هیئت امیرالمومنین علیه السلام
مناظره با اهل سنت
سه شنبه 15 فروردین 1391 :: نویسنده : مجنون علی
یکی از وقایع تلخ و درد آوری که پس از شهادت حضرت محمد صلی الله علیه و آله بوجود آمد آتش زدن خانه وحی توسط اهل سقیفه و شهادت حضرت محسن بود که اکثر قریب به اتفاق علمای جهان اسلام این مطلب را در کتب معتبر خود ذکر کرده اند و این چنین بر غربت اول مظلوم عالم حضرت علی و اول مظلومه عالم حضرت زهرا شهادت داده اند.


در این قسمت به برخی از اسنادی اشاره میشود که در کتب خود جماعت بکری آمده است که در آن بزرگان بکری به این جرم ها اعتراف میکنند.برخی از اسناد و مدارک عبارت است از :
احمد شافعی یکی از علمای بزرگ عمری مذهب در کتاب الملل و النحل ج1 ص 57میگوید:
به راستی که عمر در روز بیعت ضربتی بر فاطمه وارد کرد که براثر آن حضرت جنین خویش را سقط کرد..


یا در کتاب دیگر علمای بکری بنام الفرق بین الفرق نوشته شده است که :عمر لعنت الله علیه فاطمه را زد و از ارث اهل بیت جلوگیری کرد.


 مقاتل بن عطیه در کتاب الامه و الخلافه صفحه 160 و 161این چنین  نقل شده است که:
ابوبکر لعنت الله علیه بعد از آنکه با تهدید و ترس و با زور شمشیر از مردم بیعت گرفت عمر لعنت الله علیه و قنفذ لعنت الله علیه و جماعتی را به در خانه علی و زهرا جمع کرد.عمر لعنت الله علیه هیزم را در کنار خانه فاطمه جمع نمود  و درب خانه را به آتش کشید .هنگامی که فاطمه پشت در آمد عمر لعنت الله علیه و اصحابش جمع شدند و عمر آن چنان حضرت فاطمه را در پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ در به سینه آن حضرت فرو رفت و حضرت بر اثر این صدمات به بستر بیماری افتادند تا آنکه از دنیا رفتند.


امام صادق علیه اسلام در این باره میفرمایند:
سبب شهادت فاطمه ضرباتی بود که قنفذ با غلاف شمشیر بر آن حضرت به فرمان عمر زد.پس فرزندش محسن را از دست داد و به شدت بیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگان خویش را راه نداد که در خانه به دیدن آن حضرت بیایند.بحار الانوار علامه مجلسی رحمه الله علیه ج 43 ص 17

در دو کتاب معتبر بکری ها صحیح مسلم ج2 ص72و صحیح بخاری ج6 ص 176
این  گونه نقل شده است که:
پس از ماجرای هجوم به خانه فطمه زهرا سلام الله علیه حضرت خطاب به ابوبکر لعنت الله علیه فرمود :به خدا سوگند که دیگر با تو سخن نخواهم گفت و سوگند به خدا در هر نمازی تو را نفرین خواهم کرد.



هنگامی که ابوبکر و عمر لعنت الله علیه پس از آن همه بی شرمی به ملاقات حضرت زهرا سلام الله علیه آمدند حضرت فرمود:خدا و ملائکه را گواه میگیرم که شما مرا خشمناک کرده و آزرده اید و مرا راضی نکرده اید و زمانی که رسول خدا را ملاقات کنم شکایت شما را خواهم کرد....صحیح مسلم ج 2 ص 72و صحیح بخاری ج5 ص 5


حضرت فاطمه فرمودند :افرادی ک عهد خدا و پیامبر خدا را درباره حضرت علی شکستند و در حق من ظلم کردند و ارثیه ام را به زور گرفتند و به نام پدرم نسبت به من فدک را پاره کردند نباید بر جنازه ام نماز بگذارند.بیت الاحزان ص113و کشف الغمه ج2 ص 494

در کتاب الوافی بالوفیات ج 5 ص 347 :
به راستی که عمر لعنت الله علیه چنان فاطمه زهرا را در روز بیعت زد که محسن او سقط شد.

ابن ابی الحدید ج 14 ص 1 یکی از علمای بزرگ جماعت بکری میگوید:
استادم ابوجعفر میگفت :وقتی پیامبر خون کسی دخترش را ترسانید و سبب سقط جنین او شد مباح شمرد قطعا اگر زنده بود خون کسی که دخترش را ترسانیده و موجب سقط فرزند آن شده است را حتما مباح می شمرد.

تهیه و تنظیم :مجنون علی
 




نوع مطلب : مقالات، حضرت علی (ع)، حضرت زهرا (س)، 
برچسب ها : اسناد و مدارک هجوم به خانه حضرت علی و حضرت زهرا، شهادت حضرت محسن،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
آیت‌ الله ناصر مکارم شیرازی" از مراجع تقلید در درس خارج فقه خود که پیش از ظهر امروز ـ یازدهم دی ماه ـ با حضور صدها تن از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم در مسجد اعظم برگزار شد با اشاره به روایتی در خصوص احکام حج اظهار کردند: این روایت از عمر بن یزید در جلد نهم وسائل الشیعه نقل شده است و این فرد ثقه هم هست.

ایشان افزودند: به جاست همین جا در خصوص این اسم سخنی بگوییم و آن هم این است که جمعی از وهابی‌ها از این اسامی به نفع خود بهره برده‌ و گفته‌اند شما که به خلفای ما همچون معاویه، یزید و عمر افرادی اشکال وارد می‌کنید، چرا ائمه اسم فرزندانشان را به این اسم‌ها می‌گذاشتند، حتی برخی از اصحاب ائمه به این نام‌ها بودند. این دلیل بر این است که ائمه خلفای ما را قبول داشتند.

این مرجع تقلید تصریح کردند: البته این استدلال بسیار متزلزل و ضعیف است و پایه قوی ندارد و نوعی مغالطه به حساب می‌آید، زیرا در آن دوران اسم‌هایی همچون عمر، ابوبکر، معاویه و یزید اسم معمول در سراسر طوائف عرب بوده است.

ایشان ادامه دادند: حال اگر یک اسمی با چنین مسمایی مورد قبول شخصی نبود، این اسم را نمی‌توان از سراسر جهان حذف کرد.

آیت‌الله مکارم شیرازی به مثالی در این خصوص اشاره کرد و گفت: اسم شاه ایران، محمدرضا بود، مردم هم علیه او قیام کردند، اما همان زمان هرکس که فرزندش متولد می‌شد نامش را محمدرضا می‌گذاشت و شاید صدها و یا هزاران نفر اسم فرزندانشان محمدرضا بود، بنابراین اسم محمدرضا را به خاطر شاه حذف نکردند، یا رضا خان پهلوی با آن همه نفرتی که میان مردم داشت بسیاری از مردم نام فرزندانشان را «رضا» گذاشتند، چون این نام یک اسم عامی است و اسم شخص خاصی نبوده که دیگران از آن گرفته باشند، یک اسم عمومی در سراسر مردم بود.




نوع مطلب : مقالات، حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : اسم، نام، نام های پسران معصومین، چرا، چرا ؟، چرا ائمه نام فرزندان خود را از نام خلفای غاصب و مخالفین خود انتخاب میکردند؟،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی

قرار دادن دست راست بر روی دست چپ در نماز (دست بسته نماز خواندن) از اموری است که استحباب آن بین فقهای سه مذهب از مذاهب چهارگانة اهل سنّت مشهور است: 


حنفی‌ها می‌گویند:روی هم گذاشتن دست‌ها در نماز، سنّت است وواجب نیست، و برای مرد بهتر است که کف دست راستش را بر پشت دست چپ، زیر ناف قرار دهد، و زن دست‌ها را بر سینه‌اش بگذارد.

شافعی‌ها می‌گویند: گذاشتن دست روی یکدیگر، در نماز، برای مرد و زن سنّت است و بهتر است که کف دست راست را بر پشت دست چپ زیر سینه و بالای ناف به سمت چپ قرار دهد.

حنبلی‌ها می‌گویند: گذاشتن دست‌ها روی هم، سنّت است و بهتر است که کف دست راست را بر پشت دست چپ نهاده، زیر ناف قرار دهند.

فرقه مالکیّه بر خلاف سه مذهب فوق می‌گویند: آویختنِ دست‌ها در نمازهای واجب، مستحب است، قبل از مالکی‌ها نیز جماعتی همین قول را گفته‌اند که از آن جمله‌اند: عبداللّه بن زبیر، سعید بن مسیّب، سعید بن جبیر، عطاء، ابن جریح، نخعی، حسن بصری، ابن سیرین و جماعتی از فقها.

از امام اوزاعی منقول است که نمازگزار، بین آویختن دست‌ها یا روی هم قرار دادن آنها مخیر است.[1]

امّا مشهور بین شیعه امامیّه آن است که قرار دادن دست‌ها روی یکدیگر در نماز، حرام، و موجب بطلان نماز است و به ندرت از فقهای شیعه کسی قائل به کراهت شده، مانند ابو الصلاح حلبی در کافی.[2]


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : شبعه، دست باز، نماز، نماز با دست باز، شیعیان، دست بسته،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
دوشنبه 12 دی 1390 :: نویسنده : مجنون علی

به گزارش شیعه آنلاین، شبکه ماهواره ای «الأنوار 2» که مقر اصلی آن در کشور کویت است و در زمینه نشر و تبلیغ مذهب تشیع به زبان عربی و انگلیسی برنامه های خود را پخش می‌کند، طی خبری اعلام کرد: قرار است طی چند روز آینده در شهر "حیدر آباد" پاکستان مسابقه‌ی اذان تحت عنوان «مسابقه طلایی» برگزار شود که هدف آن حذف عبارت «أشهد أن علیا ولی الله» از اذان است.

این شبکه ماهواره ای در ادامه خبر خود افزود: در حالی که عبارت «أشهد أن علیا ولی الله» برای شیعیان از تمام طلاهای جهان با ارزش تر است، اما برگزار کنندگان این مسابقه شرط حضور و شرکت کردن افراد در این مسابقه را حذف این عبارت اعلام کرده اند.

آیا جمله "اشهد ان علیا ولی الله" جزو اذان است؟
سید اسماعیل مرعشی در کتاب اهمیت اذان و اقامه و سومین شهادت، دو حدیث را از کتاب السلافه فی امر الخلافه که اثر محقق و دانشمند بزرگ اهل سنت شیخ عبدالله مراغی مصری است نقل می‌کند و از این دو حدیث بر می‌آید که شهادت سوم از زمان رسول خدا وجود داشته است.

1- سلمان فارسی در عصر پیامبر در اذان و اقامه بعد از گواهی به یکتایی خدا و رسالت پیامبر(ص) به ولایت امیرمؤمنان علی(ع) نیز شهادت می داد. یکی از اصحاب به محضر رسول خدا(ص) رسید و عرض کرد: ای رسول خدا، امروز موضوعی را شنیدم که قبلا نشنیده بودم. پیامبر فرمود: آن موضوع چیست؟ او عرض کرد: سلمان اذان می‌گفت. شنیدم او بعد از گواهی به یکتایی خدا و رسالت پیامبر به ولایت علی گواهی داد (این ماجرا بعد از حجه الوداع پس از ماجرای غدیر رخ داد). پیامبر فرمود: سمعتم خیرا؛ چیز خوبی شنیده‌اید.

2- نیز در مورد ابوذر غفاری روایت شده، یکی از اصحاب نزد پیامبر(ص) آمد و عرض کرد: ای رسول خدا ابوذر در اذان بعد از شهادت به رسالت پیامبر(ص) به ولایت علی شهادت می‌دهد و می‌گوید: اشهد ان علیا" ولی الله پیامبر فرمود: کذلک اونسیتم قولی فی غدیر خم من کنت مولاه فعلی مولاه فمن ینکث فانما ینکث علی نفسه؛ همین گونه است. مگر سخن مرا در غدیر خم فراموش کرده اید که گفتم هر کس من رهبر او هستم پس علی(ع) رهبر او است. هر کس پیمان را بشکند، قطعا به خودش آسیب رسانده است. در هر حال علی(ع) به حکم آیه انما ولیکم الله والرسول،(1) از اولیاء الهی بر مسلمین است، شهادت دادن بر ولاء علی به حکم آیه، بدون آن که آن را جزء اذان بدانیم کاری پسندیده است.
 
از دیدگاه شیعه، متن اذانی که در عصر رسول خدا(ص) برای نماز قرائت می‌شد به این صورت است: الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان لا اله الا الله. اشهد ان محمدا رسول الله، اشهد ان محمدا رسول الله. حی علی الصلوه، حی علی الصلوه، حی علی الفلاح، حی علی الفلاح، حی علی خیر العمل، حی علی خیر العمل، الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله، لا اله الا الله. نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد.(2) اگر کسی یک کلمه کم یا زیاد کند، کار حرامی انجام داده است و هیچ گونه تردیدی در این نیست. باید همین گونه که هست، بجا آورده شود.(3)

شیخ صدوق می‌گوید: فرقه گمراه و ملعون مفوضه، از خود اخباری ساختند و در اذان این جمله را اضافه کردند: (محمد و آل محمد خیر البریه) بعضی از آنان جمله (اشهد ان علیا" امیرالمؤمنین حقا") را پس از (اشهد ان محمدا" رسول الله) اضافه کردند و در بعضی روایات این گروه، پس از (اشهد ان محمدا" رسول الله) اشهد ان علیا" ولی الله آمده است. شیخ صدوق اضافه می‌کند: تردیدی نیست در این که علی(ع) ولی الله امیرالمؤمنین بحق است و محمد و آل محمد، خیر البریه هستند. ولی این جمله ها در اصل اذان نیست(4).

برای همین فقهای شیعه هیچ کدام نگفته اند که این جمله جزء اذان است. از دیدگاه شیعه، اذان مانند احکام شرعی دیگر، به رسول خدا(ص) وحی شده است نه اینکه پیامبر خدا با مسلمانان مشورت کند و قرار بگذارند که به فلان شکل انجام شود و به خاطر اینکه وحی است، نمی‌توان آن راکم و زیاد کرد. از حضرت امام صادق روایت شده است که فرمود: وحی بر پیامبرتان نازل می شود و شما گمان می کنید که آن حضرت اذان را از دیگران گرفته است.(5)

یکی از اتهاماتی که به شیعه نسبت می دهند این است که: شیعه جمله اشهد ان علیا امیرالمؤمنین را جزو اذان و گفتن آن را واجب می دانند. این ، اتهام و کذب است. چون هیچ کدام از فقهای شیعه نگفته اند که این جمله جزء اذان است و هیچ کدام گفتن آن را واجب نمی دانند. صاحب جواهر می گوید: ذکر جمله اشهد ان علیا امیر المؤمنین در اذان ، اگر به قصد جزئیت نباشد، اشکالی ندارد و به موالات اذان ضرر نمی زند همان طوری که ذکر جمله صلی الله علیه و آله بعد از اشهد ان محمد رسول الله به موالات اذان آسیب نمی‌رساند.(6)

آیت الله حکیم در مستمسک العروه می‌گوید: درباره شهادت به ولایت حضرت علی(ع)، شیخ طوسی در نهایه و مبسوط گفته است: روایات غیرقابل اعتمادی شهادت به ولایت را جزو اذان به حساب آورده است ولی نمی توان به آنها عمل کرد و اگر کسی این جمله را بگوید، گناه نکرده است. ولی باید دانست که این جمله نه فضیلت اذان و اقامه است و نه از کمال اذان و اقامه است و علامه در منتهی می گوید: اخبار شاذی که جمله «اشهد ان علیا امیرالمؤمنین» را جزء اذان و اقامه به حساب آورده ، قابل اعتماد نیستند. پس از این آیه الله حکیم می گوید: اگر کسی این جمله را به قصد استحباب مطلق بگوید اشکالی ندارد چون در حدیثی آمده است: هر وقت کسی لا اله الا الله و محمد رسول الله گفت، باید علی امیرالمؤمنین هم بگوید. بعد می گوید: در عصر حاضر، جمله اشهد ان علیا ولی الله از شعارهای تشیع گردیده است و اگر کسی به این خاطر آن را بگوید اشکالی ندارد و حتی ممکن است گاهی ذکر این جمله واجب باشد.(7)

در مستند العروه آمده است: ما برای گفتن جمله اشهد ان علیا ولی الله نیازی به ورود نص نداریم. چون ولایت، از متممات رسالت، از مقومات ایمان و کمال دین است و بخصوص در این عصر هیچ گونه نیازی به امر دیگری نیست چون این جمله روشن ترین شعار شیعه و آشکارترین رمز تشیع است. بر این اساس ذکر این جمله، چه در اذان و چه در غیر اذان هیچ گونه اشکالی ندارد. البته این جمله جزو اذان نیست و اگر کسی به قصد این که جزء اذان است، آن را بگوید، کار حرامی کرده است.(8)

به شهادت تاریخ، بنی امیه تمام تلاش خود را به کار بردند تا نام و آثار حضرت علی(ع) محو شود. شیعه برای زنده نگه داشتن نام علی و ولایت آن حضرت در طول تاریخ با همه تلاش، با ذکر جمله اشهد ان علیا ولی الله و امثال آن، مانع موفقیت دشمن شده است. فخر رازی در تفسیر سوره فاتحه، در مسأله فقهی جهر به بسم الله می‌گوید: علی(ع) بسم الله الرحمن الرحیم را در نمازها بلند می گفت و بر بلند گفتن تأکید داشت. وقتی که حکومت و دولت به بنی امیه رسید، آنان از بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم ممانعت کردند و در این ممانعت بسیار تأکید داشتند و علت اصلی ممانعت آنها این بود که آنان سعی داشتند آثار علی(ع) را از بین ببرند. بعد می گوید: دلایل عقلی موافق نظر ما است و عمل حضرت علی هم کمک ما است و هر کس علی را امام دین خود کند، در دین و جان خود به زنجیر ناگسستنی چنگ زده است.(9)

در آن زمان که امویان حاکم بودند، در برخی از مناطق کشور اسلامی یاران مخلص حضرت علی(ع) را می‌کشتند، آن حضرت را سب و نفرین می‌کردند و حتی نمی گذاشتند کسی نام علی را برای بچه های خود انتخاب کند. بر هیچ کس پوشیده نیست که چه بلاهای از سوی امویان و عباسیان بر آل علی و سادات علوی رسید. شیعه در برابر این فشارها مقاومت کرد و علی را فراموش نکرد و به این ترتیب علی، یاد علی و مکتب علی زنده ماند.

پی نوشت
1- مائده ، آیه 55
2- فقیه، ج 1، ص 188، چهار مجلدی ، چاپ آخوندی ، چاپ پنجم ، وسائل الشیعه ، ج 4، ص 644، ح 9. روایت دیگری هم همین 18 فصل را آورده‌اند
3- مستند العروه ، ج 2، ص 287
4- فقیه، ج 1، ص 188
5- وسائل الشیعه، ج 4، ص 612، ح 3
6- جواهر الکلام، ج 9، ص 86، چاپ بیروت
7- مستمسک العروه، ج 5، چاپ بیروت ، ص 544
8- مستند العروه ، ج 2، ص 287
9- تفسیر کبیر، ج 1، ص 160.





نوع مطلب : مقالات، حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : شهادت، اذان، اهل سنت، اهل تسنن، اذان اهل تسنن،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی

بعد از آن که رسول خدا صلى الله علیه وآله امیر مؤمنان علیه السلام را به عنوان خلیفه و جانشین خود انتخاب و آن را بر همگان اعلام کرد، به مردم دستور داد که یکى یکى با آن حضرت بیعت کرده و این منصب جدید را تبریک بگویند.
طبق روایات صحیح السندى که در کتاب‌هاى اهل سنت وجود دارد، عمربن خطاب از کسانى است که خود را به امیر المؤمنین علیه السلام رساند و پس از بیعت با آن حضرت، منصب جدیدش را تبریک گفت.
 


که ما این مطلب از ذهبی، در کتاب سیر اعلام النبلاء ج19 ص 328 که اوهم از غزالی نقل کرده دراینجا بیان می کنیم   


                  


واجمع الجماهیر على متن الحدیث من خطبته فی یوم عید یزحم باتفاق الجمیع وهو یقول: « من کنت مولاه فعلی مولاه » فقال عمر بخ بخ یا أبا الحسن لقد أصبحت مولای ومولى کل مولى فهذا تسلیم ورضى وتحکیم ثم بعد هذا غلب الهوى تحب الریاسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوى فی قعقعة الرایات واشتباک ازدحام الخیول وفتح الأمصار وسقاهم کأس الهوى فعادوا إلى الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قلیلا.

خلاصه ترجمه ... عمربن الخطاب در روز غدیرخم، با امیرالمومنین(ع) بیعت کرد و گفت:

بخ بخ یا علی مبارک باشد مبارک باشد بر تو ای علی. امروز تو مولای من و مولای تمام مرد و زن شدی ...


حال خودتا قضاوت کنید مگر چند وقت بعد از غدیر خم بود پیامبر به شهادت رسیدن و همین فرد با منافقان دیگری مثل خود بیعت شکنی کردن و غصب خلافت کردن ودرب خانه حضرت را ...





نوع مطلب : مقالات، حقایق ناگفته در مودر دومی ملعون(لعنت الله علیه)، حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : عمر، عمربن، عمربن الخطاب، بیعیت، در غدیر، بیعت در غدیر،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
سلام  این یه مناظره دیگه از آقای الله یاری با یه سنی
شیعیان ببینند و حال کنند


[http://www.aparat.com/v/146872de864d8019276493ea5c0e738948123]




نوع مطلب : مقالات، حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : الله، الله یاری، مناظره، بحث، سنی، اهل سنت، سنت، بدعت، اهل بدعت، مناظره با سنی، جنجالی، شیعه، دفاع از شیعه، شبکه، شبکه اهل بیت، علیه السلامگ،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
چهارشنبه 13 مهر 1390 :: نویسنده : مجنون علی
بسم رب الزهرا
بدون مقدمه میریم سر اصل مطلب:
یه سوالی که در این روزها تو این وبلاگ و خیلی جاهای دیگه مطرح است اینه که:
 آیا شهادت حضرت زهرا یک افسانه است؟(البته جواب این سوالو همه؛حتی همون سنیشم میدونه ولی ما بازم به این سوال پاسخ میدهیم.)
علت شهادت یگانه دختر پیامبر چه بود؟
آیا دختر هجده ساله پیامبر به مرگ طبیعی از دنیا رفت یا حادثه ای اتفاق افتاد که بانویی با این سن کم از دنیا رخت برمیبندد؟
اگر حادثه ای اتفاق افتاد این حادثه چه بود و چگونه اتفاق افتاد؟
برای یافتن پاسخ این سوالات به سرغ روایات زیر می رویم:
1.از حضرت امام جعفر صاق علیه السلام در ضمن حدیثی آمده است:علت شهادت آن حضرت (حضرت زهراسلام الله علیها)این بود که قنفذ (لعنت الله علیه)غلام آن حرام زاده(عمر بن الخطاب لعنت الله علیه)،به دستور وی با غلاف شمشیر بر آن حضرت نواخت.ایشان بر اثر این ضربات محسن خود را سقط کرد و بدین جهت به سختی بیمار شد و به هیچ یک از آزار دهندگانش اجازه عیادت نداد.(1)

2.فاطمه (سلام الله علیها)در خانه را گرفته و از پشت به آن چسبیده بود و نگذاشت وارد خانه بشوند،عمر(لعنت الله علیه)با پایش به در زد ،حضرت از جا کنده شد و با شکم به روی زمین افتاد و کودکی را که در رحم داشت و نامش محسن بود سقط شد.(2)

جریان شکسته شدن پهلوی حضرت زهرا سلام علیها چیست؟؟
بنا به نقل تاریخ نویسان و شاهدان حوادث مدینه بعد از سقیفه،در زمانی که مهاجران قصد ورود به منزل حضرت علی علیه السلام را داشتند ،حضرت فاطمه سلام الله علیها پشت در آمد،آنان درب خانه را سوزاندندو با ضربه ی محکمی که به آن وارد ساختند ، شکست.
فاطمه سلام الله علیها که به قصد دفاع از امیر مومنان وارد معرکه شده بود و شاید میخواست بر مهاجمان اتمام حجت نموده و آنها را با این امید که حفظ حرمت دختر پیامبر نمایند از منزل دور کند،بین در نیم سوخته قرار گرفت ،پهلویش شکست و فرزندش به شهادت رسید.در همین زمینه به این روایات توجه فرمایید:
قنفذ(که خدا او را لعنت کند)فاطمه را با تازیانه زد آن هنگام که خود را بین او شوهرش قرار داد،و عمر پیغام فرستاد که اگر فاطمه بین تو و او(حضرت علی علیه السلام) مانع شد او را بزن.قنفذ او را به سمت چهارچوب در ب خانه اش کشانید و در را فضار داد به طوریکه استخوانی از پهلویش شکست و جنینی سقط کرد و همچنان در بستر بود تا در اثر همان شهید شد.(3)
و نیز در زیارت آن حضرت چنین آمده است:
....الممنوعه ارثها،المسکوره ضلعها،المظلوم بعلها،المقتول ولدها
کسی که از ارث خود محروم گردیده،پهلویش شکسته شده،همسرش مورد ظلم قرار گرفته و فرزندش کشته شده است.(4)

آیا در کتب اهل بدعت هم اشاره ای به زدن حضرت زهرا(سلام الله علیها)و آتش زدن در خانه و شکسته شدن پهلوی آن حضرت شده است؟


با وجود همه تلاشهایی که برای کتمان و سرپوش نهادن بر قضیه وجود داشته ،باز هم در بسیاری از منابع اهل بدعت آتش زدن درب خانه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به طریق مختلفی نقل شده است،از جمله:
1.الامامه و السیاسه از عبدالرحمن انصاری نقل میکند:
عمر(لعنت الله علیه) از جا برخاست و عده ای را به همراه خود برداشت و دستئر داد مقداری هیزم فراهم کنند.همراهانش گفتند :میخواهی چه کنی؟
گفت میخواهم خانه علی را آتش بزنم.همراهان گفتند :در آن خانه فاطمه دختر یکدانه پیامبر است.عمر (لعنت الله علیه)در حالی که از شدت غضب ،رنگش سیاه شده بود،گفت:مگر از دختر پیغمبر باک دارم؟(5)

2.ملل و نحل شهرستانی:عمر فریاد زد ای علی یا از خانه بیروم بیا و با جانشین پیامبر بیعت کن و الا تو را میسوزانم.
زهراکه از این گفتار گستاخانه ،متوحش شده بودپشت در آمد و فریاد زد :عمر از ما چه میخواهی؟
عمر گفت:فاطمه در را باز کن و گرنه خانه ات را آتش میزنم.فاطمه فرمود:از خدا منیترسی که این طور جسورانه به خانه من حمله کردی؟
هنوزگفتار فاطمه تمام نشده یود که شعله های آتش از در خانه ی زهرا زبانه کشید.درب نیم سوخته با لگد عمر باز شد...سپس با شمشیر خود که در غلاف بود به زهرا حمله کرد و چنان غلاف شمشیر را بر پهلوی فاطمه فرود آوردکه استخوان دنده اش شکست و جنین عزیزش را سقط کرد.فاطمه در حالت غشوه عقب عقب آمد،به دیوار تکیه کرد و چون نتوانست خودرا روی پا نگه دارد بر زمین افتاد.(6)

3.تاریخ اللمم و الملوک:
عمر به منزل علی که طلحه و زبیر و عده ای از مهاجرین در آن جمع شده بودند ،آمد و گفت:
به خدا سوگند خانه را آتش میکشم یا اینکه برای بیعت خارج شوید!(7)

4.انساب الاشراف از سلیمان تمیمی و ابن عون روایت میکند:
ابوکر کسی را برای بیعت نزد علی فرستاد تا بیعت نماید اما او بیعت نکرد،بعد عمر آمد و با قبضه ای که از آتش بود ،فاطمه را درب منزل دید،حضرت فرمود:ای پسر خطاب آیا تو را میبینم که آمده ای منزل ما را به آتش بکشی؟گفت :آری....!(8)
شهرستانی در شرح حال نظام:
عمر فریاد برآورد:خانه را با کسانی که در آن هستند آتش بزنید،در حالیکه در خانه کسی جز علی و فاطمه و حسن و حسین نبود.
به ایم مطلب در کتابهای زیر که از کتب اهل بدعت است نیز اشاره شده است:
1.عقد الفرید
2.کنز العمال متقی هندی
3.اعلام النساء
4.الاعتدال،ذهبی


1)دلائل الامه طبری-45
2)ملتقی البحرین-481،الجه العاصمه251/1
3)کتاب سلیم بن قیسص 173نیز احتجاج 212/1،مراه العقول 320/5
4.اقبال الاعمال ص 625،بحار الانوار ج 97 ص 200
5)الامه و السیاسه،ابن قتبه ج 1 ص 2
6)ملل و نحل شهرستانی ص 83
7)تاریخ تلامم و الملوک ،ابن جریر طبری198/3،مصنف،کتاب المحاسن و انفاس الجواهر
8)انساب و الاشراف،بلاذری586/1





نوع مطلب : مقالات، حضرت علی (ع)، حضرت زهرا (س)، 
برچسب ها : حضرت علی، حضرت زهرا، شهادت حضزت زهرا، حضرت محسن، عمر لعنت الله علیه، هجوم به خانه وحی،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی


( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

عبادت بی ولایت حقه بازیست
اساس مسجدش بتخانه سازیست
چرا سنی نمیخواهد بداند
وضوی بی ولایت آب بازیست
یا علی
مدیر وبلاگ : مجنون علی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
کدام مذهب ؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Google PageRank Checker
فال حافظ
یا حیدر


http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG
ابزاروبلاگ

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات