تبلیغات
هیئت امیرالمومنین علیه السلام - مطالب ابر عمربن الخطاب
هیئت امیرالمومنین علیه السلام
مناظره با اهل سنت

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم
یا علی مدد

چه کسانی ابوبکر و عمر را لعن و نفرین کرده اند ؟


1) خداوند عمر و ابابکر را لعن نموده !

خداوند در آیات متعددی از قران آن دو و هر ظالم دیگری در حق اهل بیت علیهم السلام را لعنت فرموده. به آنها وعده عذاب داده است. از جمله آن آیات قول خدای سبحان است:

همانا کسانی که خدا و پیامبرش را آزار می دهند خدا در دنیا و آخرت نفرینشان کرده و برای آنان کیفری خفت بار مهیا نموده است. (احزاب/57)

اثبات اینکه این لعنت و نفرین شامل حال آنهاست ادله متعددی است که ما به یک دلیل اشاره می نماییم. و آن این که عامه و خاصه از پیامبر اکرم ص روایت کرده اند که حضرت فرمودند:

فاطمه سلام الله علیها پاره تن من است. هرکس او را اذیت کند مرا اذیت کرده و هرکس مرا بیازارد خدا را آزرده است. (1)

و از متواتران و مسلمات نزد عامه و خاصه این است که آن دو نفر حرمت کلام رسول خدا ص را نگاه نگذاشتند و فاطمه زهرا سلام الله علیها را به قدری آزار و اذیت نمودند که آن حضرت خطاب به آن دو نفر فرمود:

خدا و ملائکه اش را شاهد می گیرم که شما دو نفرمرا به خشم آوردید و رضایت مرا جلب نکردید و اگر پیامبر اکرم ص را ملاقات نمایم هر آینه شکایت شما دو نفر را به وی خواهم کرد.(2)

به خدا قسم! بعد از هر نمازم بر تو (ابوبکر) نفرین می کنم. (3)

و از این روایات استفاده می شود که طبق نظر تواریخ شیعه و سنی حضرت فاطمه سلام الله علیها با خشم و غضب از آن دو به شهادت رسیده. به نقل از ابن ابی الحدید معتزلی توجه نمایید:

فاطمه سلام الله علیها از دنیا رفت در حالی که سخت از ابوبکر و عمر غضبناک بود. (4)

و نیزبه این نقل که محمد بن اسماعیل بخاری در کتاب صحیح خود آورده توجه فرمایید:

فاطمه سلام الله علیها دختر رسول خدا بر ابوبکر خشم گرفت و با او قطع رابطه نمود و این قهرو غضب وی با ابوبکر پیوسته استمرار یافت تا از دنیا رفت. (5)

و به این نقل نیز توجه فرمایید:

فاطمه سلام الله علیها بر ابوبکر غضب نمود و با او قطع رابطه کرد و تا زمانی که زنده بود با ابوبکر سخن نگفت...هنگامی که از دنیا رفت شوهرش علی علیه السلام وی را شبانه دفن کرد و به ابوبکر خبر نداد و خودش بر جنازه وی نماز خواند...(6)

و نیز به این نقل توجه فرمایید:

فاطمه سلام الله علیها با ابوبکر قطع رابطه نموده و با او سخن نگفت تا از دنیا رفت.

و این ها همه در حالی است که عامه و خاصه در احادیث صحیحه روایت کرده اند که پیامبر اکرم ص بارها فرمودند: خداوند با خشم فاطمه سلام الله علیها خشمگین و با رضایت او راضی می گردد. (7)

2) رسول خدا ص عمر و ابابکر را لعن نموده !

عمر بن خطاب از پیامبر اکرم صلی الله علیه واله روایت می کند که فرمودند:

حرمت مرا در عترت و ذریه ام حفظ کنید. هر کس حرمت مرا در آنان حفظ نماید خدا او را حفظ کند و بدانید لعنت خدا بر کسی که مرا در مورد عترت و ذریه ام آزار و اذیت نماید...(حضرت 3 مرتبه این را تکرار فرمودند) (8)

ابوسعید خدری گوید پیامبر اکرم صلی الله علیه واله فرمودند:

علی علیه السلام را دوست بدارید. چرا که گوشت او از گوشت من وخون او از خون من است. خدا لعنت کند کسانی از امتم را که عهد من نسبت به علی علیه السلام را ضایع نمودند و وصیتم را در مورد او فراموش کردند. اینان هیچ نصیبی نزد خدای متعال ندارند. (9)

پیامبر اکرم صلی الله علیه واله فرمودند: یا علی بترس از حقد و کینه هایی که در سینه افرادی هست که تا من زنده ام اظهار نمیشود مگر پس از مرگ من. خداوند آنها را لعنت کند وتمام لعنت کنندگان عالم آنها را لعن خواهند نمود. (10)

3) اهل بیت علیهم السلام عمر و ابابکر را لعن نموده اند !

الف: امیرالمومنین علیه السلام:

در حدیثی از ایشان نقل شده است که فرمودند: خدا پسر خطاب (عمر) را لعنت کند. اگر او نبود هیچ مرد و زنی زنا نمی کرد مگر زن و مرد شقی. (11)

همچنین محمد بن مثنی در کتاب خود از حارث بن مغیره نضری روایت کرده که او به امام صادق علیه السلام عرض کرد: ابو معقل مزنی مرا خبر داد از امیرالمومنین علیه السلام که آن جناب نماز مغرب را با جماعت خواند و در رکعت دوم, قنوت خواند و لعن کرد معاویه و عمروبن العاص و ابوموسی اشعری و ابوالاعمر سلمی را. حضرت فرمود: راست گفت پس تو هم ایشان را لعنت کن. (12)

در دعای عظیم الشان صنمی قریش نیز که مولا امیرالمومنین علیه السلام روز و شب و وقت سحر بدان مواظبت می فرمودند، و آن را در قنوت نماز می خواندند به صراحت میفرمایند:

خداوندا لعـنت کن دو بـت قریش(ابوبکر و عمر) و دو مشرک آنرا، و دو سرکرده ضلالت را، و آن دو دروغ پرداز را، دختر آنان (عایشه و حفصه) را، آن دو نفری که فرمانت را زیر پا نـهادند، و وحی تو را نپـذیـرفتند، و نعـمت رسولت را انکار کردند، و نافرمانی پیامبرت را کردند و ... (13)

ب: حضرت فاطمه سلام الله علیها:

ایشان فرمودند: به خدا قسم در هر نمازم بر تو (ابوبکر) نفرین میکنم. (14)

پ: امام سجاد علیه السلام:

ابو حمزه ثمالی از آن حضرت سوال کرد:
از شما راجع به فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) سوال می کنم. حضرت فرمودند: لعنت خدا به تمام لعنتهایش بر آن دو باد. (15)

ت: امام محمد باقر علیه السلام:

حنان بن سدیر از پدرش از امام باقر علیه السلام نقل کردند که حضرت فرمودند:

به خدا قسم هیچ از یک ما از دنیا نرود مگر غضبناک باشد از آن دو و هیچ روزی بر ما نمی گذرد مگر این که نسبت به آن دو خشمگین هستیم. و بزرگانمان به کوچکترها به این امر سفارش می کنند...لعنت خدا و ملائکه و تمامی مردم بر آن دو نفر باد. (16)

همچنین ورد بن زید (برادر کمیت بن زید شاعر اهل بیت علیهم السلام) گوید:

پرسیدیم از امام محمد باقر علیه السلام درباره عمر و ابابکر ؟ حضرت فرمودند: هر کس بداند خداوند حکیم عادل است, از آن دو بیزاری می جوید. و هیچ خونی نیست که ریخته شود مگر آنکه به گردن آن دو نفر باشد. (17)

ث: امام جعفر صادق علیه السلام:

حسین بن ثویر و ابوسلمه سراج نقل کرده اند که: از امام صادق علیه السلام شنیدیم که آن حضرت بعد از هر نماز واجب لعن می کرد چهار مرد ملعون و چهار زن ملعون را.  اما مردان عبارتند از: ابابکر, عمر, عثمان, معاویه و زنان عبارت بودند از: عائشه,حفصه, هند و ام الحکم خواهر معاویه. (18)

همچنین مرحوم شیخ طبرسی از امام صادق علیه السلام روایت کرده که حضرت به راوی فرمود: در تعقیب نماز از جای بر مخیز تا لعن کنی بنی امیه را. پس بگو: اللهم العن بنی امیة.

ج: امام رضا علیه السلام:

در کتاب مهج الدعوات آمده است از امام رضا علیه السلام نقل شده است که فرمودند: کسی که دعا کند در سجده شکر به این دعا مانند کسی است که همراه پیامبر اکرم ص در جنگ بدر تیر می انداخته است:

خدایا لعنت کن آن دو نفری (ابوبکر و عمر) که دینت را تبدیل کردند و نعمتت را تغییر دادند و به پیامبرت تهمت زدند...و رسولت را مسخره کردند..و تحریف کردند کتابت را..و کشتند اولیائت را و...

ح: امام جواد علیه السلام:

زکریا بن آدم می گوید: در خدمت امام رضا علیه السلام بودم که امام جواد علیه السلام را که در سن کمتر از چهار سال بودند آوردند. امام علیه السلام با دست خود به زمین زد و سر مبارک خود را به طرف آسمان بلند کرد و در فکر فرو رفت. امام رضا علیه السلام فرمودند: جانم فدایت! در چه رابطه اینقدر فکر می کنی؟

امام جواد علیه السلام عرضه داشتند: در آن مصائبی که نسبت به مادرم فاطمه سلام الله علیها روا داشته شد. به خدا سوگند آن دو را از قبر بیرون می آورم و آتش می زنم پس خاکستر آن ها را بر باد داده یا به دریا می ریزم. پس امام رضا علیه السلام آن حضرت را نزدیک به خود نمود و بین دو چشمش را بوسه زد و فرمود: تو لایق امامت هستی. (19)

خ: امام زمان عج:

امام صادق علیه السلام فرمودند: هنگامی که حضرت قائم عج ظهور فرماید آن دو (عمر و ابوبکر) را لعنت نموده و از آنها برائت می جوید. (20)

مرحوم آیت الله سید نصر الله مستنبط در حرم امیرالمومنین علیه السلام حضرت بقیة الله عج را در حال نماز مشاهده نمود, به دعای دلنشین امام عصر عج گوش فرا داد و شنید که حضرت در قنوت خود این گونه دعا می فرمود:

بارالها! به راستی که معاویة بن ابی سفیان در حق امیر المومنین ظلم و ستم روا داشت. خدایا! او را به لعن و عذاب سختی گرفتار ساز. (21)

چ: دستور همه اهل بیت علیهم السلام به لعن آنها:

امام صادق علیه السلام فرمودند: ما طائفه بنی هاشم به کوچک و بزرگمان امر می کنیم که آن دو نفر را مورد سب خود قرار داده و از آنها بیزاری بجویند. (22)

4) اصحاب صدر اسلام عمر و ابوبکر را لعن گفته اند !

امیر المومنین علیه السلام فرمودند: خدا رحمت کند سلمان و اباذر و مقداد را, هیچ کس به اندازه ایشان آن دو (عمر و ابابکر) را نشناخت و از آنان بیزاری نجست و آنان را لعنت ننمود. (23)

همچنین امام علی علیه السلام خطاب به عمار فرمودند: ای عمار! آیا رسول الله را دوست نداری و از دشمنانش بیزاری نیستی؟ عمار عرض کرد: بلی. فرمود: مرا هم دوست داری و از دشمنم بیزاری؟ عمار عرض کرد: بلی. فرمود: تو را بس ای عمار که از آن دو نفر (عمر و ابابکر) بیزاری جستی و آنان را لعن نمودی. (24)

5) ملائک آسمان عمر و ابابکر را لعن می کنند !

ابان از سلیم نقل می کند که او گفت: به ابوذر گفتم: خدا تو را رحمت کند. عجیب ترین مطلبی که از پیامبر ص در مورد علی بن ابیطالب علیه السلام شنیده ای برای من بگو. گفت: شنیدم از رسول خدا صلی الله علیه و اله که فرمود: گرداگرد عرش الهی نود هزار ملک هستند که هیچ تسبیح و عبادتی ندارند مگر اطاعت از علی بن ابیطالب علیه السلام و بیزاری جستن از دشمنانش و استغفار برای شیعیانش.

سلیم گوید: گفتم: خدا تو را رحمت کند غیر از این هم برایم بگو. گفت: شنیدم که حضرت فرمودند: خداوند جبرئیل و میکائیل و اسرافیل را به اطاعت از علی علیه السلام و بیزاری از دشمنانش و استغفار برای شیعیانش مخصوص گردانیده است. (25)

6) تمام موجودات عالم عمر و ابابکر را لعن میکنند !

امام زین العابدین نقل کرده است که رسول خدا ص فرمودند: وای و ویل بر معاندین و دشمنان علی علیه السلام که کافر به محمد ص هستند. و گفته های او (پیامبر ص) را تکذیب می نمایند. چگونه خدا در بالای عرش خود به بدترین لعنی لعنتشان می کند. و نیز چگونه حاملان عرش و کرسی و حجابها و نیز در آسمانها و زمین ها و هوا و آنچه بین آنهاست و آنچه در زیر آنها قرار گرفته تا به زمین آنها را لعن می نمایند.

و چطور ملائکه ابر و باران و خشکی و دریاها و خورشید و ستارگان آسمان و سنگریزه ها و شن های زمین و سایر جنبندگان از حیوانات به آنها لعن می کنند...!

پس خدا به هر یک از لعنتهایی که آنان می فرستند جایگاه آن دشمنان را پست می کند و وضعیت و حالشان را کریه و بد قرار می دهد تا روز قیامت که بر او وارد می شوند و آنها در بین مردم مشهور می شوند به اینکه مورد لعن و غضب الهی قرار گرفته اند و آنها را از رفقا و دوستان شیطان و نمرود و فرعون و دشمنان خدا قرار داده می شوند.

و همانا از بزرگترین اموری که بهترین ملائکه حجابها و آسمانها با آن به سوی خدا مقرب میشود سلام و صلوات بر دوستان ما اهل بیت علیهم السلام و لعن و بیزاری از دشمنان ما می باشد. (26)

7) لعن به آنها بر روی درب بهشت !

امام موسی بن جعفر علیه السلام از پدرانشان علیهم السلام که رسول خدا صلی الله علیه واله فرمودند: داخل بهشت شدم دیدم بر درِ آن نوشته شد: معبودی جز الله نیست, محمد صلی الله علیه و اله حبیب خداست, علی بن ابیطالب علیهم السلام ولی پروردگار است, فاطمه سلام الله علیها أمة الله است, حسن و حسین علیهما السلام برگزیدگان خدایند و بر مبغضین اینان لعنت خدا باد. (27)

8) لعن عمر و ابابکر در عالمی دیگر !

امام صادق علیه السلام و از پدر بزرگوارشان ع و او از پدر بزرگوارشان امام سجاد ع و او از جد بزرگوارشان امیرالمومنین علیه السلام روایت فرمودند:

خداوند در پشت مغرب شهری دارد به نام جابلقا و در آن هفتاد هزار امت است که همه شان مثل این امت هستند ولی به اندازه چشم به هم زدنی نافرمانی نمی کنند. آنان هیچ عملی ندارند و کلامی نمی گویند مگر نفرین بر آن دو (عمر و ابابکر) و بیزاری جستن از آنها و اقرار به ولایت اهل بیت پیامبر ص. (28)

همچنین از امام صادق روایت شده که فرمودند: خدا را در پس این سرزمین سرزمینی است درخشان که پرتو نور این زمین از آن است. و در آن موجوداتی به سر می برند, خدا را عبادت می کنند و شرک به او پیدا نمی کنند و از فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) بیزاری می جویند. (29)

و نیز از امام صادق علیه السلام در روایت دیگری فرمودند: در پشت این چشمه خورشید شما چهل چشمه خورشید دیگر است و در آنها خلق بسیاری است. و در پشت این ماه شما چهل ماه دیگر است و در آنها خلق بسیاری وجود دارد که نمی دانند خدا آدم را آفریده یا نه, ولی بیزاری و لعن بر فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) به آنها الهام شده است. (30)

و از امام رضا علیه السلام نقل شده است که فرمودند: خداوند را پشت این نطاق (نطاف) آسمان زبرجد سبزی است که به واسطه آن, آسمان سبز می گردد. گفتم: نطاق (نطاف) چیست؟ فرمود: پرده است, خدا را پشت آن هفتاد هزار عالم است پیش از تعداد جن و انس و تمامی آنان فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) را لعنت می کنند. (31)

9) لعن حیوانات بر عمر و ابابکر

به بعضی از روایات در این زمینه اشاره می نماییم:

الف: چکاوک

امام رضا علیه السلام از پدر بزرگوارشان و از جد بزرگوارشان ع روایت فرموده اند که ایشان فرمودند: قنبره (نوعی گنجشک است که به آن چکاوک گفته میشود) را نخورید و آن را دشنام ندهید و به دست بچه ها ندهید تا با آن بازی کنند. چرا که این حیوان بسیار تسبیح می گوید. و تسبیح او این است: خدا مبغضین (دشمنان) آل محمد صلی الله علیه و اله را لعنت کن. (32)

همچنین انس بن مالک نقل کرده که رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمودند: خداوند مخلوقاتی دارد که از فرزندان آدم نیستند, اینان مبغض علی بن ابیطالب ع را لعن می کنند. عرض کرد: اینان چه کسانی هستند یا رسول الله؟ فرمود: اینها چکاوکها هستند که سحرگاهان به بالای درختان ندا می دهند: لعنت خدا بر مبغض علی بن ابیطالب علیه السلام, بسم الله الرحمن الرحیم و سلام بر بندگانی که خدا برگزیده است. (33)

ب: کبک

امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: امیرالمومنین علیه السلام روزی از سرزمینی عبور می کردند که در آن هیچ آب و غذایی نبود و کسی در آن زندگی نمی کرد. و نگاه حضرت به کبکی افتاد به آن خطاب کرده و فرمودند: ای کبک! تو از چه زمانی در این بیابان هستی؟ و از کجا آب و غذا تهیه می کنی؟

عرضه داشت: ای امیرالمومنین من از صد سال پیش تاکنون در این بیابان هستم. و هنگامی که گرسنه می شوم بر شما درود و صلوات می فرستم و بدین وسیله سیر می گردم. و هنگامی که تشنه می شوم بر ظالمین شما نفرین می کنم تا این که بدین وسیله سیراب شوم. (34)

ج: پرنده ای از پرندگان

در روایتی از عماریاسر و جابر انصاری آمده است که هرکدام گفته اند: در خدمت امیرالمومنین علیه السلام در بیابانی بودم که دیدم حضرت از مسیر جاده بیرون رفته من هم به دنبال ایشان رفتم و دیدم که حضرت ع به طرف آسمان نگاه کرد. سپس تبسم نمودند و فرمودند: احسنت ای پرنده! به فضل او (خدای متعال) می خواندی!

عرضه داشتم: مولای من! پرنده کجاست؟ حضرت فرمودند: در هواست. آیا دوست داری آن را ببینی و صدایش را بشنوی؟ عرضه داشتم: بلی مولای من! پس آن حضرت نگاهی به آسمان کرده و زیر لب دعائی خواندند که ناگهان پرنده ای به طرف زمین آمدو روی دستان مبارک امیرالمومنین علیه السلام فرود آمد. حضرت دست مبارک خود را بر پشت آن پرنده نهادند و فرمودند: به اذن خدا سخن بگو که من علی بن ابیطالب ع هستم. پس خدای متعال زبان آن پرنده را به لغت عربی واضح به نطق درآورده و آن پرنده گفت: سلام بر تو ای امیرمومنان و رحمت و برکات خدا بر تو باد. پس حضرت جواب سلام داد. و به او فرمودند: در بیابان خشک و بی آب و علف, غذا و آبت را از کجا تهیه می کنی؟ عرضه داشت: مولای من! هر گاه گرسنه می شوم یاد از ولایت شما اهل بیت می کنم و از این طریق سیر می شوم و هرگاه تشنه می شوم از دشمنان شما بیزاری می جویم تا از این طریق سیراب می شوم. حضرت فرمودند: برکت برای تو باشد. برکت برای تو باشد. (35)

10) لعن ابوبکر بر عمر

ابوبکر گفت: خدا پسر صهاک (عمر) را لعنت کند. او مرا نسبت به ذکر گمراه کرد و به راستی که او چه بدهمنشین و رفیقی است. (36)

11) لعن عمر بر منکرین امیرالمومنین علیه السلام

در روایت است که عمر خطاب به امام حسین علیه السلام عرضه داشت: ای حسین! لعنت خدا بر کسی که حق پدرت را منکر باشد. (37)


اسناد:

(1) صحیح بخاری ح3427 و 3483 – کنزالعمال 6/220 , فیض القدیر4/421, مسند احمد بن حنبل 4/328, صحیح مسلم ح4483, سنن ترمذی 2/319 و...

(2) دلایل الامامه ص45, کتاب سلیم بن قیس ح48, صحیح بخاری 5/26, صحیح مسلم 4/193

(3) الامامة و السیاسة 1/20

(4) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 6/50

(5) صحیح بخاری ح3913, صحیح مسلم ح3304

(6) صحیح بخاری ح6230, صحیح مسلم کتاب الجهاد و السیر باب قول النبی لانورث 5/252

(7) مستدرک حاکم نیشابوری 3/154, اسدالغابه 5/522, کنزالعمال 13/96 و...

(8) کشف الغمة 1/416

(9) امالی شیخ طوسی ص69ح101

(10) بحارالانوار28/45

(11) بحارالانوارج53 ص31

(12) برائت از دشمنان اهل بیت علیهم السلام ص11 به نقل از شاخه طوبی

(13) بحارالانوار 85/240

(14) الامامة و السیاسة 1/20

(15) بصائر الدرجات ص249

(16) اصول کافی 8/245 ح340

(17) بحارالانوار 30/383

(18) الكافی ج3 ص342

(19) دلائل الامامة ص212

(20) بحارالانوار 52/386 ح201

(21) معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام 3/1199

(22) رجال کشی ص180

(23) سلیم بن قیس ص921ح67

(24) همان

(25) سلیم بن قیس ص858ح46, بحارالانوار 40/95 ح116

(26) بحارالانوار 68/37 ح79

(27) بحارالانوار 27/228 ح 30

(28) بصائرالدرجات ص490ح1

(29) بصائر الدرجات ص490ح2

(30)بصائر الدرجات ص490ح3

(31) مختصر بصائر الدرجات ص12

(32) بحارالانوار 27/273 به نقل از امالی شیخ طوسی

(33)ارشاد القلوب 2/236

(34) بحارالانوار 65/43 ح3

(35) مناقب ابن شهر آشوب 2/305

(36) ارشاد القلوب ص393

(37) احتجاج 2/292

اللهم العن الجبت و الطاغوت





نوع مطلب :
برچسب ها : ابابکر، ابوبکر، عمر، عمربن، عمربن الخطاب، نفرین،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی

بعد از آن که رسول خدا صلى الله علیه وآله امیر مؤمنان علیه السلام را به عنوان خلیفه و جانشین خود انتخاب و آن را بر همگان اعلام کرد، به مردم دستور داد که یکى یکى با آن حضرت بیعت کرده و این منصب جدید را تبریک بگویند.
طبق روایات صحیح السندى که در کتاب‌هاى اهل سنت وجود دارد، عمربن خطاب از کسانى است که خود را به امیر المؤمنین علیه السلام رساند و پس از بیعت با آن حضرت، منصب جدیدش را تبریک گفت.
 


که ما این مطلب از ذهبی، در کتاب سیر اعلام النبلاء ج19 ص 328 که اوهم از غزالی نقل کرده دراینجا بیان می کنیم   


                  


واجمع الجماهیر على متن الحدیث من خطبته فی یوم عید یزحم باتفاق الجمیع وهو یقول: « من کنت مولاه فعلی مولاه » فقال عمر بخ بخ یا أبا الحسن لقد أصبحت مولای ومولى کل مولى فهذا تسلیم ورضى وتحکیم ثم بعد هذا غلب الهوى تحب الریاسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوى فی قعقعة الرایات واشتباک ازدحام الخیول وفتح الأمصار وسقاهم کأس الهوى فعادوا إلى الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قلیلا.

خلاصه ترجمه ... عمربن الخطاب در روز غدیرخم، با امیرالمومنین(ع) بیعت کرد و گفت:

بخ بخ یا علی مبارک باشد مبارک باشد بر تو ای علی. امروز تو مولای من و مولای تمام مرد و زن شدی ...


حال خودتا قضاوت کنید مگر چند وقت بعد از غدیر خم بود پیامبر به شهادت رسیدن و همین فرد با منافقان دیگری مثل خود بیعت شکنی کردن و غصب خلافت کردن ودرب خانه حضرت را ...





نوع مطلب : مقالات، حقایق ناگفته در مودر دومی ملعون(لعنت الله علیه)، حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : عمر، عمربن، عمربن الخطاب، بیعیت، در غدیر، بیعت در غدیر،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
یکشنبه 24 مهر 1390 :: نویسنده : مجنون علی
1- عمر به پیامبر دستور میداد که بانوانش را باحجاب کند و او نمی پذیرفت تا اینکه قرآن به تایید عمر نازل شد و به پیامبر دستور داد تا همسرانش را با حجاب نماید ( صحیج بخاری ح1،ج1،ص49)

2-پیامبر یک شب بر زنهایش که عده شان 11 تن می بود با همه همزمان همبستر می شود و پیامبر نیروی 30 مرد را داراست(صحیح بخاری ج1،ص71)

3-ربیع دختر معوذ بن عفرا گوید وقتی مجلس عقد من بود پیامبر وارد شد و همانگونه که بر فرش من نشسته اید نشست، کنیزانی داشتیم که در حال نواختن بر تار و تنبور بودند و درباره کشته شدن پدرانم در جنگ بدر نوحه سرایی میکردند که ناگهان یکی از آنان گفت: و در میان ما پیامبری هست که از فردا ها خبر دارد ، پس پیامبر فرمود : این سخنان را رها کن و شعر هایت را بخوان !!!(صحیح بخاری ج6 ص137)

4-پیامبر در مجلس مهمانی بعد از غذا شراب خوردند(صحیح بخاری ج6 ص145)

5- پیامبر با همسرش صفیه که در عادت زنانگی بود قصد جماع دارد(صحیح بخاری ج2 ص 189)

6- هنگام ساختن کعبه پیامبر سنگی را حمل می کرد و لُنگش را هم در بر کرده بود . عمویش عباس به وی میگوید اگر لُنگت را در آوری بهتر میتوانی سنگ را حمل کنی .راوی گوید پس پیامبر لُنگ خود را باز کرده روی دوش خود انداخت. آنگاه بیهوش شد و روی زمین افتاد و بعد از آن پیامبر دیگر برهنه دیده نشد(صحیح بخاری ج1 ص96)

هان : حال دست اهل بدعتی ها رو شد
صحیح بخاری از کبست ؟ و چه کسانی آن را قبول دارند ؟
این ها همه ام که از صحیح بخاری است
اما کو گوش شنوا ؟؟؟؟




نوع مطلب : مقالات، حقایق ناگفته در مودر دومی ملعون(لعنت الله علیه)، 
برچسب ها : عمر، عمربن الخطاب، لعن، لعنت، شیعه، سنی، تسنن، بدعت، اهل بدعت، یا علی، یا حیدر،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی

بسیاری از علمای اهل سنت و از جمله ذهبی در تاریخ الاسلام ، محمد بن سعد در الطبقات الکبری و ابن عساکر در تاریخ دمشق ، اسلام آوردن عمر را این گونه نقل کرده‌اند :

عن أنس بن مالک قال : خرج عمر رضی الله عنه متقلدا السیف فلقیه رجل من بنی زهرة فقال له : أین تعمد یا عمر ؟ قال : أرید أن أقتل محمدا !

قال : وکیف تأمن فی بنی هاشم وبنی زهرة وقد قتلت محمدا ؟

فقال : ما أراک إلا قد صبأت . قال : أفلا أدلک على العجب إن ختنک وأختک قد صبآ وترکا دینک .

فمشى عمر فأتاهما وعندهما خباب فلما سمع بحس عمر توارى فی البیت فدخل فقال : ما هذه الهینمة ؟ وکانوا یقرءون طه قالا : ما عدا حدیثا تحدثناه بیننا قال : فلعلکما قد صبأتما ؟ فقال له ختنه : یا عمر إن کان الحق فی غیر دینک ؟ فوثب علیه فوطئه وطئا شدیدا فجاءت أخته لتدفعه عن زوجها فنفحها نفحة بیده فدمی وجهها فقالت وهی غضبى : وإن کان الحق فی غیر دینک إنی أشهد أن لا إله إلا الله وأن محمدا عبده ورسوله .

فقال عمر : أعطونی الکتاب الذی هو عندکم فأقراه وکان عمر یقرأ الکتاب فقالت أخته : إنک رجس وإنه لا یمسه إلا المطهرون فقم فاغتسل أو توضأ فقام فتوضأ ثم أخذ الکتاب فقرأ ( طه ) حتى انتهى إلى : * ( إننی أنا الله لا إله إلا أنا فاعبدنی وأقم الصلاة لذکری ) *

فقال عمر : دلونی على محمد فلما سمع خباب قول عمر خرج فقال : أبشر یا عمر فإنی أرجو أن تکون دعوة رسول الله صلى الله علیه وسلم لک لیلة الخمیس : اللهم أعز الإسلام بعمر بن الخطاب أو بعمرو بن هشام . وکان رسول الله صلى الله علیه وسلم فی أصل الدار التی فی أصل الصفا .

فانطلق عمر حتى أتى الدار وعلى بابها حمزة وطلحة وناس فقال حمزة : هذا عمر إن یرد الله به خیرا یسلم وإن یرد غیر ذلک یکن قتله علینا هینا قال : والنبی صلى الله علیه وسلم داخل یوحى إلیه فخرج حتى أتى عمر فأخذ بمجامع ثوبه وحمائل السیف فقال : ما أنت بمنته یا عمر حتى ینزل الله بک من الخزی والنکال ما أنزل بالولید بن المغیرة ؟ فهذا عمر اللهم أعز الإسلام بعمر فقال عمر : أشهد أن لا إله إلا الله وأنک عبد الله ورسوله (1)



از انس بن مالک روایت شده است که عمر در حالیکه شمشیر به همراه داشت از خانه بیرون شد ؛ پس شخصی از بنی زهره او را دید وگفت : ای عمر ، قصد کجا داری؟

پاسخ داد : می خواهم محمد را بکشم !!

گفت : اگر محمد را بکشی ، چگونه از بنی هاشم وبنی زهره در امان خواهی بود ؟

عمر پاسخ  داد : به گمانم که تو نیز دست از دین خود برداشته ای ( و مسلمان شده ای )

 آن شخص گفت : آیا می خواهی تو را بر چیزی شگفت ، راهنمایی کنم ؟ داماد تو و خواهرت نیز از دین خویش بیرون شده اند !!!

پس عمر به راه افتاده و به نزد ایشان رفت ؛ خباب نیز در آنجا بود و وقتی که آمدن عمر را احساس کرد در خانه پنهان شد ؛ عمر گفت : این سر و صداها چیست ؟ - ایشان سوره طاها را تلاوت می کردند – پاسخ دادند : چیزی جز سخنانی که به هم می گفتیم نبود ؛ عمر گفت : و شاید شما از دین بیرون شدید ؟

داماد عمر به او پاسخ داد : ای عمر ؛ اگر حق در غیر دین تو باشد چه خواهی کرد ؟

عمر بر او جهیده و او را لگد کوب نمود ، پس خواهرش هم آمد تا از شوهرش دفاع کند اما عمر چنان با دست بر صورت او کوبید که صورت او خونین شد ؛ پس خواهرش در حال عصبانیت گفت : اگر حق در غیر دین تو باشد پس من شهادت می دهم که خدایی جز خدای یگانه نیست و محمد بنده و فرستاده اوست .

پس عمر گفت : کتابی را که در نزد شماست به من بدهید – عمر خواندن می دانست – پس خواهرش به او گفت : تو کثیف هستی و غیر از پاکیزگان نباید این کتاب را لمس کنند ؛ برخیز و غسل بنما یا وضو بگیر ؛ پس او وضو گرفت و کتاب را گرفته و خواند : طه ؛ تا به این جا رسید که « اننی انا الله لا اله الا انا فاعبدنی وأقم الصلاة لذکری »

عمر گفت : من را به نزد محمد ببرید ؛ وقتی که خباب کلام عمر را شنید گفت : بشارت بادت ای عمر ؛ امیدوارم که دعای رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در شب پنجشنبه که گفتند : « خدایا اسلام را به وسیله عمر بن خطاب یا عمرو بن هشام عزیز بنما » در مورد تو مستجاب شده باشد ؛ و در این هنگام رسول خدا در خانه خویش در پای کوه صفا بودند .

پس عمر به راه افتاده و به در خانه رسول خدا رفت ؛ و حمزه و طلحه و عده ای نیز درب خانه حضرت بودند ؛ پس حمزه گفت : این شخص عمر است که اگر خدا در مورد او خیر مقدر کرده باشد مسلمان می شود ؛ و اگر غیر این را اراده کرده باشد کشتن او برای ما آسان است ؛ رسول خدا نیز در خانه بودند در حالیکه به ایشان وحی صورت می گرفت ؛ پس از خانه بیرون آمدند و به کنار عمر رسیدند ، پس او دست به کمر بند و محل بستن شمشیر برد ؛ پس حضرت فرمودند : ای عمر نمی خواهی بس کنی ؟ تا اینکه خداوند همان ذلتی را که بر ولید بن مغیره وارد کرد ، بر تو نیز فرود آورد ؟ این شخص عمر است ، خدایا اسلام را با عمر عزیز بنما !!! پس عمر گفت : شهادت می دهم که خدایی جز خدای یگانه نیست و اینکه تو بنده و فرستاده خدایی .

این یعنی که عمر از روی ترس و کشته نشدن بزور به اسلام رو آورده وگرنه پیامبر(ص) را به شهادت میرساند.


1)تاریخ الإسلام ، الذهبی ، ج 1 ، ص 174 – 175 و تاریخ المدینة ، ابن شبة النمیری ، ج 2 ، ص 657 – 659 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 44 ، ص 34 – 35 و الطبقات الکبرى ، محمد بن سعد ، ج 3 ، ص 267 – 269 و... .





نوع مطلب : مقالات، حقایق ناگفته در مودر دومی ملعون(لعنت الله علیه)، 
برچسب ها : عمر، عمربن الخطاب، اسلامآوردن، اسلام آوردن، اسلام،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله به خیبر رسیدند, پرچم را به دست ابوبکر دادند و او را همراه جمعی به سمت خیبر فرستادند. ولی او ایستادگی نکرد و فرار کرد. دفعه دوم رسول الله صلی الله علیه و اله عمر را به همراه جمعی به خیبر فرستادند ولی او نیز فرار کرد. (1)

 

پیغمبر اكرم - صلّى اللّه علیه وآله - فرمود:

فردا مردى را به سوى قلعه مى فرستم كه خدا و پیغمبر را دوست دارد، و خدا و پیغمبر هم او را دوست دارند و از جنگ روى برنمى تابد. و خداوند قلعه را به دست او بگشاید.



در ادامه مطلب ....


همراه با اسناد



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، حقایق ناگفته در مودر دومی ملعون(لعنت الله علیه)، 
برچسب ها : خیبر، فرار از جنگ خیبر، بر عمر لعنت، عمربن الخطاب،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : مجنون علی


[http://www.aparat.com/v/fe2b421b8b5f0e7c355ace66a9fe02068265]






نوع مطلب : سخنرانی، حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : حضرت علی ع، علی، علی ع، نگویید علی، مناظره، عمربن الخطاب،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی


درباره وبلاگ

عبادت بی ولایت حقه بازیست
اساس مسجدش بتخانه سازیست
چرا سنی نمیخواهد بداند
وضوی بی ولایت آب بازیست
یا علی
مدیر وبلاگ : مجنون علی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
کدام مذهب ؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Google PageRank Checker
فال حافظ
یا حیدر


http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG
ابزاروبلاگ