تبلیغات
هیئت امیرالمومنین علیه السلام - مطالب اردیبهشت 1390
هیئت امیرالمومنین علیه السلام
مناظره با اهل سنت
شنبه 31 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : مجنون علی

ابوبکر و عمر شراب میخورند  (1)

یک روز ابوبکر و عمر و دیگر  رفقا! در سال هشتم (سال فتح مکه و بعد از تحریم و نزول آیه حرمت شراب) در منزل ابوطلحه زید بن سهل جمع شدند و مشروب خوردند و مجلس عیشی تشکیل دادند. ابوبکر پس از خوردن شراب و مست شدن بر کشته های مشرکین جنگ بدر افسوس خورد و با اشعار کفر آمیز زیر برایشان نوحه نمود !!!





در ادامه مطلب .....

همراه با اسناد


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، حقایق ناگفته در مودر دومی ملعون(لعنت الله علیه)، 
برچسب ها : بر عمر لعنت، شراب خواری،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
صحیح بخاری و صحیح مسلم از عایشه لعنت الله علیه روایت کنند که گفت: ابوبکر در ایام منی بر او وارد شد و دید که دو دخترک نزد وی دف می زنند و ضرب می نوازند. و پیامبر نیز خود را در جامه پوشانیده است. ابوبکر آنها را سرزنش کرد و براند و پیامبر پوشش چهره اش را پس زد و فرمود: آبوبکر! آن دو را به حال خود بگذار که ایام عید است و این روز ها روزهای منی است. (۱)



در ادامه مطلب....


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها : عایشه، عایشه لعنت الله علیه، تهمت،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
در خزانه عمومی کیسه ای پر از جواهرات و زیور بود.  عثمان با آن بعضی از افراد خانواده اش را آراست. در این هنگام مردم او را مورد انتقاد قرار دادند. وقتی خبر انتقادات مردم به گوش عثمان رسید, گفت:

این مال خداست. آنرا به هر که ‏دلم بخواهد میدهم و به هر که دلم بخواهد نمیدهم تا کور شود چشم هر کس که نمیتواند ببیند.
عمار گفت: بخدا من اولین کسی هستم که چنین رویه ای را نمیتواند ببیند.

پس عثمان گفت: دربرابر من گستاخی میکنی ای پسر سمیه؟  (در روایتی دیگر آمده است که عثمان با گفتن "یا ابن المتکاء" به عمار فحش داد !)

عمار را دستگیر کردند. عثمان به دار الخلافه وارد شد دستور داد او را آوردند و بنا کرد به زدن او, آن قدر عمار را زد تا بیهوش شد.

آنگاه او را بیرون بردند تا بمنزل ام سلمه همسر پیامبر خدا ص رساندند. عمار از نماز ظهر و عصر و مغرب باز ماند. وقتی به هوش آمد وضو گرفته نماز گزارد و گفت: خدا را شکرکه اولین روزی نیست که در راه خدا آزار و شکنجه می بینم.

عایشه نیز همچون ام سلمه از رفتار عثمان خشمگین شد و مقداری از موهای پیامبر ص و یکی از لباسها و کفشهایش را بیرون آورد گفت: چه زود سنت پیامبرتان را ترک کردید.

عمروعاص گفت: این منبر پیامبرتان است و این جامه اش و این مویش که هنوز نفرسوده و از بین نرفته است و شما (سنتش را) تغییر داده و بجای آن سنت دیگری اختیار کرده اید. در نتیجه، عثمان چنان خشمگین شد که حرف زدنش را نمی فهمید.

در موضعی دیگر نیز عثمان به نوکرانش دستور داد تا دستها و پاهای عمار را دراز کردند و خودش با لگد- در حالیکه کفش بپا داشت- بر شکم و زیر شکمش میزد و عمار که سالخورده ای ناتوان بود دچارفتق شد و بیهوش گشت. گناه عمار فقط این بود كه گروهی از اصحاب نامه‌ای به عثمان نوشتند و از عمار خواستند كه نامه را به عثمان برساند ! (1)

عثمان در حالی چنین جنایات وحشیانه ای را انجام می داد که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله در مواقع بسیاری از عمار به نیکی یاد کرده بودند و او را مدح و ستایش می کردند. ما در اینجا به گوشه ای از این روایات اشاره می کنیم:

عبد الله بن عباس از پیامبر خدا صلی الله علیه و اله  نقل میکند که فرمود: عمار از سر تا قدمش آکنده از ایمان است، و ایمان به گوشت و خونش آمیخته است.  (2)

همچنین از انس بن مالک از پیامبر صلی الله علیه و اله  روایت شده است که: بهشت مشتاق‏ چهار تن است: علی بن ابیطالب، عماریاسر، سلمان فارسی و مقداد. (3)


اسناد:

(1) الانساب بلاذری 5/48, شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 1/239, الاستیعاب ابو عمر 2/422, العقد الفرید ابن عبد ربه 2/272, الامامة و السیاسة 1/29, طبقات ابن سعد 3/185, الغدیر 9/16و ...

(2) حلیة الاولیاء 1/139, تفسیر الزمخشری 2/176, تفسیر البیضاوی 1/683, بهجة المحافل 1/94, تفسیر الرازی 5/365, تفسیر الخازن 3/143, کنزالعمال 6/184, تفسیر آلوسی 14/237 و ...

(3) الحلیة ابونعیم 1/142, المستدرک حاکم 3/137, تفسیر القرطبی 10/181, تاریخ ابن کثیر 7/311, مجمع الزوائد هیثمی 9/307, تاریخ ابن عساکر 3/306, الاستیعاب ابوعمر 2/435 و ...




نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها : عثمان، عثمان لعنت الله علیه،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
جمعه 23 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : مجنون علی


معنای اسم "معاویه"

حافظ ابن عساكر در تاریخش مى‏گوید: جاریة بن قدامه سعدى نزد معاویه آمد. معاویه از او پرسید: تو كیستى؟ گفت: جاریة بن قدامه. گفت: تو مگر زنبورى بیش هستى؟! گفت: تو مرا به گزنده‏اى شیرین دهان تشبیه مى‏كنى، بخدا "معاویه" ماده سگى بیش نیست‏ كه عوعو كنان سگهاى نر را به سوى خویش مى‏خواند، و امیة (جد معاویه) جز تصغیر "امة" (یعنى كنیز) نیست!(1)

شریك بن اعور به درگاه معاویه رفت و گفت: تو معاویه هستی و معاویه به ماده سگى مى‏گویند كه عوعو مى‏كند و سگ‏هاى نر را به خویش مى‏خواند!(2)

معاویه این سخنان نیشدار و طعنه ها را می شنید و چاره‏اى هم نداشت چون مادرش او را چنین نامیده بود و نمى‏توانست مادر خویش را تخطئه نماید. پس حیله‏اى اندیشید و یك میلیون درهم به عبد اللّه بن جعفر طیار بخشید تا اسم یكى از فرزندانش را معاویه بگذارد به این گمان كه وقتى همنامى در خاندان پاك و پر افتخار هاشمى یافت بار ننگش سبكتر خواهد گشت!(3)


اسناد:
 
(1) "والله ما معاویه الّا کلبة تعاوی الکلاب و ما امیّة الّا تصغیر امة" مختصر تاریخ دمشق ابن عساکر ج5ص365، تاریخ الخلفاء سیوطی ص133، العقد الفرید ج2ص143، المستطرف ج1ص73. لسان العرب نیز کلمه "معاویه" را اینگونه معنا می کند: المُعَاوِیَة: الكَلْبَة المُسْتَحْرِمَةُ تَعْوی إِلى الكلاب: لسان العرب ج15ص108

(2) المستطرف ج1ص72.

(3) تاج العروس ج10ص260.





نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها : معاویه لعنت الله علیه، معاویه، معنی، معنی نام، معنی اسم معاویه،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : مجنون علی
مرحوم آیت الله سید هاشم بحرانی رحمه الله در کتاب مدینة المعاجز می نویسد:

درباره جریان قتل فلانی (عمر) از ابن عباس و کعب الاحبار در حدیثی طولانی آمده است که عبدالله فرزند فلانی (عمر) گفت: چون زمان مرگ پدرم فرار رسید گاهی از هوش می رفت و دوباره به هوش می آمد تا اینکه یکبار که به هوش آمد مرا صدا کرد و گفت: فرزندم! قبل از اینکه بمیرم علی بن ابیطالب علیه السلام را بر بالینم حاضر کن.

گفتم: تو را با علی بن ابیطالب چه کار؟ و حال آنکه برای بعد از خود شورا تشکیل داده ای و او را هم یکی از آنها قرار داده ای ؟

پدرم گفت: فرزندم! از رسول خدا صلی الله علیه و اله شنیدم که می گفت: در آتش دوزخ تابوتی است که در آن 12 نفر از اصحاب من در آن خواهند بود و آنگاه رو به اولی (ابوبکر) کرد و گفت: از آن بترس که اولین آنها باشی! سپس رو به معاذ بن جبل کرد و فرمود: بپرهیز از آنکه دومین آنان باشی! سپس رو به من کرد و فرمود: بترس از آنکه سومین آنها باشی !

فرزندم! لحظاتی قبل از هوش رفتم و در همان حال تابوتی را مشاهده کردم که در آن اولی (ابوبکر) و معاذ بن  جبل بودند و من هم سومین آنها بودم.

عبدالله می گوید: به سراغ علی بن ابیطالب علیه السلام رفته و گفتم: ای پسر عموی رسول خدا ص پدرم تو را برای امری که او را نگران ساخته فراخوانده. پس او به همراه من آمد و چون بر بالین پدرم حاضر شد پدرم به او گفت: ای پسر عموی رسول خدا! آیا قصد نداری مرا عفو نموده و از سوی خود و از جانب همسرت فاطمه سلام الله علیها مرا حلال نمایی؟ و من نیز در عوض خلافت را به تو تسلیم نمایم؟

علی علیه السلام به او گفت: آری! اما به شرط اینکه مهاجر و انصار را جمع نمایی و حقی که از من غصب کردی را به صاحبش برگردانی و آنچه را که بین تو و بین دوستت (اولی) از عهدی که بین ما بود را بیان کنی و به حق ما اعتراف نمایی! در آن صورت تو را حلال کرده و نیز از جانب دختر عمویم فاطمه سلام الله علیها ضامن حلالیت وی می شوم.

عبدالله می گوید: پدرم چون این سخن را شنید رویش را به دیوار کرد و گفت: ای امیرالمومنین! نار و آتش را بر ننگ و عار ترجیح می دهم !!!

از این رو علی علیه السلام هم برخاست و از نزد پدرم خارج شد.

عبدالله به پدرش گفت: پدر! او به انصاف با تو برخورد کرد. او به فرزندش گفت: فرزندم او می خواهد اولی را از قبر بیرون کشیده و او را و پدرت را به آتش کشد و قریش را از دوستداران و پیروان علی بن ابیطالب قرار دهد نه به خدا قسم این شدنی نیست.

می گوید: سپس علی علیه السلام به عبدالله گفت: ای فرزند عمر! تو را به خدا قسم می دهم پدرت بعد از خارج شدن من چه گفت؟ عبدالله گفت: به خدا قسم چیزی نگفت فقط گفت: اگر مردم با مرد کم موی جلوی پیشانی  بنی هاشم (امام علی علیه السلام) بیعت کنند آنها را بر مسیر نورانی و اقامه کتاب خدا و سنت پیامبر رهنمون خواهد گشت.

سپس فرمود: ای فرزند عمر تو چه پاسخی دادی ؟

گفت: من به او گفتم: پدرم! چه چیز مانع می شود که او را جانشین و خلیفه بعد از خود سازی؟

حضرت فرمود: پدرت چه پاسخ داد؟ گفت: چیزی گفت که نمی توانم بازگو نمایم. حضرت فرمود: پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله من را به آنچه که بین تو پدرت رد و بدل شده با خبر ساخت. عبدالله گفت: پیامبر از چه چیز تو را با خبر ساخت؟ حضرت فرمود: مطلبی را پیامبر ص در حیاتش شبی که پدرت را در خواب دیدم که مرده است با خبر ساخت و کسی که پیامبر ص را در خواب ببیند مانند آن است که در بیداری ملاقات کرده باشد. ای فرزند ثانی! آیا گر آن را برای تو بازگو کنم تصدیق می کنی؟ عبدالله گفت: یا تصدیق می کنم و یا سکوت اختیار می کنم.

حضرت فرمود: پدرت بعد از آنکه من از نزد او خارج شدم در جواب تو که از او سوال کردی چه چیز مانع می شود که او را بعد از خود جانشین خود نسازی گفت: به خاطر آن صحیفه و پیمان نامه ای که آن را در بین خود (مربوط به نقشه قتل پیامبر ص در شب عقبه) و در خانه کعبه در حجة الوداع نوشته و امضاء نموده ایم.

پس از این فرموده حضرت, عبدالله سکوت کرد و گفت: از تو می خواهم که به حق رسو ل خدا ص دست از سرم برداری.

سلیم (راوی حدیث) می گوید: عبدالله را در آن مجلس دیدم در حالی که اشک در دیدگانش حلقه زده و گریه, او را دچار تنگی نفس کرده بود. سپس پدرش بعد از ساعتی نالی ای زد و مرد.


(مدینة المعاجز ج2ص95, فصل الخطاب فی تاریخ قتل عمر بن خطاب ص85, حدیقة الشیعه نوشته مقدس اردبیلی در فصل مطاعن عمر)



با تشکر از پایگاه اطلاع رسانی برائت





نوع مطلب : مقالات، حقایق ناگفته در مودر دومی ملعون(لعنت الله علیه)، 
برچسب ها : عمر بن الخطاب، عمر بن الخطاب لعنت الله علیه،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : مجنون علی
با سلام. هیئت امیرالمومنین علیه السلام آماده تبادل بنر با سایت و وبلاگ های مذهبی میباشد . برای انجام کار کافی است یکی از بنر های زیر در وبلاگ خود قرار داده و سپس ما را در گذاشتن بنر خود در وبلاگمون با اطلاع سازید

 


 







 




  



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : مجنون علی


بسیاری از بزرگان اهل سنت از پسر عمر نقل کرده‌اند که دوازده سال طول کشید تا عمر بن الخطاب سوره بقره را یاد بگیرد:عن بن عمر قال: تعلم عمر بن الخطاب رضی الله عنه البقرة فی إثنی عشرة سنة فلما أتمها نحر جزورا.(1)


عبد الله عمر گفته: (پدرم) عمر بن الخطاب سوره بقره را در مدت دوازه سال یاد گرفت، وقتی موفق شد، چندین شتر به شکرانه آن ذبح کرد!طبیعى است كه چنین شخصى با چنین استعداد و حافظه‌اى نمى‌تواند جانشین كسى باشد كه قبل از آوردن جبرئیل آیات قرآن را مى‌خوانده و دانش اولین و آخرین را خداوند به او داده است.


اسناد


(1) البیهقی، أحمد بن الحسین بن علی بن موسی ابوبكر (متوفای458هـ) شعب الإیمان، ج2، ص1954، تحقیق: محمد السعید بسیونی زغلول، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1410هـ؛/الأنصاری القرطبی، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفای671هـ)، الجامع لأحكام القرآن، ج1، ص40، ناشر: دار الشعب – القاهرة؛/ابن عساكر الدمشقی الشافعی، أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفای571هـ)، تاریخ مدینة دمشق وذكر فضلها وتسمیة من حلها من الأماثل، ج44، ص286، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ناشر: دار الفكر - بیروت – 1995؛/الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای 748 هـ)، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج3، ص267، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربی - لبنان/ بیروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م؛/السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بكر (متوفای911هـ)، تنویر الحوالك شرح موطأ مالك، ج1، ص162، ناشر: المكتبة التجاریة الكبرى ـ مصر، 1389هـ ـ 1969م؛/السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بكر (متوفای911هـ)، الدر المنثور، ج1، ص54، ناشر: دار الفكر - بیروت – 1993؛/الزرقانی، محمد بن عبد الباقی بن یوسف (متوفای1122هـ) شرح الزرقانی علی موطأ الإمام مالك، ج2، ص27، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1411هـ؛/الكتانی، عبد الحی بن عبد الكبیر (متوفای1383هـ)، نظام الحكومة النبویة المسمی التراتیب الإدرایة، ج2، ص280، ناشر: دار الكتاب العربی – بیروت.





نوع مطلب : مقالات، حقایق ناگفته در مودر دومی ملعون(لعنت الله علیه)، 
برچسب ها : عمر لعنت الله علیه، بر عمر لعنت،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
درباره وبلاگ

عبادت بی ولایت حقه بازیست
اساس مسجدش بتخانه سازیست
چرا سنی نمیخواهد بداند
وضوی بی ولایت آب بازیست
یا علی
مدیر وبلاگ : مجنون علی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
کدام مذهب ؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Google PageRank Checker
فال حافظ
یا حیدر


http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG
ابزاروبلاگ