هیئت امیرالمومنین علیه السلام
مناظره با اهل سنت
شنبه 13 خرداد 1391 :: نویسنده : مجنون علی
زندگینامه حضرت علی (ع) :
 

ولادت و حسب و نسب

بنا بوشته مورخین ولادت على علیه السلام در روز جمعه 13 رجب در سال سى‏ام عام الفیل (1) بطرز عجیب و بیسابقه‏اى در درون كعبه یعنى خانه خدا بوقوع پیوست،محقق دانشمند حجة الاسلام نیر گوید:

اى آنكه حریم كعبه كاشانه تست‏ 
بطحا صدف گوهر یكدانه تست‏ 
گر مولد تو بكعبه آمد چه عجب‏ 
اى نجل خلیل خانه خود خانه تست

پدر آنحضرت ابو طالب فرزند عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنا بر این على علیه السلام از هر دو طرف هاشمى نسب است (2)

اما ولادت این كودك مانند ولادت سایر كودكان بسادگى و بطور عادى نبود بلكه با تحولات عجیب و معنوى توأم بوده است مادر این طفل خدا پرست بوده و با دین حنیف ابراهیم زندگى میكرد و پیوسته بدرگاه خدا مناجات كرده و تقاضا مینمود كه وضع این حمل را بر او آسان گرداند زیرا تا باین كودک حامل بود خود را مستغرق در نور الهى میدید و گوئى از ملكوت اعلى بوى الهام شده بود كه این طفل با سایر موالید فرق بسیار دارد.



ادامه متن در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : زندگی، زندگینامه، تولد، مولود، میلاد، علی، علی (ع)، حضرت، امام، امام اول، زندگینامه حضرت علی(ع)،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
شنبه 13 خرداد 1391 :: نویسنده : مجنون علی
سلام
ضمن تبریک
بمناسبت میلاد
مولود کعبه,سیف الله,لسان الله,یدالله, اسد الله الغالب علی ابن ابیطالب(ع)  و روز پدر یک ویژه نامه با عنوان مولود کعبه آماده کردیم که از ادامه مطلب میتونید استفاده کنید.

امیدواریم نهایت استفاده رو ببرید







ویژه نامه مولود کعبه


نوع مطلب :
برچسب ها : علی، امام، اول، مام اول، علی ابن لبی طالب، طالب، امیر، امیرالمومنین، حیدر، اسدالله، یدالله، سیف الله، لسان الله، تولد، میلاد، عید، مولود، کعبه، مولود کعبه، جشن، شادی، عکس، عکس میلاد حضرت علی، مولودی، مولودی میلاد حضرت علی، پیامک، پیامیک تولد حضرت علی، ویژه نامه،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : مجنون علی

معاویه امین خدا  ! ! !

در این مطلب قصد دارم به یکی از ادعای بزرگان اهل سنت پیرامون جناب معاویه بپردازم و در فضایی منطقی و مودبانه آنرا بررسی کنم. امیدوارم در فضایی منطقی و بدور از تعصب مطالعه کنید

ابن عساکر از قول واثله بن اسقع از قول رسول الله چنین نقل کرده است:

خداوند در مورد وحی به جرئیل و من و معاویه اعتماد کرد و ما را امین دانست و جا دارد معاویه به سبب فرامونی علمش و امین بودنش نزد پروردگار در شمار انبیاء باشد خداوند گناهان معاویه را بخشید او را از حساب معاف داشت و علم قرآن را به او آموخت و او را هدایتگر و هدایت شده قرار داد که به دست او مردم هدایت شدند

قال رسول الله ( صلى الله علیه وسلم ) إن الله ائتمن على وحیه جبریل وأنا ومعاویة وکاد أن یبعث معاویة نبیا من کثرة حلمه وائتمانه على کلام ربی فغفر لمعاویة ذنوبه ووفاه حسابه وعلمه کتابه وجعله هادیا مهدیا وهدى به

تاریخ مدینة دمشق – ابن عساکر – ج ۵۹ – ص ۷۴- دار الفکر

اجازه هست کمی با هم این مطلب رو بررسی کنیم؟

الف: امر معاویه به سب علی

مسلم نیشابوری در صحیح خود این روایت را نقل می‌کند :
۴۴۲۰ ،حَدَّثَنَا قُتَیْبَةُ بْنُ سَعِیدٍ وَمُحَمَّدُ بْنُ عَبَّادٍ وَتَقَارَبَا فِی اللَّفْظِ قَالَا حَدَّثَنَا حَاتِمٌ وَهُوَ ابْنُ إِسْمَعِیلَ عَنْ بُکَیْرِ بْنِ مِسْمَارٍ عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعْدِ بْنِ أَبِی وَقَّاصٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ أَمَرَ مُعَاوِیَةُ بْنُ أَبِی سُفْیَانَ سَعْدًا فَقَالَ مَا مَنَعَکَ أَنْ تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ فَقَالَ أَمَّا مَا ذَکَرْتُ ثَلَاثًا قَالَهُنَّ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَلَنْ أَسُبَّهُ لَأَنْ تَکُونَ لِی وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ حُمْرِ النَّعَمِ :
سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ لَهُ خَلَّفَهُ فِی بَعْضِ مَغَازِیهِ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ یَا رَسُولَ اللَّهِ خَلَّفْتَنِی مَعَ النِّسَاءِ وَالصِّبْیَانِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَمَا تَرْضَى أَنْ تَکُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نُبُوَّةَ بَعْدِی وَسَمِعْتُهُ یَقُولُ یَوْمَ خَیْبَرَ لَأُعْطِیَنَّ الرَّایَةَ رَجُلًا یُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیُحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ قَالَ فَتَطَاوَلْنَا لَهَا فَقَالَ ادْعُوا
لِی عَلِیًّا فَأُتِیَ بِهِ أَرْمَدَ فَبَصَقَ فِی عَیْنِهِ وَدَفَعَ الرَّایَةَ إِلَیْهِ فَفَتَحَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ :
{ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ }
دَعَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَلِیًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَیْنًا فَقَالَ اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِی .

عامر بن سعد بن ابى وقّاص ، از پدرش روایت کرده است که در یکى از روزها ، معاویة بن ابى سفیان به سعد دستور داد [تا به حضرت على بن ابیطالب علیه السّلام ناسزا بگوید! «سعد» از دستور او سرپیچى کرد ] .
معاویه ، از وى پرسید : به چه سبب على را آماج ناسزا و دشنامت قرار نمی دهی ؟ سعد گفت : بخاطر آن که سه فضیلت از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در شأن على علیه السّلام شنیده ام که با توجه به آن ها، هیچگاه به سبّ و دشنام آن حضرت ، اقدام نمى‏کنم و هر گاه یکى از آن ها براى من بود ، بهتر و ارزنده‏تر از شتران سرخ مو بود که در اختیار من باشد .
۱ . در کارزارى ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله ، حضرت على علیه السّلام را به جانشینى خود ، در مدینه باقى گذاشت و حضرت على علیه السّلام به عرض رسانید : یا رسول الله ! مرا به خلافت بر زنان و کودکان گماشته ای ؟! رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در پاسخ او ، فرمود : آیا خرسند نیستى از این که جایگاه تو نسبت به من ، همانند جایگاه هارون ، به حضرت موسى علیه السّلام باشد ؛ با این تفاوت که پس از من پیغمبرى مبعوث نمى‏شود .
۲ . در جنگ خیبر ، از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم ، مى‏فرمود : پرچم اسلام را به دست کسى می‌دهم که خدا و رسول را دوست مى‏دارد و خدا و رسول هم ، او را دوست مى‏دارند ! از شنیدن این سخن همه ما در انتظار این که این فضیلت بزرگ نصب ما گردد ، سر از پا نمی شناختیم ، همان زمان رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله على را به حضور طلبید . على علیه السّلام را در حالى به حضور حضرت رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله شرف یاب شد که به درد چشم دچار بود ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله آب دهان مبارک را بر چشم حضرت على علیه السّلام مالید ، دیدگانش شفا یافت و پرچم اسلام را که یادبود نصرت الهى بود ، به دست او سپرد و از برکت وجود حضرت على علیه السّلام ، فتح و پیروزى نصیب اسلام شد .
۳ . هنگامى که آیه مباهله ( فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ ؛ آل عمران / ۶۱ ) نازل شد ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله ، حضرت على علیه السّلام و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم السّلام را به حضور طلبید و فرمود : بار پروردگارا ! اینان اهل بیت من هستند .

صحیح مسلم ، ج۷ ، ص۱۲۰ ، کتاب فضائل الصحابة ، باب من فضائل علی بن أبی طالب رضی الله عنه – دارالفکر

ب: پیرامون هدایت کردن امت توسط معاویه:

نامه معاویه به والیانش ( علی را سب کنید)

طبری مورخ بزرگ اهل سنت چنین نوشته است:

أن معاویة بن أبی سفیان لما ولى المغیرة بن شعبة الکوفة فی جمادى سنة ۴۱ دعاه فحمد الله وأثنى علیه ثم قال : … ولست تارکا إیصاءک بخصلة لا تتحم عن شتم على وذمه والترحم على عثمان والاستغفار له والعیب على أصحاب على والاقصاء لهم وترک الاستماع منهم … .

معاویه ، وقتی که در سال ۴۱ هـ مغیرة بن شعبه را والی کوفه قرار داد به وی دستور داد و گفت : یک مطلب را فراموش مکن و بر آن پافشاری کن و آن فحش و ناسزاگویی به علی (علیه السلام) است و در مقابل از عثمان به عظمت یاد کن و همیشه برای وی طلب آمرزش نما و از یاران علی (علیه السلام) بدگویی کن و آنان را تبعید نما و به سخنانشان گوش نکن .

تاریخ طبری‌ ،‌ ج۴ ، ص۱۸۸ باب سنه احدی و خمسین- موسسه العلمی للمطبوعات

این نمونه ایی از هدایت جامعه توسط جناب معاویه می باشد. درسته؟

ج: نمونه ایی از دعای پیامبر در حق معاویه

پیامبر در مکانی نشسته بودند. مردی شتر سوار از آنجا عبور کرد در حالی که پیش روی او شخصی شترش را هدایت می کرد و پشت سرش فرد سومی قرار داشت که شترش را به حرکت وا میداشت. رسول خدا فرمود: خداوند پیشرو، پشت سر و سوار را لعن کند.

این سه نفر:

پیشرو عبته بن ابوسفیان

پشت سر معاویه بن ابوسفیان

سواره ابوسفیان

بودند.

مجمع الزوائد – الهیثمی – ج ۱ – ص ۱۱۳- دار الکتب العلمیة

أن النبی صلى الله علیه وسلم کان جالسا فمر رجل على بعیر وبین یدیه قائد وخلفه سائق فقال لعن الله القائد والسائق والراکب . رواه البزار ورجالة ثقات

دوستان توجه کردید که این حدیث طبق نظر علمای اهل سنت هم از رجال ثقه بهره می برد.

مجمع الزوائد – الهیثمی – ج ۱ – ص ۱۱۳- دار الکتب العلمیة

عن المهاجر بن قنفذ قال رأى رسول الله صلى الله علیه وسلم ثلاثة على بعیر فقال الثالث ملعون . رواه الطبرانی فی الکبیر ورجاله ثقات

المعجم الکبیر – الطبرانی – ج ۲۰ – ص ۳۳۰- دار إحیاء التراث العربی

کنز العمال – المتقی الهندی – ج ۹ – ص ۶۶- موسسه الرساله

د: سخن پیامبر پیرامون سب کننده علی بن ابیطالب

حضرت رسول الله فرموده اند: هر کس علی را سب کند مانند این هست که مرا سب کند.

کنز العمال – المتقی الهندی – ج ۱۱ – ص ۵۷۳

ولا تسبوا علیا فإنه من سب علیا فقد سبنی ومن سبنی فقد سب الله

(( سب نکنید علی را هر که او را سب کند مرا سب کرده و هر که مرا سب کند خدا را سب کرده است))

کنز العمال – المتقی الهندی – ج ۱۱ – ص ۶۰۲

فیض القدیر شرح الجامع الصغیر – المناوی – ج ۶ – ص ۱۹۰

( من سب علیا ) بن أبی طالب ( فقد سبنی فقد سب الله ) ومن سب الله فهو أعظم الأشقیاء

(( هر کس علی بن ابیطالب را سب کند مرا سب کرده کسی که مرا سب کند خدا را سب کرده و کسی که خدا را سب کند بزرگترین اشقیاء هست))

فهرست منتجب الدین – منتجب الدین بن بابویه – ص ۳۵۲

تاریخ مدینة دمشق – ابن عساکر – ج ۱۴ – ص ۱۳۲

تاریخ مدینة دمشق – ابن عساکر – ج ۴۲ – ص ۲۶۶

در انتها:

بالاخره آخرش چی شد؟

معاویه راهنمای مردم به سمت خداست یا راهنمای مردم به سمت سب کردن علی بن ابیطالب و جنگ با علی بن ابیطالب؟

نظر شما چیست؟

آیا این روایت صحیح هست؟ یا این روایات از جعلیات در شان معاویه هست؟





نوع مطلب :
برچسب ها : معاویه، امین، خدا، دروغگو، سب فحش، ناسزا، امیرالمومنین، علی، شیعه، سنی،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
دوشنبه 31 مرداد 1390 :: نویسنده : مجنون علی
در برج ولامهر جهان تاب علی(ع) است
در شهر علوم نبی باب علی(ع) است
از اول خلقت بشر تا امروز
مظلوم ترین شهید محراب علی(ع) است
****
با آنکه امید همه هستی تو علی(ع)
بر عرش خدا قائمه هستی تو علی(ع)
آنقدر غریبی که خدا می داند
مظلوم تر از فاطمه(س) هستی تو علی(ع)
****
بی علی دنیا ندارد اعتبار
وای بر ما وای بر این روزگار
****
امشب این دل یاد مولا می کند
لیلة القـدر است و احیا می کند
بشنو ای گـوش دلها بی صدا
نغمه ی فـزت و رب الکعبه را
****
امشب سر مهربان نخلی خم شد
در کیسه نان به جای خرما غم شد
در خانه ی دور بیوه ای شیون کرد
همبازی کودک یتیمی گم شد
****
ای کاش علی شویم و عالی باشیم
هم سفره کاسه سفالی باشیم
چون سکه به دست کودکی برق زنیم
نان آور سفره های خالی باشی
****
خورشید چراغکی ز رخساره علی ست
مه نقطه کوچکی ز پرگار علی ست
هرکس که فرستد به محمد(ص) صلوات
همسایه دیوار به دیوار علی ست
)شهادت مولا علی را تسلیت عرض می کنم (
****
دل را ز شرار عشق سوزاند علی(ع)
یک عمر غریب شهر خود ماند علی(ع)
وقتی که شکافت فرق او در محراب
گفتند مگر نماز می خواند علی(ع)
****
محراب کوفه امشب در موج خون نشسته
یا عرش کبریا را سقف و ستون شکسته
سجاده گشته رنگین از خون سرور دین
یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین
از تیغ کینه امشب فرقی دو نیم گردید
رفت آن یتیم پرور، عالم یتیم گردید
****


در ادامه مطلب.....


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : پیامك، شه، شهادت، حضرت، علی، _(ع*، (ع)، امیر، هیئت، امیرالمومنین، یا علی،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
شنبه 29 مرداد 1390 :: نویسنده : مجنون علی

زندگینامه حضرت علی (ع)


نام: على بن ابی طالب(ع).

كنیه: ابوالحسن، ابوالحسین، ابو تراب، ابو السبطین و الریحانتین.

ألقاب: امیرالمؤمنین، سیّد الوصیین، سیّد المسلمین، سیّد الأوصیاء، سیّد العرب، خلیفة رسول الله، امام المتّقین، یعسوب المؤمنین، صهر رسول الله، حیدر، مرتضى، وصى، و... .

منصب: معصوم دوم و امام اوّل شیعیان

تاریخ ولادت: سیزده رجب سال 30 عام الفیل، 23 سال پیش از هجرت پیامبر اسلام (ص)

محل تولد: مكه معظّمه، داخل كعبه، در بیت الله الحرام (در سرزمین كنونى عربستان سعودى)

تولد در خانه كعبه، فضیلتى است مخصوص حضرت على (ع)، و خداى متعال، تنها به وى چنین امتیازى را كرامت نموده است. نه پیش

از او و نه پس از او، براى هیچ فردى چنین فضیلتى محقق نشده است.

نَسبَ پدرى: ابى طالب (عبد مناف) بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف.

حضرت ابوطالب (ع) پس از پدرش، عبدالمطلب، به مدت 44 سال كفیل و پشتیبان حضرت محمد (ص) بود و در ظهور و گسترش اسلام

كمك‏هاى شایانى به آن حضرت نمود و ایشان را از گزند و كید و كین قریش در امان داشت و بهتر از فرزندان خویش از او حمایت كرد.

مادر: فاطمه بنت اسد بن هاشم.

حضرت على (ع) و برادرانش نخستین هاشمیانى بودند كه از پدر و مادر هاشمى تولد یافتند. مادرش (فاطمه بنت اسد) از بانوان بزرگ

صدر اسلام و از نخستین زنانى بود كه پس از خدیجه كبرى (س) به پیامبر اسلام (ص) ایمان آورد. حضرت محمد(ص) از سن هشت

 سالگى در دامن پرمهر این بانوى مجلّله تربیت یافت و بیش از چهل سال از خدمات و حمایت‏هاى او بهره‏مند بود. وى در این مدت نقش

مادر پیامبر (ص) را بر عهده داشت.

فاطمه بنت اسد به همراه خاندان پیامبر اكرم به مدینه مهاجرت كرد و در همان جا وفات یافت. پیامبر اكرم (ص) در وفات او اندوهگین

 شده و با دست خود و با پیراهن خود، او را كفن كرد و بر وى نماز خواند و به خاك سپرد. سپس ولایت فرزندش، على (ع) را بر وى

تلقین فرمود و این دعا را در حقش از خداى منان مسئلت نمود:

اللّهُ الَّذى یُحْیی وَیُمیتُ وَهُوَ حَىٌّ لا یَمُوتُ اِغْفِرْ لِأُمّی فاطِمَةَ بِنْتَ اَسَدٍ، وَلَقِّنها حُجَّتها، وَوسّعْ عَلَیْها مَدْخَلَها، بِحَقِّ نَبِیِّكَ مُحَمَّدٍ وَالْاَنْبِیاءِ الَّذینَ مِنْ قَبْلی فَاِنَّكَ اَرْحَمُ الرَّاحمینَ.(1)

مدت امامت: از زمان رحلت پیامبر اكرم (ص)، در 28 صفر سال یازدهم هجرى تا 21 رمضان سال 40 هجرى، به مدت 30 سال، كه 25 سال را بر حسب جاه طلبی سه خلیفه اول خانه نشین شدو  در

پنج سال آخر زندگى خلافت مسلمانان را نیز بر عهده داشت.

تاریخ و سبب شهادت: 21 رمضان سال 40 هجرى، بر اثر ضربت شمشیر مسمومى كه عبدالرحمن بن ملجم مرادى (از بازماندگان خوارج

نهروان) در شب 19 رمضان بر فرقش فرود آورده بود.

محل دفن: نجف اشرف، در سرزمین عراق.

نظر به این كه حضرت على (ع) از خباثت باطن بنى امیّه و خوارج عصر خویش آگاه بود، سفارش كرد محل قبرش پنهان بماند تا مورد

اهانت و هتك حرمت دشمنان قرار نگیرد. به همین دلیل، قبر شریف ایشان تا عصر خلافت منصور عباسى مخفى بود و در آن زمان، امام

 جعفر صادق (ع) آن را آشكار ساخت و مزار شیعیان و عدالت جویان جهان قرار داد.

همسران: 1. فاطمه زهرا، دختر رسول اللّه (ص)، 2. أمامه بنت أبى العاص، 3. خوله حنفیه 4. امّ البنین بنت حزام، 5. أسما بنت عمیس،

 6. لیلى بنت مسعود، 7. ام‏سعید بنت عروه، 8. محیاة بنت امرء القیس. و چند ام ولد.

امیرالمؤمنین على (ع) تا هنگامى كه فاطمه زهرا (س) زنده بود، همسر دیگرى برنگزید. نخستین بانویى كه افتخار همسرى آن حضرت،

 پس از شهادت فاطمه زهرا(س) را پیدا كرد، أمامه دختر ابى العاص بود كه بنا به سفارش فاطمه زهرا(س) پا به خانه حضرت على (ع)

نهاد. مادر أمامه، زینب، دختر رسول اللّه (ص) و خواهر اعیانىِ (پدر و مادرى) فاطمه زهرا (س) بود.

به هنگام شهادت امام على (ع) در 21 رمضان سال 40 هجرى، چهارتن از همسران عقدىِ ایشان (به نام‏هاى: امامه، اُمّ البنین، اسماء،

لیلى) در قید حیات بودند.

فرزندان: الف) پسران: 1. امام حسن‏مجتبى، 2. امام‏حسین، 3. محمد حنفیه، 4. عبدالله(اكبر)، 5. ابوبكر (محمد اصغر)، 6. عباس، 7.

عثمان، 8. جعفر، 9. عبداللّه (اصغر)، 10. یحیى، 11، عون، 12. عمر (أطرف)، 13. محمد اوسط، 14. محسن (كه به عقیده شیعیان،

 پیش از تولد، در رحم مادرش، فاطمه زهرا (س) سقط شد).

ب) دختران: 1. زینب كبرى، 2. ام‏كلثوم كبرى، 3. رقیه، 4. ام الحسن، 5. رمله كبرى، 6. رمله صغرى، 7. ام هانى، 8. میمونه، 9.

فاطمه، 10. زینب صغرى، 11. ام‏كلثوم صغرى، 12. أمامه، 13. خدیجه، 14. ام كرام، 15. ام سلمه، 16. ام جعفر، 17. جمانه، 18. نفیسه.

(در مورد فرزندان پسری حضرتاسمهایی نظیر ابوبکر؛عثمان و عمر وجود دارد.لذا در همین جهت اهل بدعت این سوال را مطرح میکنند که اگر حضرت علی(ع) با سه خلیفه مشکل داشت پس چرا اسم پسرهای خود را نام این سه نهاد؟ در جواب باید گفت که در آن زمان این سه اسم همانند اسمهای دیگر متعلق  به شخص خاصی نبوده و نامهایی بوده که هرکس دوست داشته برای فرزند خود انتخاب میکرده)

میان تاریخ نگاران، در مورد تعداد فرزندان امام على (ع) اختلاف نظر وجود دارد. برخى تعداد آنان را بیش از آنچه ذكر شد و برخى

كمتر از اینان نقل كرده‏اند؛ اما همگى در این باره متفقند كه نسل آن حضرت (ع) تنها از پنج فرزند استمرار یافت: امام حسن (ع)، امام

حسین (ع)، محمد حنفیه، ابوالفضل العباس و عمر أطرف. و سایر فرزندان ذكور آن حضرت، بدون نسل بودند.

اصحاب ویاران: تعداد اصحاب و یاران امیرالمؤمنین (ع) بى شمار است. اسامى برخى از آنان در تاریخ ثبت شده و نام بسیارى از آنان را

كه خالصانه در تقویت و تحكیم حكومت عدل اسلامىِ آن حضرت تلاش نموده و در این راه سر و جان باختند، جزخداى دانا كسى نمى‏داند.

در اینجا به نام برخى از اصحاب برجسته آن حضرت اشاره مى‏كنیم:
 

1. اصبغ بن نباته.
2. اویس قرنى.
3. حارث بن عبدالله همدانى.
4. حجر بن عدى.
5. رشید هجرى.
6. زید بن صوحان عبدى.
7. سلیمان بن صرد خزاعى.
8. سهل بن حنیف.
9. صعصعة بن صوحان عبدى.
10. ابوالأسود دوئلى.
11. عبدالله بن عباس.
12. عبدالله بن بدیل.
13. عبدالله بن جعفر.
14. عبدالله بن خبّاب.
15. عبدالله بن أبى طلحه.
16. عثمان بن حنیف.
17. عدى بن حاتم.
18. عقیل بن ابى طالب.
 

19. عمروبن حمق خزاعى.
20. قنبر.
21. كمیل بن زیاد.
22. مالك بن حارث نخعى.
23. محمد بن ابى بكر.
24. محمد بن أبى حذیفه.
25. میثم بن یحیى تمار.
26. هاشم مرقال.
27. ابو ایّوب انصارى.
28. عبیدالله بن ابى رافع.
29. مقدادبن عمرو.
30. قیس بن سعد.
31. شریح بن هانى.
32. احنف بن قیس.
33. سعید بن قیس.
34. مغیرة بن نوفل.
35. جعدة بن هبیره.
36. ابراهیم بن مالك اشتر.
 

37. هرم بن حیان.
38. ابوطفیل كنانى.
39. ابو هیثم بن تیهان.
40. ابو ثمامه صیداوى.
41. ابوذر غفارى.
42. ابو رافع.
43. ابو سعید سعد بن مالك.
44. ابو عمره انصارى.
45. جابربن عبدالله انصارى.
46. جاریة بن قدامه تمیمى.
47. جندب بن عبدالله ازدى.
48. حبیب بن مظاهر.
49. حذیفة بن یمان.
50. رفاعة بن شداد.
51. سلمان فارسى.
52. سلیم بن قیس.
53. محمد بن جعفر طیار.
54. خبّاب بن اَرَت.


 اما در مورد زمامداران حکومت باید گفت :پیش از هجرت پیامبر اكرم (ص) به همراهى امیرالمؤمنین على (ع) و سایر مسلمانان از مكه به مدینه، در شهر مكه و نواحى حجاز، حكومت واحدى نبود و تشكیلات سیاسى أعراب، به قبیله و طایفه محدود مى‏شد. به همین دلیل، نمى‏توان حاكم نام دارى را پیش از تشكیل حكومت اسلامى در مدینة الرسول، معرفى كرد.

روابط پیامبر اسلام (ص) با امیر المؤمنین، على (ع)

میان پیامبر اكرم (ص) و امام على (ع) از آغاز تا پایان زندگى آن دو بزرگوار، روابط ویژه‏اى برقرار بود كه در این‏جا به نمونه‏هایى از آن اشاره مى‏كنیم:

پس از وفات عبدالمطلب، قیمومت حضرت محمد(ص) به عمویش ابوطالب واگذار گردید. ابوطالب و همسرش، فاطمه بنت اسد، حضرت محمد(ص) را، كه از كودكى به ترتیب، پدر، مادر و جد خویش را از دست داده بود، در سن هشت سالگى به خانه خویش آورده و از او به سان فرزندانشان، بلكه بهتر از آنان، نگه‏دارى نمودند. محبّت و مهربانى با حضرت محمد(ص) تا پایان عمر آن دو ادامه داشت. هنگامى كه حضرت محمد(ص) با حضرت خدیجه(س) ازدواج كرد، زندگى مستقل و مشتركى ر اآغاز نمود؛ اما پیوند او با ابوطالب و همسرش، فاطمه بنت اسد و فرزندانشان هرگز قطع نگشت.

در سن سى سالگى حضرت محمد (ص)، آخرین فرزند ابوطالب به دنیا آمد. و ابوطالب وى را «على» نام نهاد. تولد على، در خانه كعبه، رویدادى معجزه آسا و بى‏سابقه بود. حضرت محمد (ص) از على(ع)، در سنین نوزادى مراقبت مى‏كرد، به‏هنگام خواب، گهواره‏اش را حركت مى‏داد، شیر در كامش مى‏ریخت و در برخى مواقع بدنش را مى‏شست و او را در آغوش مى‏گرفت. و به این صورت، از آغاز زندگى، او را با ألطاف و مهربانى‏هاى خویش آشنا كرد.

هنگامى كه در مكه خشكسالى و قحطى به وجود آمد و تحمل هزینه زندگى عائله ابوطالب بر وى دشوار شد، حضرت محمد(ص) از او خواست تا على(ع) را به خانه خویش برد و به اتفاق خدیجه(س) از او نگه‏دارى كند. از آن زمان به بعد، همیشه على(ع) به‏همراه حضرت محمد(ص) بود. در خانه، در سفر و در هر جایى كه او بود، على(ع) نیز بود.

آن حضرت، در هر سال، حدود یك ماه در غار حرا به عبادت و نیایش مى‏پرداخت. رابط بین آن حضرت و خدیجه(س)، على بود و بسا تنها انیس او در آن غار نیز على بود و بس. حضرت محمد(ص) در سن چهل سالگى به رسالت مبعوث شد. نخستین زنى كه به وى ایمان آورد، خدیجه و نخستین مردى كه ایمان آورد، على (ع) بود. بیشتر اوقات، این سه نفر در كنار كعبه، به عبادت و خواندن نماز جمعى مى‏پرداختند كه براى دیگران شگفت‏انگیز بود. هنگامى كه حضرت محمد (ص) از جانب خدا با پیام «وَ اَنْذِرْ عَشیرَتَك الاقرَبینَ»(2) مأموریت یافت كه طایفه و عشیره خویش را پیش از دیگران ارشاد نماید و آنان را به اسلام دعوت كند، هیچ كس دعوت آن حضرت را لبیک نگفته(قابل توجه اهل بدعت) و حتى برخى از آنان سخنان ایشان را به استهزا گرفتند. در آن جمع، تنها على(ع) دعوت اسلام و پیامبر (ص) را پذیرفت. پیامبر اكرم (ص) دست على (ع) را گرفت و فرمود: «اِنَّ هذا اَخى و وَصیّى وَ خَلیفَتى؛(3) این، برادر، وصى و خلیفه من است.».

از این زمان، كه جز خدیجه (س) و على (ع) كسى به پیامبر (ص) ایمان نیاورد، على(ع) به عنوان وصى و خلیفه آن حضرت معرفى مى‏شد. این مسئله، یك أمر عاطفى نیست، بلكه فرمان الهى است كه از طریق پیامبر خدا ابلاغ گردید. از این تاریخ، مسؤولیت على (ع) نسبت به اسلام و پیامبر خدا (ص) سنگین‏تر شده و احساس وظیفه بیشترى مى‏كرد. هر چه از عمرش مى‏گذشت و دوران نوجوانى را پشت سر مى‏گذارد و به مرحله جوانى مى‏رسید، عشق و علاقه او به پیامبر اكرم(ص) افزون‏تر شده و دفاعش از محمد (ص) جدى‏تر و شدیدتر مى‏گردید.

اوج ایثارگرى‏هاى على (ع) براى پیامبر اكرم (ص)، در مكه معظمه، در لیلةالمبیت است، هنگامى كه سران قریش پس از مشورت‏هاى بسیار، در دارالنّدوه، به این نتیجه رسیدند كه چهل نفر از طوایف وقبایل گوناگون مكه، شبانه به خانه پیامبر اكرم (ص) هجوم آورده و او را با شمشیرهاى خویش قطعه قطعه كنند و براى همیشه، صداى اسلام را خاموش كنند. پیامبر اكرم (ص) براى خنثى سازى نقشه آنان، شبانه از خانه خارج و به غار ثور پناهنده شد و على (ع) براى فریب دشمن، داوطلب شده و در بستر پیامبر (ص) خوابید تا دشمنان از گریز پیامبر (ص) مطلع نشوند.

در اواخر شب، مأموران قریش با شمشیرهاى برهنه وارد اتاق پیامبر شده و به خیال خود، به طور گروهى، قصد حمله به آن حضرت را نمودند؛ ناگهان على (ع) از بستر پیامبر (ص)، برخاست و با آنان به مشاجره پرداخت. مهاجمان كه سراسر وجودشان را خشم فرا گرفته بود، على (ع) را رها كرده و براى یافتن پیامبر (ص) به راه افتادند تا شاید او را بیابند و به قتل رسانند. قرآن مجید درباره فداكارى على(ع) در لیلة المبیت مى‏فرماید: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرى نَفْسَه أبْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ»(4).

و هنگامى كه پیامبر (ص) به مدینه مهاجرت فرمود، على (ع) مأموریت یافت كارهاى برزمین مانده پیامبر(ص) را در مكه سامان بخشد، بدهكارى‏هاى ایشان را بپردازد و خاندانش، از جمله دخترش، فاطمه زهرا (س) را از مكه به مدینه كوچ دهد.

در مدینة الرسول، كه نخستین پایه‏هاى حكومت اسلامى به دست تواناى پیامبر اكرم (ص) و مجاهدت‏هاى وصف‏ناپذیر صحابه ومسلمانان صدر اسلام بنا نهاده شده بود، نقش على (ع) پس از حضرت محمد (ص) نقش حساس و تعیین كننده‏اى بود، به ویژه پس از آن‏كه على (ع) به دامادىِ پیامبر اكرم (ص) مفتخرشد و بانوى بانوان عالم، حضرت فاطمه زهرا (س) به همسرىِ آن حضرت در آمد.

دفاع على (ع) از پیامبر اسلام (ص) در جنگ‏ها و غزوات آن حضرت و مبارزه با دشمنان كینه توز اسلام، حقیقت انكار ناپذیرى است كه در تاریخ شیعه و اهل بدعت ثبت و درج گردیده است.

رشادت‏هاى على (ع) در جنگ‏هاى بدر، احد، خندق، خیبر، حنین و سایر غزوات و سریه‏ها، اسلام را بیمه نمود و از گزند مشركان و بدخواهان رهایى بخشید. این گونه فداكارى و رشادت‏ها در اعتلاى پرچم اسلام و برپایىِ نظام توحیدىِ اسلامى، علاقه متقابل پیامبر (ص) و على (ع) را دو چندان مى‏كرد. تعابیرى كه از آن حضرت درباره على (ع) نقل شده است، گویاى شخصیت و قرب على (ع) به خدا و رسول خدا (ص) است. به عنوان نمونه، در جنگ خندق (احزاب) هنگامى كه على(ع) براى مبارزه، در برابر عمرو بن عبدود قرار گرفت، پیامبر اكرم (ص) فرمود:

بَرَزَ الْایمانُ كُلُّهُ اِلىَ الشِّركِ كُلِّه‏(5)؛ تمام ایمان در برابر تمام شرک به مبارزه برخاسته است.

پس از آن كه على(ع) با پیروزى و كشتن دشمن خیره سر، از میدان نبرد بیرون آمد و صداى تكبیر مسلمانان فضاى مدینه را معطر ساخت، پیامبر اكرم(ص) درباره على(ع) فرمود:

ضَرْبَةُ عَلىٍ‏ّ یَوْمَ الْخَنْدَقِ اَفْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثَّقَلَیْن؛(6)ارزش شمشیرى كه على در روز خندق بر دشمن فرود آورد، از عبادت جهانیان بیشتر است.

سرانجام در سال دهم هجرى، پس از پایان یافتن مراسم فریضه حج و باز گشت حجاج به شهرهاى خویش، پیامبر اكرم (ص) پیش از رسیدن به وطن، مأموریت یافت على(ع) را به عنوان جانشین و خلیفه پس از خویش معرفى كند:

یا أیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ؛(7)

اى پیامبر! آنچه از پروردگارت (درباره ولایت على) به تو رسیده است، به مردم ابلاغ نما.

سپس در خطاب به پیامبر (ص)، آمده است:

وَاِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ؛(8)

اگر آن را انجام ندهى (على را به ولایت برنگزینى) رسالت خویش را به پایان نرسانده‏اى. و خداوند تو را از مردم (آنانى كه با ولایت على مخالفند) ایمن خواهد داشت.

به همین منظور، پیامبر اسلام در میانه راه مكه و مدینه، در موضعى به نام «غدیرخم» كه در سه میلى «جحفه» قرار دارد، حاجیان و همراهان خویش را گرد آورده و با این عبارت، على (ع) را به ولایت و جانشینى خویش معرفى كرد:

مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلیٌ مَوْلاهُ، اَللّهُمَ وَالِ مَنْ والاه وَعادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَه؛(9)

هر كس كه من مولاى او و أولى به نفس او هستم، این على مولاى او و أولى به نفس او است. بار خدایا! دوست باش با هر كسى كه با على دوست باشد، و دشمن باش با هر كسى كه با او دشمن باشد! یارى كن كسى را كه او را یارى دهد و واگذار كسى را كه او را واگذارد!

به این صورت، حضرت على (ع) به عنوان جانشین پیامبر (ص) معرفى شد و به دستور رسول خدا (ص) مردم مأمور شدند در خیمه حضرت على (ع) گرد آمده و این منصب را به وى تبریک و تهنیت گویند. از میان مردم، بیش از همه، عمربن خطاب در گفتن تبریک و تهنیت مبالغه مى‏كرد(که همهاینها از سر حسادت و حیله بوده). او خطاب به آن حضرت گفت: «بَخٍّ بَخٍ‏لَكَ یا عَلیّ! اَصْبَحْتَ مَوْلاىَ وَمَوْلى‏ كَلِّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ».(10)

پس از بازگشت به مدینه، چند ماهى نگذشته بود كه شهادت جانگداز پیامبر اسلام(ص) مسلمانان را در اندوهى بزرگ فرو برد و ابر سیاه فقدان پیامبر (ص) بر سر مسلمانان سایه افكند. در هنگامى كه حضرت على (ع) با مساعدت برخى از خویشاوندان خود و بنا به سفارش پیامبر اكرم (ص) به كار غسل و كفن نمودن بدن مطهر آن حضرت سرگرم بود، برخى از صحابه در سقیفه بنى ساعده گرد آمده و درباره جانشینىِ پیامبر اكرم (ص) به رایزنى و مجادله پرداختند(که این جانشینی قبلا انجام شده بود و حضرت علی جانشین حضرت پیامبر بودند ولی .....) و سرانجام، ابوبكر بن ابى قحافه را به عنوان نخستین خلیفه برگزیدند و حق على (ع) را كه از جانب پیامبر اكرم(ص) به آن تصریح شده بود، نادیده گرفتند. پیامبر اكرم (ص) در حیات با بركت خویش بارها این موضوع را پیش بینى كرده و براى پیش‏گیرى از آن، به مردم درباره مقام و منزلت على (ع) آگاهى می‏داد. روایت ذیل نمونه‏اى از سخنان پیامر اسلام(ص) درباره حضرت على (ع) است كه ابراهیم بن ابى محمود از امام رضا (ع) و ایشان از پدر و اجدادش نقل مى‏كند:

عَنْ عَلیّ‏بْنِ الْحُسَیْنِ (ع) قالَ: قالَ رَسُولُ اللَّه صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ: یا عَلىّ أنْتَ الْمَظْلُومُ مِنْ بَعْدی، فَوَیْلٌ لِمَنْ ظَلَمَكَ وَاعْتَدى‏ عَلَیْكَ وَطُوبى‏ لِمَنْ تَبَعَكَ وَلَمْ یَخْتَرْ عَلَیْكَ...(11)؛

اما زین العابدین (ع) فرمود: پیامبر اكرم (ص) خطاب به امام على بن ابى‏طالب (ع) فرمود: اى على! پس از من تو مظلوم هستى. پس واى به حال كسى كه به تو ستم و تعدى نماید و خوشا به حال كسى كه از تو پیروى كرده و علیه تو اختیار نكند.

اى على! تو پس از من مبارزه خواهى نمود. پس واى به حال كسى كه باتو نبرد كند و خوشا به حال كسى كه در ركاب تو بجنگد.

اى على! تو همانى كه به كلام من سخن مى‏گویى و با زبان من تكلّم مى‏كنى. پس واى به حال كسى كه كلام تو را رد كند و خوشا به حال كسى كه سخن تو را بپذیرد.

اى على! تو پس از من سرور این امتى و پیشواى آنان و جانشین من در بین آنان هستى. كسى كه از تو جدا شود، روز قیامت از من جدا خواهد شد. كسى كه با تو باشد، روز قیامت با من خواهد بود.

اى على! تو نخستین ایمان آورنده به من و تصدیق كننده‏ام هستى. و تو اولین كسى هستى كه در كارم به من كمك كردى و همراه من با دشمنم جنگیدى. و تو نخستین نمازگزار با من بودى در حالى كه مردم در آن هنگام در غفلت نادانى بودند.

اى على! تو اولین كسى هستى كه با من از زمین برانگیخته مى‏شوى و نخستین كسى كه با من از صراط مى‏گذرى. و خداى من، عزّوجلّ، به عزّتش سوگند یاد كرده است كه از صراط نمى‏گذرد مگر كسى كه برات ولایت تو و امامان از فرزندانت را داشته باشد. و تو نخستین فردى هستى كه بر حوض من (كوثر) وارد مى‏شوى كه دوستانت را از آن سیراب و دشمنانت را از آن باز مى‏دارى.

و هنگامى كه در مقام محمود جاى گرفتم، تو همنشین من هستى كه از دوستان ما شفاعت كنى و تو از آنان شفاعت مى‏كنى. و تو نخستین كسى هستى كه در بهشت داخل مى‏شوى و پرچم من، كه لواى حمد است، بر دست تو است. و این پرچم، هفتاد شقّه است كه هر شقّه آن وسیع‏تر از خورشید و ماه است. و تو صاحب درخت طوبى در بهشت هستى كه ریشه‏اش در خانه تو و شاخه هایش در خانه‏هاى شیعیان و دوستداران تو است.

روابط امام على (ع) با خلفا

پس از رحلت جانسوز پیامبر اسلام (ص) در حالى كه حضرت (ع) با تعدادى از خواص به تجهیز جنازه آن حضرت مشغول بودند، گروهى از انصار و مهاجران، در سقیفه بنى ساعده تجمع كرده و درباره زمامدار پس از پیامبر (ص) به گفتگو پرداختند. گروه مهاجر با تمسك به مسئله سبقت در اسلام و نزدیكى به پیامبر (ص)، خلافت را از آن خود دانسته و ابوبكر بن ابى قحافه را به عنوان خلیفه رسول اللّه(ص) انتخاب كردند.

مهاجران و انصار، كه فرمان خدا و رسولش (ص) درباره ولایت و حكومت امام على (ع) (در غدیر خم) را نادیده گرفته بودند، در تحكیم پایه‏هاى حكومت خلیفه اوّل كوشیدند و همگان را به بیعت با وى ترغیب نمودند و مخالفان سقیفه بنى ساعده را با تهدید وادار به انقیاد و تسلیم كردند. در این میان، حضرت على (ع) و بزرگان بنى‏هاشم و برخى از صحابه پیامبر (ص) كه یقین به رهبرى و ولایت امام على (ع) داشتند، از بیعت با ابوبكر امتناع كرده و با تحصن در خانه فاطمه زهرا (س) مخالفت خود را با خلافت ابوبكر اعلام نمودند؛ اما رفتار حكومت با آنان خشونت‏آمیز بود، به طورى كه براى بیرون بردن حضرت على (ع) و طرفداران ولایت ایشان، درِ خانه فاطمه (س) را آتش زدند و به خانه‏اى كه پیامبر (ص) بدون اجازه وارد آن نمى‏شد، هجوم آورده و با بى‏حرمتىِ تمام، حضرت على (ع) و یارانش را به مسجد برده و مجبور به بیعت ساختند. در این هجوم وحشیانه، حضرت فاطمه، دختر رسول خدا(ص) آسیب فراوانى دید و بر اثر آن، حملش سقط گردید.

حضرت على (ع) پس از تثبیت حكومت ابوبكر، چاره‏اى جز سكوت و كناره‏گیرى از سیاست ندید. به همین دلیل، حدود 25 سال، در عین راهنمایى و یارى رسانى به مسلمانان و خلفاى سه‏گانه، خانه‏نشینى را اختیار و با كرامت نفس، از گرفتن حق مسلّم خویش چشم‏پوشى كرد. خلفاى سه‏گانه (ابوبكر، عمر و عثمان) كه امام على (ع) را آینه تمام نماى پیامبر (ص) دانسته و رقیب خویش مى‏پنداشتند، از گوشه‏گیرى و خانه‏نشینى آن حضرت استقبال كرده و او را با ترفندهاى گوناگون، از صحنه سیاست و حكومت خارج نمودند. ادامه در لینک زیر


1. بحار الأنوار، ج‏35، ص‏179، باب 3، ح 85؛ اهل البیت، ص 191؛ فی رحاب أئمة أهل البیت، ج‏1، ص 8.

 

2. شعراء (26) آیه 214.

 

3. فروغ ابدیت، ج‏1، ص‏259؛ فی رحاب أئمة أهل البیت، ج‏1، ص‏41.

 

4. بقره (2) آیه 207.

 

5. بحار الأنوار، ج‏20، ص‏215، باب‏17، ح‏2؛ فی رحاب أئمة أهل البیت، ج‏1، ص‏211.

 

6. مناقب آل أبى طالب، ج‏3، ص‏138؛ فی رحاب أئمة أهل البیت، ج‏1، ص‏218 (با اندكى تفاوت در عبارت).

 

7. مائده (5) آیه 71.

 

8. همان (5) آیه 67.

 

9. بحار الأنوار، ج‏21، ص 387، باب 36، ح 10؛ فی رحاب أئمة أهل البیت، ج‏1، ص 284.

 

10. بحار الأنوار، ج‏21، ص‏387، باب 36، ح 10؛ فی رحاب أئمة أهل البیت، ج‏1، ص 284.

 

11. بحار الأنوار، ج‏39، ص 211، باب 85، ح‏2؛ عیون اخبار الرّضا، ج‏1، ص 303.




ادامه زندگینامه


نوع مطلب : مقالات، حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : زندگانی حضرت علی(ع)، حضرت علی(ع)، علای، علی، یاعلی،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
پنجشنبه 27 مرداد 1390 :: نویسنده : مجنون علی
بسم رب الحیدر

شب ضربت خوردن حضرت امیرالمومنین حیدر علیه السلام تسلیت باد












نوع مطلب : حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : شهادت، شه، علی، یا علی، تسلیت،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی

سلام در این پست همه چیز درباره شمشیر حضرت علی علیه السلام یعنی ذوالفقار رو براتون گذاشتم که مطالعه کنید

 

 


لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید ....



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : علی، حضرت، ذو، ذوالفقار، شمشیر، شمشیر حضرت علی،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

عبادت بی ولایت حقه بازیست
اساس مسجدش بتخانه سازیست
چرا سنی نمیخواهد بداند
وضوی بی ولایت آب بازیست
یا علی
مدیر وبلاگ : مجنون علی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
کدام مذهب ؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Google PageRank Checker
فال حافظ
یا حیدر


http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG
ابزاروبلاگ

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو