هیئت امیرالمومنین علیه السلام
مناظره با اهل سنت
شنبه 31 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : مجنون علی

ابوبکر و عمر شراب میخورند  (1)

یک روز ابوبکر و عمر و دیگر  رفقا! در سال هشتم (سال فتح مکه و بعد از تحریم و نزول آیه حرمت شراب) در منزل ابوطلحه زید بن سهل جمع شدند و مشروب خوردند و مجلس عیشی تشکیل دادند. ابوبکر پس از خوردن شراب و مست شدن بر کشته های مشرکین جنگ بدر افسوس خورد و با اشعار کفر آمیز زیر برایشان نوحه نمود !!!





در ادامه مطلب .....

همراه با اسناد


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، حقایق ناگفته در مودر دومی ملعون(لعنت الله علیه)، 
برچسب ها : بر عمر لعنت، شراب خواری،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : مجنون علی
مرحوم آیت الله سید هاشم بحرانی رحمه الله در کتاب مدینة المعاجز می نویسد:

درباره جریان قتل فلانی (عمر) از ابن عباس و کعب الاحبار در حدیثی طولانی آمده است که عبدالله فرزند فلانی (عمر) گفت: چون زمان مرگ پدرم فرار رسید گاهی از هوش می رفت و دوباره به هوش می آمد تا اینکه یکبار که به هوش آمد مرا صدا کرد و گفت: فرزندم! قبل از اینکه بمیرم علی بن ابیطالب علیه السلام را بر بالینم حاضر کن.

گفتم: تو را با علی بن ابیطالب چه کار؟ و حال آنکه برای بعد از خود شورا تشکیل داده ای و او را هم یکی از آنها قرار داده ای ؟

پدرم گفت: فرزندم! از رسول خدا صلی الله علیه و اله شنیدم که می گفت: در آتش دوزخ تابوتی است که در آن 12 نفر از اصحاب من در آن خواهند بود و آنگاه رو به اولی (ابوبکر) کرد و گفت: از آن بترس که اولین آنها باشی! سپس رو به معاذ بن جبل کرد و فرمود: بپرهیز از آنکه دومین آنان باشی! سپس رو به من کرد و فرمود: بترس از آنکه سومین آنها باشی !

فرزندم! لحظاتی قبل از هوش رفتم و در همان حال تابوتی را مشاهده کردم که در آن اولی (ابوبکر) و معاذ بن  جبل بودند و من هم سومین آنها بودم.

عبدالله می گوید: به سراغ علی بن ابیطالب علیه السلام رفته و گفتم: ای پسر عموی رسول خدا ص پدرم تو را برای امری که او را نگران ساخته فراخوانده. پس او به همراه من آمد و چون بر بالین پدرم حاضر شد پدرم به او گفت: ای پسر عموی رسول خدا! آیا قصد نداری مرا عفو نموده و از سوی خود و از جانب همسرت فاطمه سلام الله علیها مرا حلال نمایی؟ و من نیز در عوض خلافت را به تو تسلیم نمایم؟

علی علیه السلام به او گفت: آری! اما به شرط اینکه مهاجر و انصار را جمع نمایی و حقی که از من غصب کردی را به صاحبش برگردانی و آنچه را که بین تو و بین دوستت (اولی) از عهدی که بین ما بود را بیان کنی و به حق ما اعتراف نمایی! در آن صورت تو را حلال کرده و نیز از جانب دختر عمویم فاطمه سلام الله علیها ضامن حلالیت وی می شوم.

عبدالله می گوید: پدرم چون این سخن را شنید رویش را به دیوار کرد و گفت: ای امیرالمومنین! نار و آتش را بر ننگ و عار ترجیح می دهم !!!

از این رو علی علیه السلام هم برخاست و از نزد پدرم خارج شد.

عبدالله به پدرش گفت: پدر! او به انصاف با تو برخورد کرد. او به فرزندش گفت: فرزندم او می خواهد اولی را از قبر بیرون کشیده و او را و پدرت را به آتش کشد و قریش را از دوستداران و پیروان علی بن ابیطالب قرار دهد نه به خدا قسم این شدنی نیست.

می گوید: سپس علی علیه السلام به عبدالله گفت: ای فرزند عمر! تو را به خدا قسم می دهم پدرت بعد از خارج شدن من چه گفت؟ عبدالله گفت: به خدا قسم چیزی نگفت فقط گفت: اگر مردم با مرد کم موی جلوی پیشانی  بنی هاشم (امام علی علیه السلام) بیعت کنند آنها را بر مسیر نورانی و اقامه کتاب خدا و سنت پیامبر رهنمون خواهد گشت.

سپس فرمود: ای فرزند عمر تو چه پاسخی دادی ؟

گفت: من به او گفتم: پدرم! چه چیز مانع می شود که او را جانشین و خلیفه بعد از خود سازی؟

حضرت فرمود: پدرت چه پاسخ داد؟ گفت: چیزی گفت که نمی توانم بازگو نمایم. حضرت فرمود: پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله من را به آنچه که بین تو پدرت رد و بدل شده با خبر ساخت. عبدالله گفت: پیامبر از چه چیز تو را با خبر ساخت؟ حضرت فرمود: مطلبی را پیامبر ص در حیاتش شبی که پدرت را در خواب دیدم که مرده است با خبر ساخت و کسی که پیامبر ص را در خواب ببیند مانند آن است که در بیداری ملاقات کرده باشد. ای فرزند ثانی! آیا گر آن را برای تو بازگو کنم تصدیق می کنی؟ عبدالله گفت: یا تصدیق می کنم و یا سکوت اختیار می کنم.

حضرت فرمود: پدرت بعد از آنکه من از نزد او خارج شدم در جواب تو که از او سوال کردی چه چیز مانع می شود که او را بعد از خود جانشین خود نسازی گفت: به خاطر آن صحیفه و پیمان نامه ای که آن را در بین خود (مربوط به نقشه قتل پیامبر ص در شب عقبه) و در خانه کعبه در حجة الوداع نوشته و امضاء نموده ایم.

پس از این فرموده حضرت, عبدالله سکوت کرد و گفت: از تو می خواهم که به حق رسو ل خدا ص دست از سرم برداری.

سلیم (راوی حدیث) می گوید: عبدالله را در آن مجلس دیدم در حالی که اشک در دیدگانش حلقه زده و گریه, او را دچار تنگی نفس کرده بود. سپس پدرش بعد از ساعتی نالی ای زد و مرد.


(مدینة المعاجز ج2ص95, فصل الخطاب فی تاریخ قتل عمر بن خطاب ص85, حدیقة الشیعه نوشته مقدس اردبیلی در فصل مطاعن عمر)



با تشکر از پایگاه اطلاع رسانی برائت





نوع مطلب : مقالات، حقایق ناگفته در مودر دومی ملعون(لعنت الله علیه)، 
برچسب ها : عمر بن الخطاب، عمر بن الخطاب لعنت الله علیه،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : مجنون علی


بسیاری از بزرگان اهل سنت از پسر عمر نقل کرده‌اند که دوازده سال طول کشید تا عمر بن الخطاب سوره بقره را یاد بگیرد:عن بن عمر قال: تعلم عمر بن الخطاب رضی الله عنه البقرة فی إثنی عشرة سنة فلما أتمها نحر جزورا.(1)


عبد الله عمر گفته: (پدرم) عمر بن الخطاب سوره بقره را در مدت دوازه سال یاد گرفت، وقتی موفق شد، چندین شتر به شکرانه آن ذبح کرد!طبیعى است كه چنین شخصى با چنین استعداد و حافظه‌اى نمى‌تواند جانشین كسى باشد كه قبل از آوردن جبرئیل آیات قرآن را مى‌خوانده و دانش اولین و آخرین را خداوند به او داده است.


اسناد


(1) البیهقی، أحمد بن الحسین بن علی بن موسی ابوبكر (متوفای458هـ) شعب الإیمان، ج2، ص1954، تحقیق: محمد السعید بسیونی زغلول، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1410هـ؛/الأنصاری القرطبی، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفای671هـ)، الجامع لأحكام القرآن، ج1، ص40، ناشر: دار الشعب – القاهرة؛/ابن عساكر الدمشقی الشافعی، أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفای571هـ)، تاریخ مدینة دمشق وذكر فضلها وتسمیة من حلها من الأماثل، ج44، ص286، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ناشر: دار الفكر - بیروت – 1995؛/الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای 748 هـ)، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج3، ص267، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربی - لبنان/ بیروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م؛/السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بكر (متوفای911هـ)، تنویر الحوالك شرح موطأ مالك، ج1، ص162، ناشر: المكتبة التجاریة الكبرى ـ مصر، 1389هـ ـ 1969م؛/السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بكر (متوفای911هـ)، الدر المنثور، ج1، ص54، ناشر: دار الفكر - بیروت – 1993؛/الزرقانی، محمد بن عبد الباقی بن یوسف (متوفای1122هـ) شرح الزرقانی علی موطأ الإمام مالك، ج2، ص27، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1411هـ؛/الكتانی، عبد الحی بن عبد الكبیر (متوفای1383هـ)، نظام الحكومة النبویة المسمی التراتیب الإدرایة، ج2، ص280، ناشر: دار الكتاب العربی – بیروت.





نوع مطلب : مقالات، حقایق ناگفته در مودر دومی ملعون(لعنت الله علیه)، 
برچسب ها : عمر لعنت الله علیه، بر عمر لعنت،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
بسم رب الزهرا(س)
سلام.با توجه به ایام شهادت حضرت زهرا یه مطلبی رو براتون آماده کردم که خوبه تموم مردم دنیا به خصوص شیعیان عزیز و آقایان اهل بدعت اون رو بدونند.در نامه ای که خلیفه دوم لعنت الله علیه به معاویه ملعون نوشت تمام اعتراف خود مثل :
لگد زدن به در-سقط حضرت محسن-اسرار کوچه و ...
بیان شده است که اگه وقت کردید بد نیست یه نگاهی بهش کنید.






ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، حقایق ناگفته در مودر دومی ملعون(لعنت الله علیه)، 
برچسب ها : اعتراف، اعترافات عمر به جنایات خود،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
شنبه 17 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : مجنون علی
این درخت حدیبیه همان درختى بود كه پیغمبر اكرم - صلّى اللّه علیه وآله - از اصحاب خود در زیر آن بیعت رضوان گرفت . از نتایج آن بیعت این بود كه خداوند فتح آشكارى را نصیب بنده و رسولش ‍ نمود و او را پیروز گردانید.

پس از این ماجرا، بعضى از مسلمانان كه از آنجا مى گذشتند، از باب تبرّك در زیر آن درخت ، نماز مى گزاردند و خدا را شكر مى كردند كه به واسطه آن بیعت پر بركت ، ایشان را به آرزویشان نایل گردانید (مكه فتح شد و مسلمین توانستند مراسم حجّ را بپاى دارند)

 وقتى به عمر خبر رسید كه مسلمانان در زیر آن درخت نماز مى گزارند، دستور داد درخت را قطع كنند! و گفت : از این به بعد هر كس را آوردند كه در زیر آن درخت نماز گزارده ست ، مانند مرتد او را با شمشیر به قتل مى رسانم !!!

البته در همان روزی که بیعت رضوان انجام شد, با توجه به اینکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله به انجام آن اصرار داشتند, عمر بسیار با دستور ایشان مخالفت کرد. و با گستاخی فراوان به پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله توهین کرد تا حدی که گفت: هرگز به اندازه شکی که در روز حدیبیه در نبوت پیامبر اکرم ص کردم شک نکرده بودم ! و این بغض و کینه او نسبت به بیعت رضوان و این درخت از همان روز نشأت می گیرد.


(الغدیر للامینی ج 6 / 146، شرح النهج الحدیدی ج 3 / 122، سیرة عمر لابن الجوزى ص 107، الطبقات الكبرى لابن سعد، السیرة الحلبیة ج 3 / 29، فتح الباری ج 7 / 361 وقد صححه، ارشاد السارى ج 6 / 337، شرح المواهب للزرقانی ج 2 / 207، الدر المنثور ج 6 / 73، عمدة القارى ج 8 / 284 وقال: اسناد صحیح.)





نوع مطلب : مقالات، حقایق ناگفته در مودر دومی ملعون(لعنت الله علیه)، 
برچسب ها : قطع ریشه، قطع ریشه درخت حدیبیه،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
پژوهشگران در تحلیل شخصیت خلیفه دوم و اثبات خشونت بی حد و حصر عمر(لعنت الله) به موارد ذیل استناد کرده اند:


نمونه اول)

او نخستین کسی بود که شلاق (دره) در دست گرفت. (1)


نمونه دوم)

شخصی به عمر گفت: مردم از تو خشمگین اند! مردم از تو خشمگین اند! مردم از تو متنفرند!  عمر پرسید: برای چه؟ آن مرد گفت از زبان و عصای تو ! (2)


نمونه سوم)

عایشه فرزند عثمان بر این اعتقاد بود که تندی عمر- دیگران را از انتقاد به او بازداشته است. (3)


نمونه چهارم)

یک بار غلام زبیر بعد از نماز عصر به نماز ایستاد. در همان لحظه متوجه شد که عمر با دره (شلاق) خود به طرف او می آید. بلافاصله از آنجا فرار کرد. (4)  


نمونه پنجم)

ابن عباس میگوید: من برای پرسیدن یک سوال از عمر دو سال صبر کردم. مانع من از پرسش ترس از عمر بود.  (5)


نمونه ششم)

خشونت عمر به حدی رسید که ابن عباس در عصر وی. جرات ابراز حکم شرعی ارث را نداشت. وقتی بعد از مرگ عمر بر خلاف نظر وی در زمینه ارث سخن گفت و به او اعتراض شد که چرا در زمان عمر نمیگفتی. جواب داد: به خدا قسم از او میترسیدم. (6)  


نمونه هفتم)

آورده اند که شخصی نزد عم آمد و پرسید: معنای آیه الجوار الکُنّس چیست؟ عمر با چوب دست زد و عمامه او را انداخت..! (7)  


نمونه هشتم)

از عبدالرحمن بن یزید چنین روایت شده است: شخصی درباره کلمه وأبّاً از عمر سوال کرد. عمر نیز با تازیانه سراغ او رفت. (8)  


نمونه نهم)

روایت شده است که شخصی به خلیفه گفت: من شدیدترین آیه را در قران می دانم. عمر با تازیانه بر سر او کوبید و گفت: به تو چه مربوط که در قران تحقیق می کنی ! (9)


نمونه دهم)

ابوهریره می گوید: در دوران زمامداری عمر هیچ فردی نبود که حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله نقل کند, مگر آنکه خون از پشتش جاری می گردید. (10)


نمونه یازدهم)

روزى در راه دید كه عده اى به دنبال ابى بن كعب افتاده اند. درّه (تازیانه) كشید كه بر سر او فرود آورد.

ابى گفت : یا امیرالمؤ منین ! از خدا بترس . عمر گفت : این جمعیت چیست كه دنبالت افتاده اند، اى پسر كعب ؟ نمى دانى این عمل ، تو را مفتون مى كند و آنها را خوار مى نماید. (11)


نمونه دوازدهم)

درّه او مانند تازیانه عذاب بود كه بزرگان صحابه از آن وحشت داشتند، تا جایى كه گفته اند:  وحشتناكتر از شمشیر حجاج بن یوسف بود. (12)


نمونه سیزدهم)

صاحب كتاب حیاة الصحابه می گوید: عمر نسبت به زنان خشنونت بیشتری داشت. زنان از او می ترسیدند. و ما در اینجا گوشه ای از این خشونت ها را بیان می کنیم:

طبرى به سلسله سند از سعیدبن مسیّب نقل مى كند كه گفت : وقتى ابوبكر مرد ، عایشه با جمعى از زنان براى او نوحه سرائى به راه انداخت . عمر خطاب به خانه او آمد و آنها را از گریستن بر ابوبكر منع كرد، ولى زنان اعتنایى نكردند و سرگرم كار خود بودند.

عمر به هشام بن ولید گفت : به درون خانه برو و دختر ابو قحافه را خارج نما. وقتى عایشه این حرف را از عمر شنید، به هشام گفت : من نمى گذارم وارد خانه من بشوى ، ولى عمر گفت : داخل شو، من به تو اجازه مى دهم . هشام نیز داخل شد و امّ فروه خواهر ابوبكر را نزد عمر آورد. عمر دُرّه را به دست گرفت و او را مضروب ساخت ! زنان نوحه گر نیز وقتى این (خشونت ) را دیدند، متفرق شدند!! (13)


نمونه چهاردهم)

به گزارش عبدالرزاق صنعانی, ابراهیم نخعی می گوید: عمر در صفوف زنان می گشت, ناگهان بوی عطر از آنان به مشامش رسید, در آن حال گفت: اگر می دانستم این بو از کیست با او چه و چه می کردم...

زنی که در آنجا خود را معطر کرده بود, از ترس بول کرد! (14)


نمونه پانزدهم)

سیمای خلیفه چنان ترسناک بود که زن حامله ای از (ترس) دیدن او سقط جنین کرد. این حادثه زمانی رخ داد که خلیفه به دنبال زنی فرستاد تا در جلسه دادگاه حاضر شود. آن زن در بین راه از شدت خشونت عمر و ترس از او, فرزند خود را سقط کرد! (15)


نمونه شانزدهم)

عمر زنی را در پوششی دید که دیدن آن به شگفت آمد. در مورد او سوال کرد. گفتند: آن زن, کنیز فلانی است. عمر چندین ضربه با تازیانه اش به او زد. در حالی که می گفت: ای زن پست! آیا خود را شبیه زنان آزاد می گردانی! (16)


نمونه هفدهم)

به طور قطع بهترین راه شناخت عمر مراجعه به کلام امیرالمؤ منین علیه السلام است. آنجا كه مولا علی علیه السلام در خطبه شقشقیه راجع به واگذارى خلافت از جانب ابوبكر به عمر سخن مى گوید، مى فرماید:  

ابوبكر آن را در موردى جنجال برانگیز قرار داد. سخنانش تند و تماس با وى سخت ، ولغزشهایش بسیار، وعذر خواستن از آن فراوان بود! همچون كسى كه بر شترى سركش سوار است كه اگر مهارش را محكم نگاهدارد، بینى حیوان پاره مى شود و چنانچه آن را رها كند به رو در مى افتد. به خدا قسم ! مردم در زمان او دچار خبط و خطا و تلون و اعتراض شدند.


اسناد:

(1) طبری: تاریخ الامم و الملوک ج 4 ص 209

(2) تاریخ المدینه المنوره ج2 ص858

(3) ابی سعید منصور بن الحسین: نثر الدر ج4 ص34

(4) المعرفه و التاریخ ج1 ص364-365

(5) ابن جوزی :تاریخ عمر بن الخطاب ص 126

(6) ابن حزم اندلسی: المحلی ج8 ص279-280

(7) سنن دارمی ج1ص54

(8) الدرالمنثور ج6ص317

(9) الدر المنثور ج2ص227

(10) تاریخ ابن عساکر ج3ص11

(11) الغدیر للامینی ج 6 / 271، الكامل ج 2 / 369، فتوح البلدان للبلاذرى ص 286

(12) الطبقات لابن سعد ج 3 / 282

(13) كتاب حیاة الصحابه  ج3ص260

(14) المصنف ج4ص343 و-344

 

(15) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید1/183, تاریخ عمر بن خطاب ص125

(16) عبقریة عمر ص130



نوع مطلب : مقالات، حضرت علی (ع)، حقایق ناگفته در مودر دومی ملعون(لعنت الله علیه)، 
برچسب ها : گوشه ای از خشونت های خلیفه دوم (لعنت الله علیه)، ناگفته های خلیفه دوم، بر عمر لعنت، عمر(لعنت الله)، عمر بن الخطاب(لعنت الله)،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
اینم پاسخ به سوال آقای ابراهیمی در ادامه مناظره








ادامه مطلب


نوع مطلب : حضرت علی (ع)، حقایق ناگفته در مودر دومی ملعون(لعنت الله علیه)، 
برچسب ها : بدعت گذار، عمر لعنت الله علیه،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
درباره وبلاگ

عبادت بی ولایت حقه بازیست
اساس مسجدش بتخانه سازیست
چرا سنی نمیخواهد بداند
وضوی بی ولایت آب بازیست
یا علی
مدیر وبلاگ : مجنون علی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
کدام مذهب ؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Google PageRank Checker
فال حافظ
یا حیدر


http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG
ابزاروبلاگ

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو