هیئت امیرالمومنین علیه السلام
مناظره با اهل سنت
یکشنبه 19 شهریور 1391 :: نویسنده : مجنون علی

عمر بن خطاب و دفن در کنار پیامبر!!

در این مطلب قصد دارم به مطلبی پیرامون محل دفن عمر بن خطاب و اجازه گرفتن او برای دفن شدن در کنار قبر رسول الله اشاره کنم. امیدوارم در فضایی منطقی و بدور از تعصب مطالعه کنید

الف: اجازه گرفتن از عایشه برای دفن

در روایات اهل سنت هست که عمر بن خطاب در زمانی که ضربه خورده بود فرزندش را فرستاد که از ام المومنین عایشه برای دفن شدن در کنار پیامبر و ابوبکر اجازه بگیرد.

کنز العمال – المتقی الهندی – ج ۱۲ – ص ۶۸۹

عن ابن عمر أن عمر قال : اذهب یا غلام إلى أم المؤمنین فقل لها : إن عمر یسألک أن تأذنی لی أن أدفن مع أخوی ثم ارجع إلی فأخبرنی ، قال فأرسلت أن نعم قد أذنت لک

الطبقات الکبرى – محمد بن سعد – ج ۳ – ص ۳۶۳

تاریخ مدینة دمشق – ابن عساکر – ج ۴۴ – ص ۴۴۶

حال یک نکته پیش می آید.


ادامه متن در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : عمر، خطاب، غصب، دفن، پیامبر، شیعه، سنی،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی



عمر مکرر در نبوت رسول خدا ص شک می کرد. از جمله شک های وی در روز حدیبه بود که حمیدی در جمع بین الصحیحین اعتراف به آن کرده که عمر گفت:

ما شککت فی نبوة محمد قط کشکی یوم الحدیبیة !

یعنی هرگز به اندازه شکی که در روز حدیبیه در نبوت پیامبر اکرم ص کردم شک نکرده بودم.

این کلام وی خود نشان دهنده آن است که وی مادام و همیشه در نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه واله شک می کرده است. ولی شک وی در روز حدیبیه با بقیه شک ها فرق می کرده است.

علت شک عمر آن بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرموده بودند که به مکه می رویم و اعمال حج انجام خواهیم داد. و به همین منظور به همراه جمع کثیری از اصحاب به سوی مکه به راه افتادند. ولی مشرکان که از طرفی نمی خواستند که مسلمانان به حج بیایند و از طرفی هم خود را قادر به مقابله و جنگ با ایشان نمی دانستند تصمیم گرفتند که با پیامبر عظیم الشان اسلام صلح کنند.  برای همین مشرکان چندی از بزرگان خود را پیش پیامبر اکرم ص فرستادند. پیامبر اکرم ص نیز صلاح دیدند که به مدینه برگردند و به حج نروند و با ایشان صلح کنند. که البته مفاد و شروط این صلح منافع بسیاری بعدها برای مسلمانان به وجود آورد. ولی عمر که از شروط صلح نامه خمشگین شده بود به محضر پیامبر اکرم ص رسید و مثل همیشه با تندی و توهین با ایشان سخن گفت.

بخارى ماجرای توهین عمر را در آخر كتاب شروط صحیح خود  نقل مى كند كه عمر مى گوید: به پیغمبر گفتم : آیا تو پیغمبر بر حقّ خدا نیستى ؟

فرمود: چرا هستم .

گفتم : آیا ما بر حقّ و دشمن ما بر باطل نیستند؟

فرمود: چرا.

گفتم : پس چرا در دین خود پستى و خفت نشان دهیم ؟

در این هنگام پیغمبر - صلّى اللّه علیه وآله - فرمود: من پیغمبر خدا هستم و نافرمانى او را نخواهم كرد!

و خدا هم یاور من است.

عمر گفت : به پیغمبر گفتم : مگر تو نمى گفتى كه ما بزودى به خانه خدا مى رسیم و آن را طواف مى كنیم ؟

فرمود: چرا، ولى آیا گفتم امسال چنین خواهد شد؟

گفتم : نه .

فرمود: پس این را بدان كه به خانه خدا مى آیى و آن را طواف مى كنى. (1)

این نوع سخن گفتن وی با پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله خود دلیل واضح و روشنی است بر عدم اعتقاد وی به نبوت ایشان. و به همین دلیل در روز حدیبیه عمر حقیقت درون خودش را بیان می کند و اظهار می دارد که در نبوت پیامبر شک دارد و در واقع اصلا عقیده ندارد. آیا کسی که عقیده به نبوت دارد و طبق حکم قران کلام پیامبر را وحی می داند در کارها و سخنان وی شک می کند و او را توبیخ می کند ! ؟


اسناد:

(1) صحیح البخاری ك الشروط باب الشروط فی الجهاد ج 2 / 122 ط دار الكتب العربیة بحاشیة السندی وج 3 / 256 ط مطابع الشعب، مسند أحمد ج 4 / 330 ط 1.





نوع مطلب : مقالات، حقایق ناگفته در مودر دومی ملعون(لعنت الله علیه)، 
برچسب ها : عمر، خطاب، بر، عمر لعنتالله، یا علی،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی


درباره وبلاگ

عبادت بی ولایت حقه بازیست
اساس مسجدش بتخانه سازیست
چرا سنی نمیخواهد بداند
وضوی بی ولایت آب بازیست
یا علی
مدیر وبلاگ : مجنون علی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
کدام مذهب ؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Google PageRank Checker
فال حافظ
یا حیدر


http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG
ابزاروبلاگ