یا چركه حساب یا اوراق كتاب و یا فرصتى براى مشغول شدن به افكار متشتته و خواطر شیطانیه ماست»(1). «یكى از بزرگان ابتدا به جوالبافى اشتغال داشته است و روزى یك جوال مىبافت و آخر هفته حساب مىكرد و مزد شاگردهایش را مىپرداخت. روزى به هنگام حساب یك جوال از قلم افتاد آنچه فكر كردند كه آن را به چه كسى دادهاند به خاطرشان نیامد. غروب نزدیك بود و استاد نماز نخوانده بود مشغول نماز شد و در نماز به خاطرش آمد كه آن جوال را به چه كسى داده است. پس از اتمام نماز شاگردش را خواسته و به او گفت جوال را به فلانى دادهایم. شاگردش گفت: استاد! تو نماز مىخواندى یا جوال پیدا مىكردى؟ استاد از این واقعه متنبّه شد و مشغول اصلاح خود و قلب خود گردید»(2). و نیز در همین باب در شرح حال سید رضى و سید مرتضى علم الهدى دو برادرى كه از شاگردان وارسته شیخ مفید(رحمه الله) بودهاند آوردهاند كه سید رضى به برادر بزرگ خود سید مرتضى در نماز جماعت اقتدا نمىكرد برادر بزرگتر به نزد مادر شكایت برد و مادر سید رضى را نصیحت كرد سید رضى به توصیه مادر به مسجد برادر آمد و به او اقتدا

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ سر الصلاه، ص48. 2 ـ نشان از بىنشانها، ص323.
كرد. امّا در اثناء نماز، نمازش را تمام كرد و از مسجد بیرون رفت، سید مرتضى نزد مادر آمد و گفت سید رضى آنچه امروز كرد بدتر از پیش بود مادر ماجرا را از سید رضى جویا شد. سید رضى در جواب گفت: در اثناء نماز دیدم كه برادرم در خون حیض غرق است به ناچار نماز را شكستم چون كه طهارت شرط صحت نماز است، مادر شرح حال را با سید مرتضى در میان گذاشت سید گفت راست مىگوید زیرا در مسیر رفتن به مسجد زنى درباره احكام خون حیض از من سؤال كرد به او پاسخ دادم. امّا در اثناء نماز به این اندیشه افتادم كه جوابى كه دادم درست بود یا اشتباه»(1). پس علم و آگاهى به این نكته بر همه خصوصاً بر جوانان كه داراى قلبى پاك و باطنى صاف مىباشند لازم است كه حضور قلب و اخلاص هر چند كه شرط صحت نماز نیست ولى شرط كمال آن است و باید این مانع كه خواطر غیر الهى و شیطانى در حال نماز است را از بین برده و نمازى با خلوص و حضور قلب بخوانند تا نمازشان آنها را از عالم مُلك به ملكوت پرواز دهد كه الصلاه معراج المؤمن








ج ـ استخفاف و سبك شمردن نماز:

در تعالیم و دستورات دین اسلام اگر خواسته باشیم احكام و تعالیم فردى را طبقه بندى نمائیم نماز در بالاترین مرتبه طولى نسبت به سایر

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ نشان از بىنشانها، ص323.
احكام قراردارد. مسلّم است كه در مقام انجام عمل به هر یك از دستورات الهى باید به جایگاه آن توجه كامل بعمل آید چون كه آثار و بركات وجودى هر یك از آنها بنابر اهمیتى است كه شارع در نظر داشته است سبك شمردن حكمى از احكام دین به این معناست كه آن اهمیت الهى را بكاهیم. حال این كاستن مىتواند شامل محافظت نكردن و مراقبت نداشتن آن به وقت خاص خودش یا ترجیح امور غیر ضرور بر آن و یا درست ادا نكردن برخى از اجزا و اركان آن و مواردى دیگر بشود. همه این امور مىتواند در حقیقت نوعى تضییع یا تضعیف در حكم الهى بشمار آید. و هر گونه تضعیفى مانع از ظهور بركات و بروز آثار آن حكم خواهد بود. در باب نماز كه یكى از احكام الهى است تأكید و توصیه زیادى شده است و این حكم از سایر احكام الهى مستثنى نیست. از رسول گرامى اسلام روایت است كه: «هر كس به نماز اهمیت ندهد و آن را سبك شمارد سزاوار عذاب آخرت است»(1). و نیز خاتم رسالت(صلى الله علیه وآله وسلم) در حدیثى دیگر فرمودهاند: «كسى كه نماز را سبك شمارد خداوند بركت و خیر را از عمر و مال او بر مىدارد و نتیجه كارهایش را از بین مىبرد و با گرسنگى و تشنگى و ذلت جان او را مىگیرد»(2).

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ شیخ عباس قمى ـ سفینه البحار ـ ، ج2 ص43. 2 ـ همان مأخذ، ص43.
و در حدیث دیگر آمده است كه: «نماز، چون در وقت آن گزارده شود سپید و درخشان نزد صاحب خود باز مىگردد و مىگوید: همان طور كه مرا رعایت كردى خداوند تو را مورد رعایت و حفظ خویش قرار دهد. لیكن اگر نماز، در غیر وقت آن گزارده شود و رعایت حدود آن نشود سیاه و ظلمانى نزد صاحب خود مىآید و مىگوید: همان گونه كه مرا ضایع ساختى خدایت تو را ضایع و تباه سازد»(1). و این روایت از امام صادق(علیه السلام) معروف است كه در آخرین لحظات عمر شریفش دستور داد كه همه اهل بیتش اطراف او جمع شوند وقتى همه آمدند بعنوان آخرین وصیت فرمودند: «اگر كسى از شما نمازش را سبك شمارد هرگز به شفاعت ما معصومین نمىرسد»(2). این موضوع نه تنها مورد تأكید همه اولیاى دین بوده بلكه سیره مستمرهشان بر این اساس استوار بود كه با دقت و توجه هر چه بیشتر از نماز خود محافظت مىكردند. برخى از زنان پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) نقل مىكردند كه حضرت نزد ما نشسته بود و با ما سخن مىگفت و ما با او سخن مىگفتیم هرگاه وقت نماز داخل مىشد از براى آن حضرت حالتى روى مىداد كه گویا ما او را نمىشناختیم به او عرض مىكردیم كه تو را چه شده است فرمود اداى امانتى است كه خداوند آن را بر آسمانها و زمین و كوهها

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ بحار، ج80 ص25 روایت 46. 2 ـ بحار الانوار، ج84 ص234 باب 16.
عرضه كرد و همه از تحمّل آن اِبا كردند(1). نه تنها پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) بل همه اهل بیت عصمت و طهارت بر این سیره منسلك بودهاند و نیز تابعین ایشان در طریق سعادت و وصول به كمال آن را تعقیب مىكردند. در خاطرات امام خمینى(رحمه الله) نقل است كه: به نماز اول وقت بسیار اهمیت مىداد روایتى از امام صادق(علیه السلام)نقل مىكردند كه اگر كسى نمازش را سبك شمارد از شفاعتشان محروم مىشود. من یك بار به ایشان عرض كردم سبك شمردن نماز شاید به این معنى باشد كه شخص نمازش را یك وقت بخواند و یك وقت نخواند گفتند نه این خلاف شرع است منظور امام صادق(علیه السلام) این بود كه وقتى ظهر مىشود و فرد در اوّل وقت نماز نمىخواند در واقع به چیز دیگرى رجحان داده است(2).

د ـ عدم مداومت در نماز:

خداوند متعال نماز پنجگانه را در اوقات معین براى بندگانش فرض و واجب كرده است. همه فقهاء اعم از شیعه و سنى اجماع دارند بر اینكه افضل اوقات نماز، اقامه آن به وقتشان است و حتى برخى از فقهاى شیعه چون شیخ مفید و اتباع ایشان اوقات شرعى نمازهاى یومیه را مضیق دانسته و قبول آن در غیر وقت را از باب تفضّل مىدانند. اینكه شارع براى نماز اوقات پراكندهاى را تعیین فرمود شاید وجهش این باشد كه هرگاه

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ معراج السعاده، ص669. 2 ـ امام در سنگر نماز، ص16.
انسان به امور زندگى دنیایى بپردازد و به امر معیشت همّت نماید مشاغل مادى او را از تأمل وتفكر به امور معنوى بازداشته و یا مورد غفلت قرار مىدهد به همین جهت بر بنده مؤمن امر شد كه در میان فواصل كارهاى دنیوى لحظاتى را به امر معنوى او روحى اختصاص دهد و در مقابل معبود خویش، كُرنش كند تا حقیقت انسانىاش به باده نسیان و فراموشى سپرده نشود و شخصیت آدمى به این واسطه تعدیل گردد چه اینكه اگر همه اهتمام او در مسیر مادیات محدود بود ایشان را با سایر حیوانات تمایزى نبود. نماز چون داروى شفا بخش براى روح مىباشد كه اگر سستى و فترتى در اقامه آن ایجاد شود و به صورت مداوم انجام نگیرد قطعاً سلامت روح را تأمین نخواهد كرد چنانچه در مرض جسم هم همین است. پس این فریضه مهم نباید ابزار و وسیلهاى براى رفع مشكلات جسمى و روحى در مقاطعى از زندگى یا پر نمودن اوقات بیكارى ما تلقى گردد. چگونه بهبودى و سلامت براى یك مریض در گرو استفاده بجا و منظم از داروهاست. نماز و سایر فرایض دینى نیز چنین است. با این وصف اگر خواسته باشیم كه در سفر یا مرض و یا به بهانه خواب نوشین صبحگاهى نماز را ترك نمائیم و در صورت مساعد بودن و سلامتى جسمانى و قیام به آن در اوقات بیكارى اكتفا نمائیم بسیار روشن است كه از چنین نمازى بهره و نصیبى نخواهیم برد. چنانچه پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمودهاند: آفةُ العبادة الفترةُ «آفت عبادت سستى و عدم مداومت است»(1). پس در صورت ترك این فریضه الهى و امتثال مقطعى و غیر مداوم آن و یا هر گونه فترت و سستى در نماز موجب از بین رفتن آثار و فواید آن خواهد شد بنابر این قیام به نماز در وقت خود و مداومت در آن براى ترتب آثار ضرورى است و شاید به همین جهت باشد كه قرآن كریم یكى از اوصاف مؤمنین را چنین بیان مىكند. الذین هم على صلاتهم دائمون «آنان كه همواره نمازشان را مىخوانند و هرگز نماز را ترك نمىكنند»(2). مواردى كه بیان شد آفات عمده و موانع اساسى در ظهور بركات نماز بشمار مىآیند امّا عناصرى مثل ریا، عجب و خودبینى و گناهان دیگر بسیار مهم مىباشند. باشد كه همه ما خصوصاً نسل جوان ما با برداشتن این موانع و زدودن آن بتوانیم از نورانیت و صفا، قداست و فلاح و سعادت دو سرا كه در این فریضه بزرگ الهى نهفته است كمال بهره را ببریم. در پایان این مقال بعنوان حسن ختام، خطابم به همه جوانان عزیز و وارثان خون شهید كه ثبات شخصیتشان متضمن قوام و پایدارى جامعه و تزلزل در افكار و رفتار آنان موجب لغزش و تزلزل اجتماع است این است كه بر شما فرض است معرفت و آگاهى به اینكه ترك عبادات خصوصاً نماز، منشأ سقوط و مصدر هبوط و سرچشمه همه رذایل اخلاقى و

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ علامه مجلسى ـ بحار الانوار ـ ، ج77 ص68. 2 ـ سوره مباركه معارج، آیه 23.
مشكلات زندگى است و نماز با حفظ شرایط و رفع موانع، نردبان صعود، معراج شهود، رفرف عروج، مَسند سلوك، مَركب خلوص و مقصد معبود است. جوانان عزیز «شماها بهتر مىتوانید تهذیب نفس كنید شما به ملكوت نزدیكتر هستید از پیرمردها، در شما آن ریشههاى فساد كمتر است. یك پیر بخواهد اصلاح شود بسیار مشكل است جوان زودتر اصلاح مىشود. هزاران جوان اصلاح مىشوند و یك پیر نمىشود. نگذارید براى ایام پیرى. الان خودتان را باید تبعه تعلیمات انبیاء كنید مبدا این است از اینجا باید رفت»(1).

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ امام خمینى(رحمه الله) تفسیر سوره حمد، ص41 (انتشارات محمد).





نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
سه شنبه 28 شهریور 1396 06:13 ق.ظ
I'm impressed, I have to admit. Rarely do I encounter a blog that's both
equally educative and interesting, and let me tell you,
you've hit the nail on the head. The issue is something which
too few people are speaking intelligently about. Now i'm very happy I came across this in my hunt
for something regarding this.
جمعه 13 مرداد 1396 07:00 ق.ظ
Remarkable! Its truly awesome post, I have got much
clear idea regarding from this piece of writing.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

عبادت بی ولایت حقه بازیست
اساس مسجدش بتخانه سازیست
چرا سنی نمیخواهد بداند
وضوی بی ولایت آب بازیست
یا علی
مدیر وبلاگ : مجنون علی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
کدام مذهب ؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Google PageRank Checker
فال حافظ
یا حیدر


http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG
ابزاروبلاگ