تبلیغات
هیئت امیرالمومنین علیه السلام - مطالب مجنون علی
هیئت امیرالمومنین علیه السلام
مناظره با اهل سنت
شنبه 20 آبان 1391 :: نویسنده : مجنون علی

امامت امام صادق علیه‏السلام از سال 114 تا 148 ق طول كشید كه دوران نسبتا طولانی 34 ساله را شامل می‏شد. از این مدت، 18 سال در اواخر دوران اموی سپری شد و 16 سال در اوایل دوران خلافت عبّاسی گذشت. امام صادق علیه‏السلام با استفاده از این شرایط، نسبت به بسط و گسترش فرهنگ اسلامی و شیعی تلاش وافری نمود و به تدوین و تعمیق فقه و مبانی و سنن شیعی همّت گمارد و شاگردان زیادی در این جهت پرورش داد. روایات زیادی از بزرگداشت واقعه كربلا و شهادت حسین بن علی علیه‏السلام و یارانش توسط این امام نقل شده است كه به برخی از آن‏ها اشاره می‏شود:

از عبداللّه بن سنان روایت شده است كه در روز عاشورا بر امام جعفر صادق علیه‏السلام وارد شدم، در حالی‏كه جمع زیادی اطراف ایشان را فرا گرفته بودند و ایشان چهره‏ای اندوهناك و غمگین و اشكبار داشت. عرض كردم: یابن رسول اللّه، از چه می‏گریید؟ خداوند دیده شما را نگریاند. فرمود: آیا تو در بی‏خبری به سر می‏بری؟ مگر نمی‏دانی در چنین روزی حسین علیه‏السلام به شهادت رسید؟ گریه به او امان نداد تا سخن بیشتری بگوید و همه مردم به گریه افتادند.[1]

چنانچه این روایت را درست بدانیم، به اوج خفقان عصر اموی و شدت برخورد آنان با سنّت‏های شیعی و به ویژه عزاداری امام حسین علیه‏السلام پی می‏بریم كه حتی یاران نزدیك امامان شیعه را نیز در بی‏خبری نگه می‏داشت كه البته جای تأمّل دارد.



زید الشحّام نقل می‏كند كه روزی نزد امام صادق علیه‏السلام بودیم. جعفر بن عثمان وارد شد و نزدیك امام نشست.

امام به او فرمود: شنیده‏ام كه تو درباره حسین علیه‏السلام شعر می‏گویی. جعفر گفت: آری. با درخواست امام، جعفر اشعاری در رثای امام حسین علیه‏السلام خواند و امام و جمع حاضر گریه كردند. اشك بر چهره امام جاری گشت و فرمود: ای جعفر، فرشتگان مقرّب الهی سخن تو را شنیدند و گریه كردند، همچنان‏كه ما گریه كردیم. سپس فرمود:

«كسی كه برای حسین علیه‏السلام شعر بگوید، خود گریه كند و دیگران را بگریاند، خدا بهشت را بر او واجب می‏كند و گناهانش را می‏آمرزد.»[2]

محمّد بن سهل می‏گوید: در ایام تشریق[3] به همراه كمّیت شاعر، خدمت امام جعفر صادق علیه‏السلام رسیدیم. كمّیت به امام عرض كرد: اجازه می‏فرمایید: شعر بخوانم؟ حضرت فرمود: بخوان كه این ایّام روزهای بزرگی هستند. پس حضرت خانواده خود را گفت كه نزدیك آیند و به اشعار كمّیت گوش دهند. كمّیت اشعاری در رثای امام حسین علیه‏السلام خواند. امام در حق كمیّت دعا كرد و برای او آمرزش طلبید.[4]

شیخ فخرالدین طریحی در كتاب منتخب روایت كرده است: چون هلال عاشورا پدیدار می‏شد، حضرت صادق علیه‏السلام اندوهناك می‏گردید و بر جدّ بزرگوارش سیدالشهداء علیه‏السلام می‏گریست و مردم از هر جانب به خدمت ایشان می‏آمدند و با او نوحه و ناله می‏نمودند و بر آن حضرت تعزیت می‏دادند و چون از گریه فارغ می‏گشتند، حضرت می‏فرمود: «ای مردم، بدانید كه حسین علیه‏السلام نزد پروردگار خود زنده و مرزوق است و پیوسته به عزاداران خود نگاه می‏كند و بر نام‏های ایشان و پدرانشان و جایگاهی كه در بهشت برای آن‏ها مهیّاست از همه داناتر است.»[5]

همچنین امام صادق علیه‏السلام از امام حسین علیه‏السلام نقل می‏كند: «اگر زائر و عزادار من بداند كه خداوند چه اجری به وی عطا خواهد فرمود، هر آینه شادی او از اندوهش بیشتر خواهد بود و زائر امام حسین علیه‏السلام با اهل خود برنمی‏گردد مگر مسرور، و عزادار من از جای برنخیزد، مگر آنكه جمیع گناهانش آمرزیده می‏گردد و مانند روزی می‏شود كه از مادر متولّد شده است.»[6]

تأكید امام صادق علیه‏السلام به زنده و گواه بودن امام حسین علیه‏السلام ، اشاره به آیاتی از قرآن كریم است كه ویژگی‏های شهید را بیان می‏كند.[7] این مسئله بیانگر آن است كه امام صادق علیه‏السلام تلاش می‏كردند فضای مسمومی را كه بنی‏امیّه برای امامان شیعه از جمله امام حسین علیه‏السلام در جامعه ایجاد كرده بودند و آن‏ها را افرادی طاغی و یاغی نسبت به حاكم اسلامی و امیرالمؤمنین می‏دانستند، با برپایی مجالس عزاداری و بیان حقایقی پیرامون شخصیت و قیام امام حسین علیه‏السلام پاك كنند و مسلمانان را به حقایق آگاه سازند و در این‏باره، به قرآن، كه مورد وثوق و اجماع مسلمانان است، متوسّل می‏شدند.

پی نوشت
[1] شیخ صدوق، امالی، مجلس 27.

[2] سید شرف‏الدین، فلسفه شهادت و عزاداری حسین بن علی علیه‏السلام ، ترجمه علی صحّت، تهران، مرتضوی، 351، ص 68.

[3] روزهای دهم، یازدهم و دوازدهم ذی‏حجّه را كه حجّاج در سرزمین «منی» بیتوته می‏كنند و حالت اعتكاف دارند، «ایّام تشریق» می‏گویند.

[4] ابن قولویه، پیشین، باب 32، ص 112.

[5] فخرالدین طریحی، پیشین، ج 2، ص 483.

[6] همان.

[7] برای مثال، آیه «ولا تحسبنَّ الذین قُتلوا فی سبیلِ اللّهِ امواتا بَل احیاء عندَ ربِّهم یُرزقون.» (بقره: 155)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
شنبه 20 آبان 1391 :: نویسنده : مجنون علی

شوذب، که نام او سُوَید نیز گفته شده، بر پایه برخی از گزارش‌ها، از محدثان و بزرگان شیعه بوده است. درباره او گفته شده: «شوذب، در مجلسی می‌نشست و شیعیان برای شنیدن حدیث نزد وی می‌آمدند. وی در تشیع پیش‌گام بود.»

و برخی از متأخران، وی را چنین توصیف کرده‌اند: «سیره‌نویسان گفته‌اند که او از بزرگان و شخصیت‌های شیعه و جنگ‌جویی دلاور و حافظ حدیث بود و از امیر مؤمنان(ع) حدیث نقل می‌کرد. او در مجلس می‌نشست و شیعیان برای استماع حدیث نزد او می‌آمدند.»

این گزارش‌ها ـ اگر ثابت باشد ـ با گزارش‌هایی که حاکی از آن است که وی غلام عابس بوده، ظاهرا هماهنگ نیست. به‎همین دلیل محدث قمی می‌گوید: «شاکر، قبیله‌ای در یمن از قبیله هَمْدان است که نسبشان به شاکربن ربیعةبن مالک می‌رسد و عابس نیز از این قبیله است، و شوذب، هم‌پیمان آنهاست، نه غلام عابس یا آزادشده یا برده‌اش ـ چنان‎که در ذهن‎هاست ـ بلکه شیخ بزرگوار ما محدث نوری، مؤلف المستدرک گفته است:‌ چه‎بسا که مقام شوذب، از مقام عابس بالاتر باشد؛ چرا که در حقش گفته‌اند: شوذب، در تشیع، پیش‌گام بود.»

در زیارت «ناحیه مقدسه» آمده است: «سلام بر شوذب، هم‌پیمان بنی‌شاکر!» و در «زیارت رجبیه» نیز آمده: «سلام بر سوید، هم‌پیمان بنی‌شاکر!»

همچنین در تاریخ الطبری به نقل از محمدبن قیس آمده است: عابس‎بن ابی‎شبیب شاکری، با شوذب هم‎پیمان (وابسته) قبیله‎اش، آمد و به شوذب گفت: قصد داری چه کنی؟

شوذب گفت: چه کنم؟! همراه تو در دفاع از فرزند فاطمه دختر پیامبر خدا(ص) می‌جنگم تا کشته شوم.

عابس گفت: همین‌گونه هم به تو گمان می‌رفت؛ اما نه! پیشِ‎روی اباعبدالله(ع) برو، همان‏گونه که شهادت دیگر یارانش را دیده، شهادت تو را نیز ببیند و پاداش شکیبایی بر آن را ببرد. من نیز همین کار را می‌کنم که اگر در این لحظه، کس دیگری از تو نزدیک‌تر داشتم، خوش داشتم که او را پیش بیندازم. تا پاداش شکیبایی بر او را به حساب خدا بگذارم که امروز، برایمان سزاوار است با هرچه می‌توانیم، کسب پاداش کنیم؛ زیرا پس از امروز دیگر عملی نیست و تنها محاسبه است.

شوذب آمد و بر حسین(ع) سلام داد و روانه میدان شد و جنگید تا کشته شد.

شیخ مفید در کتاب «الارشاد» می‌نویسد: شوذب، هم‌پیمان قبیله شاکر، . . . پیش آمد و گفت: سلام بر تو ـ ای اباعبدالله ـ و نیز رحمت و برکات خدا بر تو باد! تو را به خدا می‌سپارم و از تو می‌خواهم که به فکر من باشی.

سپس جنگید تا کشته شد. خداوند، رحمتش کند!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
شنبه 20 آبان 1391 :: نویسنده : مجنون علی

جون، که با نام‌های جوین، جون بن حَوی، جون بن حَری، جوین بن ابی مالک و حَوی، در منابع از او یاد شده است.

وی، برده سیاهی بود از یاران امام حسین (ع). وی روز عاشورا خواست تا به میدان برود؛ ولی امام (ع) از وی خواست که از این کار،‌ منصرف شود؛ اما چون، ضمن پافشاری برای رفتن به میدان، به امام(ع) گفت: «به خدا سوگند،‌ بویی بد، تباری پست و رنگی سیاه دارم، پس بهشت را از من دریغ مدار تا بویم، خوش و تبارم، نیکو و رویم سپید شود! نه! به خدا سوگند، از شما جدا نمی‌شوم تا این که خون سیاهم با خون شما، درآمیزد.»

سپس به میدان آمد و با خواندن این اشعار، به صف دشمن، حمله‌ور شد:

فاجران، چگونه می‌بینند شمشیر زدن سیاهی را

که با شمسیر مَشرَفی برنده تیز می‌زند؟

با شمشیری آخته، از فرزندان محمد (ص) دفاع می‌کنم

دفاع می‌کنم از آنان، با زبان و دستم

با این کارها، رستگاری‌ روز وارد شدن (قیامت) را

از معبود یگانه تنها، امید دارم؛

زمانی که شفاعت کننده‌ای همانند احمد، در پیش‌گاه او نیست.

این خدمت‌گزار راستین آل محمد (ص) نیز جنگید تا به خیل شهیدان پیوست. در گزارشی آمده که امام (ع)، بر سر جنازه او ایستاد و برای او، این چنین دعا کرد: «خداوندا! صورت او را نورانی و بویش را خوش گردان و او را با نیکان، محشور کن و میان او محمد و خاندان محمد (ص) آشنایی برقرار نما.»

از امام زین‌العابدین (ع) روایت شده که پس از 10 روز که مردم، برای دفن شهدا آمدند، از جنازه او بوی مشک، استشمام می‌شد.

در «زیارت ناحیه مقدسه» آمده است: «سلام بر جون بن حری، غلام ابوذر غفاری!»

در کتاب «الملهوف» نیز در یاد کرد کشته شدن یاران علی (ع) آمده است: جون، غلام ابوذر، به میدان آمد. او برده‌ای سیاه بود. حسین (ع) به او فرمود: «تو مجازی [که نجنگی]؛ زیرا تو برای عافیت، در پی ما آمده‌ای. پس خود را درگیر گرفتاری ما مکن.»

جون گفت: «ای فرزند پیامبر خدا! من به گاه راحتی، ‌از شما بهره ببرم و به هنگام سختی، رهایتان کنم؟! به خدا سوگند، بوی من، بد و تبارم، پست و رنگ پوستم سیاه است. آیا بهشت را از من دریغ می‌داری تا بویم، خوش و تبارم، نیکو و رویم سپید شود؟ به خدا سوگند، از شما جدا نمی‌شوم تا این خون سیاه با خون‌های شما درآمیزد!»

سپس جنگید تا به شهادت رسید. خشنودی خدا بر او باد!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی

1 ـ شش صد نفر, (پانصد سواره و صد پیاده).


این قول را مورخ مشهور مسعودى نقل كرده(6) كه بسیار بعید است, در این نقل, وى همراه ندارد.


2 ـ 145 نفر, (صد نفر پیاده و 45 نفر سواره). این قول را در روایتى عمار دهنى از حضرت امام باقر(ع) نقل مى كند.(7) این روایت این تعداد را در روز دوم محرم ذكر مى كند در حالى كه ((ابن نما)) همین تعداد را مربوط به روز عاشورا مى داند. (8)


3 ـ صد نفر, این نقل را ((حصین بن عبدالرحمن)) از ((سعد بن عبیده)) ـ كه جزء لشكریان عمر سعد و خود شاهد ماجرا بوده است ـ نقل كرده است.(9)


4 ـ 72 نفر (32 سواره و چهل نفر پیاده) مورخ بزرگ شیعه مرحوم شیخ مفید این نظر را برگزیده(10) و ابوحنیفه دینورى(11) و یعقوبى(12) و خوارزمى(13) نیز همین نظر را برگزیده اند. راوى این نقل ((ضحاك بن عبدالله مشرقى)) است او از كسانى است كه جزو لشكریان امام حسین(ع) بوده و از امام(ع) اجازه خواست كه تا هنگامى كه مقاومت و جهادش ثمر دارد بماند و وقتى دید مقاومتش بى اثر است برگردد: امام به او اجازه داد. بر این اساس او روز عاشورا مردانه جنگید و در ساعتهاى پایانى روز عاشورا وقتى سیدالشهدا كشته شد از معركه گریخت و جان سالم به در برد.


به نظر مى رسد این نقل به واقع نزدیكتر است, هرچند نمى توان نقلهاى دیگر را به كلى رد كرد, زیرا مراحل سفر مختلف بوده چه بسا در مرحله اى تعداد یاران حضرت بیشتر و در مرحله دیگر كمتر بوده اند. در آغاز تعدادى با این اندیشه كه امام حسین به كوفه خواهد رفت و حكومت یزیدیان را نابود كرده خود حاكم مى شود و آنها هم در این راستا به نوا مى رسند! به حضرت ملحق شدند ولى وقتى در بین راه اخبار نگران كننده از كوفه رسید برگشتند (البته بى تردید شب عاشورا كسى امام حسین(ع) را رها نكرده است) به این ترتیب چه بسا در آغاز شش صد نفر بوده اند به تدریج به 145 نفر و صد نفر رسیدند و در پایان آنان كه تا آخرین لحظه ماندند و مقاومت كردند 72 تن بودند.


در تعداد یاران حضرت نباید تنها آنها كه در كربلا به شهادت رسیدند مد نظر باشند بلكه شهید بزرگ كوفه, سفیر امام حسین(ع), حضرت مسلم بن عقیل و هانى بن عروه نیز در همین مجموعه قرار دارند.


پیران كربلایى


در بین یاران حضرت چهره پنج نفر از اصحاب پیامبر بزرگ اسلام دیده مى شوند:


1ـ انس بن حارث كاهلى;


2ـ مسلم بن عوسجه اسدى;


3ـ هانى بن عروه;


4ـ حبیب بن مظاهر اسدى;


5ـ عبدالله بن یقطر, كه همسال امام حسین(ع) بود.(14)


اینان پیران روشن ضمیرى بودند كه معناى زندگى را عمیقا درك كردند و یافتند كه زندگى یعنى در ركاب سالار شهیدان جنگیدن و در خون خویش غوطه خوردن:


اى خوشا با فرق خونین در لقاى یار رفتن


سر جدا پیكر جدا در محفل دلدار رفتن


كودكان كربلایى


در بین یاران وفادار حضرت, چهره كودكان شهید را نیز داریم كه برخى سند مظلومیت ابى عبدالله اند و بعضى سند رشد فكرى كربلاییان كه كودك كربلایى نیز الهام بخش تفسیر درست زندگى است. این كودكان شهید عبارتند از:


1 ـ عبدالله بن الحسین كه بیشتر صاحبان مقاتل معتقدند: او ((على اصغر)) است, چنان كه در زیارت عاشورا آمده است: ((... و على ولدك الاصغر الذى فجعت به...)) شهیدى كه تشنه در دست پدر به شهادت رسید و امام شخصا نعش خونین او را در قبرى كه خود با شمشیرش حفر كرده بودند دفن كرد.


البته این احتمال نیز هست كه ((عبدالله رضیع)) غیر از حضرت ((على اصغر)) باشد و او همان كودكى باشد كه روز عاشورا متولد شده است; به نوشته تاریخ یعقوبى عبدالله رضیع همان است كه در روز آغاز میلادش مورد اصابت تیر دشمن قرار گرفته است(15) در كتاب ((ذخیره الدارین)) از ((حدائق الوردیه)) نقل شده است كه:


((ولد للحسین فى الحرب و امه ام اسحق و سماه عبدالله;(16) در روز جنگ عاشورا براى حسین فرزندى تولد یافت كه مادر او ((ام اسحق)) است و او را عبدالله نامیدند.))


2 ـ عبدالله بن حسن, وى هنگامى كه دید دشمن در صدد قتل سالار شهیدان است به دفاع برخاست و بر سر دشمن فریاد زد و در پى آن به شهادت رسید.


3 ـ قاسم بن الحسن, فرزند دیگر امام مجتبى(ع) كه در كربلا سیزده ساله و به قولى چهارده ساله بوده است. وى به همراه دو برادر دیگرش (عمر و عبدالله) در ركاب عموى بزرگوارش در كربلا حضور داشت. آن دو نیز در كربلا شهید شدند و به قولى ((عمر)) در شمار اسرا قرار گرفت.


او با قهرمانى و شجاعت وارد میدان شد, مردانه جنگید و تعداد زیادى از دشمنان را به خاك و خون كشید. دویست تن از سپاه عمر سعد, قاسم را محاصره كردند, وضع به گونه اى شد كه ناگهان فریاد ((یا عماه)) قاسم به گوش امام حسین(ع) رسید و امام بى درنگ خود را به معركه رساند ولى به گفته وقایع نگاران ((آن جناب زیر سم ستوران دشمن قرار گرفت)). امام او را در حال جان دادن دید براى حضرت این صحنه بسیار سخت بود با اندوه خاصى فرمود:


((والله یعز على عمك ان تدعوه فلایجیبك إو یجیبك فلایعینك;(17) به خدا سوگند براى عمویت دشوار است كه او را بخوانى ولى به یارى تو نشتابد یا براى نجات تو اقدام كند ولى سودمند نباشد.))


4 ـ محمد بن ابى سعید بن عقیل, كه بعد از شنیدن گریه و زارى زنها و بچه ها در شهادت امام وحشت زده به درب خیمه آمد و توسط جنایتكاران به شهادت رسید.


5 ـ عمرو بن جناده انصارى كودكى كه بعد از پدر شهیدش وارد معركه شد و رجز خواند و در پیش چشم مادر به شهادت رسید.


زنان قهرمان كربلا


جلوه برجسته دیگر یاران ابى عبدالله(ع) این است كه حضرت, بانوان فداكارى از بنى هاشم و غیر آنها را در زمره یاران وفادار خویش داشت تا بانوان نیز بدانند كه مى توانند افتخار ((انصارالله)) شدن, ((انصارالحسین)) شدن را داشته باشند در رإس اینان ((زینب)) شیر زن قهرمان كربلا است. قلم از توصیف این بزرگ انسان تاریخ بشریت عاجز است تنها مى توان این را گفت كه: او فاطمه ثانى است.


زن مگو مرد آفرین روزگار


زن مگو بنت الجلال اخت الوقار


زن مگو خاك درش نقش جبین


زن مگو دست خدا در آستین


دیگر بانوان هاشمى كه بهمراه حضرت بودند عبارتند از: ام كلثوم, ام هانى و رقیه ـ هر سه از دختران امام على(ع) ـ , رمله همسر امام مجتبى, سكینه بنت الحسین, فاطمه بنت الحسین, فاطمه دختر امام حسن و رباب دختر امرىالقیس.


از بانوان غیر بنى هاشم: ام خلف همسر حضرت مسلم, ام وهب, همسر وهب, حسنیه كنیز سیدالشهدإ مادر شهید منحج بن سهم, همسر جناده بن حارث و فكیهه خادمه منزل امام حسین(ع).


این زنان فداكار بیشترین نقش را در فداكارى فرزندان و همسر خویش داشته اند.


ام خلف پس از شهادت همسرش مسلم, فرزندش خلف را ترغیب به فداكارى در ركاب امام حسین(ع) كرد او نیز با كشتن سى نفر از دشمنان سرانجام به فوز عظیم شهادت نایل آمد(18) ام وهب به فرزندش گفت: از تو راضى نمى شوم مگر آن كه در ركاب امام حسین به شهادت برسى: ((مارضیت حتى تقتل بین یدى الحسین))(19) همسر وهب نیز ضمن تشویق شوهرش عمودى به دست گرفته به همراه شوهر مى جنگید كه با دعا و درخواست امام حسین(ع) به خیمه مخصوص بانوان برگشت.(20)


این زنان فداكار, درس ایثار و فداكارى, درس حضور عفیفانه زنان در صحنه هاى اجتماعى و درس چگونگى عروج مردان از دامن خود را آموختند.


اگر این بانوان فداكار نبودند چه بسا دشمنان, فریاد مظلومیت عاشورا را خاموش مى كردند این حماسه ها و فریادها و ناله هاى از دل برآمده بود كه جلوى تحریف واقعه عاشورا را گرفت. فریادها و خطبه هاى آتشین زینب و دیگر بازماندگان نهضت عاشورا سند تثبیت نهضت خونین عاشورا بر تارك تاریخ شد. به تعبیر مورخ دانشمند مرحوم آیتى:


((... گفتن این مطالب (فریادهاى افشاگرانه) لازم بود و قطعا اهل بیت در این گفتار در نظر داشتند و مى دانستند كه فردا كه دشمن با عكس العمل این كارها رو به رو شد اصرار خواهد كرد كه با هر قیمتى شده است تاریخ شهادت امام را تحریف كند و فكر مردم را در گمراهى بیندازد به همین جهت با كمال هوشیارى و مآل اندیشى در هر انجمنى و در هر بازار و كوچه اى, در پاسخ هر پرسشى فصلى از آنچه روى داده بود مى گفتند و گوشه اى از تاریخ شهادت امام را روشن مى ساختند براى همین بود كه در همان روز اول ورود به كوفه سه نفر از بانوان اهل بیت خطبه خواندند و به این فكر هم نیفتادند كه چون امام چهارم در میان ما هست و هم با مردم كوفه و هم با ابن زیاد سخن خواهد گفت دیگر نیازى به سخن گفتن ما نیست هر كدامشان كه فرصتى به دست آورد ولو از میان كجاوه صدا بلند كرد و مردمى اغفال شده را در جریان صحیح مطلب گذاشت...


من معتقدم كه امام چهارم و بانوان اهل بیت موقعى فكرشان آسوده شد و از پریشانى و اضطراب خاطر بیرون آمدند كه چند روزى در مركز خلافت ماندند و سخنان خود را گفتند و مردم شام را هم از اشتباه درآوردند و كارى كردند كه اگر تاریخ نویسى در شام هم مى خواست جریان واقعه كربلا را بنویسد جز آنچه طبرى و مفید و ابو الفرج اصفهانى نوشته اند نمى توانست بنویسد در آن روز كه اهل بیت مى توانستند به بازگشت خویش علاقه مند باشند و راه مدینه را با خاطرى آسوده در پیش گیرند, داغدار بودند, با گریه و شیون به مدینه درآمدند و شهر مدینه را منقلب كردند اما از نظر هدف فكرشان آسوده بود و دیگر نگران آن نبودند كه تا فردا جریان عاشورا را به چه صورتى بنویسند و قیام اباعبدالله(ع) را چگونه توجیه كنند...))(21)


دو زن در كربلا این افتخار را داشتند كه در ركاب سالار شهیدان به شهادت برسند:


((یكى ام عبدالله بن عمیر و دیگرى مادر عمروبن جناده)).


6 ) مروج الذهب, ج3, ص:70 ((... فعدل الى كربلإ و هو فى مقدار خمسمإه فارس من اهل بیته و نحو مائه راجل)).


7 ) تاریخ طبرى, ج5, ص:389((... و لحان اصحابه خمسه و اربعین فارسا و مائه راجل)).


8 ) مشیر الاحزان, ص39.


9 ) تاریخ طبرى, ج5, ص393.


10 ) ارشاد, ص233.


11 ) الاخبار الطوال, ص256.


12 ) تاریخ یعقوبى, ج2, ص230.


13 ) مقتل الحسین خوارزمى, ج2, ص4.


14 ) ابصارالعین فى انصار الحسین, ص128.


15 ) تاریخ یعقوبى, ج2, ص218.


16 ) منتخب التواریخ, ج2, ص;218 معالى السبطین, ص127.


17 ) منتخب التواریخ, ص;264 ناسخ التواریخ, ج2, ص328.


18 ) ریاحین الشریعه, ج3, ص;305 اعلام النسإ المومنات,ص142.


19 ) اعلام النسإ المومنات, ص373.


20 ) اللهوف فى قتلى الطفوف, ص44.


21 ) بررسى تاریخ عاشورا, ص168 و 169.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
شنبه 20 آبان 1391 :: نویسنده : مجنون علی
بسم رب الحیدر
با سلام.چون در آستانه ورود به محرم حضرت عبدالله هستیم گفتم بد نیست با فلسفه قیام امام حسین آشنا آشنا بشین.

  هدف عالى قیام امام حسین علیه السلام از زبان خود امام (ع)

قیام مقدس و پرشكوه امام حسین(ع)ریشه در انحراف هاى بـنیادى و اساسى در جـامعه اسلامى داشت. این انحراف ها زائیده انحراف حكومت اسلامى از مسیر اصلى خود از سقیفه به بـعد بـود. كه پس از شهادت على(ع)كلا بـه دست سلسله سفیانى و حزب ضد اسلامى اموى افتاد. بـه گواهى اسناد تاریخى، سران این حزب هیچ اعتقادى بـه اسلام و اصول آن نداشتند(1). و ظهور اسلام و به قدرت رسیدن پیامبر اسلام(ص)ر، جلوه اى از پیروزى تـیره بـنى هاشم بـر تـیره بـنى امیه، در جریان كشمكش قبیلگى در درون طایفه بـزرگ قریش مى دانستند(2).
و بـا یك حـركت خـزنده، بـه تـدریج در پـوشش اسـلام بـه مناصب كلیدى دسـت یافتند() و سرانجـام از سال چهلم هجـرى، حكومت اسلامى و سرنوشت و مقدرات امت اسلامى به دست این حزب افتاد و پس از بیست سال حكومت معاویه، و بـه دنبـال مرگ وى، پـسرش یزید بـه قدرت رسید كه اوج انحراف بـنیادى، و جلوه اى آشكار از ظهور ((جاهلیت نو)) در پوشش ظاهرى اسلام بود(3).امام حـسـین(ع)نمى تـوانسـت در بـرابـر چـنین فاجـعه اى سكوت كند و احساس وظیفه مى كرد كه در بـرابـر این وضع، اعتـراض و مخالفت كند. سخنان، نامه ها و سایر اسنادى كه از امام حسین(ع)به دسـت ما رسـیده، بـه روشنى گویاى این مطلب اسـت. این اسناد بـیانگر آن است كه از نظر امام، پـیشوا و رهبـر مسلمانان شـرائط و ویژگى هایى دارد كه امویان فـاقـد آنها بـودند و اسـاس انحراف ها و گمراهیها این بود كه عناصر فاسد و غیر لایق، تكیه بر مسند خلافت اسلامى و جایگاه والاى پـیامبـر زده بـودند و حاكمیت و زمامدارى آنه، آثار و نتائج بـسیار تلخ و ویرانگرى بـه دنبـال آورده بود. 
چـند نمونه از تـاءكیدهاى امام در این بـاره یادآورى مى شـود: 
ویژگى هاى پیشواى مسلمانان


1 - در نخستین روزهایى كه امام حسین(ع)در مدینه، بـراى بـیعت جهت یزید، در فشار بود، در پاسخ ولید كه پیشنهاد 
بیعت بـا یزید را مطرح كرد، فـرمود: اینك كه مسـلمانان بـه فـرمانروایى مانند یزید گرفتار شده اند، باید فاتحه اسلام را خواند(4). 
2 - امام ضمن پاسخ نامه هاى كوفیان، نوشت: 
... امام و پیشواى مسلمانان كسـى اسـت كه بـه كتـاب خـدا عمل نموده راه قسط و عدل را در پـیش گیرد و از حـق پـیروى كرده بـا تمام وجود خویش مطیع فرمان خدا باشد(5). 
3 - امام حـسـین(ع)هنگام عزیمت بـه سـوى عراق در منزلى بـنام ((بیضه)) خطاب به ((حر)) خطبه اى ایراد كرد و طى آن انگیزه قیام خود را چنین شرح داد: 
((مردم! پـیامبـر خدا(ص)فرمود: هر مسلمانى بـا حكومت ستـمگرى مواجـه گردد كه حـرام خدا را حـلال شمرده و پـیمان الهى را درهم مى شكند، بـا سنت و قانون پـیامبـر از در مخالفت درآمده در میان بـندگان خـدا راه گناه و معصـیت و تـجـاوزگرى و دشـمنى در پـیش مى گیرد، ولى او در مقابـل چنین حكومتى، بـا عمل و یا بـا گفتار اظهار مخالفت نكند، بـرخـداوند است كه آن فرد(ساكت)را بـه كیفر همان ستمگر(آتش جهنم)محكوم سازد. 
مردم! آگاه باشید اینان(بنى امیه)اطاعت خدا را ترك و پیروى از شیطان را بـر خود فرض نموده اند، فساد را تـرویج و حدود الهى را تعطیل نموده فى را(كه مخصوص بـه خـاندان پـیامبـر است)بـه خـود اختصاص داده اند و من بـه هدایت و رهبـرى جامعه مسلمانان و قیام بـر ضد این همه فساد و مفسدین كه دین جدم را تغییر داده اند، از دیگران شایسته ترم ...)) (6). 
حاكمیت بـنى امیه كه امام در این سخنان بـه گوشه هایى از آثـار سوء آن اشاره نموده، در شوون مختـلف جامعه اسلامى اثر گذاشتـه و فساد و آلودگى و گمراهى را گستـرده و عمومى ساخـتـه بـود. امام حسین(ع)در موارد متعددى انگشت روى این عواقب سوء گذاشتـه و بـه مردم هشـدار داده اسـت كـه بـه چـند نمـونه آن اشـاره مـى شـود: 
محو سنتها و رواج بدعتها


آن حـضرت پـس از ورود بـه مكه، نامه اى بـه سران قبـائل بـصره فرستاد و طى آن چنین نوشت: 
((...اینك پیك خود را بـا این نامه بـه سوى شما مى فرستم، شما را به كتاب خدا و سنت پیامبـر دعوت مى كنم، زیرا در شرائطى قرار گرفته ایم كه سنت پیامبر به كلى از بین رفته و بـدعتها زنده شده است، اگر سخـن مرا بـشنوید، شما را بـه راه راسـت هدایت خـواهم كرد...)) (7). دیگر به حق عمل نمى شود. 
حسین بـن على(ع)در راه عراق در منزلى بـه نام ((ذى حـسم)) در میان یاران خود بـه پـا خـاست و خـطبـه اى بـدین شرح ایراد نمود: 
پـیشامدها همین است كه مى بـینید، جـدا اوضاع زمان دگرگون شده زشتیها آشكار و نیكیها و فضیلتها از محیط ما رخت بر بسته است و از فضیلتها جز اندكى مانند قطرات تـه مانده ظرف آب بـاقى نمانده است. مردم در زندگى پست و ذلتبارى به سر مى بـرند و صحنه زندگى، همچون چراگاهى سنگلاخ، و كم علف، به جایگاه سخت و دشوارى تبـدیل شده است. 
آیا نمى بینید كه دیگر بـه حق عمل نمى شود، و از بـاطل خوددارى نمى شود؟! در چـنین وضعى جـا دارد كه شخص بـا ایمان(از جـان خود گذشتـه)مشتـاق دیدار پـروردگار بـاشد. در چنین محیط ذلتـبـار و آلوده اى، مرگ را جـز سعادت; و زندگى بـا ستـمگران را جـز رنج و آزردگى و ملال نمى دانم...)) (8). 
مسخ هویت دینى مردم


حاكمیت زمامداران اموى و اجراى سیاست هاى ضد اسلامى توسط آنان، هویت دینى مردم را مسخ كرده ارزشهاى معنوى را در جامعه از بـین برده بود. امام در دنباله سخنان خود در منزل ((ذى حسم)) فرمود: 
((...مردم بندگان دنیایند، دین بـه صورت ظاهرى و در حد حرف و سخن در زبـانشان مطرح مى شود، تا زمانى كه معاش و زندگى مادیشان رونق دارد، در اطراف دین گـرد مىآیند، اما زمانى كـه بـا بـلا و گرفتارى آزمایش شوند، دینداران در اقلیت هستند. 
پیام جاوید قیام امام حسین(ع)


پیام قیام با شكوه سیدالشهداء(ع)منحصر به آن زمان نیست، بلكه این پـیام پـیامى جاوید و ابـدى است و فراتـر از محدوده زمان و مكان است، هرجا و در هر جامعه اى كه به حق عمل نشود، و از بـاطل خوددارى نشود، بدعتها زنده، و سنتها نابـود شود، هرجا كه احكام خدا تغییر و تحریف یابد و حاكمان و زمامداران بـا زور و ستمگرى بـا مردم رفتـار كنند، در هر جـامعـه اى كه ویژگى هاى جـاهلیت را داشته باشد آن جامعه، جامعه اى یزیدى بـوده، و مبـارزه و مخالفت بـا مفاسد و آلودگى ها و آمران و عاملان آنه، كارى حـسینى خواهد بود.
پاورقیها:


1 - سـیدعـلیخـان مدنى، الدرجـات الرفیعـه، ص 243، ابـن ابـى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج8، ص 257 - مسعودى، مروج الذهب، ج3، ص 454 ضمن شرح حال ماءمون عباسى. 
2 - ابن ابى الحدید، همان كتاب، ج9، ص 53(خطبه 139) و نیز ج2، ص 44 - 45 - ابن عبـدالبـر، الاستیعاب فى معرفه الاصحاب(در حاشیه الاصابه)ج4، ص 87. 
- این حركت از اواخر خلافت خلیفه دوم آغاز گردید كه معاویه از طرف وى به حكمرانى شام منصوب شد و مدت پنج سال در این سمت باقى بـود و در تـمام مدت خلافت عثـمان نیز(12 سال) در این منصب ابـقا گردید و از همـان سـالـها رویاى خـلافـت آینده خـود را مـى دید و پایه هاى آن را مى ریخت و در اواخـر خـلافت عثـمان، در واقع وى در مدینه خلیفه تشریفاتى بود و تصمیم گیرنده اصلى، حاكم مقتدر شام بود. 
3 - نگاه كنید به: امام حسین(ع) و جـاهلیت نو، جـواد سلیمانى، قم، انتشارات یمین. 
4 - سید بن طاووس، اللهوف فى قتلى الطفوف، ص 11. 
5 - طبرى، تاریخ الامـم والـمـلـوك، ج6، ص 196 - شـیخ مـفـید، الارشاد، ص 204. 
6 - طبرى، همان كتاب، ص 229 - ابـن اثیر، الكامل فى التاریخ، ج4، ص 48. 
7 - طبرى، همان كتاب، ص 200. 
8 - حسن بـن على بـن شعبـه، تحف العقول، ص 245 - طبـرى، همان كتاب، ص 239. 
 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
شنبه 20 آبان 1391 :: نویسنده : مجنون علی
بسم رب الزهرا
 با سلام خدمت همه دوستان و شیعیان .
با عرض معذرت و عذرخواهی از تمامی شیعیان گل در خصوص اینکه توی این چندروز نبودیم و کامنتی به وبلاگ ارسال نشد.به امید خدا برگشتیم و ان شاا.. هرروز وبلاگ آپدیت میشود.
یا علی 
التماس دعا




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
مناظره جالب امام جواد با یحیی بن اکثم

در این مطلب قصد دارم توجه شما مخاطب گرامی را به مناظره جالب امام جواد علیه السلام با یحیی بن اکثم یکی از علمای بزرگ اهل سنت جمع کنم. امیدوارم در فضایی منطقی و آرام مطالعه کنید

یحیی بن اکثم کیست؟

ابن کثیر در مورد او می گوید :

کان یحیى بن أکثم من أئمّة السنّة ، وعلماء الناس و من المعظمین للفقه.

البدایة والنهایة ج ۱۰ ص ۳۱۶

یحیی بن اکثم از امامان اهل سنت و از علمای مردم و از بزرگان فقه بود .

داستان مناظره:

«در روایت آمده که بعد از آنکه مأمون دختر خود امّ الفضل را بحضرت أبى جعفر محمّد التّقى علیه سلام اللَّه تزویج نمود روزى در مجلس خاصّ بر سریر خلافت متمکّن بود و أبى جعفر علیه السّلام نیز در آن محفل به سعادت و اقبال حاضر بود و یحیى بن أکثم و جمعى کثیر از مردم نیز در مجلس بود.

ادعای یحیی بن اکثم:

یحیى بن أکثم بحضرت أبى جعفر محمّد التّقىّ علیه سلام الملک العلىّ گفت: یا ابن رسول اللَّه جعلت فداک چه مى‏گوئى در خبر که مرویست از جبرئیل علیه السّلام که آن پیک ربّ الودود به رسول معبود نزول نمود و فرمود که: یا محمّد به درستى که خداى عزّ و جلّ به شما سلام می رساند و می گوید که: از أبا بکر سؤال نمائى که آیا از من راضى است یا نه زیرا که من از او راضیم؟

پاسخ امام جواد (ع):

حضرت علیه السّلام فرمود:  بر صاحب این خبر واجب و لازم است أخذ مثال چیزى که حضرت سیّد البشر در حجّة الوداع بیان نموده، نماید و آن حدیث صحیح این است که فرمود: و کثرت علىّ الکذّابه و ستکثر فمن کذب علىّ فلیتبوّأ مقعده من النّار.

بعد از آن حضرت سیّد الأبرار فرمود که: هر گاه حدیث بشما رسد باید که آن حدیث را بر کتاب اللَّه عزّ و جلّ و سنّت من عرض کنید اگر آن حدیث موافق کتاب خداى خالق و سنّت من بود آن را فرا گیرد و آنچه مخالف کتاب ایزد وهّاب و سنّتم بود أصلاً پیرامون آن نگردید.

بعد از آن حضرت أبى جعفر علیه السّلام فرمود که: این خبر بى‏شبهه موافق کتاب خداى أکبر نیست زیرا که حضرت اللَّه تبارک و تعالى فرمود که: وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ هر گاه خداوند به بنده نزدیک تر از رگ گردن بود و آنچه بر نفس هر کس وسوسه کند او عالم بر آن باشد.

پس چگونه خداوند عالِم به رضاء أبى بکر از سخط او نباشد و حقیقت این أمر بر حضرت ایزد داور مخفى و مستتر باشد تا آنکه واحد متعال سؤال از مکنون سرّ خود نماید؟ این در نزد أرباب عقل و حال بغایت بعید، بلکه محال است.

ادعای یحیی بن اکثم:

پس از آن یحیى‏ بن‏ أکثم‏ گفت: یا ابن رسول اللَّه از حضرت نبىّ صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم منقول است که: مَثل أبا بکر و عمر مَثل جبرئیل‏ و میکائیل است.

پاسخ امام جواد (ع):

حضرت أبى جعفر محمّد التّقى علیه السّلام فرمود که: جبرئیل و میکائیل دو ملک مقرّب ایزد واهب‏اند که هرگز عاصى درگاه آله نشد و لحظه ای از طاعت و بندگى ایزد غنىّ جدا نگشتند و أبا بکر و عمر شرک به حضرت واحد قادر آوردند و اگر چه بعد از شرک اسلام و ایمان بخداى تعالى و تبارک آوردند امّا أیّام شرک ایشان أکثر از أیّام اسلام و ایمان ایشان بود. پس محال است که نبىّ متعال تشبیه أبا بکر و عمر بجبرئیل و میکائیل علیهما السّلام نماید.

ادعای یحیی بن اکثم:

یحیى بن أکثم گفت: ایضا در روایت آمده که حضرت رسول اللَّه فرمود که: انّ أبا بکر و عمر سیّدا کهول أهل الجنّه‏، در آن باب چه می گوئى؟

پاسخ امام جواد (ع):

امام البرایا محمّد التّقى علیه سلام الملک الفعّال فرمود که: این خبر نیز بى‏ شُبهه محال است زیرا که أهل جنّت بالتّمام جوانان باشند و أصلا کهل یعنى جمعى که بسنّ کهولت باشند در جنّت نمى‏باشند، و این خبر را بنو امیّه وضع نمودند زیرا که خبر مضادّ قول حضرت سیّد البشر است که در حقّ حسن و حسین علیهما سلام اللَّه الأکبر فرمود که: هما سیّدا شباب أهل الجنّه.

ادعای یحیی بن اکثم:

یحیى بن أکثم گفت: از حضرت رسول عربى منقول و مرویست که‏: عمر بن الخطّاب سراج أهل الجنّه.

پاسخ امام جواد (ع):

حضرت أبو جعفر علیه سلام الملک المتعال فرمود که: یا یحیى این نیز محال است بدرستى که در جنّت ملائکة اللَّه که همه آنها مقرّبین و حضرت آدم و محمّد و جمیع أنبیاء و مرسلین ساکن ‏اند جنّت از أنوار این جماعت مستضى‏ء و مستنیر نگردید پس چون بنور عمر منوّر گردد.

ادعای یحیی بن اکثم:

یحیى بن أکثم گفت که: یا أبا جعفر از حضرت پیغمبر علیه صلوات الملک الأکبر مرویست که، سکینه، ناطق بلسان عمر است.

پاسخ امام جواد (ع):

 حضرت أبى جعفر علیه السّلام فرمود که:  لیکن أبا بکر  مع هذا در بالاى منبر پیغمبر جلیل القدر می گفت که: انّ لى شیطانا یعترینى فاذا ملت فسدّدونى.

ادعای یحیی بن اکثم:

یحیى بن أکثم گفت: که یا أبا جعفر از حضرت رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مرویست که فرمود: اگر من به رسالت مبعوث نمی شدم هر آینه عمر به نبوّت، و رسالت مبعوث می گشت.

پاسخ امام جواد (ع):

چون این کلام به سمع شریف أبى جعفر علیه السّلام رسید فرمود که: کتاب اللَّه تعالى که مُنزل به حضرت سیّد الورى است، أصدق از این حدیث است، چنانچه اللَّه تبارک و تعالى می فرماید: وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِیِّینَ مِیثاقَهُمْ، وَ مِنْکَ وَ مِنْ نُوحٍ‏ الآیه …. اى یحیى هر گاه حضرت آله از مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ‏ صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم أخذ میثاق و پیمان در أزل نموده باشد پس چگونه ممکن است بدل؟ و دیگر آنکه حضرت رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود که من نبىّ ایزد بودم و آدم میان روح و جسد مستمرّ و ممتدّ بود. و بنا بر حدیث جدّم سیّد الأنام همگى و تمامى از أصلاب طاهره و أرحام زاکیه به نکاح تولّد یافته به نبوّت و رسالت مبعوث شدند فکیف مشرک و کسى که أکثر أیّام حیاتش با شرک بخداى تعالى منقضى شده باشد، به نبوّت مبعوث گردد.

ادعای یحیی بن اکثم:

یحیى بن أکثم گفت: یا بن رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مروى است که حضرت نبىّ ایزد متعال فرمود که: هیچ وقت حبس وحى بر من نشد الّا آن که مرا گمان چنان بود که البتّه وحى بر عمر الخطّاب نازل می گردد.

پاسخ امام جواد (ع):

أبو جعفر امام محمّد التّقى علیه سلام الملک الوهّاب فرمود که: بى‏شبهه و شک این نیز محالست زیرا که حضرت سیّد البشر را شکّ در أمر نبوّت سزاوار نیست، به دلیل آنکه خدای تبارک و تعالى می فرماید: اللَّهُ یَصْطَفِی مِنَ الْمَلائِکَةِ رُسُلًا وَ مِنَ النَّاسِ‏ رسلا. پس چگونه ممکن باشد که نبوّت از آنکه برگزیده حضرت عزّ و جلّ بود، به کسى که مشرک بخداى لم یزل بوده منتقل گردد؟

ادعای یحیی بن اکثم:

یحیى بن أکثم گفت که: یا ابن رسول اللَّه علیه السّلام از نبىّ الهاشمى منقول و مرویست که‏: لو نزل العذاب لما نجا منه الّا عمر.

پاسخ امام جواد (ع):

أبى جعفر محمّد التّقى علیه السّلام فرمود که: این نیز محالست، زیرا که حضرت قادر عالم خطاب مستطاب به نبىّ الأکرم نموده می گوید که: وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ وَ ما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ‏.

پس ایزد أکبر بحضرت پیغمبر خبر داد که مادامى که آن حضرت جلیل‏ القدر در میان آن جماعت بسعادت و اقبال اقامت داشته باشد و مادامى که امّت توبه و انابت و استغفار بربّ العزّت نمایند بر آن جماعت عذاب و مشقّت نباشد.»

الاحتجاج شیخ طبرسی ج۲ص۲۴۶-۲۴۹




نوع مطلب :
برچسب ها : مناظره، امام، جواد، جالب، یحیی، یحیی ابن اكثم، امام جواد،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی


( کل صفحات : 93 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

عبادت بی ولایت حقه بازیست
اساس مسجدش بتخانه سازیست
چرا سنی نمیخواهد بداند
وضوی بی ولایت آب بازیست
یا علی
مدیر وبلاگ : مجنون علی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
کدام مذهب ؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Google PageRank Checker
فال حافظ
یا حیدر


http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG
ابزاروبلاگ