تبلیغات
هیئت امیرالمومنین علیه السلام - مطالب مهر 1391
هیئت امیرالمومنین علیه السلام
مناظره با اهل سنت
مناظره جالب امام جواد با یحیی بن اکثم

در این مطلب قصد دارم توجه شما مخاطب گرامی را به مناظره جالب امام جواد علیه السلام با یحیی بن اکثم یکی از علمای بزرگ اهل سنت جمع کنم. امیدوارم در فضایی منطقی و آرام مطالعه کنید

یحیی بن اکثم کیست؟

ابن کثیر در مورد او می گوید :

کان یحیى بن أکثم من أئمّة السنّة ، وعلماء الناس و من المعظمین للفقه.

البدایة والنهایة ج ۱۰ ص ۳۱۶

یحیی بن اکثم از امامان اهل سنت و از علمای مردم و از بزرگان فقه بود .

داستان مناظره:

«در روایت آمده که بعد از آنکه مأمون دختر خود امّ الفضل را بحضرت أبى جعفر محمّد التّقى علیه سلام اللَّه تزویج نمود روزى در مجلس خاصّ بر سریر خلافت متمکّن بود و أبى جعفر علیه السّلام نیز در آن محفل به سعادت و اقبال حاضر بود و یحیى بن أکثم و جمعى کثیر از مردم نیز در مجلس بود.

ادعای یحیی بن اکثم:

یحیى بن أکثم بحضرت أبى جعفر محمّد التّقىّ علیه سلام الملک العلىّ گفت: یا ابن رسول اللَّه جعلت فداک چه مى‏گوئى در خبر که مرویست از جبرئیل علیه السّلام که آن پیک ربّ الودود به رسول معبود نزول نمود و فرمود که: یا محمّد به درستى که خداى عزّ و جلّ به شما سلام می رساند و می گوید که: از أبا بکر سؤال نمائى که آیا از من راضى است یا نه زیرا که من از او راضیم؟

پاسخ امام جواد (ع):

حضرت علیه السّلام فرمود:  بر صاحب این خبر واجب و لازم است أخذ مثال چیزى که حضرت سیّد البشر در حجّة الوداع بیان نموده، نماید و آن حدیث صحیح این است که فرمود: و کثرت علىّ الکذّابه و ستکثر فمن کذب علىّ فلیتبوّأ مقعده من النّار.

بعد از آن حضرت سیّد الأبرار فرمود که: هر گاه حدیث بشما رسد باید که آن حدیث را بر کتاب اللَّه عزّ و جلّ و سنّت من عرض کنید اگر آن حدیث موافق کتاب خداى خالق و سنّت من بود آن را فرا گیرد و آنچه مخالف کتاب ایزد وهّاب و سنّتم بود أصلاً پیرامون آن نگردید.

بعد از آن حضرت أبى جعفر علیه السّلام فرمود که: این خبر بى‏شبهه موافق کتاب خداى أکبر نیست زیرا که حضرت اللَّه تبارک و تعالى فرمود که: وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ هر گاه خداوند به بنده نزدیک تر از رگ گردن بود و آنچه بر نفس هر کس وسوسه کند او عالم بر آن باشد.

پس چگونه خداوند عالِم به رضاء أبى بکر از سخط او نباشد و حقیقت این أمر بر حضرت ایزد داور مخفى و مستتر باشد تا آنکه واحد متعال سؤال از مکنون سرّ خود نماید؟ این در نزد أرباب عقل و حال بغایت بعید، بلکه محال است.

ادعای یحیی بن اکثم:

پس از آن یحیى‏ بن‏ أکثم‏ گفت: یا ابن رسول اللَّه از حضرت نبىّ صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم منقول است که: مَثل أبا بکر و عمر مَثل جبرئیل‏ و میکائیل است.

پاسخ امام جواد (ع):

حضرت أبى جعفر محمّد التّقى علیه السّلام فرمود که: جبرئیل و میکائیل دو ملک مقرّب ایزد واهب‏اند که هرگز عاصى درگاه آله نشد و لحظه ای از طاعت و بندگى ایزد غنىّ جدا نگشتند و أبا بکر و عمر شرک به حضرت واحد قادر آوردند و اگر چه بعد از شرک اسلام و ایمان بخداى تعالى و تبارک آوردند امّا أیّام شرک ایشان أکثر از أیّام اسلام و ایمان ایشان بود. پس محال است که نبىّ متعال تشبیه أبا بکر و عمر بجبرئیل و میکائیل علیهما السّلام نماید.

ادعای یحیی بن اکثم:

یحیى بن أکثم گفت: ایضا در روایت آمده که حضرت رسول اللَّه فرمود که: انّ أبا بکر و عمر سیّدا کهول أهل الجنّه‏، در آن باب چه می گوئى؟

پاسخ امام جواد (ع):

امام البرایا محمّد التّقى علیه سلام الملک الفعّال فرمود که: این خبر نیز بى‏ شُبهه محال است زیرا که أهل جنّت بالتّمام جوانان باشند و أصلا کهل یعنى جمعى که بسنّ کهولت باشند در جنّت نمى‏باشند، و این خبر را بنو امیّه وضع نمودند زیرا که خبر مضادّ قول حضرت سیّد البشر است که در حقّ حسن و حسین علیهما سلام اللَّه الأکبر فرمود که: هما سیّدا شباب أهل الجنّه.

ادعای یحیی بن اکثم:

یحیى بن أکثم گفت: از حضرت رسول عربى منقول و مرویست که‏: عمر بن الخطّاب سراج أهل الجنّه.

پاسخ امام جواد (ع):

حضرت أبو جعفر علیه سلام الملک المتعال فرمود که: یا یحیى این نیز محال است بدرستى که در جنّت ملائکة اللَّه که همه آنها مقرّبین و حضرت آدم و محمّد و جمیع أنبیاء و مرسلین ساکن ‏اند جنّت از أنوار این جماعت مستضى‏ء و مستنیر نگردید پس چون بنور عمر منوّر گردد.

ادعای یحیی بن اکثم:

یحیى بن أکثم گفت که: یا أبا جعفر از حضرت پیغمبر علیه صلوات الملک الأکبر مرویست که، سکینه، ناطق بلسان عمر است.

پاسخ امام جواد (ع):

 حضرت أبى جعفر علیه السّلام فرمود که:  لیکن أبا بکر  مع هذا در بالاى منبر پیغمبر جلیل القدر می گفت که: انّ لى شیطانا یعترینى فاذا ملت فسدّدونى.

ادعای یحیی بن اکثم:

یحیى بن أکثم گفت: که یا أبا جعفر از حضرت رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مرویست که فرمود: اگر من به رسالت مبعوث نمی شدم هر آینه عمر به نبوّت، و رسالت مبعوث می گشت.

پاسخ امام جواد (ع):

چون این کلام به سمع شریف أبى جعفر علیه السّلام رسید فرمود که: کتاب اللَّه تعالى که مُنزل به حضرت سیّد الورى است، أصدق از این حدیث است، چنانچه اللَّه تبارک و تعالى می فرماید: وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِیِّینَ مِیثاقَهُمْ، وَ مِنْکَ وَ مِنْ نُوحٍ‏ الآیه …. اى یحیى هر گاه حضرت آله از مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ‏ صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم أخذ میثاق و پیمان در أزل نموده باشد پس چگونه ممکن است بدل؟ و دیگر آنکه حضرت رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود که من نبىّ ایزد بودم و آدم میان روح و جسد مستمرّ و ممتدّ بود. و بنا بر حدیث جدّم سیّد الأنام همگى و تمامى از أصلاب طاهره و أرحام زاکیه به نکاح تولّد یافته به نبوّت و رسالت مبعوث شدند فکیف مشرک و کسى که أکثر أیّام حیاتش با شرک بخداى تعالى منقضى شده باشد، به نبوّت مبعوث گردد.

ادعای یحیی بن اکثم:

یحیى بن أکثم گفت: یا بن رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مروى است که حضرت نبىّ ایزد متعال فرمود که: هیچ وقت حبس وحى بر من نشد الّا آن که مرا گمان چنان بود که البتّه وحى بر عمر الخطّاب نازل می گردد.

پاسخ امام جواد (ع):

أبو جعفر امام محمّد التّقى علیه سلام الملک الوهّاب فرمود که: بى‏شبهه و شک این نیز محالست زیرا که حضرت سیّد البشر را شکّ در أمر نبوّت سزاوار نیست، به دلیل آنکه خدای تبارک و تعالى می فرماید: اللَّهُ یَصْطَفِی مِنَ الْمَلائِکَةِ رُسُلًا وَ مِنَ النَّاسِ‏ رسلا. پس چگونه ممکن باشد که نبوّت از آنکه برگزیده حضرت عزّ و جلّ بود، به کسى که مشرک بخداى لم یزل بوده منتقل گردد؟

ادعای یحیی بن اکثم:

یحیى بن أکثم گفت که: یا ابن رسول اللَّه علیه السّلام از نبىّ الهاشمى منقول و مرویست که‏: لو نزل العذاب لما نجا منه الّا عمر.

پاسخ امام جواد (ع):

أبى جعفر محمّد التّقى علیه السّلام فرمود که: این نیز محالست، زیرا که حضرت قادر عالم خطاب مستطاب به نبىّ الأکرم نموده می گوید که: وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ وَ ما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ‏.

پس ایزد أکبر بحضرت پیغمبر خبر داد که مادامى که آن حضرت جلیل‏ القدر در میان آن جماعت بسعادت و اقبال اقامت داشته باشد و مادامى که امّت توبه و انابت و استغفار بربّ العزّت نمایند بر آن جماعت عذاب و مشقّت نباشد.»

الاحتجاج شیخ طبرسی ج۲ص۲۴۶-۲۴۹




نوع مطلب :
برچسب ها : مناظره، امام، جواد، جالب، یحیی، یحیی ابن اكثم، امام جواد،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
بسیاری از صحابه دشمن علی بوده اند!!

در این مطلب قصد دارم به طور خلاصه و مفید به ادعای ابن تیمیه پیرامون سب کردن و لعن کردن علی بن ابیطالب توسط صحابه اشاره کنم. امیدوارم در فضایی منطقی و بدور از تعصب مطالعه کنید

الرابع أن الله قد اخبر انه سیجعل للذین آمنوا وعملوا الصالحات ودا وهذا وعد منه صادق ومعلوم أن الله قد جعل للصحابة مودة فی قلب کل مسلم لا سیما الخلفاء رضی الله عنهم لَا سِیَّمَا أَبُو بَکْرٍ وَعُمَرُ؛ فَإِنَّ عَامَّةَ الصَّحَابَةِ وَالتَّابِعِینَ کَانُوا یَوَدُّونَهُمَا، وَکَانُوا خَیْرَ الْقُرُونِ. وَلَمْ یَکُنْ کَذَلِکَ عَلِیٌّ، فَإِنَّ کَثِیرًا مِنَ الصَّحَابَةِ وَالتَّابِعِینَ کَانُوا یُبْغِضُونَهُ وَیَسُبُّونَهُ وَیُقَاتِلُونَهُ.

چهارم: خداوند خبر داده است: «مسلّماً کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‏اند، خداوند رحمان محبّتى براى آنان در دلها قرار مى‏دهد!» و روشن است که خداوند محبت صحابه را در دل هر مسلمانى قرار داده است؛ به ویژه خلفا و به ویژه ابوبکر و عمر؛ چرا که تمام صحابه و تابعین این دو نفر را دوست داشتند و (آن زمان) بهترین قرن‌ها بود. اما در باره على این چنین نبود؛ زیرا بسیارى از صحابه و تابعین بغض على را در دل داشتند، او را سب مى‌کردند و با او مى‌جنگیدند.

منهاج السنة النبویة، ج۷، ص ۱۳۷ـ۱۳۸، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، ۱۴۰۶هـ

حالا دو سوال؟

الف: مگر رسول الله نفرموده است؟

سباب المسلم فسوق


صحیح البخاری – البخاری – ج ۱ – ص ۱۷ – ۱۸- دارالفکر



مسند احمد – الإمام احمد بن حنبل – ج ۱ – ص ۳۸۵- دارصادر


نیل الأوطار – الشوکانی – ج ۱ – ص ۳۷۵- دار الجیل


المغنی – عبد الله بن قدامه – ج ۳ – ص ۲۶۵- دار الکتاب العربی

مگر علی بن ابیطالب مسلمان نبوده است؟ حکم صحابه ای که او را سب کرده اند چیست؟

ب: مگر رسول الله سب کننده علی بن ابیطالب را کافر ندانسته است؟

حضرت رسول الله فرموده اند: هر کس علی را سب کند مانند این هست که مرا سب کند.

کنز العمال – المتقی الهندی – ج ۱۱ – ص ۵۷۳

ولا تسبوا علیا فإنه من سب علیا فقد سبنی ومن سبنی فقد سب الله

(( سب نکنید علی را هر که او را سب کند مرا سب کرده و هر که مرا سب کند خدا را سب کرده است))

کنز العمال – المتقی الهندی – ج ۱۱ – ص ۶۰۲

فیض القدیر شرح الجامع الصغیر – المناوی – ج ۶ – ص ۱۹۰

(( هر کس علی بن ابیطالب را سب کند مرا سب کرده کسی که مرا سب کند خدا را سب کرده و کسی که خدا را سب کند بزرگترین اشقیاء هست))

فهرست منتجب الدین – منتجب الدین بن بابویه – ص ۳۵۲

تاریخ مدینة دمشق – ابن عساکر – ج ۱۴ – ص ۱۳۲

نظر شما چیست؟




نوع مطلب :
برچسب ها : صحابه، علی، شیعه، سنی، رسول الله، دشمن، سب،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی

آشنایی با آیه اولی الامر و پاسخ به برخی از شبهات پیرامون آن!!

در این مطلب قصد دارم شما مخاطب گرامی را با آیه ۵۹ سوره نساء و شان نزول این آیه کریمه آشنا کنم. و به برخی از شبهاتی که پیرامون آن مطرح شده است پاسخ بگوییم. امیدوارم در فضایی منطقی و بدور از تعصب مطالعه کنید

((یا ایها الذین آمنوا اطیعواالله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فان تنازعتم فی شیء فردوه الی الله و الرسول إن کنتم تؤمنون بالله و الیوم الاخر))

یکى از آیاتى که عصمت پیامبر اسلام و ائمه علیهم السلام را ثابت مى‌کند، همین آیه است؛ چرا که خداوند در این آیه، اطاعت از رسول خدا و « اولى الأمر » را به صورت مطلق واجب کرده است؛ یعنى هر دستورى که آن‌ها در هر زمینه‌اى دادند، باید بدون چون و چرا پذیرفته شود.

اگر «اولى الأمر» معصوم نباشد، ممکن است عمداً و یا سهواً دستورى بدهد که مخالف دستور خداوند و یا رسول خدا صلى الله علیه وآله باشد که در این صورت اگر از دستور خدا و رسول او اطاعت شود، از دستور «اولى الأمر» سر پیچى شده است، و این مخالف با صریح آیه است؛ چون  در این آیه، اطاعت از آن‌ها به صورت مطلق واجب شده است. و اگر از دستور « اولى الأمر » اطاعت شود، از دستور خداوند سر پیچى شده است.

این تناقض در صورتى حل مى‌شود که «اولى الأمر» معصوم از هر گونه خطا و اشتباه باشد.

حتى فخر رازى، مفسر معروف اهل سنت نیز از این آیه عصمت «اولى الأمر» را فهمیده است. و ذیل همین آیه مى‌گوید:

فثبت أن الله تعالى أمر بطاعة أولی الأمر على سبیل الجزم، وثبت أن کل من أمر الله بطاعته على سبیل الجزم وجب أن یکون معصوما عن الخطأ، فثبت قطعا أن أولی الأمر المذکور فی هذه الآیة لا بد وأن یکون معصوما.

بنابراین ثابت شد که فرمان خدا به اطاعت از أولو الامر حتمى و قطعى است (چون خداوند با کسى شوخى ندارد) و نیز ثابت شد که هر کس خداوند پیروى و اطاعتش را واجب بداند باید معصوم از خطا و اشتباه باشد وقتى این چنین بود اولى الامر در این آیه به ناچار و قطعا باید معصوم باشند.


التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، ج۱۰، ص۱۱۶- دار الکتب العلمیة



ادامه متن در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : اولی الامر، شبهات، نسا، آیه 59، صحح سته، آشنایی، پاسخ،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی

عثمان بن عفان و رابطه او با برخی اصحاب



در این بخش قصد دارم کمی در مورد رابطه عثمان با برخی از اصحاب رسول الله به بررسی بپردازم. امیدوارم در فضایی منطقی و بدور از تعصب مطالعه کنید

الف: عثمان و ابن مسعود


یکی از صحابی بزرگ رسول الله کسی نیست جز ابن مسعود که رابطه چندان خوبی با عثمان نداشته است.


عثمان به عبدالله بن زمعه دستور داد تا: ابن مسعود را بی ادبانه از مسجد بیرون کند. ابن زمعه هم وی را گرفت و تا درب مسجد برد و آنجا او را به زمین زد و پهلویش آسیب دید و شکست . ابن مسعود می گفت: من را ابن زمعه کافر به دستور عثمان کشت.


شرح نهج البلاغة – ابن أبی الحدید – ج ۳ – ص ۴۳ – ۴۴


قال لعبد الله بن زمعة بن الأسود بن المطلب بن عبد العزى بن قصی : أخرجه إخراجا عنیفا ، فأخذه ‹ صفحه ۴۴ › ابن زمعة ، فاحتمله حتى جاء به باب مسجد ، فضرب به الأرض ، فکسر ضلعا من أضلاعه ، فقال ابن مسعود : قتلنی ابن زمعة الکافر بأمر عثمان

دلیل دیگر بر این ادعا:


وصیت ابن مسعود بر عدم حضور عثمان در تشییع جنازه اش:


تاریخ الیعقوبی – الیعقوبی – ج ۲ – ص ۱۷۰ – ۱۷۱


فأقام ابن مسعود مغاضبا لعثمان حتى توفی ، وصلى علیه عمار بن یاسر ، وکان ‹ صفحه ۱۷۱ › عثمان غائبا فستر أمره . فلما انصرف رأى عثمان القبر ، فقال : قبر من هذا ؟ فقیل : قبر عبد الله بن مسعود . قال : فکیف دفن قبل أن أعلم ؟ فقالوا : ولی أمره عمار بن یاسر ، وذکر أنه أوصى ألا یخبر به

ب: عثمان و ابوذر


ابوذر کسی است که رسول الله او را اصدق الناس خواندند. و خودشان نام ابوذر را بر او نهادند.


وقتی ابوذر به عثمان رسید، او را به ربذة تبعید کرد. ابن عباس می گوید: “وقتی ابوذر را به ربذة فرستاد، عثمان دستور داد در بین مردم ندا داده شود که کسی حق ندارد با او حرف بزند و او را همراهی نماید و به مروان بن حکم دستور داد که او را به ربذة ببرد. پس او نیز ابوذر را بیرون برد. همه مردم از او پرهیز کردند جز علی بن ابی طالب(ع) و برادرش عقیل و حسن و حسین (ع) و عمار که او را همراهی کردند.”


شرح مسند أبی حنیفة – ملا علی القاری – ص ۱۲۵


شرح نهج البلاغة – ابن أبی الحدید – ج ۸ – ص ۲۵۸

ج: عثمان و عمار


عمار بن یاسر صحابی بزرگ رسول الله هست. که بسیار مورد علاقه رسول الله بوده است.


جناب عثمان بن عفان زمانی که خلیفه مسلمین بود چنین به عمار یاسر گفت:

(( یا عاض ایر ابیه))


کتاب جمل من انساب الاشراف ج۶ص۱۶۹- امر ابی ذر- دارالفکر


این جمله آنچنان افتضاح هست که از معنا کردن آن خجالت میکشم. چنان که عالم دیگر اهل سنت مجبور به سانسور کردن آن می شود:


کتاب الفتوح – أحمد بن أعثم الکوفی – ج ۲ – ص ۳۷۸


فغضب عثمان ثم قال : یا کذا وکذا أتظن أنی ندمت على تسییره إلى ربذة


((پس غضب کرد عثمان و به عمار گفت: ای فلان و فلان آیا گمان می کنی من پشیمان شدم از فرستادن ابوذر به ربذه))


در انتها:


در انتهای بحث یک سوال دارم از  اهل سنت؟




مگر طعن صحابی باعث کفر نمی شود. پس آیا عثمان کافر شده است؟


منتظر جواب خواهم ماند.




نوع مطلب :
برچسب ها : عثمان، عفان، ابن مسعود، رابطه، اصحاب، شیعه، سنی،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
علی امیر المومنین یا عمر امیرالمومنین؟!

یکی از مسائلی که بین شیعه و سنی همیشه در اختلاف بوده است خطاب کردن اشخاص با القاب مختلف می باشد. یکی از این القاب امیرالمومنین می باشد. اهل سنت این لقب را برای همه خلفا از قبیل عمربن خطاب و… می دانند. اما شیعه آنرا فقط مخصوص علی بن ابیطالب می داند

الف: عمر بن خطاب امیرالمومنین

طبق نقل شیعه و سنی اولین کسی که خویش را امیرالمومنین معرفی کرد جناب عمر بن خطاب بود.

مجمع الزوائد – الهیثمی – ج ۵ – ص ۱۹۹- دار الکتب العلمیة

فى مناقب عمر أول من سمى أمیر المؤمنین .

ترجمه: یکی از مناقب عمر بن خطاب این می باشد که او اولین کسی است که (امیرالمومنین) نام گرفت

کتاب الأوائل – ابن أبی عاصم – ص ۷- دار الخلفاء للکتاب الإسلامی

الأذکار النوویة – یحیى بن شرف النووی – ص ۳۶۱- دار الفکر

تاریخ مدینة دمشق – ابن عساکر – ج ۴۴ – ص ۹- دار الفکر

أسد الغابة – ابن الأثیر – ج ۴ – ص ۷۸- دار الکتاب العربی

تعجیل المنفعة – ابن حجر – ص ۲۱۷- دار الکتاب العربی

إسعاف المبطأ برجال الموطأ – جلال الدین السیوطی – ص ۸۰- دار الهجرة

إمتاع الأسماع – المقریزی – ج ۱ – ص ۷۸- دار الکتب العلمیة

البته شاید بگویید به به اولین نفر عمر بن خطاب بوده است و ثابت هم شد. اما اجازه هست ببینیم این لقب را چه کسی به جناب عمر داده است؟

عمر بن خطاب این لقب را خودش به خودش اعطا کرد

البته دلیل عمر بن خطاب هم جالب بوده است.

زمانی که مردم برای بیعت با او به نزدش امدند. چنین گفتند. ( خلیفه خلیفه رسول) عمر بن خطاب گفت اگر چنین شود کلام طولانی شود.شما مومنین هستید و من امیرتان پس از این به بعد مرا (امیرالمومنین) بخوانید.

تاریخ مدینة دمشق – ابن عساکر – ج ۳۰ – ص ۲۹۷- دار الفکر

فلما کان عمر بن الخطاب أرادوا أن یقولوا خلیفة خلیفة رسول الله ( صلى الله علیه وسلم ) قال عمر هذا یطول قالوا لا ولکنا أمرناک علینا فأنت أمیرنا قال نعم أنتم المؤمنون وأنا أمیرکم فکتب أمیر المؤمنین

ب: علی امیرالمومنین



در روایات اهل سنت پیامبر تنها یک نفر را به عنوان امیرالمومنین معرفی کرده است. آن شخص هم کسی نیست جز علی بن ابیطالب. اما روایت مورد نظر:

۱- انس بن مالک

شرح نهج البلاغة – ابن أبی الحدید – ج ۹ – ص ۱۶۹- مؤسسة إسماعیلیان

الخبر التاسع : ” یا أنس ، أسکب لی وضوءا ” ، ثم قام فصلى رکعتین ، ثم قال : ” أول من یدخل علیک من هذا الباب إمام المتقین ، وسید المسلمین ، ویعسوب الدین ، وخاتم الوصیین وقائد الغر المحجلین ” . قال أنس : فقلت : اللهم اجعله رجلا من الأنصار ، وکتبت دعوتی ، فجاء على ، فقال : صلى الله علیه وسلم : ” من جاء یا أنس ” ؟ فقلت : على ، فقام إلیه مستبشرا

خلاصه ترجمه: پیامبر به انس بن مالک فرمود: اولین کسی که داخل شود از این باب اما متقین و سید مسلمین و ……………همانا امد علی بن ابیطالب

تاریخ مدینة دمشق – ابن عساکر – ج ۴۲ – ص ۳۸۶- دار الفکر

المناقب – الموفق الخوارزمی – ص ۸۵- مؤسسة النشر الإسلامی

مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول (ع) – محمد بن طلحة الشافعی – ص ۱۲۶ – ۱۲۷

ینابیع المودة لذوی القربى – القندوزی – ج ۲ – ص ۴۸۸- دار الأسوة

۲- ام المومنین ام سلمه

قال : یا أم سلمة اشهدی واسمعی هذا علی أمیر المؤمنین وسید المسلمین وعیبة علمی ، وبابی الذی اوتى منه ، أخی فی الدنیا ، وخدنی فی الآخرة ، ومعی فی السنام الاعلى

ترجمه: پیامبر به ام سمه چنین فرمودند: ای ام سلمه بشنو که این علی امیرمومنان و آقای مسلمین هست و دربی است که با او به من میرسی و برادرم هست در دنیا……………….

المناقب – الموفق الخوارزمی – ص ۱۴۲- مؤسسة النشر الإسلامی

حال چند سوال؟

الف: آیا عمر بن خطاب این روایات را نشنیده بود که تنها کسی که امیرالمومنین هست علی بن ابیطالب می باشد؟

ب: اگر اینگونه که اهل سنت می گویند که هر کسی که زمامدار امور مسلمین باشد امیرالمومنین هست. پس باید به ملک عبدالله پادشاه عربستان بگویند (امیرالمومنین) ملک عبدالله شخصی است که در محفلی با جناب بوش میگساری کرده است.

باید به محمد رضا پهلوی می گفتند (امیرالمومنین)

باید به ملک عبدالله بگویند (امیرالمومنین) زیرا امور مسلمین و مومنین زیر نظرش هست.

{ولی امیرالمومنین جیره خوار آمریکا هم چیز جالبی هست واسه خودش}

البته می توانند توجیه کنند و بگویند منظور از زمامداری که عالم به احکام اسلام باشد.

خب یک سوال؟

اگر عمر بن خطاب عالم به دستورات دین بود. چرا امر به رجم زن دیوانه میکرد؟

چرا امر به رجم زنی میکرد که بعد از ۶ماه فرزندش به دنیا آمد؟

و صدها چرای دیگر..

حال شما بگویید:

شیعه طبق نص کلام رسول به اشخاص لقب میدهد. یا اهل سنت؟





نوع مطلب :
برچسب ها : علی، عمر، امیرالمومنین، شیعه، سنی، رسول الله، حیدر،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
یکشنبه 9 مهر 1391 :: نویسنده : مجنون علی
اهل سنت غالبا شیعیان را انسان هایی معرفی می کنند که در مذهبشان غلو می کنند و می گویند شیعیان غالی هستند یکی از ادله آن هم اینکه عقیده به عصمت دارند. اصلا قصد ندارم در این پست اصل بحث عصمت در عقیده شیعه رو بررسی کنم.

امروز فقط میخوام یکی از شاهکارهایی روایی که تا به امروز دیدم را بیان کنم

در روایات اهل سنت آمده است که:

خداوند اکراه دارد از اینکه ابوبکر اشتباه کند

السیرة الحلبیة – الحلبی – ج ۱ – ص ۴۴۲- دار المعرفة

إن الله یکره أن یخطأ أبو بکر وفی روایة إن الله یکره فی السماء أن یخطأ أبو بکر الصدیق فی الأرض

این قضیه که حتی رو دست عقیده عصمت شیعه هست. مگر نه؟

اینم سورپرایز برای دوستان:

کتاب السنة للخلال أبو بکر

الناشر : دار الرایة – الریاض

الطبعة الأولى ، ۱۴۱۰

تحقیق : د. عطیة الزهرانی جزء ۲ صفحة ۳۰۷:

[ ۳۷۸ - أخبرنی محمد بن عمرو بن مکرم قال ثنا إبراهیم بن هانىء قال سمعت بشر بن الحارث یقول رفع الخطأ عن أبی بکر وعمر // إسناده صحیح ]

خداوند خطا را از ابوبکر و عمر برداشته است!!

خلاصه و مفید:

الف: اگر عصمت ائمه و انبیا را بدعت می دانید این عقیده چیست؟

ب: خدا از موقعی که این دو نفر مسلمان شدند کراهت داشت از خطا آنها یا آن زمانی که بت هم می پرستیدند اینجوری بود؟

ج: خدا از کی خطا نکردن را از این دو نفر برداشت؟ قبل اسلام؟ بعد اسلام؟

د: خطاهایی که کردند از قبیل: فحاشی به صحابه. بدعت در دین و… حکمش چیست؟

نظر شما چیست؟





نوع مطلب :
برچسب ها : شیخین، معصوم، شیعه، سنی، روایت، شاهكار، خدا،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی


درباره وبلاگ

عبادت بی ولایت حقه بازیست
اساس مسجدش بتخانه سازیست
چرا سنی نمیخواهد بداند
وضوی بی ولایت آب بازیست
یا علی
مدیر وبلاگ : مجنون علی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
کدام مذهب ؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Google PageRank Checker
فال حافظ
یا حیدر


http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG
ابزاروبلاگ