تبلیغات
هیئت امیرالمومنین علیه السلام - از کورشدن چشم عزرائیل تا به آسمان رفتن یک مطرب
هیئت امیرالمومنین علیه السلام
مناظره با اهل سنت
بسم رب الزهرا
فقط من موندم این مطالبو این افراد از کجا میارن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟این مطلب بیشتر به طنز میخوره!!!

پدرم ماجشون از دنیا رفته بود و می‌خواستیم غسلش بدهیم که دیدیم رگ‌های پایش حرکت می‌کند. غسل دادن را به تأخیر انداختیم تا رگ‌هایش درست شود. سه شبانه‌روز به همان شکل ماند و رگ‌های پایش حرکت می‌کرد. بعد از سه روز به حالت عادی برگشت و پدرم بلند شد نشست و گفت: شربتی برای من بیاورید. شربتی آوردند و او خورد. به او گفتیم: از چیزهایی که دیدی به ما خبر بده. گفت: مَلَکی آمد و مرا به آسمان هفتم بردند. وقتی به آسمان هفتم رسیدیم، به آن مَلَک گفته شد: او چه کسی است که با خود آورده‌ای؟ گفت: آقای ماجشون. به او گفته شد: هنوز از عمر او چند سال و چند ماه و چند روز و چند ساعت مانده است (یعنی اشتباهاً قبض روح شده است) و ما را برگرداندند. هنگام برگشتن، نبی (صلی الله علیه و سلم) را دیدم که أبو بکر در سمت راستش و عمر در سمت چپش و عمر بن عبد العزیز هم جلوی آن حضرت بود. به کسی که با من بود گفتم: کسی که جلوی پیامبر (صلی الله علیه و سلم) نشسته است، کیست؟ گفت: آیا او را نمی‌شناسی؟ او عمر بن عبد العزیز است که در دوران جور و ستم، به حق عمل کرده است و أبو بکر و عمر در دوران حق، به حق عمل کردند.



بقیه مطالب در ادامه.......

وقتی دروغگویی عادی می شود!!

امروز یکی از روایاتی که غلو در مورد اشخاص هست رو بررسی میکنیم. امیدوارم واضح و روشن باشد. 

جناب آقای آقای ماجیشون که از علماء بزرگ أهل سنت است و از روات صحیح مسلم و سنن أبو داود و صحیح ترمذی و سنن إبن ماجه است و از نظر اعتبار و وثاقت، خیلی جایگاه بالایی دارد، آقای إبن حجر عسقلانی و مزی و إبن خلّکان قضیه‌ای را از او نقل می‌کنند و این قضیه را به عنوان یک قضیه قطعی آورده‌اند:

پسر إبن ماجشون می‌گوید:

عرج بروح أبی الماجشون، فوضعناه علی سریر الغسل و قلنا للناس: نروح به. فدخل غاسل إلیه یغسله فرأی عرقا یتحرک من أسفل قدمه فاقبل علینا، فقال: أری عرقا یتحرک و لا أری أن أعجل علیه. فاعتللنا علی الناس و قلنا: نغدوا لم یتهیأ أمرنا علی ما أردنا فأصبحنا و غدا علیه الغاسل و جاء الناس، فرأی العرق علی حاله، فاعتذرنا إلی الناس بالأمر الذی رأیناه، فمکث ثلاثا علی حاله، ثم إنه نشع بعد ذلک، فاستوی جالسا، فقال: ائتونی بسویق، فأتی به، فشربه، فقلنا له: خبرنا مما رأیت، قال: نعم، إنه عرج بروحی، فصعد بی الملک حتی أتی سماء الدنیا فاستفتح ففتح له، ثم هکذا فی السماوات حتی انتهی إلی السماء السابعة، فقیل له: من معک؟ قال: الماجشون. فقیل له: لم یأن له بقی من عمره کذا و کذا سنة و کذا و کذا شهرا و کذا و کذا یوما و کذا و کذا ساعة، ثم هبط فرأیت النبی صلی الله علیه و سلم و رأیت أبا بکر عن یمینه و عمر عن یساره و رأیت عمر إبن عبد العزیز بین یدیه، فقلت للذی معی: من هذا؟ قال: أو ما تعرفه؟ قلت: إنی أحببت أن أستثبت. قال: هذا عمر بن عبد العزیز: قلت: إنه لقریب المقعد من رسول الله صلی الله علیه و سلم. قال: إنه عمل بالحق فی زمن الجور و إنهما عملا بالحق فی زمن الحق

پدرم ماجشون از دنیا رفته بود و می‌خواستیم غسلش بدهیم که دیدیم رگ‌های پایش حرکت می‌کند. غسل دادن را به تأخیر انداختیم تا رگ‌هایش درست شود. سه شبانه‌روز به همان شکل ماند و رگ‌های پایش حرکت می‌کرد. بعد از سه روز به حالت عادی برگشت و پدرم بلند شد نشست و گفت: شربتی برای من بیاورید. شربتی آوردند و او خورد. به او گفتیم: از چیزهایی که دیدی به ما خبر بده. گفت: مَلَکی آمد و مرا به آسمان هفتم بردند. وقتی به آسمان هفتم رسیدیم، به آن مَلَک گفته شد: او چه کسی است که با خود آورده‌ای؟ گفت: آقای ماجشون. به او گفته شد: هنوز از عمر او چند سال و چند ماه و چند روز و چند ساعت مانده است (یعنی اشتباهاً قبض روح شده است) و ما را برگرداندند. هنگام برگشتن، نبی (صلی الله علیه و سلم) را دیدم که أبو بکر در سمت راستش و عمر در سمت چپش و عمر بن عبد العزیز هم جلوی آن حضرت بود. به کسی که با من بود گفتم: کسی که جلوی پیامبر (صلی الله علیه و سلم) نشسته است، کیست؟ گفت: آیا او را نمی‌شناسی؟ او عمر بن عبد العزیز است که در دوران جور و ستم، به حق عمل کرده است و أبو بکر و عمر در دوران حق، به حق عمل کردند.

تهذیب الکمال – المزی – ج ۳۲ – ص ۳۳۸- مؤسسة الرسالة

وفیات الأعیان وأنباء أبناء الزمان – ابن خلکان – ج ۶ – ص ۳۷۷- دار الثقافة

الوافی بالوفیات – الصفدی – ج ۲۸ – ص ۶۷- دار إحیاء التراث

البته جناب ابن حجر عسقلانی در مورد شرح حال این آقا گفته اند:

إنما سمی الماجشون لکونه کان یعلم الغناء و یتخذ القیان.

آقای ماجشون را ماجشون نامیدند به این دلیل که غنا آموزش می‌داد و سر و کارش با کنیزکان مغنّی و آوازه‌خوان بود.

تهذیب التهذیب لإبن حجر العسقلانی، ج ۱۱، ص ۳۴۰، شماره ۶۵۰- دارالفکر

حالا شما بگید. چطوری میشه کسی غنا گوش بده. سر و کارش با کنیزکان رقاص باشه. بعد بره آسمون هفتم و ملائک رو ببینه

و چطور میشه ملک الموت اشتباهی جون بگیره؟

جالب این‌که مرحوم علامه امینی (ره) این قضیه را در کتاب الغدیر نقل می‌کند و می‌گوید:

ما کنت أحسب أن یوجد فی الأمة الإسلامیة من یتهم الملک الموکل بقبض الأرواح بالجهل بآونة الوفیات و قد وکل به من عند العزیز العلیم فقال سبحانه: «قُلْ یَتَوَفَّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ إِلَی رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ (سجده / ۱۱)».

من گمان نمی‌کردم در أمت اسلامی کسانی باشند که ملک الموت را متهم کنند به این‌که جاهلانه و بدون دستور خداوند قبض روح می‌کرد! با این‌که خود ملک الموت موکل قبض روح شده است و خداوند می‌فرماید: « بگو: فرشته مرگ که بر شما مأمور شده، جان شما را می‏گیرد».

الغدیر للشیخ الأمینی، ج ۱۱، ص ۱۳۵

البته این رویه دوستان اهل سنت در سایر روایاتها هم هست

بخاری و مسلم در صحیحشان با اسناد به ابوهریره از او نقل کرده اند که:

(( ملک الموت بر حضرت موسی وارد شد و با او گفت: دعوت خدایت را پاسخ ده. موسی هم چنان سیلی به چشم ملک الموت زد که کور شد. آنگاه حضرت ملک الموت به جانب خدا برگشت و گفت: مرا به سوی بنده ایی فرستادی که مرگ را نمی خواهد. در نتیجه چشم مرا کور کرد. خداوند عز و جل نیز چشمش را بازگرداند و گفت: به سوی بنده ام برو به او بگو: اگر زندگی را می خواهی دستت را روی بدن یک گاو نر بگذار. هر قدر مو زیر دستت آمد به ازای هر یک مو یک سال زندگی میکنی.))

صحیح البخاری – البخاری – ج ۲ – ص ۹۲- دارالفکر

صحیح البخاری – البخاری – ج ۴ – ص ۱۳۰- دارالفکر

صحیح مسلم – مسلم النیسابوری – ج ۷ – ص ۱۰۰- دارالفکر

مسند احمد – الإمام احمد بن حنبل – ج ۲ – ص ۳۱۵- دارصادر

فتح الباری – ابن حجر – ج ۶ – ص ۳۱۵- دارالمعرفه

عمدة القاری – العینی – ج ۸ – ص ۱۴۸- داراحیاء التراث العربی

عمدة القاری – العینی – ج ۱۵ – ص ۳۰۶- دار احیاء التراث العربی

صحیفة همام بن منبه – همام بن منبه – ص ۳۰- مکتبه خانجی قاهره

تأویل مختلف الحدیث – ابن قتیبة – ص ۲۵۶- دارالکتب العلمیه

صحیح ابن حبان – ابن حبان – ج ۱۴ – ص ۱۱۶- موسسه الرساله

فقط میدونید یه سوالی برام پیش اومده. کاش یکی از کسانی که اونجا بود از ماجیشون سوال میکرد. عزرائیل هنوز چشمش کور بود یا نه خوب شده چشمش؟






نوع مطلب : مقالات، حضرت علی (ع)، حضرت زهرا (س)، 
برچسب ها : ماجشون، کورشدن چشم عزرائیل، عزرائیل،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

عبادت بی ولایت حقه بازیست
اساس مسجدش بتخانه سازیست
چرا سنی نمیخواهد بداند
وضوی بی ولایت آب بازیست
یا علی
مدیر وبلاگ : مجنون علی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
کدام مذهب ؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Google PageRank Checker
فال حافظ
یا حیدر


http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG
ابزاروبلاگ