هیئت امیرالمومنین علیه السلام
مناظره با اهل سنت
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : مجنون علی

معاویه امین خدا  ! ! !

در این مطلب قصد دارم به یکی از ادعای بزرگان اهل سنت پیرامون جناب معاویه بپردازم و در فضایی منطقی و مودبانه آنرا بررسی کنم. امیدوارم در فضایی منطقی و بدور از تعصب مطالعه کنید

ابن عساکر از قول واثله بن اسقع از قول رسول الله چنین نقل کرده است:

خداوند در مورد وحی به جرئیل و من و معاویه اعتماد کرد و ما را امین دانست و جا دارد معاویه به سبب فرامونی علمش و امین بودنش نزد پروردگار در شمار انبیاء باشد خداوند گناهان معاویه را بخشید او را از حساب معاف داشت و علم قرآن را به او آموخت و او را هدایتگر و هدایت شده قرار داد که به دست او مردم هدایت شدند

قال رسول الله ( صلى الله علیه وسلم ) إن الله ائتمن على وحیه جبریل وأنا ومعاویة وکاد أن یبعث معاویة نبیا من کثرة حلمه وائتمانه على کلام ربی فغفر لمعاویة ذنوبه ووفاه حسابه وعلمه کتابه وجعله هادیا مهدیا وهدى به

تاریخ مدینة دمشق – ابن عساکر – ج ۵۹ – ص ۷۴- دار الفکر

اجازه هست کمی با هم این مطلب رو بررسی کنیم؟

الف: امر معاویه به سب علی

مسلم نیشابوری در صحیح خود این روایت را نقل می‌کند :
۴۴۲۰ ،حَدَّثَنَا قُتَیْبَةُ بْنُ سَعِیدٍ وَمُحَمَّدُ بْنُ عَبَّادٍ وَتَقَارَبَا فِی اللَّفْظِ قَالَا حَدَّثَنَا حَاتِمٌ وَهُوَ ابْنُ إِسْمَعِیلَ عَنْ بُکَیْرِ بْنِ مِسْمَارٍ عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعْدِ بْنِ أَبِی وَقَّاصٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ أَمَرَ مُعَاوِیَةُ بْنُ أَبِی سُفْیَانَ سَعْدًا فَقَالَ مَا مَنَعَکَ أَنْ تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ فَقَالَ أَمَّا مَا ذَکَرْتُ ثَلَاثًا قَالَهُنَّ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَلَنْ أَسُبَّهُ لَأَنْ تَکُونَ لِی وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ حُمْرِ النَّعَمِ :
سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ لَهُ خَلَّفَهُ فِی بَعْضِ مَغَازِیهِ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ یَا رَسُولَ اللَّهِ خَلَّفْتَنِی مَعَ النِّسَاءِ وَالصِّبْیَانِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَمَا تَرْضَى أَنْ تَکُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نُبُوَّةَ بَعْدِی وَسَمِعْتُهُ یَقُولُ یَوْمَ خَیْبَرَ لَأُعْطِیَنَّ الرَّایَةَ رَجُلًا یُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیُحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ قَالَ فَتَطَاوَلْنَا لَهَا فَقَالَ ادْعُوا
لِی عَلِیًّا فَأُتِیَ بِهِ أَرْمَدَ فَبَصَقَ فِی عَیْنِهِ وَدَفَعَ الرَّایَةَ إِلَیْهِ فَفَتَحَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ :
{ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ }
دَعَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَلِیًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَیْنًا فَقَالَ اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِی .

عامر بن سعد بن ابى وقّاص ، از پدرش روایت کرده است که در یکى از روزها ، معاویة بن ابى سفیان به سعد دستور داد [تا به حضرت على بن ابیطالب علیه السّلام ناسزا بگوید! «سعد» از دستور او سرپیچى کرد ] .
معاویه ، از وى پرسید : به چه سبب على را آماج ناسزا و دشنامت قرار نمی دهی ؟ سعد گفت : بخاطر آن که سه فضیلت از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در شأن على علیه السّلام شنیده ام که با توجه به آن ها، هیچگاه به سبّ و دشنام آن حضرت ، اقدام نمى‏کنم و هر گاه یکى از آن ها براى من بود ، بهتر و ارزنده‏تر از شتران سرخ مو بود که در اختیار من باشد .
۱ . در کارزارى ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله ، حضرت على علیه السّلام را به جانشینى خود ، در مدینه باقى گذاشت و حضرت على علیه السّلام به عرض رسانید : یا رسول الله ! مرا به خلافت بر زنان و کودکان گماشته ای ؟! رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در پاسخ او ، فرمود : آیا خرسند نیستى از این که جایگاه تو نسبت به من ، همانند جایگاه هارون ، به حضرت موسى علیه السّلام باشد ؛ با این تفاوت که پس از من پیغمبرى مبعوث نمى‏شود .
۲ . در جنگ خیبر ، از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم ، مى‏فرمود : پرچم اسلام را به دست کسى می‌دهم که خدا و رسول را دوست مى‏دارد و خدا و رسول هم ، او را دوست مى‏دارند ! از شنیدن این سخن همه ما در انتظار این که این فضیلت بزرگ نصب ما گردد ، سر از پا نمی شناختیم ، همان زمان رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله على را به حضور طلبید . على علیه السّلام را در حالى به حضور حضرت رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله شرف یاب شد که به درد چشم دچار بود ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله آب دهان مبارک را بر چشم حضرت على علیه السّلام مالید ، دیدگانش شفا یافت و پرچم اسلام را که یادبود نصرت الهى بود ، به دست او سپرد و از برکت وجود حضرت على علیه السّلام ، فتح و پیروزى نصیب اسلام شد .
۳ . هنگامى که آیه مباهله ( فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ ؛ آل عمران / ۶۱ ) نازل شد ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله ، حضرت على علیه السّلام و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم السّلام را به حضور طلبید و فرمود : بار پروردگارا ! اینان اهل بیت من هستند .

صحیح مسلم ، ج۷ ، ص۱۲۰ ، کتاب فضائل الصحابة ، باب من فضائل علی بن أبی طالب رضی الله عنه – دارالفکر

ب: پیرامون هدایت کردن امت توسط معاویه:

نامه معاویه به والیانش ( علی را سب کنید)

طبری مورخ بزرگ اهل سنت چنین نوشته است:

أن معاویة بن أبی سفیان لما ولى المغیرة بن شعبة الکوفة فی جمادى سنة ۴۱ دعاه فحمد الله وأثنى علیه ثم قال : … ولست تارکا إیصاءک بخصلة لا تتحم عن شتم على وذمه والترحم على عثمان والاستغفار له والعیب على أصحاب على والاقصاء لهم وترک الاستماع منهم … .

معاویه ، وقتی که در سال ۴۱ هـ مغیرة بن شعبه را والی کوفه قرار داد به وی دستور داد و گفت : یک مطلب را فراموش مکن و بر آن پافشاری کن و آن فحش و ناسزاگویی به علی (علیه السلام) است و در مقابل از عثمان به عظمت یاد کن و همیشه برای وی طلب آمرزش نما و از یاران علی (علیه السلام) بدگویی کن و آنان را تبعید نما و به سخنانشان گوش نکن .

تاریخ طبری‌ ،‌ ج۴ ، ص۱۸۸ باب سنه احدی و خمسین- موسسه العلمی للمطبوعات

این نمونه ایی از هدایت جامعه توسط جناب معاویه می باشد. درسته؟

ج: نمونه ایی از دعای پیامبر در حق معاویه

پیامبر در مکانی نشسته بودند. مردی شتر سوار از آنجا عبور کرد در حالی که پیش روی او شخصی شترش را هدایت می کرد و پشت سرش فرد سومی قرار داشت که شترش را به حرکت وا میداشت. رسول خدا فرمود: خداوند پیشرو، پشت سر و سوار را لعن کند.

این سه نفر:

پیشرو عبته بن ابوسفیان

پشت سر معاویه بن ابوسفیان

سواره ابوسفیان

بودند.

مجمع الزوائد – الهیثمی – ج ۱ – ص ۱۱۳- دار الکتب العلمیة

أن النبی صلى الله علیه وسلم کان جالسا فمر رجل على بعیر وبین یدیه قائد وخلفه سائق فقال لعن الله القائد والسائق والراکب . رواه البزار ورجالة ثقات

دوستان توجه کردید که این حدیث طبق نظر علمای اهل سنت هم از رجال ثقه بهره می برد.

مجمع الزوائد – الهیثمی – ج ۱ – ص ۱۱۳- دار الکتب العلمیة

عن المهاجر بن قنفذ قال رأى رسول الله صلى الله علیه وسلم ثلاثة على بعیر فقال الثالث ملعون . رواه الطبرانی فی الکبیر ورجاله ثقات

المعجم الکبیر – الطبرانی – ج ۲۰ – ص ۳۳۰- دار إحیاء التراث العربی

کنز العمال – المتقی الهندی – ج ۹ – ص ۶۶- موسسه الرساله

د: سخن پیامبر پیرامون سب کننده علی بن ابیطالب

حضرت رسول الله فرموده اند: هر کس علی را سب کند مانند این هست که مرا سب کند.

کنز العمال – المتقی الهندی – ج ۱۱ – ص ۵۷۳

ولا تسبوا علیا فإنه من سب علیا فقد سبنی ومن سبنی فقد سب الله

(( سب نکنید علی را هر که او را سب کند مرا سب کرده و هر که مرا سب کند خدا را سب کرده است))

کنز العمال – المتقی الهندی – ج ۱۱ – ص ۶۰۲

فیض القدیر شرح الجامع الصغیر – المناوی – ج ۶ – ص ۱۹۰

( من سب علیا ) بن أبی طالب ( فقد سبنی فقد سب الله ) ومن سب الله فهو أعظم الأشقیاء

(( هر کس علی بن ابیطالب را سب کند مرا سب کرده کسی که مرا سب کند خدا را سب کرده و کسی که خدا را سب کند بزرگترین اشقیاء هست))

فهرست منتجب الدین – منتجب الدین بن بابویه – ص ۳۵۲

تاریخ مدینة دمشق – ابن عساکر – ج ۱۴ – ص ۱۳۲

تاریخ مدینة دمشق – ابن عساکر – ج ۴۲ – ص ۲۶۶

در انتها:

بالاخره آخرش چی شد؟

معاویه راهنمای مردم به سمت خداست یا راهنمای مردم به سمت سب کردن علی بن ابیطالب و جنگ با علی بن ابیطالب؟

نظر شما چیست؟

آیا این روایت صحیح هست؟ یا این روایات از جعلیات در شان معاویه هست؟





نوع مطلب :
برچسب ها : معاویه، امین، خدا، دروغگو، سب فحش، ناسزا، امیرالمومنین، علی، شیعه، سنی،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی


درباره وبلاگ

عبادت بی ولایت حقه بازیست
اساس مسجدش بتخانه سازیست
چرا سنی نمیخواهد بداند
وضوی بی ولایت آب بازیست
یا علی
مدیر وبلاگ : مجنون علی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
کدام مذهب ؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Google PageRank Checker
فال حافظ
یا حیدر


http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG
ابزاروبلاگ

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات