هیئت امیرالمومنین علیه السلام
مناظره با اهل سنت


زندگینامه امام هادی علیه السلام :


حضرت امام علی بن محمد الهادی علیه السلام در نیمه ذیحجه سال 212 هجری در "صریا "، منطقه ای واقع در 6 کیلومتری مدینه متولد شد. نام مبارک ایشان "علی"، کنیه اش "ابوالحسن" و القاب آن بزرگوار : نجیب، مرتضی، هادی، نقی، عالم، فقیه، امین، مؤتمن، طیب  و عسکری می باشد که مشهورتر از همه "هادی" و "نقی" است.




بقیه مطالب در ادامه...


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : زندگینامه، امام، امام هادی، امام هادی علیه السلام،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
شنبه 21 آبان 1390 :: نویسنده : مجنون علی
میلاد با سر وسعادت امام هادی علیه السلام بر محضر امام زمان اروحنا روحی فداء و شیعیان آن حضرت تبریک و تهنیت باد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
سه شنبه 17 آبان 1390 :: نویسنده : مجنون علی
[http://www.aparat.com/v/bdd3e22856fb3223ddb1b6b83072457b45246]




نوع مطلب : حقایق ناگفته در مودر دومی ملعون(لعنت الله علیه)، 
برچسب ها : مناظره، شب، شبهای، شبهای پشاور، مناظرات، سلطان، پیشاور، دانلود رایگان،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
یکشنبه 15 آبان 1390 :: نویسنده : مجنون علی

عرفه چیست ؟ و در عرفه جه باید کرد ؟

... تا غروب آفتاب دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشك می‌ریخت ... تا بالاخره بخشیده شد...

نهم ذیحجه روز عرفه است. خداوند متعال در این روز به سه مکان و سه گروه از انسانها، توجه ویژه دارد:


1. كربلا و زائران امام حسین (ع).


2.  صحرای عرفات (در نزدیكی مكه) و حجاج بیت الله.


3  .  هر جا از دنیا كه دستی به سوی او بلند شود و دلی بشكند.



چرا «عرفه»؟


ـ آنگاه که جبرئیل (ع) مناسك حج را به حضرت ابراهیم (ع) می‌آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت : «عرفت؟» یعنی «یاد گرفتی؟» و او پاسخ داد آری. لذا به این نام خوانده شد.


ـ وجه دیگر اینكه مردم از این جایگاه و در این سرزمین به گناه خود اعتراف می‌كنند.


ـ بعضی دیگر هم آن را جهت تحمل صبر و رنجی میدانند كه برای رسیدن به آن باید متحمل شد ؛ چرا كه یكی از معانی «عرف» صبر و شكیبایی و تحمل است. (1)



حضرت آدم (ع) در عرفات


مطابق روایتی از  امام صادق(ع)، وقتی جد اعلای ما حضرت آدم (ع) از  باغ بهشتی به زمین فرود آمد، چهل روز هر بامداد بر فراز كوه صفا با چشم گریان در حال سجده بود. جبرئیل (ع)، فرود آمد و پرسید:


ـ چرا می گریی، ای آدم؟


ـ چرا نگریم در حالیكه از جوار خداوند به این دنیا فرود آمده ام؟


ـ به درگاه خدا توبه كن و بسوی او بازگرد.


ـ چگونه ؟


جبرئیل در روز هشتم ذیحجه آدم را به منی برد، آدم شب را در آنجا ماند و صبحگاهان عازم صحرای عرفات شد. جبرئیل هنگام خروج از مكه، احرام بستن و لبیك گفتن را به او آموخت و چون عصر روز عرفه فرا رسید، آدم  را به غسل فرا خواند و پس از نماز عصر، او  را به وقوف در عرفات دعوت کرد و كلماتی را كه از پروردگار دریافت كرده بود به وی تعلیم داد، این كلمات عبارت بودند از:


سبحانك اللهم و بحمدك


لا اله الا انت


علمت سوء و ظلمت نفسی


واعترفت بذنبی


اغفر لی انك انت الغفور الرحیم
 یعنی:


جز تو خدایی نیست


كار بدی كردم و بر خود ظلم نمودم


اینك به گناه خود اعتراف می‌كنم


مرا ببخش كه تو بخشنده و مهربانی.


آدم (ع) تا غروب آفتاب همچنان دعا میکرد  و با تضرع اشك می‌ریخت. وقتی كه آفتاب غروب كرد همراه جبرئیل روانه مشعر شد و شب را  آنجا گذراند. صبحگاهان در مشعر بپاخاست و به دعا پرداخت... تا اینكه سرانجام بخشیده شد ...




حضرت ابراهیم (ع) در عرفات


جبرئیل(ع) در صحرای عرفات،  مناسك حج را به حضرت ابراهیم (ع)  آموخت و حضرت ابراهیم (ع) در برابر او می فرمود: عَرِفتُ، عَرِفتُ (شناختم، شناختم).


 


پیامبر خاتم (ص) در عرفات


دامنه كوه عرفات در زمان صدر اسلام، كلاس صحرایی پیامبر اسلام (ص) بود و بنا به گفته برخی مفسرین آخرین سوره قرآن در صحرای عرفات بر پیغمبر (ص) نازل شد و پیغمبر آنرا به مردم و شاگردانش تعلیم فرمود.


 رسول گرامی اسلام (ص) در چنین روزی سخنان تاریخی خود را در اجتماع عظیم و با شكوه حجاج بیان داشت:


... ای مردم سخنان مرا بشنوید! شاید دیگر شما را در این مکان ملاقات نكنم. شما به زودی بسوی خدا باز می گردید. در آن جهان به اعمال نیك و بد شما رسیدگی می شود. به شما توصیه می كنم هركس امانتی نزد اوست به صاحبش برگرداند. 


ای مردم بدانید ربا در آئین اسلام ، حرام است. از پیروی شیطان بپرهیزید. به شما سفارش می كنم كه به زنان نیكی كنید زیرا آنها امانتهای الهی در دست شما هستند و با قوانین الهی بر شما حلال شده اند.


... من در میان شما دو چیز به یادگار می گذارم كه اگر به آن دو چنگ زنید گمراه نمی شوید، یكی كتاب خدا و دیگری سنت و (عترت) من است.


هر مسلمانی با مسلمان دیگر برادر است و همه مسلمانان جهان با یكدیگر برادرند و چیزی از اموال مسلمانان بر مسلمانی حلال نیست مگر اینكه آنرا به رضایت به  دست آورده باشد...



تسبیحات حضرت رسول (ص) در روز عرفه :


سُبْحانَ الَّذى فِى السَّمآءِ عَرْشُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الاَْرْضِ حُكْمُهُ
منزه است خدایى كه عرش او در آسمان و  فرمان و حكمش در زمین است


سُبْحانَ الَّذى فِى الْقُبوُرِ قَضآؤُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْبَحْرِ سَبیلُهُ
منزه است خدایى كه در گورها قضا و فرمانش جارى است منزه است خدایى كه در دریا راه دارد
سُبْحانَ الَّذى فِى النّارِ سُلْطانُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْجَنَّةِ رَحْمَتُهُ
منزه است خدایى كه در آتش دوزخ سلطنتش موجود است منزه است خدایى كه در بهشت رحمت او است
سُبْحانَ الَّذى فِى الْقِیمَةِ عَدْلُهُ سُبْحانَ الَّذى رَفَعَ السَّمآءَ
منزه است خدایى كه در قیامت عدل و دادش برپا است منزه است خدایى كه آسمان را بالا برد
سُبْحانَ الَّذى بَسَطَ الاْرْضَ سُبْحانَ الَّذى لا مَلْجَاَ وَلا مَنْجا مِنْهُ اِلاّ اِلَیْهِ
منزه است خدایى كه زمین را گسترد منزه است خدایى كه ملجا و پناهى از او نیست جز بسوى خودش
پس بگو
سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ صد مرتبه
منزه است خدا و حمد از آن خدا است و معبودى جز خدا نیست و خدا بزرگتر از توصیف است
و بخوان توحید صد مرتبه و آیة الكرسى صد مرتبه و صلوات بر محمّد و آل محمّد صد مرتبه و بگو
لااِلهَ اِلا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیى وَیُمیتُ
معبودى جز خدا نیست یگانه اى كه شریك ندارد پادشاهى خاص او است و از آن او است حمد زنده كند و بمیراند
وَیُمیتُ وَیُحْیى وَهُوَ حَىُّ لا یَموُتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ
و بمیراند و زنده كند و او است زنده اى كه نمیرد هرچه خیر است بدست او است و او بر هر چیز
قَدیرٌ ده مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ وَاَتوُبُ اِلَیْهِ ده مرتبه
توانا است آمرزش خواهم از خدایى كه معبود بحقى جز او نیست كه زنده و پاینده است و بسویش توبه كنم
یا اَللّهُ ده مرتبه یا رَحْمنُ ده مرتبه یا رَحیمُ ده مرتبه یا بَدیعَ السَّمواتِ وَالاْرْضِ یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ ده مرتبه یا حَىُّ یا قَیُّومُ ده مرتبه یا حَنّانُ یا مَنّانُ ده مرتبه یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ ده مرتبه آمینَ ده مرتبه



برخی از اعمال شب و روز عرفه:


1.احیا و نماز و عبادت در شب عرفه


2. دعا در شب عرفه (كه گفته شده است مستجاب می‌گردد) .


3.  زیارت امام حسین (ع) در شب عرفه.


4.  غسل.


5. روزه روز عرفه (اگر سبب ضعف و مانع از دعا و مناجات نشود) .


6. قرائت دعای عرفه امام حسین علیه السلام (كه بهتر است بعد از نماز عصر باشد) .


7. قرائت دعای عرفه امام سجاد علیه السلام (كه در صحیفه سجادیه موجود است).


8. زیارت امام حسین (ع) در روز عرفه.


9. زیارت حضرت اباالفضل العباس (س) در روز عرفه .


10. اعتراف و اقرار به گناهان.


11. دو رکعت نماز که در رکعت اوّل بعد از حمد، سوره  توحید و در ركعت دوم بعد از حمد، سوره کافرون خوانده می‌شود. سپس چهار رکعت نماز که در هر رکعت بعد از حمد،پنجاه مرتبه سوره توحید (این نماز در واقع همان نماز حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام است) .



صحرای عرفات همایش شناخت و خودسازی امام حسین (ع)

حضرت سیدالشهدا، امام حسین (ع) نیز بعد از ظهر روز عرفه همراه با فرزندان و گروهی از اصحاب از خیمه های خود در صحرای عرفات بیرون آمدند و رو به دامن «كوه رحمت» نهادند و در سمت چپ كوه رو به كعبه همایشی تشكیل دادند كه موضوع آن شناخت و سازندگی بود. این همایش، تنها جنبه علم و معرفت نداشت بلكه شناخت توأم با عمل و سازندگی و تزكیه و خودسازی بود. فهرست مطالب آن عبارت بود از:


1ـ شناخت خدا و صفات الهی.


2ـ شناخت خود یا خودشناسی.


3ـ شناخت جهان.


4ـ شناخت آخرت.


5ـ شناخت پیامبران.


6ـ خودسازی با صفات الهی.


7ـ پرورش نفس با كمالات الهی.


8ـ توبه و بازگشت به خدای مهربان.


9ـ دور كردن صفات نكوهیده از خود با تسبیح پروردگار.


10ـ فراگیری راه تعلیم و تربیت از خدا.


11ـ شناخت و درخواست بهترین مسئلت ها.


12ـ تبدیل خود پرستی نفس به خدا پرستی.


13ـ تبدیل خود برتر بینی نفس به تواضع و فروتنی.


14ـ تبدیل خودخواهی نفس به ایثار و غیر خواهی.


15ـ تعلیم مفاهیم و ادبیات قرآن.



رهیافت‌هایی از دعای عرفه امام حسین (ع)



1ـ ستایش حق تعالی:


ستایش سزاوار خداوندی است كه كس نتواند از فرمان قضایش سرپیچد و مانعی نیست كه وی را از اعطای عطایا، باز دارد. و صنعت هیچ صنعتگری بپای صنعت او نرسد. بخشنده بیدریغ است. اوست كه بدایع خلقت را بسرشت و صنایع گوناگون وجود را با حكمت خویش استوار ساخت.......



2ـ تجدید عهد و میثاق با خدا:


پروردگارا بسوی تو روی آورم. و به ربوبیت تو گواهی دهم. و اعتراف كنم كه تو تربیت كننده و پرورنده منی. و بازگشتم بسوی توست. مرا با نعمت آغاز فرمودی قبل از اینكه چیز قابل ذكری باشم.......


3ـ خود شناسی:


 و قبل از هدایت مرا با صنع زیبایت مورد رأفت و نعمتهای بیكرانت قرار دادی. آفرینشم را از قطره آبی روان پدید آوردی. و در تاریكیهای سه گانه جنینی سكونتم دادی: میان خون و گوشت و پوست. و مرا شاهد آفرینش خویش نگرداندی و هیچیك از امورم را بخودم وا نگذاشتی........



4ـ راز آفرینش انسان:


ولی مرا برای هدفی عالی یعنی هدایت (و رسیدن به كمال) موجودی كامل و سالم بدنیا آوردی. و  در آن هنگام كه كودكی خردسال در گهواره بودم، از حوادث حفظ كردی. و مرا از شیر شیرین و گوارا تغذیه نمودی. و دلهای پرستاران را بجانب من معطوف داشتی. و با محبت مادران به من گرمی و فروغ بخشیدی........


5ـ تربیت انسان در دانشگاه الهی:


تا اینكه با گوهر سخن مرا ناطق و گویا ساختی. و نعمتهای بیكرانت را بر من تمام كردی. و سال به سال بر رشد و تربیت من افزودی. تا اینكه فطرت و سرنوشتم، به كمال انسانی رسید. و از نظر توان اعتدال یافت. حجتت را بر من تمام كردی كه معرفت و شناختت را به من الهام فرمودی.......


6ـ نعمتهای خداوند:


آری این لطف تو بود كه از خاك پاك عنصر مرا بیافریدی. و راضی نشدی ای خدایم كه نعمتی را از من دریغ داری. بلكه مرا از انواع وسائل زندگی برخوردار ساختی. با اقدام عظیم و مرحمت بیكرانت بر من. و باحسان عمیم خود نسبت به من، تا اینكه همه نعماتت را درباره من تكمیل فرمودی......



7ـ شهادت به بیكرانی نعمت های الهی:


الهی! من به حقیقت ایمانم، گواهی دهم. و نیز به تصمیمات متیقن خود و به توحید صریح و خالصم


و به باطن نادیدنی نهادم. و پیوستهای جریان نور دیده ام. و خطوط ترسیم شده بر صفحه پیشانی ام، و روزنه های تنفسی ام، و نرمه های تیغه بینی ام. و آوازگیرهای پرده گوشم و آنچه در درون لبهای من پنهان است......


8ـ ناتوانی بشر از بجا آوردن شكر الهی:


گواهی می دهم ای پروردگار كه اگر در طول قرون و اعصار زنده بمانم و بكوشم تا شكر یكی از نعمات تو بجا آورم، نتوانم مگر باز هم توفیق تو رفیقم شود، كه آن خود مزید نعمت و مستوجب شكر دیگر، و ستایش جدید و ریشه دار باشد...........



9ـ ستایش خدای یگانه:


معهذا من با تمام جد و جهد و توش و توانم تا آنجا. كه وسعم می رسد با ایمان و یقین قلبی گواهی می دهم. و اظهار می دارم:


حمد و ستایش خدایی را كه فرزندی ندارد تا میراث برش باشد. و در فرمانروایی نه شریكی دارد تا با وی در آفرینش بر ضدیت برخیزد و نه دستیاری دارد تا در ساختن جهان به وی كمك دهد.....



10ـ خواسته های یك انسان متعالی:


خداوندا، چنان كن كه از تو بیم داشته باشم، آنچنان كه گویی تو را می بینم و مرا با تقوایت رستگار كن! اما بخاطر گناهانم مرا به شقاوت دچار مساز! مقدر كن كه سرنوشت من به خیر و صلاح من باشد. و در تقدیراتت خیر و بركت بمن عطا فرما!


11ـ سپاس به تربیت های الهی:


خداوندا! ستایش از آن تست كه مرا آفریدی. و مرا شنوا و بینا گرداندی! و ستایش سزاوار تست كه مرا بیافریدی و خلقتم را نیكو بیاراستی. بخاطر لطفی كه به من داشتی والا......

12ـ نیازهای تربیتی از خدا:


و مرا بر مشكلات روزگار، و كشمكش شبها و روزها یاری فرمای! و مرا از رنجهای این جهان و محنتهای آن جهان نجات بده و از شر بدیهایی كه ستمكاران در زمین می كنند نگاه بدار.............


13ـ شكایت به پیشگاه خداوند:


خدایا! مرا به كه وا می گذاری؟ آیا به خویشاوندی كه پیوند خویشاوندی را خواهد گسست؟ یا به بیگانه كه بر من بر آشفتد؟ یا به كسانیكه مرا به استضعاف و استثمار كشانند؟ در صورتیكه تو پروردگار من و مالك سرنوشت منی؟



14ـ ای مربی پیامبران و فرستنده كتب آسمانی:


ای خدای من و ای خدای پدران من! ابراهیم، اسماعیل، اسحق و یعقوب، و ای پروردگار جبرئیل، مكائیل و اسرائیل. و ای تربیت كننده محمد، خاتم پیامبران و فرزندان برگزیده اش. ای فرو فرستنده تورات، انجیل زبور و فرقان......


15ـ تو پناهگاه منی:


تو پناهگاه منی، بهنگامی كه راهها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخنای زمین بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اكنون جزء هلاك شدگان بودم. و تو مرا از خطاهایم باز می داری. و اگر پرده پوشی تو نبود از رسوایان بودم.



1- فرهنگ دهخدا / ج 10 جدید / ص 15818


 منبع: دعای عرفه عبدالكریم بی آزار شیرازی




نوع مطلب :
برچسب ها : عرفه، عرفات، دعای روز غرفه، دعای شب عرفه، عرفه چیست؟، در روز عرفه چه باید کرد؟،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
پنجشنبه 12 آبان 1390 :: نویسنده : مجنون علی
با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز
سی دی حقیقت مظلوم آماده شد
دوستان میتوانند دانلود فرمایند






نوع مطلب : سخنرانی، 
برچسب ها : سی دی، قمه، قمه زنی، حقیقت مظلوم، قمه زنی خوب یا بد ؟، ؟، دانلود رایگان،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
پنجشنبه 12 آبان 1390 :: نویسنده : مجنون علی
شهادت ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت ؛ باقرالعلوم حضرت امام محمد باقر(ع) و همچنین شهادت حضرت مسلم بن عقیل  را خدمت امام زمان (عج) و همچنین شیعیان خاص ایشان تسلیت عرض میکنیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
اهانت عمربن الخطاب به ساحت مقدس رسول الله (ص)

واقعه ۲۸ صفر سال ۱۱ هجری یکی از ایام سخت برای مسلمین به شمارمی آید روزی که روح بزرگ بهترین مخلوقات٬اشرف انبیاءالهی٬ مهربانترین و رئوفترین انسان روی زمین٬کوس سفر زد و داغ بزرگی بر دل مؤمنین گذاشت.اما اتفاقی که این مصیبت را سنگین تر می کرد و داغ دل را شعله ورتر می ساخت٬ اهانت به رسول الله(ص) بود در حال وفات! بله اهانت به رسولی که جز مهربانی و عطوفت کسی از او چیزی ندیده بود پیامبری که در روز فتح مکه به همه امان داد٬مسلمین را از تعرض به مشرکین و معاندین بر حذر داشت٬حتی به ام المفاسد٬چرثومه شرارت و نکبت و سیاهی٬ابوسفیان امان داد٬مشرکینی که تا چند صباح پیش به او دشنام می دادند٬او را سنگ باران میکردند٬خاک و مزبله بر سر مبارکش می ریختند و هزاران جنایت دیگر....از همه گذشت کرد و همه را مورد عفو و رحمت خود قرار داد. چرا که به فرموده ایشان:

انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق

هتک حرمت به پیامبری که طبق آیه شریفه :

وما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی از روی هوی و لغو سخن نمی گوید بلکه هر آنچه می گوید وحی است که از جانب خداوند نازل گشته است

پیغمبری که خداوند امر فرموده به اطاعت از ایشان:

وما آتیکم الرسول فخذوه و ما نهیکم عنه فانتهوا (حشر/۷)

آنچه رسول حق دستور داده انجام دهید و از آنچه نهی کرده وا گذارید

اما داستان چه بود؟

در آن روز سخت (۲۸ صفرسال۱۱هــ) در زمانی که خورشید و جود پیامبرعظیم الشأن اسلام (ص) در حال غروب بود٬جمعیتی از صحابه و اهل بیت ایشان کنار بستر رسول الله(ص) حلقه زده بودند.رسول الله (ص) سه مرتبه امر فرمود که :

ایتونی بدوات و بیاض لاکتب لکم کتابا لن تضلوا بعدی ابدا

دوات و سفیدی (کاغذ) برای من بیاورید تا برای شما مطلبی بنویسم که بعد از من برای همیشه از گمراه شدن مانع شود .

در هر دو مرتبه اول عمر بن الخطاب با وقاحت مجلس را به هم زد که بعدا توضیحش می آید اما برای بار سوم که رسول الله(ص) امر فرمودند که دوات و کاغذ بیاورند عمر بن الخطاب لب به سخن گشود که ای کاش در آن روز او لال بود و این جسارت را به رسول الله(ص) نمی کرد،

فقال عمربن الخطاب دعوا الرجل فانه لیهجر! حسبنا کتاب الله

عمر گفت: این مرد! را واگذارید او هذیان می گوید!!!!

طبق اخبار اهل سنت مانند امام محمد غزالی در مقاله چهارم سرالعالمین٬سبط ابن جوزی در صفحه۳۶تذکره٬ بخاری در ص۱۱۸ جلد دوم صحیح و مسلم در صحیح خود در آخر کتاب وصیت٬ به انحاء مختلف این اهانت را به عمربن الخطاب نسبت داده اند٬شخصی که خواب پریشان خلافت را در سر می پرورانید و عاقبت به کمک یار باوفایش ابوبکر بن ابی قحافه به این مسند رسید! اصحاب حاظر در مجلس دو دسته شدند٬ عده ای بیچاره به کمک عمربن الخطاب آمدند و عده ای هم به مخالفت با آن در محضر شخصی که عین ادب و آرامش بود و احدی ندیده بود ایشان با صدای بلند کسی را مورد خطاب قرار دهد....

زنان در پشت پرده گفتند: امر پیامبر را اجابت کنید و قلم و کاغذ مهیا کنید عمربن الخطاب با تندی گفت: ساکت شوید! شما مانند زنانی هستید که اطراف یوسف را گرفته بودند و به او چشم طمع داشتند شماها اگر پیامبر مریض شود٬ چشمان خود را می فشارید و اشک میریزید و اگر صحت یابد٬گریبانش را می گیرید و خرجی می خواهید!

پیامبر با شنیدن این سخنان فرمود: زنان از شما بهترند (الطبقات الکبری-ج۲/ص۲۴۴) ابن عباس میگوید: عمربن الخطاب با سر و صدای بسیار گفت: این همه شهر باقی مانده و فتح نشده است اینها باید فتح شود! نیازی به وصیت نیست که حضرت رسول(ص) وقتی مشاهده کردند سه بار امر ایشان توسط عمربن الخطاب بر زمین مانده فرمودند:

قوموا عنی و لا ینبغی عندی التنازع برخیزید از پیش من بروید سزاوار نیست نزد من جنگ و نزاع کنید.

زمانی که رسول الله(ص) جماعت را متفرق ساختند٬ خبر رسید که ایشان رحلت کردند. نقل شده که ابن عباس بعد از رحلت رسول الله(ص) در حالتی که اشک می ریخت باخود می گفت:

یوم الخمیس و ما یوم الخمیس----پنج شنبه و چه روزی بود پنچشنبه

از او سؤال می نمودند علت این حالت چیست؟

می گفت: در روز پنج شنبه زمانی که حضرت قلم و دوات طلبید٬عمر با جسارت تمام گفت :این مرد هذیان میگوید!

همه میدانند که تمام احکام الهی نازل شده بود٬ هیچ چیزی باقی نمانده بود که بیان شود٬ چرا که آیه اتمام نعمت نازل شده بود (ایه۵-مائده):

الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا

چه چیزی می ماند که رسول الله (ص) اینقدر اصرار بر آن دارند؟ به اذعان همه این امر به جز ولایت بعد خود نبوده٬ حضرت (ص) خواستند حجت را با نوشتن وصیت تمام کنند و آن فرمایشاتی که از جانب حضرت حق در مورد ولایت علی بن ابیطالب(ع) می فرمودند را مجدد تصدیق و تاکیدکنند. واقعا جای بسی تعجب است که عمر بن الخطاب این آیات را نشنیده باشد!

اطیعوا الله و اطیعوا الرسول....... ویا ما آتیکم الرسول فخذوه و ما نهیکم عنه فانتهوا

که این طور گستاخانه می گوید این مرد (هذا الرجل)مگر خداوند متعال نفرموده:

ما کان محمدا ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبیین (احزاب/۴۰) محمد (ص) پدر هیچ یک از مردان شما نیست و لکن رسول الله و خاتم انبیاءاست

کنایه است به اینکه همیشه باید با احترام و ادب از ایشان یاد کرد نه اینکه به قول عمر گفت این مرد! مگر نه این است که خداوند متعال در سوره حجرات آیه 2 می فرماید:

لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی

چرا عمر به خود اجازه داد در محضر ایشان صدای خود را بلند کند؟

چرا عمر بن الخطاب زنان اطراف پیامبر را به زنان اطراف یوسف نبی (ع)تشبیه کرد؟

مگر نه زنان اطراف یوسف به قصد هوی و هوس گرد او جمع شدند و قصد گناه داشتن؟ مگر نه زنان اطراف یوسف همه نا محرم بودند و به او طمع بسته بودند؟آنان برای زنا آمده بودند، و یوسف از آنان بیزار بود در حدیکه فرمود: زندان را محبوبتر از کنار شما بودن می دانم! آن زنان همه از اشراف بودند که بویی از تقوی نبرده بودند و حال اینکه اطراف رسول الله(ص) حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) و زنان پیامبر بودند و حتی عایشه و حفصه!

چرا عمر بن الخطاب در مرتبه دوم که حضرت رسول الله(ص) طلب کاغذ و دوات کردند؛ میگوید: بیماری بر پیامبر چیره شده و نمی داند چه می گوید! یعنی بیماری پیامبر را چنان شدید دیده که به سبب آن نعوذابالله عقل و فهم نبوت و پیامبری حضرت را زایل کرده؟در حالیکه پیامبر تاکید می فرمایند: هرچه می گویم چه در حال خشنودی و چه در حال غضب،چه در حال سلامتی و چه در حال مریضی؛جز حق و حقیقت و کلام وحی، سخنی از دهان من خارج نمی شود.

چرا عمربن الخطاب در مقابل نص صریح رسول الله(ص) که امر به آوردن دوات و کاغذ٬ اجتهاد کرده و آن سخنان سخیف را بر زبان راند و گفت: حسبنا کتاب الله...اگر امر پیامبر مولوی باشد ترک واجب کرده و به حرام کشیده شده و چون در محضر رسول الله (ص) بوده کافر شده٬ بر فرض اینکه امر مولوی نبوده و ارشادی بوده٬ باز هم مرتکب گناه شده٬ استدلال آوردن در مقابل فرمان رسول الله(ص) مبنی بر اینکه قرآن ما را کافی است به معنای مقابله و مخالفت صریح با رسول الله(ص) است.برای کسی که در حال احتضار ومرگ است آماده کردن ابزار وصیت٬ حداقل احترامی است که برای او قائل می شوند و لو اینکه آن شخص هم پیامبر الهی نباشد!

عمر بن الخطاب به پیامبر خطاب کرد که هذیان می گوید! این بزرگترین کفر و توهین و الحاد نسبت به پیامبر است و با این سخن معلوم است که حتی این ظاهر نمای به اصطلاح صحابی٬سر سوزنی ایمان به رسالت و نبوت و بعثت و پیامبری حضرت نداشته. چنانچه علماء منصف و متفکر خالی از تعصب اهل سنت نظیر قاضی عیاض شافعی در کتاب شفاء٬ و کرمانی در شرح صحیح بخاری٬ و همچنین نووی در شرح صحیح مسلم نوشته اند: که گوینده این کلام هر که بوده اصلا ایمان به رسول الله(ص) نداشته و از معرفت کامل بمقام و مرتبه آن حضرت عاجز بوده. چرا عمربن الخطاب با این سرپیچی٬کلام حضرت(ص) را زیر پا گذاشت که فرمود(ص): ایتونی بدوات و بیاض لاکتی لکم کتابا لن تظلوا ابدا---قلم و کاغذی بیاورید تا مطلبی بنویسم که تا ابد منحرف نشوید.

عمر بن الخطاب با تمرد از فرمان حضرت(ص) بزرگترین ضربه را به هدایت بشری وارد کرد. عمربن الخطاب٬ فهم و عقل خود را از فهم و درک و شعور نبوت رسول خدا (ص) بالاتر دانسته و به گفته خود عمل کرده و از اجرای دستور پیامبر سرباز زد٬عمر بارها می گفت:"لولا علی لهلک العمر----اگر علی(ع) نبود عمر هلاک میشد" حال این عمر علم خود را از علم علی بن ابیطالب(ع) کمتر می داند٬ درحالیکه طبق فرمایش رسول الله (ص):"انا مدینة العلم و علی بابها" چه شد که در آن زمان علم خود را بیشتر از علم نبوی دانست؟ واقعا جای تأسف است که عمر بن الخطاب با یک استدلال بچه گانه و گفتن حسبنا کتاب الله--قرآن برای ما کافیست به گمان خود خدمت کرده! و حال اینکه این سخن سخیف مانند این است که بگوییم چون کتاب های پزشکی و مهندسی موجود است دیگر نیازی به مهندس و دکتر نیست! واقعا استدلالی سخیف و غیر قابل قبول برای هر عقل بی آلایش است.


چرا عمربن الخطاب با هتاکی تمام می گوید این مرد(هذا الرجل) هذیان می گوید! چرا نمی گوید پیامبر هذیان می گوید؟ با این سخن مغرضانه پیداست که عمر بن الخطاب پیامبر(ص) را حتی در حد یک انسان معمولی و حتی کمتر از یک انسان معمولی و سالم می پنداشته است! نسبت هذیان گویی دادن به یک فرد ذی عقل و شعور توهین محسوب می شود٬ حال اگر این توهین به کسی باشد که مبعوث پروردگار و اشرف مخلوقات در کل کائنات به حساب می آید! در روایت دیگری آمده٬بعد از این سخنان سخیف عمر بن الخطاب٬ اصحاب به رسول الله(ص) عرض کردند کاغذ و قلم بیاوریم؟حضرت در جواب فرمودند: بعد از این سخن دیگر نیازی نیست!

حال قضاوت با شماست که چه حکمی به عمر بن الخطاب می کنید...

شراب خواری ابوبکر بن ابی قحافه و عمربن الخطاب به همراه عده ای دیگر!

ابن حجر در صفحه۳۰ ٬جلد دهم کتاب فتح الباری خود می نویسد که: ابو طلحه زید بن سهل در منزل خود مجلس عیش و نوشی راه انداخت و ده تن را به آن مجلس دعوت کرد که همگی شراب نوشیدند و ابوبکر بن ابی قحافه اشعاری در مرثیه کفار مرشکین و کشته شدگان کفار در جنگ بدر سرود! آن ده نفر عبارتند از :ابوبکربن ابی قحافه٬عمربن الخطاب٬ابو عبیده جراح٬ابی بن کعب٬سهل بن بیضاء٬ ابو ایوب انصاری٬ ابو طلحه(صاحب خانه و دعوت کننده)٬ابو دجانه سماک بن فرشه٬ ابوبکربن شغوب و انس ابن مالک

انس بن مالک که در آن زمان ۱۸ ساله بود و ساقی مجلس! که بیهقی در صفحه ۲۹ جلد ۸ سنن خود از انس بن مالک نقل می کند که:من در آن روز از همه کوچکتر بودم و ساقی مجلس!!!

و یا اینکه عمر بن خطاب در روز جنگ احد٬ زمانی که شایعه شهادت رسول الله(ص) در بین جمعیت پراکنده شد گفت: محمد کشته شده٬به دین قبلی خود باز گردید! زمانی که امیرالمؤمنین او را مذمت می کند٬ عمر می گوید این کلام را ابوبکرگفت!!!!

منابعی که از کتب اهل سنت راجع به شراب خواری دو خلیفه خود آورده اند:

۱-کتاب صحیح بخاری در تفسیر آیه خمر در سوره مائده

۲-صحیح مسلم در قسمت اشربه باب تحریم الخمر

۳-مسند حنبل جلد سوم ص۱۸۱و۲۲۷

۴-ابن کثیر در جلد دوم تفسیر خود ص۹۳و۹۴

۵-جلال الدین سیوطی در جلد دوم درالمنثور ص۳۲۱

۶-تفسیر طبری جلد۷.ص۲۴

حال شما قضاوت کنید.....





نوع مطلب :
برچسب ها : اهانت، اهانت به پیامبر، اهانت عمر، اهانت عمر به پیامبر، عمر بن الخطاب، پیامبر، قضاوت با شما،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

عبادت بی ولایت حقه بازیست
اساس مسجدش بتخانه سازیست
چرا سنی نمیخواهد بداند
وضوی بی ولایت آب بازیست
یا علی
مدیر وبلاگ : مجنون علی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
کدام مذهب ؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Google PageRank Checker
فال حافظ
یا حیدر


http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG
ابزاروبلاگ

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic