تبلیغات
هیئت امیرالمومنین علیه السلام - مطالب ابر ابوبکر
هیئت امیرالمومنین علیه السلام
مناظره با اهل سنت
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : مجنون علی

آتش زدن روایات رسول الله توسط شیخین!!


در این مطلب قصد دارم به نمونه عمل و برخورد  جناب ابوبکر و عمر با روایات رسول الله اشاره کنم. امیدوارم در فضایی منطقی و بدور از تعصب مطالعه نمایید


ادامه متن در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : عمر، ابابکر، ابوبکر، سنی، شیعه، مناظره، حدیث، آتش زدن حدیث، آتش،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : مجنون علی

ملائک آسمان و لعن مبغضین ابوبکر و عمر؟؟

در این متن قصد دارم به روایتی بپردازم که شاید برای شما مخاطب گرامی هم بسیار جذاب باشد. امیدوارم در فضایی منطقی و بدور از تعصب مطالعه کنید

در برخی از روایات اهل سنت چنین آمده است:

(( در آسمان دوم هشتاد هزار ملک هستند که لعن می نمایند کسانی را که غضب دارند به ابوبکر و عمر ))

فی السماء الثانیة ثمانین ألف ملک یلعنون من أبغض أبا بکر وعمر

الکامل – عبد الله بن عدی – ج ۲ – ص ۳۴۱

تاریخ بغداد – الخطیب البغدادی – ج ۷ – ص ۳۹۴ – ۳۹۵

تاریخ مدینة دمشق – ابن عساکر – ج ۳۰ – ص ۱۴۸

الموضوعات – ابن الجوزی – ج ۱ – ص ۳۲۶

ذکر أخبار إصبهان – الحافظ الأصبهانی – ج ۲ – ص ۱۳۶

ادامه متن در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : ملائک، آسمان، لعن، عمر، ابابکر، ابوبکر، مغبض، غضب، شیعه، سنی،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
احادیث غضب ورویگردانی حضرت زهرا(س)از ابوبکر وعمر از کتب اهل سنت

1-فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رسول اللَّهِ صل الله علیه وسلم فَهَجَرَتْ أبا بَكْرٍ فلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حتى تُوُفِّیَتْ.

فاطمه دختر رسول خدا صلّی الله علیه [وآله] وسلم غضب‌ناك گردید و از ابوبكر روی گرداند و تا پایان عمر به همین شكل باقی ماند.

صحیح البخاری، ج 3، ص 1126، كتاب أبواب الخمس، باب فَرْضِ الْخُمُسِ الحدیث رقم 2926 ، دار النشر: دار ابن كثیر , الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفى دیب البغا

2-فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِى بَكْرٍ فِى ذَلِكَ فَهَجَرَتْهُ، فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّیَتْ، وَعَاشَتْ بَعْدَ النَّبِىِّ - صلى الله علیه وسلم - سِتَّةَ أَشْهُرٍ، فَلَمَّا تُوُفِّیَتْ، دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِیٌ لَیْلاً، وَلَمْ یُؤْذِنْ بِهَا أبا بَكْرٍ وَصَلَّى عَلَیْهَا، وَكَانَ لِعَلِی مِنَ النَّاسِ وَجْهٌ حَیَاةَ فَاطِمَةَ، فَلَمَّا تُوُفِّیَتِ اسْتَنْكَرَ عَلِیٌ وُجُوهَ النَّاسِ، فَالْتَمَسَ مُصَالَحَةَ أَبِى بَكْرٍ وَمُبَایَعَتَهُ، وَلَمْ یَكُنْ یُبَایِعُ تِلْكَ الأَشْهُرَ.


فاطمه بر ابوبكر غضب نمود و با وى قهر كرد و تا پایان عمر با او سخنى نگفت. و بعد از پیامبر اكرم شش ماه بیشتر زندگی نكرد. وقتی فاطمه از دنیا رفت، شوهرش شبانه او را دفن كرد و ابوبكر را خبر نساخت و خود بر او نماز خواند. تا فاطمه زنده بود، علی [علیه السلام] در میان مردم احترام داشت؛ اما وقتی فاطمه از دنیا رفت، مردم از او روی گرداندند و این جا بود كه خواستند علی با ابوبكر مصالحه و بیعت كند. علی [علیه السلام] در این شش ماه كه فاطمه زنده بود، با ابوبكر بیعت نكرد.

صحیح البخاری، ج 4، ص 1549 كتاب المغازی، باب غزوة خیبر، الحدیث رقم 3998

3-فَهَجَرَتْهُ فَاطِمَةُ فلم تُكَلِّمْهُ حتى مَاتَتْ.

فاطمه از ابوبكر روی گرداند و تا پایان عمر با او سخن نگفت.

صحیح البخاری، ج 6، ص 2474 ـ كتاب الفرائض، بَاب قَوْلِ النبی (ص) لَا نُورَثُ ما تَرَكْنَا صَدَقَةٌ الحدیث رقم 6346 .

4-فوجدت فاطمة على أبی بكر فی ذلك قال فهجرته فلم تكلمه حتى توفیت وعاشت بعد رسول الله صلى الله علیه و سلم ستة أشهر فلما توفیت دفنها زوجها علی بن أبی طالب لیلا ولم یؤذن بها أبا بكر وصلى علیها علی وكان لعلی من الناس وجهة حیاة فاطمة فلما توفیت استنكر على وجوه الناس فالتمس مصالحة أبی بكر ومبایعته ولم یكن بایع تلك الأشهر.

فاطمه بر ابوبكر غضب نمود و با وى قهر كرد و تا پایان عمر با او سخنى نگفت. و بعد از پیامبر اكرم شش ماه بیشتر زندگی نكرد. وقتی فاطمه از دنیا رفت، شوهرش شبانه او را دفن كرد و ابوبكر را خبر نساخت و خود بر او نماز خواند. تا فاطمه زنده بود، علی [علیه السلام] در میان مردم احترام داشت؛ اما وقتی فاطمه از دنیا رفت، مردم از علی روی گرداندند و این جا بود كه خواستند علی با ابوبكر مصالحه و بیعت كند. علی [علیه السلام] در این شش ماه كه فاطمه زنده بود، با ابوبكر بیعت نكرد.

صحیح مسلم , ج 5 , ص 154 طبعة دار الفكر بیروت ـ كتاب الجهاد والسیر باب قول النبی (ص) لا نورث ماتركنا فهو صدقة




نوع مطلب :
برچسب ها : عمر، ابابکر، ابوبکر، شیعه، سنی، حضرت زهرا(س)، رویگردانی، غضب،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم
یا علی مدد

اثبات كفر عمر و ابوبكر از کتب شیعه و سنی


اثبات کفر عمر و ابابکر از کتب اهل سنت:

1) بدعت گذار کافر است   !

 قال رسول الله صلی الله علیه واله: آَبیَ اللهُ آن یقبلَ عملَ صاحبِ بدعةٍ حتیّ یدع بدعتَه. (۱)
خداوند عمل بدعت گذار را تا وقتی که دعوت به بدعتش می کند قبول نمی کند.
 
قال رسول الله صلی الله علیه و اله: لا یقبل الله لصاحبِ بدعةٍ صوماً و لا صلوةً و لا صدقةً و لا حجّاً و لا عُمرةً و لا جهاداً و...یخرج من الاسلامِ کما تخرج الشعرة من العجین. (۲)
خدا هیچ عملی را از قبیل نماز روزه صدقه حج و...از بدعت گذار قبول نمی کند و او از اسلام خارج میشود... .
 
قال رسول الله صلی الله علیه و اله: اهل البدع شرالخلق و الخلیفة (کنزالعمال)
اهل بدعت بدترین مخلوقات و موجودات هستند.
 
قال رسول الله صلی الله علیه واله: اهل البدع کلاب اهل النار (کنزالعمال)
اهل بدعت سگ های اهل آتش هستند.

عنه فی قوله تعالی: إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَ كانُوا شِیَعاً هم اصحاب البدع و اصحاب الاهواء لیس لهم توبة. انا منهم بریء و هم منی بُراء. (کنزالعمال)

پیامبر اکرم صلی الله علیه واله درباره این آیه قرآن: "كسانى كه دین خویش را پراكنده كردند و گروه گروه شدند" فرمودند آنها اهل بدعت و اصحاب و یاران هوا و هوس هستند . برای ایشان توبه ای نیست. من از ایشان بیزارم و ایشان نیز از من بیزارند.
 
تا اینجا از کتب اهل سنت اثبات شد که بدعت گذار کافر است. حال سوال اینجاست که آیا عمر بدعت گذار بوده است یا خیر ؟ طبق اعتراف خود او در دین بدعتهای بسیاری را گذاشته است. مانند:
 
الف) بدعت حلال کردن شراب توسط عمر:

عمر می گفت: آب را داخل شراب کنید و بخورید مانعی ندارد! همچنین آورده اند یک وقتی مردم شام از سرما و سنگینی آب و بدی محصول زمین نزد عمر شکایت بردند. عمر به آنها اجازه داد که شراب را بجوشانند وقتی دو ثلث آن کم شد یک سوم باقیمانده را بیاشامند! (3)

جصاص داستان جالبی دراین رابطه از عمر نقل میکند. میگوید: یک روز عربی که شراب خورده بود. عمر خواست او را با تازیانه حد بزند عرب گفت: من همان شرابی را خوردم که خودت میخوری!!! عمر شراب خود را خواست و آن را با آب مخلوط نمود و گفت: هر کس در این موضوع شک کرد آب را داخل شراب نماید مانعی ندارد آنگاه پس از اینکه عرب را حد شراب زد خودش شراب را نوشید ! (4)

 در حالی که شراب با آب مخلوط شود باز هم شراب است و پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمود: هر چه را که زیادی آن مستی آورد کمی آن نیز حرام میباشد خواه مستی بیاورد یا نیاورد. (5)

ب) پایه گذاری بدعت قیاس توسط عمر:

حافظان حدیث و تاریخ نگاران اسلامی نامه ای درباره دستور العمل حکومتی و قضائی از عمر به ابوموسی اشعری نقل کرده اند که بیان گر پیش قدمی عمر در مطرح نمودن قیاس است. و اینکه او قیاس را به عنوان یک قاعده فقهی و یک قانون اسلامی در جهت استنباط احکام شرعی پایه گذاری کرد. این نامه هنگامی نوشته شد که نامبرده از طرف عمر والی حکومت عراق بود و مشتمل بر این فراز است:

الفهم الفهم فیما تلجلج فی صدرک مما لیس فی کتاب الله و لا سنه. ثم اعرف الاشباه و الامثال و قس الامور عند ذلک.
ترجمه: هر آنچه به خاطرت خطور می کند و خبری از آن در کتاب و سنت نیست پیرامون آن فهمت را به کار انداز. آنگاه شبیه ها و همانندهای آن را شناسائی کن و آنها را به یکدیگر قیاس نما. یعنی حکم آنچه را که مورد نص کتاب و سنت است بر آنچه در کتاب و سنت مطرح نشده جاری کن... (6)

ج) بدعت تراویح:

 ابن شهاب از عروة بن زبیر، از عبدالرحمان بن عبدالقاری نقل کرده که گفت: شبی از شبهای رمضان با عمربن خطاب به مسجد رفتیم، مردم متفرق بودند و هرکس برای خود نماز می خواند و بعضاً مردی با اقوام خود به نماز مشغول بود. عمر چون این بدید گفت: به عقیده من اگر اینها را با یک امام گرد آوریم بهتر است. و در پی این تصمیم ابیّبن کعب را به امامت گماشت.

شب دیگر به اتفاق به مسجد رفتیم و مردم به جماعت نماز می خواندند، عمر گفت: نعم البدعة هذه این بدعت خوبی است! البته نمازی که پس از خوابیدن بخوانند; یعنی آخر شب از اینکه اوّل شب اقامه شود بهتـر خـواهـد بـود. (7)

د) بدعت نهی از متعه توسط عمر:

عمر گفت: متعتان کانتا علی عهد رسول الله و انا احرمهما و اعاقب (8)
یعنی دو متعه در زمان پیامبر اکرم صلوات الله علیه واله (حلال) بوده و من امروز آنها را حرام میکنم و مرتکبین آنها را به کیفر میرسانم.  یكی متعه زنان و دیگری متعه حج.

پس سیر منطقی و یا به بیانی دیگر خلاصه این بحث این شد که:

عمر طبق مصادر اهل سنت بدعت گذار هستند.
طبق مصادر اهل سنت بدعت گذار کافر است.
نتیجه: عمر کافر است.
 

2) نزاع کننده در خلافت کافر است !
 
ابن مغازلی به سند متصل از ابوذر روایت کرده که پیامبر اکرم ص فرمودند: هرکه بعد از من با علی علیه السلام در خلافت منازعه کند کافر است. (9)
 
در نزاع عمر و ابابکر با آقا امیر المومنین علیه السلام در رابطه با خلافت هیچ شکی وجود ندارد. فکر نکنم که نیاز به استدلال باشد. همان بس که به اعتراف بزرگان اهل سنت نزاع عمر و ابابکر با علی علیه السلام بر سر خلافت به جایی کشید که ابوبکر دستور حمله به خانه آقا امیرالمومنین علیه السلام را صادر کرد و عمر به پیروی از او به خانه وحی حمله کرد و این حمله باعث کشته شدن حضرت زهرا سلام الله علیها و حضرت محسن سلام الله علیه شد.

برای اطلاع بیشتر در این مورد میتوانید به مصادر (اهل سنت) زیر مراجعه فرمایید:
 
مصنف ابن ابی‏شیبه 8/ 572
میزان الاعتدال 2/ 490، شماره 4549
انساب الأشراف 1/ 586، ط دار معارف، قاهره
تذکره الحفاظ 3- 092، شماره 860.
سیر اعلام النبلاء 13/ 162، شماره 96.
البدایه والنهایه 11/ 65، حوادث سال 279
الامامه و السیاسه، ص 12، چاپ المکتبه التجاریه الکبری، مصر
عقد الفرید، ج 4 ص 268
تاریخ طبری، ج 3 ص 430
مروج الذهب، ج 2 ص 303.
و...
 
3) گوینده: حسبنا کتاب الله کافر است !
 
إِنَّ الَّذِینَ یَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یُرِیدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُرِیدُونَ أَنْ یَتَّخِذُوا بَیْنَ ذلِكَ سَبِیلًا أُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ حَقًّا وَ أَعْتَدْنا لِلْكافِرِینَ عَذاباً مُهِیناً
 
یعنی: آنان كه به خدا و رسولان او كافر شوند و خواهند كه میان خدا و پیغمبرانش جدایى اندازند و گویند: ما به برخى (از انبیاء) ایمان آورده و به پاره‏اى ایمان نیاوریم و خواهند كه میان كفر و ایمان راهى اختیار كنند به حقیقت كافر اینهایند و ما براى كافران عذابى خوار كننده مهیا ساخته‏ایم. (10)
 
از این آیه شریفه فهمیده می شود که کسانی که قصد دارند تا بین خدا و رسول جدائی بیاندازند کافران حقیقی هستند. و نکته جالب اینجاست که قران تنها درباره این نوع کافران فرموده است که این ها کافران حقیقی هستند !

اما ببینیم چگونه عمر سعی کرد تا بین خدا و رسولش جدائی بیاندازد:
 
پیامبر اکرم صلی الله علیه واله در لحظات آخر عمرشان فرمودند:

قلم و کاغذ بیاورید تا وصیتنامه ای برای شما بنویسم که بعد ازمن هرگز گمراه نشوید.

ولی عمر بن خطاب گفت: ان النبی غلبه الوجع و عندکم کتاب الله حسبنا کتاب الله !!! (11) (این حدیث در اصح کتب اهل سنت موجود می باشد)
 
در قسمت اول جمله عمر توهین بسیار بزرگی به پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله می کند. اینقدر این توهین بزرگ است که حقیر خجالت میکشم آن را ترجمه کنم. ولی بحث ما بر سر قسمت دوم جمله است که گفت: "کتاب خدا ما را بس است"

عمر با گفتن این جمله همان کاری را کرد که در ایه شریفه مذکور در مورد آن صحبت میکند. یعنی او با این جمله قصد بر این داشت تا بین کلام خدا (قران) و پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله جدائی بیافکند. و در واقع او چنین گفت که خدا یک چیز می گوید و پیامبر ص چیز دیگر. و در میان این دو ما باید به کلام خدا تمسک بجوئیم !

در حالیکه خود قران درباره پیامبر اکرم صلی الله علیه واله می فرماید:

وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى.
یعنی: وهرگز از روی هوای نفس سخن نمیگوید! آنچه میگوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست.
 
خلاصه این بحث:

عمر بن خطاب با گفتن "کتاب خدا ما را بس است" بین خدا و رسول جدائی افکند.
قران کریم کسانی که بین خدا ورسول جدائی می افکنند را کافر حقیقی می نامد.
نتیجه: عمر (طبق قران و روایت معتبر اهل سنت) کافر حقیقی می باشد.

 
4) آزار دهنده حضرت زهرا سلام الله علیها کافر است !
 
 خداوند میفرماید:

إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِینا
یعنی: قطعاً آنان كه خدا و پیامبرش را مى‏آزارند، خدا در دنیا و آخرت لعنتشان مى‏كند، و براى آنان عذابى خواركننده آماده كرده است.
 
قال رسول الله صلی الله علیه و اله:
فاطمة بضعة منی من آذاها آذانی و من آذانی فقد آذی الله.
یعنی: فاطمه سلام الله علیها پاره تن من است. هر کس او را اذیت کند مرا اذیت نموده و هرکس مرا بیازارد خدا را آزرده است. (12)
 
این حدیث بین شیعه و سنی متواتر و صحیح می باشد. البته ما اینجا به اقتضای بحث تنها اسناد سنی را آوردیم.

و اما عمر و ابابکر این قدر حضرت زهرا سلام الله علیها را اذیت و ازار نمودند که آن حضرت خطاب به آن دو نفر فرمود:
 
انی اشهد الله و ملائکته انکما اسخطتمانی و ما ارضیتمانی و لئن لقیت النبی لاشکونکما الیه. (13)

خدا و ملائکه اش را شاهد میگیرم که شما دو نفر مرا به خشم آوردید و رضایت مرا جلب نکردید و اگر پیامبر ص را ملاقات نمایم هر اینه شکایت شما دو نفر را به وی خواهم کرد.
 
در صحیح بخاری ح۶۲۳۰ امده است:

فوجدت فاطمة علی ابی بکر فی ذلک فهجرته فلم تکلمه حتی توفیت...فلما توفیت دفنها زوجها علی لیلا و لم یوذن بها ابابکر و صلی علیها.

یعنی: فاطمه سلام الله علیها بر ابوبکر غضب نمودو با او قطع رابطه کرد و تا زمانی که زنده بود با ابوبکر سخن نگفت...هنگامی که از دنیا رفت. شوهرش علی علیه السلام وی را شبانه دفن کرد. و به ابوبکر خبر نداد و خودش بر جنازه وی نماز خواند.
 
ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه خود ج۶ص۵۰ می نویسد:

ان فاطمة ماتت و هی واجدة علی ابی بکر و عمر.
یعنی فاطمه سلام الله علیها از دنیا رفت در حالی که سخت از ابوبکر و عمر غضبناک بود.

با توجه به روایات مذکور آزار و اذیت حضرت زهرا سلام الله علیها توسط عمر از مسلّمات می باشد.

خلاصه بحث:

عمر  و ابابکر حضرت زهرا سلام الله علیها را آزرده اند. (طبق روایات معتبر اهل سنت)
آزرده شدن حضرت زهرا سلام الله علیها مساوی است با آزرده شدن خدا و رسول. (طبق روایت متواتر بین شیعه وسنی)
آزرده شدن خدا و رسول لعن و عذاب الهی را به دنبال دارد. (طبق ایه ای که ذکر شد)
 

5) دشمن اهل بیت علیهم السلام کافر است !
 
در این رابطه احادیث فراوان و متواتری در کتب اهل سنت یافت می شود. که ما در اینجا تنها به گوشه ای از آن ها اشاره می کنیم:
 
قال رسول الله صلی الله علیه و اله:
یا علی لو ان احدا عبدالله حق عبادته ثم شک فیک و اهل بیت (فی) انکم افضل الناس کان فی النار.

ای علی اگر کسی آنچنان خدا را عبادت کند که حق عبادت او را ادا کرده باشد. پس درباره افضلیت و برتری تو اهل بیتت بر مردم شک نماید سرنوشتش اتش است. (13)
 
قال رسول الله صلی الله علیه و اله:
یا علی لو ان امتی صاموا حتی یکونوا کالحنایا و صلوا حتی یکونوا کالاوتار. ثم ابغضوک لاکبهم الله فی النار.

ای علی اگر امت من انقدر روزه بگیرند که (همانند قوس و کمان) کمر خمیده شوند و آن قدر نماز بخوانند تا چون زه کمان لاغر گردند و با تودشمنی نمایند خداوند آن ها را به رو در آتش افکند. (14)
 
و اما اثبات دشمنی عمر و ابابکر با مولا علی و اهل بیت علیهم السلام برای اهل تحقیق و علمای غیر متعصب بسیار واضح و مسلم است. قطعا می توان به عنوان مثال به ظلم ایشان بعد از شهادت پیامبر صلی الله علیه واله به ال رسول در غصب حق خلافت مولا علی علیه السلام و غصب فدک از حضرت زهرا سلام الله علیها و ....اشاره کرد.

البته روایات مذکور در بحث قبلی مبنی غضب حضرت زهرا سلام الله علیها بر عمر و ابابکر و همچنین ازار و اذیت حضرت زهرا سلام الله علیها توسط آن دو نفر به خوبی نشان دهنده عداوت و دشمنی عمر و ابابکر با اهل بیت علیهم السلام می باشد.

خلاصه بحث:

عمر و ابابکر (طبق روایات و مصادر تاریخی فراوان اهل سنت) دشمن اهل بیت علیهم السلام بوده اند.
دشمن اهل بیت علیهم السلام (طبق روایات اهل سنت) کافر است.
نتیجه: عمر وابابکر کافرند.



اثبات کفر عمر و ابابکر از کتب شیعه 
 

۱) امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند:

هما الکافران علیهما لعنة الله و الملائکة و الناس اجمعین. و الله ما دخل قلب احد منهما شی ء من الایمان...کانا خداعین مرتابین منافقین حتی توفتهما ملائکة العذاب الی محل الخزی فی دار المقام. (15)
 
یعنی: آن دو (ابابکر و عمر) کافرند نفرین خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنها باد. به خدا سوگند هیچگاه به دل ایمان نداشتند...همیشه حیله باز و اهل شک و ریب و نفاق بودند تا ملائکه عذاب آنها را قبض روح و به جایگاه خواری در دارالمقام (دوزخ) فرستادند.
 
۲) ابوحمزه ثمالی می گوید: به حضرت امام علی بن الحسین علیه السلام عرض کردم:
أسألک عن فلان و فلان؟
حضرت فرمودند: فعلیهما لعنة الله بلعناته کلها مات و الله و هما کافران مشرکان بالله العظیم (16)

از شما درباره احوال ابابکر و عمر سوال میکنم؟
حضرت ع فرمودند: به عدد تمام لعنتهای الهی لعنت خدا بر آن دو باد و به خدا سوگند که آن دو مردند در حالی که نسبت به خدا کافر بودند و شرک می ورزیدند.
 
۳) ابوعلی خراسانی از غلام امام سجاد علیه السلام نقل میکند. که او گفت:
کنت معه فی بعض خلواته. فقلت: ان لی علیک حقا الا تخبرنی عن هذین الرجلین عن ابی بکر و عمر؟ فقال کافران کافر من احبهما. (17)

در خدمت حضرت تنها بودم به ایشان عرض کردم: همانا بر شما از برای من حقی است آیا مرا از احوال آن دو شخص ابوبکر و عمر خبر نمی دهید؟
پس حضرت فرمودند: آن دو کافرند و هرکس هم که محبت آنها را در دل داشته باشد کافر است.
 
۴) ابوحمزه ثمالی گوید: از امام سجاد علیه السلام راجع به آن دو نفر (ابوبکر و عمر) سوال شد. حضرت فرمودند: کافران و کافر من تولاهما. (18)
آن دو کافرند و هر کس موالی آنها باشد کافر است.
 
۵) فضیل بن رسان از امام باقر علیه السلام نقل می کند که حضرت فرمودند: مثل ابی بکر و شیعته مثل فرعون و شیعته و مثل علی و شیعته مثل موسی و شیعته. (19)
مثل ابوبکر و پیروانش مثَل فرعون و فرعونیان است و مثل علی ع و شیعیانش مثل موسی و پیروانش است.
 
۶) امام صادق علیه السلام می فرمایند:
من شک فی کفر اعدائنا و الظالمین لنا فهو کافر. (20)
کسی که شک کند در کفر دشمنان ما وکسانی که به ما ظلم کردند کافر است.
 
۷) علامه شیخ سلیمان ماحوزی بحرانی آورده است:

روی اصحابنا عن ائمتنا ع: ان ابابکر و صاحبه عمر لم یؤمنا قط. (21)
اصحاب ما از ائمه و پیشوایان ما روایت کرده اند که ابوبکر و رفیقش عمر هیچگاه ایمان نیاوردند.

و علامه مجلسی رحمه الله هم فرموده است:
الاول و الثانی لم یؤمنا بالله طرفة عین (22)
اولی و دومی به اندازه چشم به هم زدنی ایمان به خدای متعال نیاوردند .

 

اسناد:

1) سنن ابن ماجه ج۱ص۷۸

2) سنن ابن ماجه ج۱ص۷۷

3) سنن بیهقی ج8 ص 300 و 301- سنن نسائی ج8 ص 329- کنز العمال هندی ج 3ص 109و 101- تیسیر الوصول ج2 ص 178- جامع مسانید ابوحنیفه ج2ص 191

4) احکام القران ج2 ص 565

5) سنن دارمی ج2 ص 113- سنن نسائی ج8 ص 301 - سنن بیهقی ج8 ص 296- مصابیح السنه ج2 ص 67- تاریخ خطیب بغدادی ج3 ص 327- صحیح ترمذی ج 1ص342

6) البیان و التبیین-جاحظ2/24 --صحیح مسلم 1/24-25 -- سنن بیهقی 10/150 -- شرح نهج البلاغه- ابن ابی الحدید 12/90-91 -- عقدالفرید-ابن عبد ربه 1/86-88 -- تاریخ دمشق-ابن عساکر (به نقل از کنز العمال). و بسیاری از کتب دیگر...

7) صحیح البخاری ك التراویح ج 2 / 252، موطأ مالك ج 1 / 114، الطرائف لابن طاوس ص 445 عن الجمع بین الصحیحین.

8) تفسیر الرازی ج 2 / 167 وج 3 / 201 و 202 ط 1، شرح نهج البلاغة لابن أبى الحدید ج 12 / 251 و 252 وج 1 / 182، البیان والتبیان للجاحظ ج 2 / 223، أحكام القرآن للجصاص ج 1 / 342 و 345 وج 2 / 184، تفسیر القرطبى ج 2 / 270 وفى طبع آخر ج 2 / 39، المبسوط للسرخسی الحنفی باب القرآن من كتاب الحج وصححه ج، زاد المعاد لابن القیم ج 1 / 444 فقال ثبت عن عمر وفى طبع آخر ج 2 / 205 فصل اباحة متعة النساء، كنز العمال ج 8 / 293 و 294 ط 1، ضوء الشمس ج 2 / 94، سنن البیهقى ج 7 / 206، الغدیر للامینی ج 6 / 211، المغنى لابن قدامة ج 7 / 527، المحلى لابن حزم ج 7 / 107، شرح معانی الاثار باب مناسك الحج للطحاوی ص 374، مقدمة مرآة العقول ج 1 / 200.

9) مناقب ابن مغازلی ص۴۵ح۶۸- ینابیع المودة ص۹۷ - کنزالعمال ج۱ص۲۰۹ ح۱۰۴۶ - مناقب ابن شهر آشوب ح۳ص۲۱۶.

10) سوره نساء ۱۵۰-۱۵۱

11) صحیح بخاری باب کتابه العلم من کتاب العلم ۱/۲۲ و مسند احمد بن حنبل تحقیق احمد محمد شاکر حدیث ۲۹۹۲ و طبقات ابن سعد ۲/۲۴۴ چاپ بیروت.

12) صحیح بخاری ح۳۴۲۷و ۳۴۸۳- کنزالعمال ج۶ص۲۲۰- فیض القدیر ج۴ص۴۲۱ - مسند احمدبن حنبل ج۴ص۳۲۸ - حلیة الاولیاء ج۲ص۴۰ - صحیح مسلم ح۴۴۸۳ - سنن ترمذی ج۲ص۳۱۹ - مستدرک حاکم ج۳ص۱۵۹ - اسدالغابة ج۵ص۵۲۲- الاصابة ج۸ص۱۵۹ - مسند ابن یعلی ج۱ص۱۹۰

13) سند سنی: صحیح بخاری ج۵ص۲۶ - صحیح مسلم ج۴ص۱۹۳ - بخاری در صحیح خود مینویسد: پس از آن که دختر پیامبر میراث خود را از خلیفه خواست. و او گفت که از پیغمبر شنیدم که ما میراث نمیگذاریم . زهرا سلام الله علیها دیگر با او سخن نگفت تا مرد ( صحیح بخاری . 5/177) سند شیعه:کتاب سلیم بن قیس حدیث ۴۸

13) مودة القربی موده هفتم ص۲۲ ودر چ مندرج در ینابیع الموده ۲/۲۹۸

14) تاریخ دمشق ابن عساکر بخش امام امیرالمومنین ج۱ص۱۴۵ شماره ۱۷۹ به نقل از جابر بن عبدالله - مناقب ابن مغازلی ص۲۹۷ شماره ۳۴۰ - فرائد السمطین ج۱ص۵۱ شماره ۱۶ - کفایة الطالب ص۱۷۹و در چ دیگر ص۳۱۸
 
15) کافی ج۸/۱۲۵ ح۹۵

16) بصائر الدرجات ۲۶۹ ح۹. بحار ج۳۰ / ۱۴۵ و ج۲۷/۲۹

17) حار الانوار ج۷۲/۱۳۷ ح ۲۵

18) حارالانوار ج۷۲/۱۲۸

19) بحارالانوار ج۳/۳۸۳. تقریب المعارف / ۴۷

20) رجال الکشی مع تعلیقة المیرداماد ج۲/۸۱۱. قم ۱۰۱۲ . اعتقادات شیخ صدوق ۷۹ و ۸۰. وسائل الشیعه ج۲۸ ص۳۴۵. بحار ج۲۷ / ۶۲

21) الاربعون حدیثا ۳۲۱

22) بحار ج۳۰/۴۰۹





نوع مطلب :
برچسب ها : کفر، اثبات کفر، عمر، ابابکر، ابوبکر، شیعه، سنی،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم
یا علی مدد

چه کسانی ابوبکر و عمر را لعن و نفرین کرده اند ؟


1) خداوند عمر و ابابکر را لعن نموده !

خداوند در آیات متعددی از قران آن دو و هر ظالم دیگری در حق اهل بیت علیهم السلام را لعنت فرموده. به آنها وعده عذاب داده است. از جمله آن آیات قول خدای سبحان است:

همانا کسانی که خدا و پیامبرش را آزار می دهند خدا در دنیا و آخرت نفرینشان کرده و برای آنان کیفری خفت بار مهیا نموده است. (احزاب/57)

اثبات اینکه این لعنت و نفرین شامل حال آنهاست ادله متعددی است که ما به یک دلیل اشاره می نماییم. و آن این که عامه و خاصه از پیامبر اکرم ص روایت کرده اند که حضرت فرمودند:

فاطمه سلام الله علیها پاره تن من است. هرکس او را اذیت کند مرا اذیت کرده و هرکس مرا بیازارد خدا را آزرده است. (1)

و از متواتران و مسلمات نزد عامه و خاصه این است که آن دو نفر حرمت کلام رسول خدا ص را نگاه نگذاشتند و فاطمه زهرا سلام الله علیها را به قدری آزار و اذیت نمودند که آن حضرت خطاب به آن دو نفر فرمود:

خدا و ملائکه اش را شاهد می گیرم که شما دو نفرمرا به خشم آوردید و رضایت مرا جلب نکردید و اگر پیامبر اکرم ص را ملاقات نمایم هر آینه شکایت شما دو نفر را به وی خواهم کرد.(2)

به خدا قسم! بعد از هر نمازم بر تو (ابوبکر) نفرین می کنم. (3)

و از این روایات استفاده می شود که طبق نظر تواریخ شیعه و سنی حضرت فاطمه سلام الله علیها با خشم و غضب از آن دو به شهادت رسیده. به نقل از ابن ابی الحدید معتزلی توجه نمایید:

فاطمه سلام الله علیها از دنیا رفت در حالی که سخت از ابوبکر و عمر غضبناک بود. (4)

و نیزبه این نقل که محمد بن اسماعیل بخاری در کتاب صحیح خود آورده توجه فرمایید:

فاطمه سلام الله علیها دختر رسول خدا بر ابوبکر خشم گرفت و با او قطع رابطه نمود و این قهرو غضب وی با ابوبکر پیوسته استمرار یافت تا از دنیا رفت. (5)

و به این نقل نیز توجه فرمایید:

فاطمه سلام الله علیها بر ابوبکر غضب نمود و با او قطع رابطه کرد و تا زمانی که زنده بود با ابوبکر سخن نگفت...هنگامی که از دنیا رفت شوهرش علی علیه السلام وی را شبانه دفن کرد و به ابوبکر خبر نداد و خودش بر جنازه وی نماز خواند...(6)

و نیز به این نقل توجه فرمایید:

فاطمه سلام الله علیها با ابوبکر قطع رابطه نموده و با او سخن نگفت تا از دنیا رفت.

و این ها همه در حالی است که عامه و خاصه در احادیث صحیحه روایت کرده اند که پیامبر اکرم ص بارها فرمودند: خداوند با خشم فاطمه سلام الله علیها خشمگین و با رضایت او راضی می گردد. (7)

2) رسول خدا ص عمر و ابابکر را لعن نموده !

عمر بن خطاب از پیامبر اکرم صلی الله علیه واله روایت می کند که فرمودند:

حرمت مرا در عترت و ذریه ام حفظ کنید. هر کس حرمت مرا در آنان حفظ نماید خدا او را حفظ کند و بدانید لعنت خدا بر کسی که مرا در مورد عترت و ذریه ام آزار و اذیت نماید...(حضرت 3 مرتبه این را تکرار فرمودند) (8)

ابوسعید خدری گوید پیامبر اکرم صلی الله علیه واله فرمودند:

علی علیه السلام را دوست بدارید. چرا که گوشت او از گوشت من وخون او از خون من است. خدا لعنت کند کسانی از امتم را که عهد من نسبت به علی علیه السلام را ضایع نمودند و وصیتم را در مورد او فراموش کردند. اینان هیچ نصیبی نزد خدای متعال ندارند. (9)

پیامبر اکرم صلی الله علیه واله فرمودند: یا علی بترس از حقد و کینه هایی که در سینه افرادی هست که تا من زنده ام اظهار نمیشود مگر پس از مرگ من. خداوند آنها را لعنت کند وتمام لعنت کنندگان عالم آنها را لعن خواهند نمود. (10)

3) اهل بیت علیهم السلام عمر و ابابکر را لعن نموده اند !

الف: امیرالمومنین علیه السلام:

در حدیثی از ایشان نقل شده است که فرمودند: خدا پسر خطاب (عمر) را لعنت کند. اگر او نبود هیچ مرد و زنی زنا نمی کرد مگر زن و مرد شقی. (11)

همچنین محمد بن مثنی در کتاب خود از حارث بن مغیره نضری روایت کرده که او به امام صادق علیه السلام عرض کرد: ابو معقل مزنی مرا خبر داد از امیرالمومنین علیه السلام که آن جناب نماز مغرب را با جماعت خواند و در رکعت دوم, قنوت خواند و لعن کرد معاویه و عمروبن العاص و ابوموسی اشعری و ابوالاعمر سلمی را. حضرت فرمود: راست گفت پس تو هم ایشان را لعنت کن. (12)

در دعای عظیم الشان صنمی قریش نیز که مولا امیرالمومنین علیه السلام روز و شب و وقت سحر بدان مواظبت می فرمودند، و آن را در قنوت نماز می خواندند به صراحت میفرمایند:

خداوندا لعـنت کن دو بـت قریش(ابوبکر و عمر) و دو مشرک آنرا، و دو سرکرده ضلالت را، و آن دو دروغ پرداز را، دختر آنان (عایشه و حفصه) را، آن دو نفری که فرمانت را زیر پا نـهادند، و وحی تو را نپـذیـرفتند، و نعـمت رسولت را انکار کردند، و نافرمانی پیامبرت را کردند و ... (13)

ب: حضرت فاطمه سلام الله علیها:

ایشان فرمودند: به خدا قسم در هر نمازم بر تو (ابوبکر) نفرین میکنم. (14)

پ: امام سجاد علیه السلام:

ابو حمزه ثمالی از آن حضرت سوال کرد:
از شما راجع به فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) سوال می کنم. حضرت فرمودند: لعنت خدا به تمام لعنتهایش بر آن دو باد. (15)

ت: امام محمد باقر علیه السلام:

حنان بن سدیر از پدرش از امام باقر علیه السلام نقل کردند که حضرت فرمودند:

به خدا قسم هیچ از یک ما از دنیا نرود مگر غضبناک باشد از آن دو و هیچ روزی بر ما نمی گذرد مگر این که نسبت به آن دو خشمگین هستیم. و بزرگانمان به کوچکترها به این امر سفارش می کنند...لعنت خدا و ملائکه و تمامی مردم بر آن دو نفر باد. (16)

همچنین ورد بن زید (برادر کمیت بن زید شاعر اهل بیت علیهم السلام) گوید:

پرسیدیم از امام محمد باقر علیه السلام درباره عمر و ابابکر ؟ حضرت فرمودند: هر کس بداند خداوند حکیم عادل است, از آن دو بیزاری می جوید. و هیچ خونی نیست که ریخته شود مگر آنکه به گردن آن دو نفر باشد. (17)

ث: امام جعفر صادق علیه السلام:

حسین بن ثویر و ابوسلمه سراج نقل کرده اند که: از امام صادق علیه السلام شنیدیم که آن حضرت بعد از هر نماز واجب لعن می کرد چهار مرد ملعون و چهار زن ملعون را.  اما مردان عبارتند از: ابابکر, عمر, عثمان, معاویه و زنان عبارت بودند از: عائشه,حفصه, هند و ام الحکم خواهر معاویه. (18)

همچنین مرحوم شیخ طبرسی از امام صادق علیه السلام روایت کرده که حضرت به راوی فرمود: در تعقیب نماز از جای بر مخیز تا لعن کنی بنی امیه را. پس بگو: اللهم العن بنی امیة.

ج: امام رضا علیه السلام:

در کتاب مهج الدعوات آمده است از امام رضا علیه السلام نقل شده است که فرمودند: کسی که دعا کند در سجده شکر به این دعا مانند کسی است که همراه پیامبر اکرم ص در جنگ بدر تیر می انداخته است:

خدایا لعنت کن آن دو نفری (ابوبکر و عمر) که دینت را تبدیل کردند و نعمتت را تغییر دادند و به پیامبرت تهمت زدند...و رسولت را مسخره کردند..و تحریف کردند کتابت را..و کشتند اولیائت را و...

ح: امام جواد علیه السلام:

زکریا بن آدم می گوید: در خدمت امام رضا علیه السلام بودم که امام جواد علیه السلام را که در سن کمتر از چهار سال بودند آوردند. امام علیه السلام با دست خود به زمین زد و سر مبارک خود را به طرف آسمان بلند کرد و در فکر فرو رفت. امام رضا علیه السلام فرمودند: جانم فدایت! در چه رابطه اینقدر فکر می کنی؟

امام جواد علیه السلام عرضه داشتند: در آن مصائبی که نسبت به مادرم فاطمه سلام الله علیها روا داشته شد. به خدا سوگند آن دو را از قبر بیرون می آورم و آتش می زنم پس خاکستر آن ها را بر باد داده یا به دریا می ریزم. پس امام رضا علیه السلام آن حضرت را نزدیک به خود نمود و بین دو چشمش را بوسه زد و فرمود: تو لایق امامت هستی. (19)

خ: امام زمان عج:

امام صادق علیه السلام فرمودند: هنگامی که حضرت قائم عج ظهور فرماید آن دو (عمر و ابوبکر) را لعنت نموده و از آنها برائت می جوید. (20)

مرحوم آیت الله سید نصر الله مستنبط در حرم امیرالمومنین علیه السلام حضرت بقیة الله عج را در حال نماز مشاهده نمود, به دعای دلنشین امام عصر عج گوش فرا داد و شنید که حضرت در قنوت خود این گونه دعا می فرمود:

بارالها! به راستی که معاویة بن ابی سفیان در حق امیر المومنین ظلم و ستم روا داشت. خدایا! او را به لعن و عذاب سختی گرفتار ساز. (21)

چ: دستور همه اهل بیت علیهم السلام به لعن آنها:

امام صادق علیه السلام فرمودند: ما طائفه بنی هاشم به کوچک و بزرگمان امر می کنیم که آن دو نفر را مورد سب خود قرار داده و از آنها بیزاری بجویند. (22)

4) اصحاب صدر اسلام عمر و ابوبکر را لعن گفته اند !

امیر المومنین علیه السلام فرمودند: خدا رحمت کند سلمان و اباذر و مقداد را, هیچ کس به اندازه ایشان آن دو (عمر و ابابکر) را نشناخت و از آنان بیزاری نجست و آنان را لعنت ننمود. (23)

همچنین امام علی علیه السلام خطاب به عمار فرمودند: ای عمار! آیا رسول الله را دوست نداری و از دشمنانش بیزاری نیستی؟ عمار عرض کرد: بلی. فرمود: مرا هم دوست داری و از دشمنم بیزاری؟ عمار عرض کرد: بلی. فرمود: تو را بس ای عمار که از آن دو نفر (عمر و ابابکر) بیزاری جستی و آنان را لعن نمودی. (24)

5) ملائک آسمان عمر و ابابکر را لعن می کنند !

ابان از سلیم نقل می کند که او گفت: به ابوذر گفتم: خدا تو را رحمت کند. عجیب ترین مطلبی که از پیامبر ص در مورد علی بن ابیطالب علیه السلام شنیده ای برای من بگو. گفت: شنیدم از رسول خدا صلی الله علیه و اله که فرمود: گرداگرد عرش الهی نود هزار ملک هستند که هیچ تسبیح و عبادتی ندارند مگر اطاعت از علی بن ابیطالب علیه السلام و بیزاری جستن از دشمنانش و استغفار برای شیعیانش.

سلیم گوید: گفتم: خدا تو را رحمت کند غیر از این هم برایم بگو. گفت: شنیدم که حضرت فرمودند: خداوند جبرئیل و میکائیل و اسرافیل را به اطاعت از علی علیه السلام و بیزاری از دشمنانش و استغفار برای شیعیانش مخصوص گردانیده است. (25)

6) تمام موجودات عالم عمر و ابابکر را لعن میکنند !

امام زین العابدین نقل کرده است که رسول خدا ص فرمودند: وای و ویل بر معاندین و دشمنان علی علیه السلام که کافر به محمد ص هستند. و گفته های او (پیامبر ص) را تکذیب می نمایند. چگونه خدا در بالای عرش خود به بدترین لعنی لعنتشان می کند. و نیز چگونه حاملان عرش و کرسی و حجابها و نیز در آسمانها و زمین ها و هوا و آنچه بین آنهاست و آنچه در زیر آنها قرار گرفته تا به زمین آنها را لعن می نمایند.

و چطور ملائکه ابر و باران و خشکی و دریاها و خورشید و ستارگان آسمان و سنگریزه ها و شن های زمین و سایر جنبندگان از حیوانات به آنها لعن می کنند...!

پس خدا به هر یک از لعنتهایی که آنان می فرستند جایگاه آن دشمنان را پست می کند و وضعیت و حالشان را کریه و بد قرار می دهد تا روز قیامت که بر او وارد می شوند و آنها در بین مردم مشهور می شوند به اینکه مورد لعن و غضب الهی قرار گرفته اند و آنها را از رفقا و دوستان شیطان و نمرود و فرعون و دشمنان خدا قرار داده می شوند.

و همانا از بزرگترین اموری که بهترین ملائکه حجابها و آسمانها با آن به سوی خدا مقرب میشود سلام و صلوات بر دوستان ما اهل بیت علیهم السلام و لعن و بیزاری از دشمنان ما می باشد. (26)

7) لعن به آنها بر روی درب بهشت !

امام موسی بن جعفر علیه السلام از پدرانشان علیهم السلام که رسول خدا صلی الله علیه واله فرمودند: داخل بهشت شدم دیدم بر درِ آن نوشته شد: معبودی جز الله نیست, محمد صلی الله علیه و اله حبیب خداست, علی بن ابیطالب علیهم السلام ولی پروردگار است, فاطمه سلام الله علیها أمة الله است, حسن و حسین علیهما السلام برگزیدگان خدایند و بر مبغضین اینان لعنت خدا باد. (27)

8) لعن عمر و ابابکر در عالمی دیگر !

امام صادق علیه السلام و از پدر بزرگوارشان ع و او از پدر بزرگوارشان امام سجاد ع و او از جد بزرگوارشان امیرالمومنین علیه السلام روایت فرمودند:

خداوند در پشت مغرب شهری دارد به نام جابلقا و در آن هفتاد هزار امت است که همه شان مثل این امت هستند ولی به اندازه چشم به هم زدنی نافرمانی نمی کنند. آنان هیچ عملی ندارند و کلامی نمی گویند مگر نفرین بر آن دو (عمر و ابابکر) و بیزاری جستن از آنها و اقرار به ولایت اهل بیت پیامبر ص. (28)

همچنین از امام صادق روایت شده که فرمودند: خدا را در پس این سرزمین سرزمینی است درخشان که پرتو نور این زمین از آن است. و در آن موجوداتی به سر می برند, خدا را عبادت می کنند و شرک به او پیدا نمی کنند و از فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) بیزاری می جویند. (29)

و نیز از امام صادق علیه السلام در روایت دیگری فرمودند: در پشت این چشمه خورشید شما چهل چشمه خورشید دیگر است و در آنها خلق بسیاری است. و در پشت این ماه شما چهل ماه دیگر است و در آنها خلق بسیاری وجود دارد که نمی دانند خدا آدم را آفریده یا نه, ولی بیزاری و لعن بر فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) به آنها الهام شده است. (30)

و از امام رضا علیه السلام نقل شده است که فرمودند: خداوند را پشت این نطاق (نطاف) آسمان زبرجد سبزی است که به واسطه آن, آسمان سبز می گردد. گفتم: نطاق (نطاف) چیست؟ فرمود: پرده است, خدا را پشت آن هفتاد هزار عالم است پیش از تعداد جن و انس و تمامی آنان فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) را لعنت می کنند. (31)

9) لعن حیوانات بر عمر و ابابکر

به بعضی از روایات در این زمینه اشاره می نماییم:

الف: چکاوک

امام رضا علیه السلام از پدر بزرگوارشان و از جد بزرگوارشان ع روایت فرموده اند که ایشان فرمودند: قنبره (نوعی گنجشک است که به آن چکاوک گفته میشود) را نخورید و آن را دشنام ندهید و به دست بچه ها ندهید تا با آن بازی کنند. چرا که این حیوان بسیار تسبیح می گوید. و تسبیح او این است: خدا مبغضین (دشمنان) آل محمد صلی الله علیه و اله را لعنت کن. (32)

همچنین انس بن مالک نقل کرده که رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمودند: خداوند مخلوقاتی دارد که از فرزندان آدم نیستند, اینان مبغض علی بن ابیطالب ع را لعن می کنند. عرض کرد: اینان چه کسانی هستند یا رسول الله؟ فرمود: اینها چکاوکها هستند که سحرگاهان به بالای درختان ندا می دهند: لعنت خدا بر مبغض علی بن ابیطالب علیه السلام, بسم الله الرحمن الرحیم و سلام بر بندگانی که خدا برگزیده است. (33)

ب: کبک

امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: امیرالمومنین علیه السلام روزی از سرزمینی عبور می کردند که در آن هیچ آب و غذایی نبود و کسی در آن زندگی نمی کرد. و نگاه حضرت به کبکی افتاد به آن خطاب کرده و فرمودند: ای کبک! تو از چه زمانی در این بیابان هستی؟ و از کجا آب و غذا تهیه می کنی؟

عرضه داشت: ای امیرالمومنین من از صد سال پیش تاکنون در این بیابان هستم. و هنگامی که گرسنه می شوم بر شما درود و صلوات می فرستم و بدین وسیله سیر می گردم. و هنگامی که تشنه می شوم بر ظالمین شما نفرین می کنم تا این که بدین وسیله سیراب شوم. (34)

ج: پرنده ای از پرندگان

در روایتی از عماریاسر و جابر انصاری آمده است که هرکدام گفته اند: در خدمت امیرالمومنین علیه السلام در بیابانی بودم که دیدم حضرت از مسیر جاده بیرون رفته من هم به دنبال ایشان رفتم و دیدم که حضرت ع به طرف آسمان نگاه کرد. سپس تبسم نمودند و فرمودند: احسنت ای پرنده! به فضل او (خدای متعال) می خواندی!

عرضه داشتم: مولای من! پرنده کجاست؟ حضرت فرمودند: در هواست. آیا دوست داری آن را ببینی و صدایش را بشنوی؟ عرضه داشتم: بلی مولای من! پس آن حضرت نگاهی به آسمان کرده و زیر لب دعائی خواندند که ناگهان پرنده ای به طرف زمین آمدو روی دستان مبارک امیرالمومنین علیه السلام فرود آمد. حضرت دست مبارک خود را بر پشت آن پرنده نهادند و فرمودند: به اذن خدا سخن بگو که من علی بن ابیطالب ع هستم. پس خدای متعال زبان آن پرنده را به لغت عربی واضح به نطق درآورده و آن پرنده گفت: سلام بر تو ای امیرمومنان و رحمت و برکات خدا بر تو باد. پس حضرت جواب سلام داد. و به او فرمودند: در بیابان خشک و بی آب و علف, غذا و آبت را از کجا تهیه می کنی؟ عرضه داشت: مولای من! هر گاه گرسنه می شوم یاد از ولایت شما اهل بیت می کنم و از این طریق سیر می شوم و هرگاه تشنه می شوم از دشمنان شما بیزاری می جویم تا از این طریق سیراب می شوم. حضرت فرمودند: برکت برای تو باشد. برکت برای تو باشد. (35)

10) لعن ابوبکر بر عمر

ابوبکر گفت: خدا پسر صهاک (عمر) را لعنت کند. او مرا نسبت به ذکر گمراه کرد و به راستی که او چه بدهمنشین و رفیقی است. (36)

11) لعن عمر بر منکرین امیرالمومنین علیه السلام

در روایت است که عمر خطاب به امام حسین علیه السلام عرضه داشت: ای حسین! لعنت خدا بر کسی که حق پدرت را منکر باشد. (37)


اسناد:

(1) صحیح بخاری ح3427 و 3483 – کنزالعمال 6/220 , فیض القدیر4/421, مسند احمد بن حنبل 4/328, صحیح مسلم ح4483, سنن ترمذی 2/319 و...

(2) دلایل الامامه ص45, کتاب سلیم بن قیس ح48, صحیح بخاری 5/26, صحیح مسلم 4/193

(3) الامامة و السیاسة 1/20

(4) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 6/50

(5) صحیح بخاری ح3913, صحیح مسلم ح3304

(6) صحیح بخاری ح6230, صحیح مسلم کتاب الجهاد و السیر باب قول النبی لانورث 5/252

(7) مستدرک حاکم نیشابوری 3/154, اسدالغابه 5/522, کنزالعمال 13/96 و...

(8) کشف الغمة 1/416

(9) امالی شیخ طوسی ص69ح101

(10) بحارالانوار28/45

(11) بحارالانوارج53 ص31

(12) برائت از دشمنان اهل بیت علیهم السلام ص11 به نقل از شاخه طوبی

(13) بحارالانوار 85/240

(14) الامامة و السیاسة 1/20

(15) بصائر الدرجات ص249

(16) اصول کافی 8/245 ح340

(17) بحارالانوار 30/383

(18) الكافی ج3 ص342

(19) دلائل الامامة ص212

(20) بحارالانوار 52/386 ح201

(21) معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام 3/1199

(22) رجال کشی ص180

(23) سلیم بن قیس ص921ح67

(24) همان

(25) سلیم بن قیس ص858ح46, بحارالانوار 40/95 ح116

(26) بحارالانوار 68/37 ح79

(27) بحارالانوار 27/228 ح 30

(28) بصائرالدرجات ص490ح1

(29) بصائر الدرجات ص490ح2

(30)بصائر الدرجات ص490ح3

(31) مختصر بصائر الدرجات ص12

(32) بحارالانوار 27/273 به نقل از امالی شیخ طوسی

(33)ارشاد القلوب 2/236

(34) بحارالانوار 65/43 ح3

(35) مناقب ابن شهر آشوب 2/305

(36) ارشاد القلوب ص393

(37) احتجاج 2/292

اللهم العن الجبت و الطاغوت





نوع مطلب :
برچسب ها : ابابکر، ابوبکر، عمر، عمربن، عمربن الخطاب، نفرین،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
یکشنبه 6 فروردین 1391 :: نویسنده : مجنون علی
در سوره سجده آیه 22 قسمت دوم آمده (انا من المجرمین منتقمون) ترجمه آیه (ما از ستمکاران انتقام خواهیم گرفت) (جمع حروف ابجد این آیه = 1202) میباشد و با جمع حروف ابجد سه فرد ظالم و مجرمی که منظور این آیه است یکی میباشد ( ابوبکر 231 ) + ( عمر 310 ) + (عثمان 661 ) = 1202 -------- هرکس قرآن رو دیگه قبول ندارد حتما کافر است .


 هرکس هم حروف ابجد رو بلد نیست در گوگل سرچ کند پیدا میکند . فرج منتقم آل محمد صلوات . بر عمر و ابوبکر عثمان و عایشه کثیف لعنت .

ارسال شده توسط :
کلب حیدر امیرالمومنین (ع)




نوع مطلب :
برچسب ها : عمر، ابوبکر، عثمان، ابجد، حروف ابجد،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
یکشنبه 7 اسفند 1390 :: نویسنده : مجنون علی
1-دوران کودکی ابوبکر:
ابوقحافه پدر ابوبکر و پسرانش، از بردگان عبدالله بن جدعان و از تبار حبشی بودند و هنگامی که ابوبکر از بردگی آزاد شد نام او را عتیق گذاشتند.
1-الطبقات ج 3 ص 170.
عبد الله بن جدعان صاحب بزرگترین کانون جهت تولید اطفال و کودکان ( موسسه زنا ) بود. او مالک دهها کنیزی بود که آنان را به مردان عرضه می کرد که از آنان حامله می شدند سپس کودکان را به پدران یا به بیگانگان می فروخت.
1-مختصر تاریخ دمشق ابن منظور ج 5 ص 254.
2-المعارف ابن قتیبه ص 576.
3-مروج الذهب مسعودی ج 2 ص 282.

2- شمایل ابوبکر:

مسعودی در کتاب خود گفته است: (( او فردی دراز قد و سیاه چهره بود. ))
1-مسعودی ص 249.
2-مروج الذهب

3- اسلام آوردن (ظاهری) ابوبکر بر اساس سفارش یک کاهن:
علمای اهل سنت در کتب خود نقل کرده اند که ابوبکر بر اساس نصیحت کاهنی که در شام به او خبر داده بود پیامبری ظهور خواهد کرد اسلام آورده است.

1-البدایه و النهایه ج 3 ص 29-30.
2-السیره النبویه ابن کثیر ج 1 ص 439.

4- اسلام آوردن (ظاهری) ابوبکر بعد از اسلام آوردن 50 نفر:

علمای اهل سنت در کتب خود یاد کرده اند که ابی بکر سالها پس از بعثت اسلام آورده است. و اسلام آوردن او بعد از اسلام آوردن حد اقل 50 نفر بوده است. یعنی دقیقا بعد از واقعه اسرائ و معراج که بنابر روایت واقدی یک سال و نیم قبل از هجرت اتفاق افتاده است.و برخی هم نوشته اند او زمانی ایمان آورد که حضرت علی (ع) 21 سال داشتند. یعنی یک سال و نیم قبل از هجرت. و یا گفته اند که او هفت سال پس از بعثت رسول خدا اسلام آورد.
1-سیره حلبی ج 1 ص 273.
2-البدایه و النهایه ج 3 ص 28.
3-تاریخ طبری ج 2 ص 60.
4-مجمع الزوائد ج 1 ص 76 به نقل از طبرانی در تفسیر کبیر.
5-الاستغاثه ج 2 ص 31.
6-عثمانیه 286.
7-شرح نهج البلاغه ج 13 ص 224.


 5-فرار ابوبکر از میدان جنگ:

الف: در جنگ احد – ابوبکر و عمر و عثمان از معرکه گریختند و رسول خدا را تنها گذاشتند.
1-تاریخ الاسلام ذهبی کتاب المغازی ص 191.
2-طبقات ابن سعد ج 3 ص 155.
3-تفسیر روح المعانی آلوسی ج 4 ص 99.
4-شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 13 ص 293 و ج 15 ص 22.

ب: در جنگ حنین – ابوبکر در جنگ حنین می گفت: (( ما با کمی تعداد خویش غلبه نخواهیم کرد. )) که خداوند در این باره فرمود: (( و یوم حنین اذ اعجبتکم کثرتکم )) توبه 25 یعنی آیا در روز حنین زیادی نفرات دشمن شما را شگفت زده کرده بود. که علمای اهل سنت نقل کرده اند ابوبکر و عمر در جنگ حنین پا به فرار گذاشتند.
1-مغازی واقدی ج 2 ص 890 و 904.
2-تفسیر الکشاف زمخشری ج 2 ص 259.
3-تاریخ ابی الفدائ ج 1 ص 208.
4- البدایه و النهایه ج 4 ص 374.
5-تاریخ الخمیس ص 102.
6-السیره الحلبیه شافعی ج 3 ص 109.


6-روگرداندن پیامبر(ص) از ابوبکر: (و در جنگ های دیگری مثل ذات السلاسل و جنگ هوازن و جنگ خیبر و بنی قریظه و . . )

ابوبکر و عمر در معرکه بدر قریش را ستودند .که پیامبر خدا از آنان اعراض نمود و رو برگرداند.
1-مسلم ج 3 ص 1403- 1404
2-سیره نبوی ابن کثیر ج 2 ص 391-395.
3-دلائل النبوه ج 3 ص 106.
4-سیره ابن دحلان ج 1 ص 313


7-ابوبکر نزدیک بود هلاک شود:

((حدثنا یسره بن صفوان بن جمیل اللخمی حدثنا نافع بن عمر عن ابن ابی ملیکه قال: کاد الخیران ان یهلکا ابابکر و عمر رضی الله عنهما رفعا اصواتهما عند النبی صلی الله علیه و سلم . . . فانزل الله یا ایها الذین آمنوا لا ترفعوا . . . ))
ترجمه: (( نافع ابن عمرو از ابن ابی ملیکه نقل می کند که گفت: دو مرد نیکوکار ( ابوبکر وعمر ) نزدیک بود هلاک شوند چرا که ابوبکر و عمر در حضور پیامبر با یکدیگرسر و صدا و نزاع کردند . . . خدا این آیه را نازل فرمود:
(( یا ایها الذین آمنوا لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی و لا تجهروا له بالقول کجهر بعضکم . . . )) سوره حجرات آیه 2.
بخاری ج 6 ص 46 و ج 8 ص 145. دار الفکر بیروت


8-ابوبکر احادیث پیامبر را به آتش می کشد ولی کتابهای یهودیان و مسیحیان را نه:

الف:ابوبکر و عمر دستور سوزاندن کتابهای حدیث نبوی را دادند ولی دستور سوزاندن کتابهای اهل کتاب را ندادند و از این نوع کتابها، کتابهایی بود که مسلمانان در جنگ یرموک به آن دست یافته بودند که دو جبهه پر از کتابهای اسرائیلیات بود.
1-الاسرائیلیات و اثر هافی کتب التفسیر ص 91 و 92 و 111 و 146 و 147 و 153 و 207.
2-البدایه و النهایه ج 1 ص 24.
3-تذکره الحفاظ ج 3 ص 42.
4-تفسیر القرآن العظیم ج 3 ص 102.

ب: عایشه دختر ابوبکر می گوید: پدرم احادیث رسول خدا را که به 500 حدیث می رسید گرد آورد.شبی در فکر بود و از این پهلو به آن پهلو می شد.من با ناراحتی به او گفتم: (( چرا این قدر ناراحتی؟ )) صبح پدرم مرا صدا زد و گفت: دخترم آن احادیث را بیاور! احادیث را آوردم و آنها را آتش زد.
1-تذکره الحفاظ ج 1 ص 5.
2-کنز العمال ج 10 ص 285.


9-ابوبکر از زبان عمر( فردی احمق ):

علمای اهل سنت نقل کرده اند که عمر به فرزندش گفت:
(( عما کان من تقدم احمیق بنی تیم علی و ظلمه لی . . . ))
ترجمه: آیا تو تا امروز در غفلت بودی و نمی دانستی که این احمق بی مقدار بنی تیم با ظلم از من پیشی گرفت . . . ))
شرح نهج البلاغه ج 2 ص 29.



10-ابوبکر از زبان خودش:

الف: من شیطانی دارم:

علمای اهل سنت نقل کرده اند که ابوبکر گفت:

((الا و ان لی شیطانا یعترینی فاذا اتانی فاجتنبونی لا اوثر فی اشعارکم و ابشارکم ))
ترجمه: ((آگاه باشید مرا شیطانی است که گاه گاهی بر من چیره می شود. هرگاه آن شیطان نزدیک من آمد و بر من دست انداخت از من بپرهیزید تا به مال و جان شما به نفع خود دست اندازی نکنم.))
تاریخ الامم و الملوک ج 2 ص 460 دوره 8 جلدی.

ب: اعتراف بر اینکه من بهترین نیستم:

علمای اهل سنت نقل کرده اند که ابوبکر در دوران خلافت خودش بر روی منبر به صورت های مختلف می گفت:
(( ولیتکم و لست بخیرکم )) 
ترجمه: ((خلافت بر عهده من گذاشته شده است در حالی که بهترین شما نیستم.)) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 1 ص 169.
بسیاری هم به این صورت نقل کرده اند:
(( اقیلونی فلست بخیرکم ))
ترجمه: (( مرا از خلافت معاف بدارید که من بهترین شما نیستم. )) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 1 ص 169.

ج: ای کاش گیاه و علف بودم:

حسن می‌گوید كه ابوبكر گفت: به خدا سوگند من دوست داشتم این گیان بودم تا خورده شوم و هضم شوم!!! قتاده می‌گوید: به من خبر رسیده كه ابوبكر گفت: دوست داشتم علفی بودم تا چارپایان مرا بخورند!!!
تاریخ الخلفاء جلال الدین سیوطی ص 97.

د: ای کاش بشر نبودم:

سیوطی درباره آرزوی ابوبکر چنین گفته است:

(( . . . ابوبکر گفت: به خدا سوگند دوست داشتم درختی( علفی ) در کنار جاده بودم . که شتری از کنار من عبور می کرد و مرا می خورد و هضم می کرد آن گاه به صورت سرگین خارج می کرد. ولی بشر نبودم. ))
تاریخ الخلفاء ص 133


11- توطئه ابوبکر برای کشتن پیامبر(ص):

پیامبر خدا در حمله طولانی تبوک به جمعی از مخلصین اصحاب خود اعتماد ورزید و آنان عبارت از حذیفه بن الیمان و عماربن یاسر بودند.این فداکاران و فدائیان از وجود شریف پیامبر خدا، در مقابل یورش توطئه گران قتل او دفاع نمودند و آن توطئه گران عبارت بودند از: (( ابوبکر و عمر و عثمان و معاویه و عمر و عاص و مغیره بن شعبه و ابوموسی اشعری و طلحه بن عبیدالله و ابو عبیده الجراح و عبد الرحمان عوف. ))

1-المحلی ابن حزم اندلسی ج 11 ص 224.
2-تفسیر ابن کثیر ج 2 ص 605 چاپ دار احیائ التراث العربی بیروت.
3- منتخب التواریخ محمد هاشم خراسانی ص 63.


12-ابوبکر قاتل است:

الف: شهادت حضرت زهرا (س): اول آنکه شهادت حضرت زهرا به دستور او و به رضایت او بوده است.

ب:سوگند ابوبکر به کشتن کسانی که زکات ندهند:

و آن که در کتاب بخاری از ابوهریره نقل شده که گفت: (( . . . ابوبکر گفت: به خدا قسم! هرکس را که بین نماز و زکات فرق بگذارد می کشم.زیرا زکات حق مال است.به خدا سوگند اگر زکاتی را که در زمان پیامبر پرداخت می کردند و لو به مقدار کم به من ندهند، با آنها کارزار خواهم کرد.عمر گفت: به خدا قسم من به نظرم رسید که خداوند سینه ابوبکر را برای جنگیدن گشوده است و فهمیدم که حق با اوست. ))
1-بخاری ج 8 ص 50 و ج 9 ص 19.                                

 2-الامامه و السیاسه ابن قتیبه ج 1 ص 19.   

 3-العقد الفرید ج 4 ص 295.                                           

 4-المختصر ابوالفدائ ج 1 ص 156.


ج: سوزاندن قبیله بنی سلیم به فرمان او توسط خالد بن ولید:

مورخین نوشته اند که ابوبکر، خالدبن ولید را فرستاد و او قبیله بنی سلیم را در آتش سوزاند.
1-الریاض النضره محب الدین طبری ج 1 ص 149.
د:قتل عام قبیله بنی تمیم به رضایت او توسط خالدبن ولید:
و نیز مورخین نوشته اند که ابوبکر خالد را برای قتل عام قبیله بنی تمیم فرستاد و او پس از کشتن مالک بن نویره و قبیله اش با همسر او زنا کرد. و جالب اینجاست که ابوبکر بعدا دیه مالک را از بیت المال به برادر مالک می پردازد و به او می گوید که خالد اجتهاد کرده و اشتباه کرده است.


13-ابوبکر طبق گفته خودش در جای غصبی دفن شده است:

(( . . . فقال ابوبکر ان رسول الله صلی الله علیه و سلم قال لا نورث ما ترکنا صدقه . . . ))ترجمه: (( . . . ابوبکر گفت که پیامبر فرمود: ما پیامبران ارث باقی نمی گذاریم و هر چه از ما می ماند صدقه است.))
بخاری ج 5 ص 82- مسلم ج 5 ص 153و 155.
و این در حالی است که همه می دانند عایشه خانه پیامبر را به ارث برد در حالی که سهم دیگر همسران پیامبر را هم به زور گرفت و سرانجام ابوبکر را در آنجا دفن کرد.ابن عباس در این زمینه شعری دارد که می گوید:
(( یا بنت ابی بکر لا کان و لا کنت لک   التسع من الثمن و بالکل تملکت    تجملت تبغلت و ان عشت تفیلت ))
ترجمه: (( . . . ای عایشه سهم تو از ارث پیامبر یک به هشت بود ولی تو همه آن را غصب کردی! . . . ))
خرائج راوندی ج 1 ص 243.


14-ابوبکر از نگاه امیرالمومنین علی ابن ابی طالب(ع):

الف: به عنوان غاصب حق خویش:

(( . . . والله لقد تقمصها ابن ابی قحافه و انه لیعلم ان محلی منها محل القطب من الرحی . . .))
ترجمه: (( به خدا قسم! پسر ابوقحافه ( ابوبکر) پیراهن خلافت را در حالی به تن کرد که می دانست محور این سنگ آسیا من هستم. ))

ب: به عنوان یک فرد حیله گر:

(( فیا عجبا بینا هو یستقیلها فی حیاته اذ عقدها لآخر بعد وفاته ))
ترجمه: (( شگفتا که ابوبکر از مردم می خواهد که در زمان حیاتش او را از تصدی خلافت معاف بدارند و در همان حال زمینه را برای دیگری (عمر) بعد از وفات خویش آماده می سازد. ))

ج: به عنوان شکایت از او:



(( لشد ما تشطرا ضرعیها ))

ترجمه: (( آن دو (ابوبکر و عمر)با هم و به قوت و به شدت، دو پستان خلافت را دوشیدند. )) نهج البلاغه خطبه شقشقیه

فقط ما در شگفتیم با اینکه خود ابوبکر (لعنت الله علیه)اصلا خودش را قبول نداشته,حالا باز چرا عده ای پیدا شدن که سنگا این حروم زاده ها رو به سینه میزنن.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یا علی




نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها : ابوبکرلعنت الله علیه، ابوبکر، تبهکار،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

عبادت بی ولایت حقه بازیست
اساس مسجدش بتخانه سازیست
چرا سنی نمیخواهد بداند
وضوی بی ولایت آب بازیست
یا علی
مدیر وبلاگ : مجنون علی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
کدام مذهب ؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Google PageRank Checker
فال حافظ
یا حیدر


http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG
ابزاروبلاگ