تبلیغات
هیئت امیرالمومنین علیه السلام - مطالب ابر پیامبر
هیئت امیرالمومنین علیه السلام
مناظره با اهل سنت
یکشنبه 19 شهریور 1391 :: نویسنده : مجنون علی

عمر بن خطاب و دفن در کنار پیامبر!!

در این مطلب قصد دارم به مطلبی پیرامون محل دفن عمر بن خطاب و اجازه گرفتن او برای دفن شدن در کنار قبر رسول الله اشاره کنم. امیدوارم در فضایی منطقی و بدور از تعصب مطالعه کنید

الف: اجازه گرفتن از عایشه برای دفن

در روایات اهل سنت هست که عمر بن خطاب در زمانی که ضربه خورده بود فرزندش را فرستاد که از ام المومنین عایشه برای دفن شدن در کنار پیامبر و ابوبکر اجازه بگیرد.

کنز العمال – المتقی الهندی – ج ۱۲ – ص ۶۸۹

عن ابن عمر أن عمر قال : اذهب یا غلام إلى أم المؤمنین فقل لها : إن عمر یسألک أن تأذنی لی أن أدفن مع أخوی ثم ارجع إلی فأخبرنی ، قال فأرسلت أن نعم قد أذنت لک

الطبقات الکبرى – محمد بن سعد – ج ۳ – ص ۳۶۳

تاریخ مدینة دمشق – ابن عساکر – ج ۴۴ – ص ۴۴۶

حال یک نکته پیش می آید.


ادامه متن در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : عمر، خطاب، غصب، دفن، پیامبر، شیعه، سنی،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
شنبه 11 شهریور 1391 :: نویسنده : مجنون علی
وقتی پیامبر قصد خودکشی می کند!!

در صحیح بخاری آمده است که وقتی به رسول اکرم وحی نمی رسید، تصمیم به خود کشی می گرفت؛ می رفت بالای کوه و می خواست خودش را از بالای کوه پرتاب کند پائین. می گوید سه بار رسول اکرم تصمیم به خودکشی گرفت؛ وقتی جبرئیل این وضعیت را دید، دلش به حال رسول اکرم سوخت و برایش وحی فرستاد

وقتی به رسول اکرم وحی نمی رسید، تصمیم به خود کشی می گرفت؛ می رفت بالای کوه و می خواست خودش را از بالای کوه پرتاب کند پائین. می گوید سه بار رسول اکرم تصمیم به خودکشی گرفت؛ وقتی جبرئیل این وضعیت را دید، دلش به حال رسول اکرم سوخت و برایش وحی فرستاد


ادامه متن در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : پیامبر، خودكشی، قصد، شیعه، سنی، صحیح بخاری، مناظره،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی

احترام به اهل بیت در قرآن و عمل ابن تیمیه و وهابیون!!


یکی از مسائلی که شاید برای همه شما مخاطبین گرامی سخت باشد اینکه وهابیت قبور ائمه بقیع را بعد از اینکه به حکومت رسیدند تخریب کردند. ولی من پیشنهاد میکنم مطالعه کنیم که ریشه این بی احترامی ها به اهل بیت توسط چه کسی بوده است


مقدمه سخن

قرآن مجید به ما دستور می دهد که به بستگان و خویشاوندان پیامبر گرامی مهر ورزیم، آنجا که می فرماید: «بگو من برای رسالت اجری نمی خواهم، من ازشما می خواهم که با نزدیکانم به دوستی رفتار کن.»*شوری۲۳*

بدیهی است از نظر جهانیان، که مورد خطاب این آیه هستند، یکی از طرق ابراز علاقه به خاندان رسالت، همان تعمیر قبور ایشان می باشد. و همگی آن را نوعی اظهار علاقه به صاحب قبر می دانند.


ادامه متن در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : تیمیه، وهابی، پیامبر، علی، فاطمه، احترام، قرآن،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
دوشنبه 9 مرداد 1391 :: نویسنده : مجنون علی
رحلت جانگداز  ام المومنین ، ام الائمه حضرت خدیجه كبری (س)  را خدمت امام زمان (عج) و همچنین شیعیان خاص ایشان تسلیت عرض میكنیم




نوع مطلب :
برچسب ها : ام المومنین، ام الائمه، خدیجه، حضرت، رحلت، پیامبر، همسر،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
گاهی وقت ها برادران اهل سنت فضایلی را برای برخی اصحاب می شمارند که معلوم نیست توسط چه کسانی جعل و پرداخته شده اند. یکی از این داستان های ساختگی قضیه غار است که می گویند ابوبکر در شبی که پیامبر از مکه به مدینه هجرت کرده اند با پیامبر درون غار رفته است. و آیه 40 سوره توبه را به ابی بکر نسبت می دهند. و می گویند یکی از آن دو نفری که درون غار بوده ابی بکر است. شدت تبلیغات و تعصب روی این قضیه چنان تاثیری بر برخی از آن ها گذاشته که این را دلیلی بر افضلیت ابی بکر بر دیگر اصحاب و حتی جانشینی پیامبر می دانند.
اما با تحقیقی که استاد محترم جناب نجاح عطا الطایی در کتاب "صاحب الغار ابی بکر ام رجل آخر؟" انجام داده است ثابت کرده که این هم یکی دیگر از افسانه هایی است که در فضیلت ابی بکر ساخته شده است. که در این مقاله به برخی از این دلایل اشاره شده است. البته ما در این جا اشاره ای به نفر دوم که همراه پیامبر وارد غار شده اشاره نمی کنیم و خوانندگان محترم را به این کتاب ارجاع می دهیم. و لازم به ذکر است که من بارها این ماجرا را با برادران اهل سنت به بحث و مناظره گذاشته ام ولی آن ها هرگز نتوانستند به من پاسخ قانع کننده بدهند.
و اینک برخی از این دلایل را در پایین اشاره می کنم. 


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، حضرت محمد(ص)، 
برچسب ها : ابوبکر، ابابکر، یار، یار غار، ابوبکر یا غار نبوده، غار، یار غار پیامبر، پیامبر،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
مداحی شهادت حضرت محمد(ص):

حاج محمود کریمی

آنکه بار خق را بر دوش خود میبرد چون شد               روضه

گرچه ندیده دیده ام چهره ی دلربای تو                                         روضه

انی تارک فیکم الثقلین                                                              زمینه

یا علی من برم در خونت آتیش میگیره                                        زمینه

گرفتاره رسول الله گشته جانم امشب                                        واحد


مداحی شهادت امام حسن مجتبی (ع):

حاج محمود کریمی


شرحه شرحه می خوانم شرح دوریت یارا (غزل مصیبت)

روضه شهادت امام حسن مجتبی (ع)

حضرت سیدالکریم حسن روزه بود (شعرخوانی)

از تموم درد دلها یه نفر باخبره (روضه)

ای ماهی دریا برایت گریه کرده (روضه)

هزار مرتبه جان از تنم ز شوق برآید (روضه)

ای ناسزا از هر کس و ناکس شنیده (روضه)

مگه یادم میره من بودم و یه گل پرپر (زمینه)

من تو رو می بینم تو منو (زمینه)

گرفته دل بوی غم تو تا باشم محرم تو (زمینه)

یه خواهری سینه زنه نوحه های برادره (زمینه)

می روم به خاطر دلم می روم به سوی حاصلم (زمینه)

حسن کریم عالمینه حسن غریب تر از حسینه (زمینه)

ای دل دلشکستگان عاشق و مبتلای تو (زمینه)

عزیز دلم ای آب و گلم فراقت شده قاتلم (واحد)

ای سکوت مبهم همنشین ماتم (واحد)

ای سرمایه نداری به کفت جز آهی (واحد)

ای دو جهانت فدا یا حسن بن علی (واحد)

ای پادشاه حسن ای حسن بندگی (واحد)

هنوز تو کرامت هنوز تو عنایت هنوز تو سخاوت حسن حرف اوله (شور)

می میرم از بی قراری آقام آقام (شور)

ای مادر دلخسته ام حال غریبت را ببین (شور)

بیا ای کسی که دلشکسته ای (شور)

کریم کاری بجز جود و کرم نداره (شور)

سید مهدی میرداماد

مناجات امام زمان و روضه امام مجتبی علیهما السلام

بیچاره دستی که گدای مجتبی نیست - روضه

روضه امام مجتبی علیه السلام

عزیز زهرا کریم عالمینی - سینه زنی

حاج حسن خلج

مداحی شهادت امام حسن مجتبی (ع)  1

نوحه شهادت امام حسن مجتبی (ع)  2

حاج محمدرضا طاهری

مداحی شهادت امام حسن مجتبی (ع) 1

نوحه شهادت امام حسن مجتبی(ع)2

مداحی شهادت امام رضا(ع):

حاج محمود کریمی

تا رضا زهر جفا نوشیده (روضه)


با سینه ای که آتش از آن شعله می کشید (روضه)

پشت در حرم که میام خجالتی ام اما (روضه)

در بین خلق از همه با آبرو ترم (روضه)

می خوام برم به مشهد و یه هفته اونجا بمونم (روضه)

درود بر تو و آن جلوه ی خدایی تو (روضه)

تو قبله ی دلهایی و حج فقرایی (زمینه)

ای ضامن آهوی قلب ما یار تموم غریبه ها (زمینه)

هر چی بخوای خدا می خواد (زمینه)

کی میدونه درد غربت چه جوری آروم میگیره (نوحه)

در غربت تک و تنها برس به دادم (زمینه)

ناله شعله ورم شعله زده پرها را (واحد)

آخرین پاره ی سرخ جگرم را سوزاند (واحد)

اومد کنار زائر و چشای گریونش (واحد)

حال و هوای پنجره فولاد دارم (واحد)

درود بر تو و آن جلوه خدایی تو (واحد)

من که غیر تو کسی رو ندارم (شور)

بی عنایت تو از دلم خدا رضا نمیشه (شور)

ز زهر جفا پاره شد جگر من (شور)

حاج محمدرضا طاهری

نوحه ضامن آهو ویژه شهادت امام رضا(ع) 1

نوحه شهادت امام رضا(ع)  2

دانلود روضه شهادت امام رضا(ع) 3

روضه خوانی به مناسبت شهادت امام رضا(ع) 4

مرثیه خوانی شهادت امام رضا (ع) 5

سعید حدادیان

دانلود مداحی شهادت امام رضا (ع) 1

دانلود نوحه گنبد زرد حرمت2

دانلود مرثیه شهادت امام رضا (ع) 3

نوحه پای ضریح زار می زنم 4

نوحه روبروی گنبدت ویژه شهادت امام رضا(ع) 5

حاج مهدی اکبری


نوحه یا رضا یا رضا در سوگ شهادت امام رضا(ع)1

نوحه شنیدم مهربونه امام رضا(ع)2




نوع مطلب :
برچسب ها : شهادت، امام، پیامبر، امام رضا، امام رضا(ع)، رضا(ع)، رضا، امام حسن(ع)، حسن(ع)، حسن، امام حسن مجتبی، امام ح، حضرت، حضرت محمد(ص(، حضرت محمد مصطفی، مصطفی، محمد، صفر، ایام صفر، شهادت صفر، مداحی، دانلود، دانلود مداحی،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی
اهانت عمربن الخطاب به ساحت مقدس رسول الله (ص)

واقعه ۲۸ صفر سال ۱۱ هجری یکی از ایام سخت برای مسلمین به شمارمی آید روزی که روح بزرگ بهترین مخلوقات٬اشرف انبیاءالهی٬ مهربانترین و رئوفترین انسان روی زمین٬کوس سفر زد و داغ بزرگی بر دل مؤمنین گذاشت.اما اتفاقی که این مصیبت را سنگین تر می کرد و داغ دل را شعله ورتر می ساخت٬ اهانت به رسول الله(ص) بود در حال وفات! بله اهانت به رسولی که جز مهربانی و عطوفت کسی از او چیزی ندیده بود پیامبری که در روز فتح مکه به همه امان داد٬مسلمین را از تعرض به مشرکین و معاندین بر حذر داشت٬حتی به ام المفاسد٬چرثومه شرارت و نکبت و سیاهی٬ابوسفیان امان داد٬مشرکینی که تا چند صباح پیش به او دشنام می دادند٬او را سنگ باران میکردند٬خاک و مزبله بر سر مبارکش می ریختند و هزاران جنایت دیگر....از همه گذشت کرد و همه را مورد عفو و رحمت خود قرار داد. چرا که به فرموده ایشان:

انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق

هتک حرمت به پیامبری که طبق آیه شریفه :

وما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی از روی هوی و لغو سخن نمی گوید بلکه هر آنچه می گوید وحی است که از جانب خداوند نازل گشته است

پیغمبری که خداوند امر فرموده به اطاعت از ایشان:

وما آتیکم الرسول فخذوه و ما نهیکم عنه فانتهوا (حشر/۷)

آنچه رسول حق دستور داده انجام دهید و از آنچه نهی کرده وا گذارید

اما داستان چه بود؟

در آن روز سخت (۲۸ صفرسال۱۱هــ) در زمانی که خورشید و جود پیامبرعظیم الشأن اسلام (ص) در حال غروب بود٬جمعیتی از صحابه و اهل بیت ایشان کنار بستر رسول الله(ص) حلقه زده بودند.رسول الله (ص) سه مرتبه امر فرمود که :

ایتونی بدوات و بیاض لاکتب لکم کتابا لن تضلوا بعدی ابدا

دوات و سفیدی (کاغذ) برای من بیاورید تا برای شما مطلبی بنویسم که بعد از من برای همیشه از گمراه شدن مانع شود .

در هر دو مرتبه اول عمر بن الخطاب با وقاحت مجلس را به هم زد که بعدا توضیحش می آید اما برای بار سوم که رسول الله(ص) امر فرمودند که دوات و کاغذ بیاورند عمر بن الخطاب لب به سخن گشود که ای کاش در آن روز او لال بود و این جسارت را به رسول الله(ص) نمی کرد،

فقال عمربن الخطاب دعوا الرجل فانه لیهجر! حسبنا کتاب الله

عمر گفت: این مرد! را واگذارید او هذیان می گوید!!!!

طبق اخبار اهل سنت مانند امام محمد غزالی در مقاله چهارم سرالعالمین٬سبط ابن جوزی در صفحه۳۶تذکره٬ بخاری در ص۱۱۸ جلد دوم صحیح و مسلم در صحیح خود در آخر کتاب وصیت٬ به انحاء مختلف این اهانت را به عمربن الخطاب نسبت داده اند٬شخصی که خواب پریشان خلافت را در سر می پرورانید و عاقبت به کمک یار باوفایش ابوبکر بن ابی قحافه به این مسند رسید! اصحاب حاظر در مجلس دو دسته شدند٬ عده ای بیچاره به کمک عمربن الخطاب آمدند و عده ای هم به مخالفت با آن در محضر شخصی که عین ادب و آرامش بود و احدی ندیده بود ایشان با صدای بلند کسی را مورد خطاب قرار دهد....

زنان در پشت پرده گفتند: امر پیامبر را اجابت کنید و قلم و کاغذ مهیا کنید عمربن الخطاب با تندی گفت: ساکت شوید! شما مانند زنانی هستید که اطراف یوسف را گرفته بودند و به او چشم طمع داشتند شماها اگر پیامبر مریض شود٬ چشمان خود را می فشارید و اشک میریزید و اگر صحت یابد٬گریبانش را می گیرید و خرجی می خواهید!

پیامبر با شنیدن این سخنان فرمود: زنان از شما بهترند (الطبقات الکبری-ج۲/ص۲۴۴) ابن عباس میگوید: عمربن الخطاب با سر و صدای بسیار گفت: این همه شهر باقی مانده و فتح نشده است اینها باید فتح شود! نیازی به وصیت نیست که حضرت رسول(ص) وقتی مشاهده کردند سه بار امر ایشان توسط عمربن الخطاب بر زمین مانده فرمودند:

قوموا عنی و لا ینبغی عندی التنازع برخیزید از پیش من بروید سزاوار نیست نزد من جنگ و نزاع کنید.

زمانی که رسول الله(ص) جماعت را متفرق ساختند٬ خبر رسید که ایشان رحلت کردند. نقل شده که ابن عباس بعد از رحلت رسول الله(ص) در حالتی که اشک می ریخت باخود می گفت:

یوم الخمیس و ما یوم الخمیس----پنج شنبه و چه روزی بود پنچشنبه

از او سؤال می نمودند علت این حالت چیست؟

می گفت: در روز پنج شنبه زمانی که حضرت قلم و دوات طلبید٬عمر با جسارت تمام گفت :این مرد هذیان میگوید!

همه میدانند که تمام احکام الهی نازل شده بود٬ هیچ چیزی باقی نمانده بود که بیان شود٬ چرا که آیه اتمام نعمت نازل شده بود (ایه۵-مائده):

الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا

چه چیزی می ماند که رسول الله (ص) اینقدر اصرار بر آن دارند؟ به اذعان همه این امر به جز ولایت بعد خود نبوده٬ حضرت (ص) خواستند حجت را با نوشتن وصیت تمام کنند و آن فرمایشاتی که از جانب حضرت حق در مورد ولایت علی بن ابیطالب(ع) می فرمودند را مجدد تصدیق و تاکیدکنند. واقعا جای بسی تعجب است که عمر بن الخطاب این آیات را نشنیده باشد!

اطیعوا الله و اطیعوا الرسول....... ویا ما آتیکم الرسول فخذوه و ما نهیکم عنه فانتهوا

که این طور گستاخانه می گوید این مرد (هذا الرجل)مگر خداوند متعال نفرموده:

ما کان محمدا ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبیین (احزاب/۴۰) محمد (ص) پدر هیچ یک از مردان شما نیست و لکن رسول الله و خاتم انبیاءاست

کنایه است به اینکه همیشه باید با احترام و ادب از ایشان یاد کرد نه اینکه به قول عمر گفت این مرد! مگر نه این است که خداوند متعال در سوره حجرات آیه 2 می فرماید:

لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی

چرا عمر به خود اجازه داد در محضر ایشان صدای خود را بلند کند؟

چرا عمر بن الخطاب زنان اطراف پیامبر را به زنان اطراف یوسف نبی (ع)تشبیه کرد؟

مگر نه زنان اطراف یوسف به قصد هوی و هوس گرد او جمع شدند و قصد گناه داشتن؟ مگر نه زنان اطراف یوسف همه نا محرم بودند و به او طمع بسته بودند؟آنان برای زنا آمده بودند، و یوسف از آنان بیزار بود در حدیکه فرمود: زندان را محبوبتر از کنار شما بودن می دانم! آن زنان همه از اشراف بودند که بویی از تقوی نبرده بودند و حال اینکه اطراف رسول الله(ص) حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) و زنان پیامبر بودند و حتی عایشه و حفصه!

چرا عمر بن الخطاب در مرتبه دوم که حضرت رسول الله(ص) طلب کاغذ و دوات کردند؛ میگوید: بیماری بر پیامبر چیره شده و نمی داند چه می گوید! یعنی بیماری پیامبر را چنان شدید دیده که به سبب آن نعوذابالله عقل و فهم نبوت و پیامبری حضرت را زایل کرده؟در حالیکه پیامبر تاکید می فرمایند: هرچه می گویم چه در حال خشنودی و چه در حال غضب،چه در حال سلامتی و چه در حال مریضی؛جز حق و حقیقت و کلام وحی، سخنی از دهان من خارج نمی شود.

چرا عمربن الخطاب در مقابل نص صریح رسول الله(ص) که امر به آوردن دوات و کاغذ٬ اجتهاد کرده و آن سخنان سخیف را بر زبان راند و گفت: حسبنا کتاب الله...اگر امر پیامبر مولوی باشد ترک واجب کرده و به حرام کشیده شده و چون در محضر رسول الله (ص) بوده کافر شده٬ بر فرض اینکه امر مولوی نبوده و ارشادی بوده٬ باز هم مرتکب گناه شده٬ استدلال آوردن در مقابل فرمان رسول الله(ص) مبنی بر اینکه قرآن ما را کافی است به معنای مقابله و مخالفت صریح با رسول الله(ص) است.برای کسی که در حال احتضار ومرگ است آماده کردن ابزار وصیت٬ حداقل احترامی است که برای او قائل می شوند و لو اینکه آن شخص هم پیامبر الهی نباشد!

عمر بن الخطاب به پیامبر خطاب کرد که هذیان می گوید! این بزرگترین کفر و توهین و الحاد نسبت به پیامبر است و با این سخن معلوم است که حتی این ظاهر نمای به اصطلاح صحابی٬سر سوزنی ایمان به رسالت و نبوت و بعثت و پیامبری حضرت نداشته. چنانچه علماء منصف و متفکر خالی از تعصب اهل سنت نظیر قاضی عیاض شافعی در کتاب شفاء٬ و کرمانی در شرح صحیح بخاری٬ و همچنین نووی در شرح صحیح مسلم نوشته اند: که گوینده این کلام هر که بوده اصلا ایمان به رسول الله(ص) نداشته و از معرفت کامل بمقام و مرتبه آن حضرت عاجز بوده. چرا عمربن الخطاب با این سرپیچی٬کلام حضرت(ص) را زیر پا گذاشت که فرمود(ص): ایتونی بدوات و بیاض لاکتی لکم کتابا لن تظلوا ابدا---قلم و کاغذی بیاورید تا مطلبی بنویسم که تا ابد منحرف نشوید.

عمر بن الخطاب با تمرد از فرمان حضرت(ص) بزرگترین ضربه را به هدایت بشری وارد کرد. عمربن الخطاب٬ فهم و عقل خود را از فهم و درک و شعور نبوت رسول خدا (ص) بالاتر دانسته و به گفته خود عمل کرده و از اجرای دستور پیامبر سرباز زد٬عمر بارها می گفت:"لولا علی لهلک العمر----اگر علی(ع) نبود عمر هلاک میشد" حال این عمر علم خود را از علم علی بن ابیطالب(ع) کمتر می داند٬ درحالیکه طبق فرمایش رسول الله (ص):"انا مدینة العلم و علی بابها" چه شد که در آن زمان علم خود را بیشتر از علم نبوی دانست؟ واقعا جای تأسف است که عمر بن الخطاب با یک استدلال بچه گانه و گفتن حسبنا کتاب الله--قرآن برای ما کافیست به گمان خود خدمت کرده! و حال اینکه این سخن سخیف مانند این است که بگوییم چون کتاب های پزشکی و مهندسی موجود است دیگر نیازی به مهندس و دکتر نیست! واقعا استدلالی سخیف و غیر قابل قبول برای هر عقل بی آلایش است.


چرا عمربن الخطاب با هتاکی تمام می گوید این مرد(هذا الرجل) هذیان می گوید! چرا نمی گوید پیامبر هذیان می گوید؟ با این سخن مغرضانه پیداست که عمر بن الخطاب پیامبر(ص) را حتی در حد یک انسان معمولی و حتی کمتر از یک انسان معمولی و سالم می پنداشته است! نسبت هذیان گویی دادن به یک فرد ذی عقل و شعور توهین محسوب می شود٬ حال اگر این توهین به کسی باشد که مبعوث پروردگار و اشرف مخلوقات در کل کائنات به حساب می آید! در روایت دیگری آمده٬بعد از این سخنان سخیف عمر بن الخطاب٬ اصحاب به رسول الله(ص) عرض کردند کاغذ و قلم بیاوریم؟حضرت در جواب فرمودند: بعد از این سخن دیگر نیازی نیست!

حال قضاوت با شماست که چه حکمی به عمر بن الخطاب می کنید...

شراب خواری ابوبکر بن ابی قحافه و عمربن الخطاب به همراه عده ای دیگر!

ابن حجر در صفحه۳۰ ٬جلد دهم کتاب فتح الباری خود می نویسد که: ابو طلحه زید بن سهل در منزل خود مجلس عیش و نوشی راه انداخت و ده تن را به آن مجلس دعوت کرد که همگی شراب نوشیدند و ابوبکر بن ابی قحافه اشعاری در مرثیه کفار مرشکین و کشته شدگان کفار در جنگ بدر سرود! آن ده نفر عبارتند از :ابوبکربن ابی قحافه٬عمربن الخطاب٬ابو عبیده جراح٬ابی بن کعب٬سهل بن بیضاء٬ ابو ایوب انصاری٬ ابو طلحه(صاحب خانه و دعوت کننده)٬ابو دجانه سماک بن فرشه٬ ابوبکربن شغوب و انس ابن مالک

انس بن مالک که در آن زمان ۱۸ ساله بود و ساقی مجلس! که بیهقی در صفحه ۲۹ جلد ۸ سنن خود از انس بن مالک نقل می کند که:من در آن روز از همه کوچکتر بودم و ساقی مجلس!!!

و یا اینکه عمر بن خطاب در روز جنگ احد٬ زمانی که شایعه شهادت رسول الله(ص) در بین جمعیت پراکنده شد گفت: محمد کشته شده٬به دین قبلی خود باز گردید! زمانی که امیرالمؤمنین او را مذمت می کند٬ عمر می گوید این کلام را ابوبکرگفت!!!!

منابعی که از کتب اهل سنت راجع به شراب خواری دو خلیفه خود آورده اند:

۱-کتاب صحیح بخاری در تفسیر آیه خمر در سوره مائده

۲-صحیح مسلم در قسمت اشربه باب تحریم الخمر

۳-مسند حنبل جلد سوم ص۱۸۱و۲۲۷

۴-ابن کثیر در جلد دوم تفسیر خود ص۹۳و۹۴

۵-جلال الدین سیوطی در جلد دوم درالمنثور ص۳۲۱

۶-تفسیر طبری جلد۷.ص۲۴

حال شما قضاوت کنید.....





نوع مطلب :
برچسب ها : اهانت، اهانت به پیامبر، اهانت عمر، اهانت عمر به پیامبر، عمر بن الخطاب، پیامبر، قضاوت با شما،
لینک های مرتبط :
دارالمجانین بروزترین پایگاه دانلود مداحی


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

عبادت بی ولایت حقه بازیست
اساس مسجدش بتخانه سازیست
چرا سنی نمیخواهد بداند
وضوی بی ولایت آب بازیست
یا علی
مدیر وبلاگ : مجنون علی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
کدام مذهب ؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Google PageRank Checker
فال حافظ
یا حیدر


http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG
ابزاروبلاگ